web
stats
ناقض برجام
en کد مطلب: 42732 | تاریخ مطلب: 1395/09/24
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

قانون داماتو و رویکرد ترامپیسم به برجام

ناقض برجام

قانون داماتو و تصویب آن به روح برجام که همانا اعتماد متقابل، همکاری های بین المللی و تنش زدایی است، ضربه می زند و اجرای تمام و کمال آن، قطعا نقض برجام است.

ناقض برجام

با تصویب قانون تحریمی ایران (Iran Sanction Actof 1966 ) موسوم به داماتو درایالات متحده آمریکا، صداهای بلندی را در ایران مبنی بر نقض برجام به گوش می رساند. واقعیت آن است که برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) سندی چند لایه است.لایه هایی که موجب دربرگرفتن ابعاد حقوقی، سیاسی و فنی می شود و ماهیت پیچیده این توافق نامه را موجب می گردد؛ پیچیدگی ای که تکثر و قدرت بازیگران آن، مهم ترین دلیل برای انسجام آتی آن را می تواند موجب می گردد.


دراین جستار به بررسی این موارد می پردازیم که نخست آیا تصویب این قانون یکسویه و خارج از منطق در آمریکا، نقض برجام محسوب می شود یا خیر؟ دیگر آنکه آیا این قانون می تواند کمکی به شعار انتخاباتی ترامپ مبنی بر پاره کردن برجام نماید؟ درپاسخ به این دو پرسش، آنچه حائز اهمیت است اعتبار حقوقی این سند بین المللی است.


داماتو نقض برجام است یا خیر؟


قانونی که تصویب آن موجب محدودیت های اقتصادی و سرمایه گذاری تجاری خصوصا دربخش انرژی و مشخصا صنعت نفت ایران می گردد، پیشینه ای بیشتر از پرونده هسته ای ایران دارد و پیش از شروع بحث ها درمورد صنعت هسته ای ایران، تصویب و تا حدودی اجرا می شد.


این قید«حدود» و نسبی دانستن سختگیری در اجرای این قانون را برحسب موارد تاریخی آورده ام؛ به این معنا که دربسیاری از موارد آمریکا این قانون را اجرا نمی کرد و شرکت هایی مانند شِل و توتال توانسته بودند درصنعت نفت ایران سرمایه گذاری هایی کنند تا زمان یکه بحث پرونده هسته ای ایران، وارد مراحلی جدید شد وغرب تنها راه مقابله با آن را در یک اجماع بین المللی می دید و برهمین اساس طی سال های گذشته، این قانون تحریمی، رنگ زنده ای به خود گرفت.


واقعیت امرآن است که قانون تحریمی ایران (داماتو) ماهیتی غیر هسته ای و ارتباطی با برنامه های هسته ای ایران ندارد و خارج از مباحث تحریم های هسته ای دسته بندی می شود. با این حساب، تصویب آن نیز قطعا ضرری به برجام و ادامه حیات آن نخواهد زد. اما آیا این بدان معناست که داماتو هیچ گونه ارتباطی با نقض برجام ندارد؟ خیر! این امر در واقع حکایت از آن دارد که داماتو درتار و پود برجام تنیده شده است! به این معنا که اگرچه این قانون تحریمی یکسویه و ازجانب ایالات متحده آمریکا و دارای ماهیتی غیرهسته ای است اما از دو منظر می تواند به برجام ضربه بزند و آن رانقض کند.


نخست آنکه قانون داماتو و تصویب آن به روح برجام که همانا اعتماد متقابل، همکاری های بین المللی و تنش زدایی است، ضربه می زند.


دیگر آنکه اجرای تمام و کمال آن، قطعا نقض برجام است.


چرا که دربندهایی از«ضمیمه دوم» « برجام و در قسمت «ب» که مربوط است به تعهدات ایالات متحده آمریکا در قبال برجام، به صراحت از این قانون نام برده شده است و آمریکا متعهد شده تا بندهایی از داماتو را تعلیق و چشم پوشی (Waive)نماید. این موارد را می توان در بندهای 4.2.1 و 4.3.1و 4.3.2 و 4.3.4 مشاهده کرد. به نظرمی رسد این مورد در راستای کسب امتیاز بیشتر توسط تیم مذاکره کننده ایرانی، در برجام گنجانده شده است تا گامی فراتر از لغوتحریم های مرتبط با پرونده هسته ای برداشته باشند.


البته ناگفته نماند که تعلیق بخش هایی از قانون تحریمی ایران که در برجام آمریکا به آن متعهد شده است؛ نیازمند دستور هر شش ماه یک بار رئیس جمهور این کشور است.


پس درجمع بندی این قسمت به این دو نکته پی می بریم که


 1.تصویب قانون تحریمی ایران موسوم به داماتو، نقض برجام نیست. اما


2.اجرای تمام و کمال و عدم چشم پوشی بخش های مشخص و تصریح شده این قانون در برجام توسط آمریکا، نقض فاحش برجام خواهد بود. در نهایت اینکه


3. تصویب داماتو، موجب تشدید بی اعتمادی و بدبینی بین ایران و غرب می شود که به خودی خود می تواند ادامه حیات برجام را باتوجه به گروه های مخالف و صاحب نفوذ در هر دو کشور، دچار اخلال نماید.




داماتو عصای دست ترامپ برای پاره کردن برجام می شود؟


درپی یافتن پاسخ این پرسش به این نکته باید توجه داشت که توانایی انجام کاری با اراده و عملی کردن آن توانایی متفاوت است. برای بحث بیشتر، از این مورد شروع می کنم که ترامپ به عنوان رئیس جمهور آینده آمریکا توانایی آن را دارد تا برجام را ملغی یا در قالب ادبیات هیجانی خودش آن را پاره کند.


قانون اساسی آمریکا این توانایی را درحیطه اختیارات قانونی وی گذاشته است.اما اینکه آیا ترامپ این کار را انجام می دهد و از توانایی خود بهره می گیرد تا این لغو برجام را تعریف عملیاتی نماید،بحثی مفصل است که معتقدم سه چالش عمده پیش روی وی برای این مهم قرار دارد.


 نخست روحیه و شخصیت فردی ترامپ است. مورد دیگر به داخل حکومت و جامعه آمریکا باز می گردد و مورد آخر، ناظر بر محیط کنش گری بازیگران و دول تها یعنی عرصه روابط بین الملل است.


که درهرسه مورد یاد شده؛ ویژگی ها و موانعی برای تحقق اجرایی شدن شعار انتخاباتی ترامپ مبنی بر پاره کردن برجام را پدید می آورد.


برای توضیح دو مورد اول مختصری، بیان می کنم وبیشترین تاکید خود را برموانع بین المللی برای تحقق شعار ترامپ معطوف می دارم.اگرچه تصویب قانون داماتو، می تواند کمک بسیار بزرگی برای ترامپ در راستای ملغی کردن سیستماتیک برجام باشد و آن را خارج از کنترل و حوزه نفوذ خود دانسته و به محیط قانون گذاری آمریکا ارتباط دهد اما این امر عاقلانه به نظر نمی رسد.


 نخست اینکه ترامپ دارای روحیه ای پوپولیستی و محافظه کارانه است.وجه پوپولیستی در رفتار و روحیه ترامپ، برای دوران تبلیغات و احراز نامزدی پست ریاست جمهوری بوده تا بتواند با تهییج افکار عمومی و تاثیر بر رای دهندگان، برمسند ریاست جمهوری دست یابد اما وجه دوم ترامپ که همان محافظه کاری است را می توان در دوران ریاست جمهوری اش مشاهده کرد تا پس از در دست گرفتن قدرت، شعارهای انتخاباتی را کنار گذاشته و با واقعیات صحنه سیاست خارجی مواجه شود.


همچنین با نگاه به گذشته و با تحلیل رفتار روسای پیشین ایالات متحده آمریکا، به این نکته پی خواهیم برد که افرادی مانند آیزنهاور، نیکسون و ریگان اگرچه دارای رفتاری ماجراجویانه بوده اند اما تجربه سیاست خارجی آمریکا نشان داده که این افراد از الگوهای همکاری جویانه بیشتری در حل منازعات بین المللی بهره گرفته اند.


اما سنگ دیگر بر سر راه ترامپ در داخل خود آمریکاست ، به این معنا که با دنبال کردن روند سیاست خارجی این کشور درمی یابیم که این روند در دوران ریاست جمهوری اوباما درحال انجام یک کوچ امنیتی است.این کوچ امنیتی براساس الزاماتی پایه ریزی شده است و تا کنون نیز گام هایی برای تحقق آن برداشته شده است.بعید است ترامپ بخواهد خود را با بوروکراسی ونظام تصمیم سازی آمریکا درگیر نماید و خلاف روند گذشته اقدام نماید، ضمن آنکه سیاست گذاری راهبردی آمریکا در روند تنظیم برنامه برجام با نشانه های مربوط به مصالحه و اجماع توافقی که یکی از موضوعات سیاست گذاری عمومی است، هماهنگی دارد.


ازطرف دیگر، اقناع افکار عمومی آمریکا و مالیات دهندگانی که رویکرد سلبی نسبت به جنگ دارند، کاری دشوار برای ترامپ خواهد بود.موانع بین المللی نقض برجام توسط آمریکا در بافت موقعیتی کنونی روابط بین الملل روسای جمهوری آمریکا (اکنون اوباما و بعدا ترامپ) باید خود را ملزم به اجرای برجام بدانند چراکه جامعه بین المللی، نقض و برهم زدن چنین توافق بزرگی را توسط آمریکا نمی پذیرد.


برای توضیح این پاسخ که آن را موانع فراآتلانتیکی پیشِ روی رئیس جمهور آمریکا برای نقض برجام می دانم، درسه سطح بر مبنای سطوح تحلیل کلان به سازمان ملل، شرکای استراتژیک و رقبای استراتژیک دسته بندی می نمایم.


نخست آنکه برجام به عنوان یک سند بین المللی و البته الزام آور توسط سازمان ملل متحد پذیرفته شده است. علاوه بر آنکه تک تک دولت های طرف قرارداد دراین سند حقوقی، اراده آزاد خود را در الزام به پذیرش واجرای آن دانسته اند؛ شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز برجام را طی قطع نامه 2231 و ذیل ماده 25 منشور این سازمان، به صورت سندی لازم الاجرا برای دولت ها درآورده است و از اعتبار حقوقی مستحکمی برخوردار است.


در این خصوص به دو نکته اشاره می کنم:


1.قوانین بین المللی بر قوانین داخلی کشورها تفوق و برتری دارد. به این معنا که در مورد قانون داماتو و قطعنامه 2231 ، اولویت و تفوق بر اجرای قطعنامه و البته برجام به عنوان ضمیمه آن است.


2.آمریکا طی سال های گذشته و پس از جنگ دوم جهانی در پیدایش و پاسداری نُرم های بین المللی بسیار کوشیده است.


حال نمی تواند از آنچه طی این سال ها، به دنبال آن بوده است و کشورهای دیگر را ملزم به اجرای آن دانسته است، چشم پوشی نماید و دیگر آنکه،


3.فاصله گرفتن از قواعد بین المللی و بدعهدی می تواند به وجهه و حیثیت بین المللی آمریکا لطمه وارد کند.


اما سطح دیگر شرکای آمریکا هستند که در این سند بین المللی به عنوان طرف قرارداد و ذی نفوذ می باشند.


بریتانیا، فرانسه و آلمان در کنار اتحادیه اروپا به عنوان بازیگران صاحب نفوذی که اولا خواهان ایفای نقش بیشتر در سیاست بین الملل و مناقشات بین المللی هستند و ثانیا طی سالیان اخیر تمام تلاش خود را به کارگرفته اند تا به عنوان بازیگرانی مستقل از سیاست های آمریکا ایفای نقش کنند و مانند گذشته (جنگ سرد) صرفا نقش تاییدکننده و پیروی کننده از سیاست های آمریکا را نداشته باشند، را نیز باید درنظر گرفت.ضمن آنکه، اروپاییان دیگر حاضر نیستند از منافع اقتصادی حاصل از تجارت با ایران چشم پوشی کنند و هم پای خواست و منافع آمریکا


حرکت نمایند.


هم چنین هنوز ناخرسندی اروپاییان از عدم روراستی آمریکا با آنان در جریان مذاکرات هسته ای وخاطره مذاکرات محرمانه ایران و آمریکا برایشان از بین نرفته است و حاضر نیستند مانند پدید آمدن توافق، برای محو آن نیز، تسلیم تصمیم های یکطرفه شوند. و مورد آخردرخصوص رقبای بین المللی و مشخصا دو قدرت بزرگ یعنی چین و روسیه است.


واقعیت امر حاکی از آن است که تنش در روابط بین آمریکا و این دو قدرت شرقی، بسیار بالا گرفته است و نگاه این کشور به چین و روسیه درچارچوب همکاری تبیین نمی شود.


آمریکا معتقد است که همکاری استراتژیک جای خود را به رقابت استراتژیک داده است.برهمین اساس روسیه وچین نیز هرکدام به عنوان اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد، برای اعتبار خود و همچنین مهار نقش محوری بازیگری آمریکا درسیاست بین الملل هم که شده به عنوان موانع جدی برای ملغی کردن این سند، به حساب می آیند.


نتیجه


واقعیت آن است که برجام توافقی سیاسی و دوطرفه بین جمهوری اسامی ایران و ایالات متحده آمریکا به حساب نمی آید. این توافق طرفین دیگری هم دارد که به اندازه این دو کشور، خود را متعهد به اجرای آن می دانند و به سادگی نمی توان با تصویب قانون تحریمی ایران (داماتو) در آمریکا، برجام را ملغی شده دانست.


اگرچه با اجرایی شدن کامل داماتو، برجام نقض می شود اما راهی طولانی برای ملغی شدن آن در پیش است.چرا که سازوکاررسیدگی به نقض برجام توسط هر یک از طرفین درخود این سند دیده شده است و مسیر نسبتا طولانی و بوروکراتیکی به نظر می رسد. تصویب قانون داماتو و برجسته شدن رنگ تحریم های یکسویه واشنگتن نبایستی موجب عصبانیت و اتخاذ تصمیم های هیجانی برای مقابله با مثل توسط تهران شود. زیرا این گونه رفتارها می تواند زمینه پاره کردن برجام را نه درآمریکا بلکه درایران پدید آورد.


دلیل این تاکید آن است که اگرچه پاره کردن و ملغی کردن برجام توسط دولت آینده ایالات متحده آمریکا امری، غیرقابل پذیرش و تا حدودی محال است اما این امکان که آمریکا و تیم حاکمیتی جدید این کشور با اقدامات خود، زمینه پاره کردن برجام را از سوی ایران فراهم آورند، دور از ذهن نیست.


دراین صورت است که کار برای تیم آمریکایی و رئیس جمهور بعدی آمریکا در راستای ملغی کردن برجام، بسیار آسان است و آنچه که محال به نظر می رسد، به آسانی علیه ایران انجام گیرد؛ یعنی بار دیگر اجماع داخلی (افکار عمومی) و بین المللی توسط آمریکا، می تواند علیه ایران با کمترین هزینه رخ دهد و به تمام آنچه علیه ایران و برجام توسط ترامپ گفته شده است، عینیت بخشد و تصویب قانون داماتو کاتالیزوری برای پایان دادن به حیات کوتاه مدت، برجام شود.


از:سیدمجتبی جلال زاده  پژوهشگر روابط بین الملل


منبع:هفته نامه خبری، تحلیلی، مثلث، شماره سیصد و سی و هفت، 20 آذر 1395


1885 

. انتهای پیام /*
 

ایران و دیوان بین المللی دادگستری

دانشگاه تبریز برگزار می کند:

ایران و دیوان بین المللی دادگستری

2 از 4

ایدئولوژی و امر خیالی از لاکان تا آلتوسر

انجمن جامعه شناسی ایران برگزار می کند:

ایدئولوژی و امر خیالی از لاکان تا آلتوسر

3 از 4

یکجانبه گرایی و حقوق بین الملل

دانشکده نفت برگزار می کند:

یکجانبه گرایی و حقوق بین الملل

4 از 4

تازه ترين مطالب