نگاهی به برخورد دوگانه با مطبوعات

روزنامه های سفیدِ سفید، روزنامه های سفیدِ سیاه

دو روزنامه اصولگرا روز گذشته گزارش اصلی خود را به نحوه برخورد با مطبوعات اختصاص داده و مدعی شدند که دولت سعی دارد با طرح شکایات پیاپی از روزنامه های اصولگرا، دهان منتقد را ببندد.

کد خبر: 55663 | تاریخ خبر: 19/07/1397

دو روزنامه اصولگرا روز گذشته گزارش اصلی خود را به نحوه برخورد با مطبوعات اختصاص داده و مدعی شدند که دولت سعی دارد با طرح شکایات پیاپی از روزنامه‌های اصولگرا، دهان منتقد را ببندد.

در این میان البته نحوه ورود یکی از آن‌ها اندکی متفاوت بود. این روزنامه قاب مربع وسط نیم‌صفحه نخست خود را که به عکس یک هر شماره اختصاص دارد، سفید گذاشت و گوشه سمت چپ این مربع سفید، با رنگ بنفش، تیتر یک زد: «تیغ بنفش» بهمن‌ماه سال 86، زمانی که آرام آرام با جا افتادن احمدی‌نژاد در مقام ریاست‌ جمهوری، حلقه فشار به‌دور اصلاح‌طلبان و البته روزنامه‌ها و مطبوعات اصلاح‌طلب تنگ‌تر و تنگ‌تر می‌شد، روزنامه‌ای آغاز به‌کار کرد که طی سال‌های بعد، تبدیل شد به یکی از معدود تجارب موفق رسانه‌ای اصولگرایان به‌خصوص طیف تندروتر این جناح سیاسی.

همان زمان بود که روزنامه «آریا» لغو امتیاز شد تا پس از «شرق» و «هم‌میهن»، سومین روزنامه اصلاح‌طلبی باشد که مدتی کوتاه پس از امیدواری روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب از روشن شدن چراغ یک مطبوعه همسو، آنها را ناامید کرده است.

یک روز پس از آن روز تلخ اما نه‌تنها خبر آغاز به کار روزنامه جدید اصولگرایان توسط یکی از جوانان نزدیک به احمدی‌نژاد منتشر شد، اخباری نیز درمورد آغاز به‌کاریک روزنامه اصولگرای دیگررسانه‌ای شد که قرار بود زیرنظر سازمان تامین اجتماعی در زمان مدیریت سعید مرتضوی روی کیوسک برود. البته هر دو روزنامه در همان روزها کارشان را آغاز کردند اما درحالی که نورِ روزنامه مرتضوی چندی بیشتر نپایید، روزنامه دیگر هنوز، هر روز روی کیوسک می‌رود.

تولد روزنامه‌ای در برهوت مطبوعات اصولگرا

انتشار این روزنامه متفاوت اصولگرا در آن روزهای سختِ مطبوعات اصلاح‌طلب و البته در شرایطی که اصولگرایان همواره با این نقد جدی مواجه بودند که عرصه رسانه را به رقیب باخته و هرگز نتوانسته‌اند همچون اصلاح‌طلبان با استفاده از ظرفیت رسانه، گفتمان سیاسی خود را به‌روز و با جامعه همراه کرده و متقابلا جامعه و افکارعمومی را نیز با گفتمان و نوع نگاه‌شان آشنا سازند، روزنه امیدی برای محافظه‌کاران بود.

حالا البته با گسترش شیوه‌های نو رسانه‌ای و ورود به عصر شبکه‌های اجتماعی، اولا دیگر روزنامه‌ها آن اثرگذاری سابق را ندارند و درثانی، بالاخره لااقل بعضی طیف‌های جریان اصولگرا نیز با پی بردن به این اهمیت رسانه، اندکی از عقب‌ماندگی خود را جبران کرده‌اند.

حالا یکی از نهادهای مهم نیز، روزنامه‌ای با کیفیت را روی کیوسک می‌فرستد و نزدیکان شهردار اسبق نیز در روزنامه‌ای دیگر لااقل به اهمیت شکل و فرم در مطبوعات پی برده‌اند و فهمیده‌اند که خواندن صفحات دست و پا گیر سنتی با آن فونت کمرنگ و عکس‌های بی‌رنگ و رو اگر بیش از تحمل محتوای این روزنامه مشقت‌بار نباشد، کم از آن نیست.

خبر مرگ را در این روزنامه بخوانید

در یک چنین شرایطی بود که تیترهای عمدتا یک کلمه‌ای و غالبا مختصر و مفید و البته چکشی این روزنامه درکنار عکس‌های براق و متفاوت روی جلد این روزنامه در آن قاب مربعی نیم‌صفحه نخست، توانست نظر روزنامه‌خوان‌ها را به خود جلب کند و بسیاری اوقات، با همین یک تیتر و یک عکس، جور صفحات بی‌مایه داخلی را بکشد. تیترها و عکس‌هایی که البته همان‌طور که موجب دیده شدن روزنامه و تمجید از آن شده، بسیاری اوقات نیز عاملی بوده برای انتقاداتی اساسی به این مطبوعه اصولگرا.

به عنوان تنها یک نمونه دم دستی، به یاد بیاوریم آن تیترِ یک جنجالی و بحث‌انگیز آن‌ها را که اواخر بهمن‌ماه 95، همزمان با انتشار اخباری از خبر درگذشت ملک عبدالله پادشاه سابق و نیز بالاگرفتن برخی شایعات درمورد وخامت حال و اوضاع جسمانی ملک سلمان پادشاه وقت عربستان سعودی، پای مدیران این روزنامه را به دادگاه کشاند. هرچند که در این مورد نیز محکومیتی شامل این روزنامه نشد و آن‌ها درست در نخستین روز اسفند همان سال تبرئه شدند. این البته تنها مورد این رسانه نبود. همان‌طور که ماجرای اسفندماه 95، نخستین‌بار نبود.

پیش و پس از این ماجرا، بارها و بارها شاهد مواردی بودیم که روزنامه‌های اصولگرا دست به این‌گونه اقدامات می‌زنند و با واکنشی هم روبه‌رو نمی‌شوند. اتفاقی مبارک و فرخنده. همواره ایدون باد!

سفید خوانی در غرب

این آرزو البته هرگز جامه عمل نپوشیده و بعید است که در آینده نیز چنین شود. شاید بسیاری از مخاطبان فکر کنند تمهید انتشار روزنامه سفید، به عنوان نوعی اعتراض اقدامی معمول و بی‌دردسر باشد. همین چند روز پیش بود که در پی قتل ناپدید شدن جمال خاشقجی، روزنامه‌نگار منتقد عربستان‌ سعودی توسط دولت سعودی، روزنامه امریکایی «واشنگتن‌پست» صفحه «دیدگاه جهانی» خود را که گاهی به یادداشت‌های خاشقجی اختصاص داشت، با نام او بدون مطلب و سفید منتشرکرد.

خبری که اتفاقا در رسانه‌های فارسی‌زبان هم بازتاب نسبتا گسترده‌ای یافت و پس از قطعی شدن درگذشت این روزنامه‌نگار منتقد عرب نیز تکرار شد. در تاریخ مطبوعات خودمان هم نمونه‌ای از این دست داریم.

سفید مثل روزنامه دولت احمدی‌نژاد!

به یاد بیاوریم زمانی که روزنامه «ایران»؛ ارگان رسانه‌ای دولت جمهوری اسلامی ایران آخرین شماره آبان‌ماه سال 90 خود را به همین سبک و سیاق و سفید به روی کیوسک روزنامه‌فروشی‌ها فرستاد.

ماجرا از این قرار بود که علی‌اکبر جوانفکر مشاور رسانه‌ای محمود احمدی‌نژاد و مدیرمسوول وقت روزنامه ایران به‌دلیل بیان مسائلی که به‌زعم دادستان کل تهران، «خلاف واقع» و «تنش‌آفرین» بود، به یک سال زندان محکوم شد اما با برگزاری یک نشست خبری و اعتراض نسبت به این حکم، از پذیرش آن سر باز زد و این اتفاق، منجر به بروز درگیری و حمله به دفتر این روزنامه و بازداشت او و تعدادی از روزنامه‌نگاران این روزنامه شد. فردای این غائله بود که ایران با نیم‌صفحه سفید به چاپ رسید.

شامگاه «نوروز»

11 سال پیش از ماجرای روزنامه دولتِ احمدی‌نژاد اما این روزنامه اصلاح‌طلب «نوروز» بود که سفید چاپ شد. روزنامه‌ای که به مدیرمسوولی محسن میردامادی و سردبیری کریم ارغنده‌پور، به عنوان ارگان حزب مشارکت و پس از توقیف روزنامه‌های «مشارکت» و «بهار» منتشر می‌شد و در تیرماه ۸۱ به‌دلیل همین اقدام اعتراضی توقیف شد.

«نوروز» این اقدام را نوعی «اعتراض به سانسور» می‌دانست اما فهرست اتهامات این روزنامه اصلاح‌طلب، فهرستی بلندبالا و موارد اتهامی آن نیز چندین‌بار بیش از این عنوان اتهامی ساده بود.

توقیف 2روزه روزنامه‌ای که زیاد را می‌دانست!

اینها و موارد مشابه که همگی نشان از این رویکرد دوگانه در برخورد با مطبوعات دارد، کم نیستند. یکی از آخرین نمونه‌های این رویکرد را همین یک سال پیش و درجریان توقیف دوروزه مهمترین روزنامه اصولگرا نیز شاهد بودیم.

14 آبان‌ماه سال گذشته بود که روزنامه موردنظر پس از رد ادعای دونالد ترامپ درباره نقش ایران در شلیک موشک از یمن به عربستان، در اقدامی عجیب حتی از اهداف بعدی این حملات نیز سخن گفت و در تیتر یک خود نوشت: «شلیک موشک انصارالله به ریاض؛ هدف بعدی دبی» این تیتر که به‌روشنی با مسائل حساس امنیت ملی و سیاست خارجی کشور مرتبط بود، شورای عالی امنیت ملی را وارد ماجرا کرد و در نتیجه خبر توقیف دوروزه این روزنامه اصولگرا در رسانه‌ها دست به دست شد.

هرچند در ابتدای امر، صحبت‌هایی درمورد تخطی این روزنامه اصولگرا از حکم قانون نیز به گوش رسید با این همه روزنامه مورد بحث در نخستین شماره خود پس از توقیف، نه‌تنها نشانه‌ای از تنبه نشان نداد، بلکه رسما مدعی شد که این دولت و شورای عالی امنیت ملی است که «مصالح ملی» را نمی‌فهمد و چشمانش نسبت به این مصالح «کور» است.

آنجا که روزنامه در اقدامی که تاحدودی شبیه به انتشار نیم‌صفحه نخست بود، تمامی اخبار را از روی نیم‌صفحه نخست بیرون گذاشت و تمامی سطح نیم‌صفحه نخست خود را به «چرایی توقیف» اختصاص داد و در یک جمله، روی پس‌زمینه‌ای از شماره‌های پیشین خود، از «انتقام کور از روشنگری‌های» این روزنامه تیتر زد.

به سفیدی غازِ همسایه

و حالا نوبت روزنامه دیگری از طیف اصولگرایان رسیده است که دست به این گونه اعتراض بزند. اعتراضی که هم می‌توانند بسیار خطرناک باشد، تا آنجا که ریشه مطبوعه معترض را تا ابد بخشکاند و هم می‌تواند اعتراض مشروع و روشنفکرانه تلقی شود که حتی جای یک تذکر خشک و خالی هم باقی نگذارد. درواقع مهم این نیست که روزنامه‌ای، سفید چاپ شود؛ مهم این است که چه روزنامه‌ای سفید چاپ شود!

 

از: علیرضا کیانپور

منبع: روزنامه اعتماد، 19 مهر 1397

1885

 

انتهای پیام /*