web
stats
سیاست خارجی جدید بریتانیا در خاورمیانه
en کد مطلب: 43225 | تاریخ مطلب: 1395/10/16
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

بازگشت استعمارگر

سیاست خارجی جدید بریتانیا در خاورمیانه

کشورهای پادشاهی حاشیه خلیج فارس که امنیت را مساوی حضور قدرت های خارجی می دانند کاهش تمرکز سیاست خارجی اوباما در منطقه را نوعی خلاء قدرت درخلیج فارس می دانند و از این رو با روی آوردن به کشورهایی همچون بریتانیا و فرانسه به دنبال پرکردن این خلاء امنیتی هستند.

سیاست خارجی جدید بریتانیا در خاورمیانه

بریتانیا، طی دوران گذشته یکی از موثرترین وکلیدی ترین بازیگران در منطقه خاورمیانه بوده است.سیاست هایی که کنش میان بازیگران منطقه را نیزدستخوش خود قرار داده است.اکنون باتوجه به تغییر درشرایط خاورمیانه و تغییر بازیگران منطقه، بریتانیا در پی حضور پررنگ تر از گذشته است. یکی از دشواری های شناخت سیاست خارجی بریتانیا، کمبود ادبیات آکادمیک دراین حوزه به زبان فارسی است و فقر منابع در این زمینه به وضوح مشخص است.


اما در این جستار سعی بر آن شده  تا با تکیه بر واقعیت  (Fact) به جذابیت ها و انگیزه های خاورمیانه برای بریتانیا و همچنین کشف روند آینده سیاست خارجی این کشور، پرداخته شود.گزارش رسمی مجلس عوام انگلیس و برخی ارزیابی های اتاق های فکر بریتانیایی بیانگر آن است که سیاست خاورمیانه ای بریتانیا به صورت قابل توجهی مستقل از اتحادیه اروپا بوده و درعین حال وابسته به سیاست های ایالات متحده آمریکا تعریف می شود.


لذا، این گونه بیان می شود که خروج بریتانیا ازاتحادیه اروپا تاثیرحداقلی برماهیت سیاست خاورمیانه ای این کشورخواهد گذاشت، اگرچه تغییراولویت های منطقه ای این کشور درخاورمیانه دور ازذهن تصورنشده است؛ بااین حال، نگاه کارکردی بریتانیا به اتحادیه اروپا و سازوکارهای آن به عنوان ابزاری برای «اعمال قدرت کم هزینه تر» باعث خواهد شد تا خروج از این اتحادیه، ظرفیت های اجرایی و اعمال نفوذ انگلیس در خاورمیانه وشمال آفریقا را (بسیار) محدود سازد.


اروپا و ازجمله انگلیس به خاطر همسایگی مجبوراست به خاورمیانه توجه داشته باشد.نفت مساله اصلی نیست.تمام کشورهای نفت خیز خاورمیانه خواهان فروش نفت و تأمین امنیت نفت هستند.مهم این است که منطقه ای که درهمسایگی اروپا قرار دارد، ازنظر دموکراسی از مناطق دیگری که طی 20 سال گذشته رشد دموکراسی داشته اند عقب است.طی دو دهه، آمریکای لاتین و جنوب شرقی آسیا، تحولات دموکراتیکی داشته اند وخاورمیانه نداشته است.


یکی از دلایل اصلی بریتانیا برای حضور فعالانه تردر مناطقی همچون خلیج فارس، نشان دادن توانمندی خود به آمریکا است که درسال های اخیر به نوعی ازمتحدان اروپایی خود تقاضای برعهده گرفتن نقش های پررنگ تر درزمینه های دفاعی و نظامی را داشته است.


این مساله مخصوصا در پرتو سیاست آسیا- پاسیفیک گرای ایالات متحده بیشتر قابل درک است؛ امری که بیش از پیش از اهمیت ژئوپولتیک اروپا برای آمریکا کاست و ضرورت اتخاذ استراتژی های دفاعی و نظامی را برای کشورهای اروپایی و به طورمخصوص انگلیس و فرانسه گوشزد کرد، اگرچه این استراتژی ها باید درچارچوب ناتو باشد و نه گزینه ای بدیل برای ناتو.


آمریکا خلاء قدرت درخلیج فارس را مناسب نمی داند واین نکته زمینه مناسبی برای بسط حضور بریتانیا درمنطقه است.ازطرفی این سیاست نوعی دلجویی ازمتحدان عرب منطقه درپرتو مذاکراتی است که کشورهای غربی با ایران برسربرنامه هسته ای صلح آمیز تهران دارند و در بحبوحه وخامت اوضاع امنیتی منطقه، با این اقدام این پیام را به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس می دهد که انگلیس نسبت به امنیت دوستان میانه ای خود متعهد و مسئول است.


کشورهای پادشاهی حاشیه خلیج فارس که امنیت را مساوی حضور قدرت های خارجی می دانند کاهش تمرکز سیاست خارجی اوباما در منطقه را نوعی خلاء قدرت درخلیج فارس می دانند و از این رو با روی آوردن به کشورهایی همچون بریتانیا و فرانسه به دنبال پرکردن این خلاء امنیتی هستند.


بریتانیا و فرانسه سیاست خارجی خود را درقبال خلیج فارس عمدتا بیرون از چارچوب سیاست خارجی و امنیتی مشترک اتحادیه اروپا دنبال می کنند و درچارچوب منافع ملی و روابط سنتی و نفوذ قدیمی خود اقدام می کنند، ازهمین رو رقابت شدیدی نیزبین بریتانیا و فرانسه برای حضور نظامی درخلیج فارس وجود دارد که کشورهای عربی نیز از این رقابت درجهت بهره برداری های خود استفاده می کنند.


هم زمان بریتانیا و فرانسه به عنوان دو قدرت سنتی که ازقدرت های بزرگ به قدرت های متوسط جهانی تغییر وضعیت داده اند به دلیل نوستالژی و نوعی تقسیم کار با آمریکا به دنبال ایفای نقش پررنگ تر درخاورمیانه و خلیج فارس می باشند، تقویت حضورنظامی درمنطقه به نوعی بستر برای افزایش کنش های منطقه ای آنها در خاورمیانه منجر می شود و سعی می کنند به واسطه همسویی منافع و سیاس تها با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس درقالب ائتلافی نانوشته به نظم آتی خاورمیانه مطابق با منافع خود شکل و حالت بدهند.


بنابراین در غیاب سیاست های فعال خاورمیانه ای آمریکا، انگلیس و فرانسه بازیگرانی هستند که می خواهند با حضور خود نوعی احیای گذشته را از طریق سیاست های امپریالیستی منفعت محورپیش ببرند.دو کشور درحوزه های نفوذ گذشته فعال تراز یکدیگرهستند، برای نمونه انگلیس سیاست های فعالانه تری را درخلیج فارس وعراق پیش می برد و فرانسه همین نقش را درسوریه و لبنان.


تقویت و افزایش حضور نظامی انگلیس دربحرین مقدم های است که با تکیه بر آن، این کشور به دنبال ایفای نقش پررنگ تر در بحران هایی همچون عراق و سوریه است.انگلیس از این طریق می خواهد نقش مهم تری درائتلاف جهانی علیه داعش ایفا کند وجایگاه خود را درچشم آمریکا ارتقا دهد.


رویکردهای مداخله گرایانه درسیاست خارجی انگلیس از سال 1999 با مداخله در «کوزوو» و به دنبال آن لشکرکشی به افغانستان درسال 2001، عراق سال 2003 و لیبی درسال 2011 بسیار پررنگ تر از دوره های پس ازجنگ جهانی دوم شده است.


انگلیس به دوران پس از خروج از افغانستان درسال 2014 فکرمی کند و به دنبال باقی ماندن درمنطقه است. کشورهای اروپایی در سایه حضور مستقیم نظامی و قدرت آمریکا درخاورمیانه، فضای مانور چندانی دراین منطقه ظرف دهه های اخیر نداشتند، درشرایطی که تمرکزسیاست خارجی آمریکا به منطقه آسیا دوخته شده است این خلاء فرصت مناسبی را برای قدرت هایی همچون انگلیس فراهم آورده است تا نقش و جایگاه خود را در خلیج فارس و خاورمیانه ارتقا دهد.


اگر به اسناد بالا دستی دفاعی و امنیتی انگلستان از راهبرد امنیتی و دفاعی « جمله سند سال 2015 با عنوان «راهبرد مقابله با (SDSR) انگلستان» نگاهی بیفکنیم، سه تهدیدات تروریستی؛ تضمین جریان انرژی و همچنین استفاده از ظرفیت های منطقه برای پیشبرد منافع تجاری و اقتصادی انگلستان، درنقطه کانونی سیاست های انگلستان در منطقه غرب آسیا قرار می گیرند. با این وجود، سیاست های انگلستان دراین منطقه، نیازمند واکاوی بیشتری است. مساله ای که تاثیرات احتمالی برگزیت براین سیاست ها را نیز روشن تر می سازد.




تلاش برای پر کردن خلاء حاصل از توجه بیشترآمریکا به شرق آسیا


 سیاست «چرخش به سوی آسیا – پاسیفیک» آمریکا درسال های اخیردرکانون توجه تحلیلگران قرارگرفته است. مساله ای که در صورت تحقق، احتمالا رقابت قدرت های جهانی و منطقه ای را برای پر کردن خلاء کاهش حضورآمریکا درمنطقه به همراه خواهد داشت. کم نیستند تحلیلگرانی که تأسیس پایگاه دریایی انگلستان دربحرین را نیز در راستای رقابت انگلستان و کشورهای مهم اروپایی چون فرانسه برای پر کردن خلأ احتمالی حضورآمریکا در منطقه ارزیابی کرده اند.


دراین چارچوب، ازآنجا که یکی از تبعات احتمالی برگزیت، تسهیل کنش های خارجی مستقل انگلستان خواهد بود و درضمن، ایالات متحده احتمالا به نسبت سایر کشورهای اروپایی به نقش آفرینی منطقه ای بریتانیا علاقه بیشتری خواهدداشت، شنیده شدن بیشتر نام انگلستان در ترتیبات امنیتی منطقه در آیند های نه چندان دور، دور از ذهن نخواهد بود.




سناریوی آینده


سناریوی محتمل پیرامون سیاست خاورمیانه ای بریتانیا بر دو محور هم زمان استوار است.نخست، پس ازخروج از اتحادیه اروپا، سیاست خاورمیان های انگلیس بیش ازپیش وجهه نظامی به خود گرفته و قدرت نمایی انگلیس درچارچوب مأموریت ها و وظایف سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و همچنین ائتلاف های دوجانبه میان این کشور و آمریکا درکنار فعالیت های دیپلماتیک این کشور درسطح شورای امنیت سازمان ملل متحدتشدید خواهد شد.


درسوی دیگر، بریتانیا به این عقلانیت راهبردی دست یافته که بازیگران دیگری درمنطقه خاورمیانه به تدریج درحال ورود و کنش گری هستند. هند وچین دو قدرت نوظهوری هستند که به رغم ابراز نگرانی های بسیار ازسوی جهان غرب، بریتانیا به دنبال همکاری های گسترده در سطوح مختلف است.توافق اخیر پکن و لندن درخصوص همکاری های ضد تروریسم درحالی رسانه ای شده که ایالات متحده آمریکا مخالف جدی قانون جدید ضد تروریسم چین (دسامبر 2015 ) است.


ازمنظرمنافع و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران نیز اگرچه خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا باعث خواهد شد تا اعمال قدرت این کشور از کانال اتحادیه اروپا قطع شده و به نوعی تاثیرگذاری بریتانیا بر ایران دچار افول گردد، اما شک لگیری پیوندهای غیرسیاسی هم زمان میان انگلیس با هند و چین در خاورمیانه می تواند تهدیدی بالقوه برای جمهوری اسامی ایران تلقی شود.


نکته دیگر دراین خصوص آن است که خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، این کشور را درکوتا همدت وارد فضای تعلیق و هرج ومرج اقتصادی خواهد کرد، بنابراین سیاست اصولی می تواند این باشد که جمهوری اسلامی کماکان به دنبال توافق جامع همکاری با اتحادیه اروپا بوده و درحوزه های پولی، بانکی، بیمه ای و نظایر آن، همکاری صِرف با بریتانیا را دردستورکار نداشته باشد.




از: سید مجتبی جلال زاده  روزنامه نگار


منبع: هفته نامه خبری، تحلیلی مثلث، شماره سیصد و چهل، شنبه 11 دی 1395


1885 

. انتهای پیام /*
 

بررسی چهار دهه تجربه رسانه ایی انقلاب اسلامی

فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی برگزار می کند،

بررسی چهار دهه تجربه رسانه ایی انقلاب اسلامی

1 از 4

بررسی انتقادی پرونده یرواند آبراهامیان

انجمن علوم سیاسی ایران برگزار می کند:

بررسی انتقادی پرونده یرواند آبراهامیان

2 از 4

چندجانبه گرایی در سیاست خارجی ایران

انجمن ایرانی مطالعات جهان برگزار می کند:

چندجانبه گرایی در سیاست خارجی ایران

3 از 4

تازه ترين مطالب