چرا استفاده از واژه خیانت آسان شده است؟

مرز ناروشن «خدمت» و «خیانت» سیاستمداران

گرچه مفهوم «خیانت» به ذات موسع است اما «خیانت سیاسی» آنقدر دچار سیاست زدگی شده که مستحق مرثیه است. تنزل این مفهوم، دایره مشمولان آن را هر روز گسترده تر می کند، اتفاقی که گروهی انحصارطلب در رخداد آن دخیل هستند.

کد خبر: 55646 | تاریخ خبر: 19/07/1397

«در این ننگ و خیانت بزرگ به کشور سهیم نشوید.»، «اسم خائنان به این ملت و مردم باید مشخص شود»، «لعنت خدا تا روز قیامت بر وطن‌فروشانی که برای تصویب این مصوبه ذلت بار و ننگین تلاش می‌کنند....»

اشتباه نکنیم! این جملات خطاب به یک گروهک تروریستی، جمعی دست به اسلحه برده ایرانی اما بیعت کرده با صدام یا وطن‌فروشانی که به جرم جاسوسی محکوم شده‌باشند؛ نیست.

این جملات در واقع همان پیامک‌هایی ارسالی از پایگاه «مشهد» خطاب به نمایندگان «مجلس شورای اسلامی» است که هر کدام، دست کم آنها که گرایشات اصلاح‌طلبانه‌تری دارند از صدها فیلتر ریز و درشت عبور کردند تا بر کرسی سبز پارلمان تکیه زنند و عنوان «نماینده مردم» را بر دوش بکشند.

درجریان تصویب لوایح چهارگانه، همین که بحث پیوستن به «کنوانسیونی بین‌المللی» مطرح شد حرف از «خیانت سیاسی» هم به میان آمد. اتفاقی که یادآور روزهای انعقاد قراردادی تحت عنوان «برجام» بود که چند سوی «خارجی» داشت. تکرار این اتفاق در جریان تصویب «FATF» نشان داد که این روزها هر چه که یک یا چند سوی «غربی» پیدا کند و نمایندگانی در مجلس با آن موافق باشند، آنها را مستوجب عقوبت می‌کند و از صندلی‌های خدمت به جایگاه خیانت تنزل می‌یابند و انگشت اتهام به سوی کسانی می‌گیرند که در بزرگان مجلس قرار دارند.

درست در چنین روزهایی است که برخی «همیشه مخالف» دست به قلم یا کیبورد می‌شوند، از تاریخ وام می‌گیرند و از هر قراردادی نمای یک «عهدنامه ترکمانچای» به نمایش می‌گذارند.

پرده‌ای دیگر از خیانت

درهمان زمان که هنوز حرف از خدمت و خیانت نمایندگان مجلس است، «آتش به اختیارها» همچنان در نکوهش رای مثبت نمایندگان به «CFT» صحبت می‌کنند و «وا خائنا» سر داده‌اند؛ اگر سر برگردانیم مصداقی دیگر از خیانت را از زبان معاون اول رییس‌جمهوری می‌شنویم.

اسحاق جهانگیری روز گذشته در پنجمین همایش روز ملی روستا و عشایر، در بخشی از سخنرانی‌اش به برخورد با مفاسد اقتصادی اشاره کرد و گفت «راهش این است که همه کار کنیم و هرکس خیانت کرد مهر خیانت بر پیشانی‌اش بزنیم. این کشور کشور بزرگ و با استعدادی است.»

آنچه در سخنرانی دیروز جهانگیری از مفهوم خیانت به ذهن می‌رسد کم‌کاری مدیران و فساد اقتصادی است که به نظر می‌رسد مقابله با آنها راهکارهای پیشنهادی معاون اول برای عبور از بحران است.

«خیانت»؛ موسع اما جناحی

چیز عجیبی نیست که مفهوم خیانت در گستره اخلاقی، حقوقی یا سیاسی موسع و البته شایسته کیفر باشد. نگاه‌های متفاوت به این مفهوم قدیمی که با موجودیت اجتماعی آدمی گره خورده، اتفاقی عادی است که حتی در طول زمان هم دستخوش تغییر و تحولات شده است. در مفهوم سیاسی میان وطن و افراد ساکن آن رابطه معنوی و سیاسی به وجود می‌آید که تکالیف و حقوقی را در پی دارد. بر همین اساس وابستگی معنوی افراد ساکن یا اتباع آن، انتظار وفاداری ایجاد می‌کند و از همین جا است که مفهوم خیانت در گستره سیاسی مذموم شمرده می‌شود.

اما فارغ از این تعاریف و حتی فارغ از آنچه در جریان حوادث هفته‌های گذشته برای پیوستن به یک «کنوانسیون بین‌المللی» شاهد بودیم؛ سوال این است که چرا مفهومی ملی در چارچوبی جناحی قرار داده می‌شود و تقلیل می‌یابد؟

چرا این مفهوم در ارتباط با سیاست‌ورزان و کارگزاران دولت (نه صرفا به مفهوم قوه مجریه) آنقدر گسترده و وسیع شده ‌است و متر و معیار ملی آن در خلال دعواهای جریانی و جناحی گم شده است؟

گرچه مفهوم «خیانت» به ذات موسع است اما «خیانت سیاسی» آنقدر دچار سیاست‌زدگی شده که مستحق مرثیه است. تنزل این مفهوم، دایره مشمولان آن را هر روز گسترده‌تر می‌کند، اتفاقی که گروهی انحصارطلب در رخداد آن دخیل هستند.

این دایره وسیعی که از «خیانت‌کاران» در حال شکل‌گیری است اما حتما برای افکار عمومی این سوال را ایجاد می‌کند که چطور یک «خائن» از فیلتر شورای نگهبان که همواره مدعی تشخیص سره از ناسره است عبور کرده و حالا در هر منصب و کرسی «خائنانی» حضور دارند که تنها تهدید می‌شوند اما دستگیر نه؟ گویا انحصارطلبان نمی‌دانند که وقتی از این اتهام بی‌محابا استفاده می‌کنند تنها یک نماینده یا یک جریان سیاسی را نشانه نمی‌گیرند.

از: مرجان زهرانی

منبع: روزنامه اعتماد، 18 مهر 1397

1885

انتهای پیام /*