چرا ترامپ اصرار بر توقف صادرات نفت ایران دارد؟

جنگ تجاری با رقبا

به دنبال خروج ایالات متحده آمریکا از برجام، دولت ترامپ فشار سنگینی را برای خار ج کردن نفت ایران از بازار جهانی آغاز کرده و این سوال برای همه مطرح است که این فشارها چه هدفی دارد؟ به صفررساندن صادرات نفت ایران تا چه حد امکان پذیر است و شرایط بازار نفت بدون ایران چگونه خواهد بود.

کد خبر: 53515 | تاریخ خبر: 19/04/1397

به دنبال خروج ایالات متحده آمریکا از برجام، دولت ترامپ فشار سنگینی را برای خار جکردن نفت ایران از بازار جهانی آغاز کرده و این سوال برای همه مطرح است که این فشارها چه هدفی دارد؟ به صف ررساندن صادرات نفت ایران تا چه حد امکان پذیر است و شرایط بازار نفت بدون ایران چگونه خواهد بود.

در تلاش نزدیک شدن به پاسخگویی به این سوالات شاید بهتر باشد که نگاهی به سابقه تحریم ها تا قبل از برجام بیندازیم.

بعد از شروع دور تحریم های گذشته، اداره اطلاعات بر اساس قانون دفاع ملی این کشور (EIA) انرژی آمریکا موظف شده بود که هر دو ماه یک بار گزارشی را تحت عنوان «وضعیت دسترس بودن و قیمت های نفت خام و فرآورده های نفتی در کشورهای جهان غیر از ایران» تهیه کرده و در اختیار مقامات آمریکایی و مسئولان تحریم ها قرار دهد.

در واقع و به طور خلاصه هدف از تهیه چنین گزارشی این بود که توازن عرضه و تقاضای جهانی سوخت های هیدروکربنی مایع، شامل نفت خام و میعانات گازی را بررسی و مشخص کند برای حفظ این توازن تا چه میزان به نفت و میعانات ایران نیاز است.

در واقع فشار بر صادرات نفت ایرا ن یا به عبارت دیگر، میزان فشار بر کشورهای دیگر برای خودداری آنها از خرید و برداشت نفت ایران بر اساس این گزارش تنظیم می شد. اگر شرایط و توازن بازار اجازه می داد و عرضه مناسب و تقاضا کم بود، فشار بر صادرات نفت ایران بیشتر یا در شرایط عکس آن فشار کمتر می شد.

25 نسخه از گزارش مذکور بین ماه های فوریه سال 2012 و ژانویه سال 2016 منتشر شد و تولید این گزارش در ژانویه 2016 و با اجرایی شدن برجام متوقف شد.

اتفاقا در  ماه های بعد از آن شرایط بازار تغییر کرد و عرضه نفت و سوخت های مایع از تقاضای آن پیشی گرفت که نهایتا سازمان اوپک با همکاری غیر اوپکی ها مجبور به کاهش تولید شدند تا جلوی کاهش بیشتر قیمت نفت را بگیرند.

در واقع اگر برجام تحقق نیافته بود د آن مقطع امکان داشت که فشار بر صادرات نفت ایران بیشتر شود و صادرات نفت کاهش بیشتری یابد. اینک بعد از خروج ایالات متحده از برجام، انتشار گزارش مذکور مجددا آغاز شده است و در ماه نوامبر سال 2018 اداره اطلاعات انرژی آمریکا مجددا مبادرت به تولید این گزارش کرده است. البته گزارش ماه نوامبر نه به صورت مستقل مانند دوره 2012 تا 2016 ، بلکه به صورت ضمیمه ای بر گزارش چشم انداز کوتاه مدت انرژی تهیه شده و در ماه های آتی ممکن است دوباره به صورت مستقل انتشار یابد.

گزارش مورد اشاره نشان می دهد که در ماه های آوریل و می 2018 بازار نفت حداقل به 2/5 میلیون بشکه در روز نفت خام و میعانات نفتی ایران نیاز داشته یعنی بدون ایران این مقدار کمبود وجود داشته است و سطح ذخیره سازی های نفتی هم در حدی نبوده که برداشت از مازاد ذخ ایر پاسخگوی این میزان کمبود بوده باشد.

حال در اینجا مساله ظرفیت های مازاد تولید در کشورهای اوپک و غیر اوپک به یک مساله کلیدی تبدیل می شود یعنی آیا کشورهای اوپک و غیر اوپک دارای آن میزان ظرفیت مازاد تولید (یا ظرفیت تولید ب هکار گرفته نشده) هستند که بتوانند در صورت لزوم، تولیدشان را بالا ببرند و نفت و میعانات نفتی (یا گازی) ایران را جایگزین کنند یا نه؟

در این رابطه باید اشاره کرد که اصولا در کشورهای غیراوپک مقوله ای به عنوان ظرفیت مازاد تولید وجود ندارد یعنی غیراوپکی ها همواره از حداکثر ظرفیت تولید خود استفاده کرده و می کنند و تنها روسیه است که از اوایل سال 2017 در هماهنگی با اوپک مقدار اندکی از تولید نفت خود را کاهش داده و ممکن است مقدار کمی ظرفیت مازاد تولید داشته باشد که متعاقبا به آن خواهم پرداخت.

بنابراین مقوله ظرفیت مازاد تولید عمدتا مربوط به کشورهای اوپک و در میان اوپکی ها نیز عمدتا مربوط به عربستان سعودی است و این مقوله سابقه دیرینه ای دارد که در اینجا مجال پرداختن به آن نیست.

درهر حال در همان گزارش ماه نوامبر EIA که ذکر آن رفت، اشاره شده است که مجموعه کشورهای اوپک دارای1/9 میلیون بشکه ظرفیت مازاد تولید هستند و شاید ترامپ هم اخیرا به استناد همین گزارش بوده است که سازمان اوپک را مورد حمله قرار داد و از آنها خواست که کنترل تولید را کنار بگذارند ولی باید توجه کرد که در پاورقی همان گزارش ابهاماتی در مورد این میزان ظرفیت مازاد تولید مطرح شده و در آنجا اشاره شده است که فعال کردن این ظرفیت یک ماه به طول می انجامد و استفاده از آن نیز نمی تواند در طولانی مدت و بیش از سه ماه پایدار بماند و به عبارت دیگر تولید از آن قابل تداوم نیست.

از آنجا که در میان کشورهای عضو اوپک نیز بیشترین پتانسیل ظرفیت مازاد تولید، مربوط به کشور عربستان است در اینجا خوب است وضعیت تولید روسیه و عربستان به صورت جداگانه مورد بررسی قرار گیرد. بنا به گزارشات سازمان اوپک، حداکثر تولید نفت عربستان سعودی در سال 2016 و در اوج تحریم ها علیه ایران، به میزان حدود 10/4 میلیون بشکه در روز بوده و آخرین تولید  این کشور در ماه می 2018 که در جهت منویات ترامپ نسبت به ماه های قبل قدری افزایش داشته، نزدیک به 10 میلیون بشکه در روز بوده است؛ البته عربستان حدود 1/8 میلیون بشکه در روز هم میعانات گازی تولید می کند که جزو نظام سهمیه بندی اوپک نیست و عمدتا در صنایع

پتروشیمی این کشور مصرف می شود. عربستان به دلایلی که ذکر آن از حوصله این مطلب خارج است (در نوشته های دیگری به آن پرداخته ام) همواره سعی کرده است خود را دارای1/5 تا 2 میلیون بشکه ظرفیت مازاد تولید نشان  دهد ولی در زمان هایی که شرایط بازار مساعد بوده عملا نتوانسته است چنین ظرفیتی را فعال کند و بعید به نظر می رسد که عربستان بتواند تولید نفت خود را به بالاتر از حدود 10/5 میلیون بشکه در روز برساند. بنابر اطلاعات اداره انرژی آمریکا، اوج تولید نفت و میعانات روسیه نیز در سال 2017 در حدود11/2 میلیون بشکه در روز بوده که  عملا نسبت به سال قبل از آن (و علی رغم ادعای همکاری با اوپک در جهت کاهش تولید)، کاهش قابل توجهی نداشته است.

در جمع بندی باید گفت در شرایط فعلی بازار و با وجود قوت نسبی تقاضا، بعید به نظر می رسد در کوتاه مدت و میان مدت بیش از حداکثر 1 تا 1/3 میلیون بشکه نفت ایران قابل جایگزین باشد مگر اینکه تعادل فعلی بازار به هم بخورد و منحنی های عرضه و تقاضا در سطوح بسیار بالاتری از قیمت نفت یکدیگر را قطع کنند و شاید هم همین مطلب هدف جانبی فشارهای دونالد ترامپ باشد.

در اینجا سوال مهمی که باید به آن توجه شود این است که چرا اصولا ترامپ و همکارانش این میزان بر توقف صادرات نفت ایران اصرار دارند؛ در تجربه قبلی تحریم های آمریکایی، دو جهت گیری اصلی و محوری

وجود داشت که اولی همین کاهش و توقف صادرات نفت ایران بود و دیگری قفل کردن تراکنش های ارزی ایران در سیستم بانکی بین المللی. خصوصا باید توجه داشت که مورد دوم، اولین تجربه آمریکایی ها بود و بعدها روشن شد که مورد دوم یعنی قفل کردن تبادلات ارزی، از همه چیز تاثیرگذارتر است.

وقتی نتوانیم دریافتی های نفتی را درسیستم بانکی جهان به حرکت درآوریم فروش نفت کمک زیادی نمی کند؛ نفت را می فروشیم ولی عملا وجوهش در اختیار کشور قرار نمی گیرد. خصوصا اینکه بعدها و حتی بعد از برجام، آمریکایی ها کور کردن منافذ باقیمانده نقل و انتقالات ارزی ایران را نیز پیگیر بودند.

بنابراین چرا این همه اصرار بر توقف صادرات نفت ایران وجود دارد درحالی که ایران می تواند مقداری نفت صادر کند و توازن بازار به هم نخورد و درعین حال نتواند از درآمد آن به سهولت استفاده کند.

شاید سه پاسخ برای این سوال قابل طرح باشد:

1- دولت ترامپ به دنبال فشار روانی بر مردم و مقامات ایران است؛ مشکل نقل و انتقالات ارزی برای همه ملموس نیست ولی توقف صادرات نفت در اقتصاد وابسته به نفت، ملموس تر و قابل درک عمومی است و نگرانی و فشار روانی بیشتری ایجاد می کند.

2- با توجه به اینکه این بار دولت آمریکا به صورت یکجانبه از برجام خارج شده نگران است که خریداران عمده نفت ایران بتوانند راهکارهای قانونی برای تداوم خرید نفت ایران و پرداخت وجوه آن بیابند و از طریق فشار مضاعف بر صادرات نفت ایران می خواهد جلوی این کار را بگیرد.

3- دولت ترامپ علاوه بر مساله ایران، یک جنگ اقتصادی و تجاری و تعرفه ای را علیه رقبای عمده اقتصادی ایالات متحده و خصوصا اروپا و چین آغاز کرده است. افزایش قیمت جهانی نفت در راستای این جنگ تجاری می تواند برای آمریکا مفهوم داشته باشد. افزایش نسبی قیمت جهانی نفت می تواند در آمریکا رونق نفتی ایجاد کند و برای رقبای اقتصادی آمریکا پرهزینه باشد.

این سه انگیزه و هدف که منافاتی هم با هم ندارند می تواند در دستور کار دولت ترامپ قرار گرفته باشد. البته باید زمان بیشتری سپری شود تا مسائل بیشتری آشکار شود.

از: سیدغلامحسین حسنتاش کارشناس انرژی

منبع: هفته نامه خبری، تحلیلی مثلث، شماره 403، شنبه 16 تیر 1397

1885

انتهای پیام /*