ما کجاییم در این بحر تحیر، تو کجا!

یک بار دیگر واپسین ایام ماه صفر وغم فراق او؛ رحلت پیامبر گرامی اسلام(ص) حادثه ای معمولی نبود تا فقط بر آن مویه کنیم و به ماتم بنشینیم؛ بلکه مهجور شدن بشریت از «کلمه طیبه» ای بود که سرآمد تمامی موجودات ومصداق «کلمه الله هی العلیا» است.

کد خبر: 56429 | تاریخ خبر: 15/08/1397

یک بار دیگر واپسین ایام ماه صفر وغم فراق او؛ رحلت پیامبر گرامی اسلام(ص) حادثه‌ای معمولی نبود تا فقط بر آن مویه کنیم و به ماتم بنشینیم؛ بلکه مهجور شدن بشریت از «کلمه طیبه»‌ای بود که سرآمد تمامی موجودات ومصداق «کلمه‌الله هی العلیا» است.

خلیفه خداوند روی زمین و مظهر جمیع اسماء الهی که با لفظ «اوتیت جوامع الکلم» توصیف می‌شود. به حق ساحت محمدی(ص) در اوج علو و برتری و تجلی اراده تام الهی است و رحلتش حیات انسان را از طراوت و شکوه معنوی و جذبه‌های قرب و وصل، بی‌بهره نمود.

حیات به دور از وجود او جهنمی خالی از مهر و محبت و دانش و بینش است و حسرت طعم انس و صفا و مودت را بر دل‌ها می‌نشاند. بشریت نیازمند چنین شخصیتی بود تا در پرتو وجود روح متعالی آگاهی و شعور یابد وخود را از گرداب آشفتگی و عصبیت و اضطراب دور سازد.

وجود مقدس حضرت رسول اکرم(ص) همچون درخت پرثمر و پاکی بود که امت در سایه سارش قرار و سکون می‌یافت و دامنه تحرک بشری را تا قله تعالی روح ارتفاع می‌بخشید.

آن حضرت(ص) زینت بشریت و اسوه کمال و کمال‌جویی است که گذشت ایام وانبوه رویدادها و وقایع روزگار از درخشش آن نمی‌کاهد و همچون درخت پرثمری در هر شرایط و زمانی می‌توان از میوه‌های سرشار آن بهره‌مند شد، چرا که او مصداق عینی درخت طیبه‌ای است که شاخ و برگ آن تا رحمت مطلق الهی کشیده شده و شجره آن هویت و هستی بخش است و انسان را از آفات و کاستی‌ها عبور می‌دهد.

او ظرف و ظرفیت وحی و صراط مستقیمی بود که انسان را به نعمت‌های جاوید هدایت می‌کرد. «انک علی صراط مستقیم» با رحلت رسول خاتم(ص) سرچشمه فیض ربوبی از طریق فرزندانش(ع) بر روی بشریت گشوده مانده و باران رحمت واسعه الهی نوع بشر را در برمی‌گیرد.

در شرایطی که مسلمانان و نومسلمانان با ابعاد مکتب و روح تعالیم آن آشنایی کامل نداشتند فقدان پیامبر اسلام، می‌توانست جامعه تازه تأسیس مسلمین را با خلأ خطرناکی مواجه سازد و زمینه تشتت و تفرق را فراهم آورد.

پیامبر رحمت که بیش ازهمه بر این مهم واقف بود، نسبت به آینده دعوت بی‌تفاوت نماند و در ماه‌ها و روزهای منتهی به رحلت خویش، بارها با صراحت به جانشینان پس ازخود اشاره فرمودند، چرا که پس از او، پیامبری دیگر و مکتب دیگری در تقدیر الهی نبود و ارسال رسل از جانب خداوند خاتمه می‌یافت.

امام حسن مجتبی(ع) پس از شهادت امیرالمؤمنین علی(ع) با هدف عینیت بخشیدن به امتی که در برنامه رسالت محمدی(ص) بود مسئولیت امامت و هدایت اجتماع مسلمین را برعهده گرفت وبه معرفی آیین زندگانی نوین وریشه کن کردن ریشه‌های جاهلیت پرداخت، اما دگرگون‌سازی امت در کشاکش معرکه‌ها وتوطئه‌ها مقدور نشد وکمتر از سه دهه پس از رحلت رسول گرامی اسلام(ص) کار به جایی رسید که معاویه در جایگاه رهبری امت نشست و با خدعه و نیرنگ امت را به اطاعت و فرمانبری از خود وادار کرد.

وی بتدریج رهبری الهی را به سلطنت تبدیل کرده و کرامت‌های انسانی را ویران، آزادگان و نیکوکاران را یا به قتل رسانید ویا به کنج زندان‌ها فرستاد و خلافت را بازیچه اطرافیان خود نمود.

جریان انحرافی که معاویه در مرکز آن بود به کشاکشی انجامید که در نتیجه آن دشمنی و عداوت جایگزین وحدت و همدلی در میان امت شد و طردشدگان دوران پیامبر بر سر کار آمدند و در نتیجه این دشمنی‌ها علی(ع) وامام حسن مجتبی(ع) به شهادت رسیدند.

با فاصله حدود یک قرن ونیم بعد امام رضا(ع) جلوه دیگری از تجلی امامت و هدایت را بروز داده وهنگامی که تشخیص داد زمینه‌ای مناسب به وجود آمده تا کار امت را سامان بخشد، دست به کار شد و پایگاه‌های مردمی امامت حق را با پذیرفتن ولایت عهدی گسترش داد ودامنه آگاهی مسلمانان را توسعه بخشید.

ویژگی دوران امام رضا(ع) همبستگی میان امام وامت است که نشانگر گسترش پایگاه‌های مردمی امام(ع) و تقویت شیعیان بود. امام رضا(ع) با اغتنام از فرصت به توسعه آگاهی واصلاح عقیده مسلمانان پرداخت وبا شناساندن ابعاد تازه‌ای از اسلام به موازات کوشش‌های سیاسی به ماندگاری تشیع به‌عنوان یک عقیده دینی یاری رسانید.

سرانجام مأمون عباسی که با ریاکاری و در حالی که درظاهر خود را هواخواه امام رضا(ع) نشان می‌داد فعالیت‌های امام(ع) را برنتابیده وبا دسیسه آن حضرت را به شهادت رسانید.

از: اسماعیل علوی، دبیر گروه پایداری

منبع: روزنامه ایران، 15 آبان 1397

1885

 

انتهای پیام /*