web
stats
چرخش آمریکایی
en کد مطلب: 45491 | تاریخ مطلب: 1396/02/11
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

ترامپ چه سیاستی درباره سوریه دارد؟

چرخش آمریکایی

با کم رنگ شدن حضور خاورمیانه ای آمریکا، جا برای بازیگری وحضور سایر قدرت ها به این منطقه باز می شود. بنابراین آمریکا خود را متعهد به حل یک جانبه بحران سوریه نمی داند و از طرفی قصد دارد تا هزینه های حل این بحران را برعهده هم پیمانان خود بگذارد و البته خودش نقش مدیریتی بحران را برعهده بگیرد.

چرخش آمریکایی

با شروع ناآرامی ها در سوریه از سال 2010 ایالات متحده آمریکا سیاست مشخصی را دنبال کرده است. سیاستی که آمریکا و مخالفان بشار اسد را در یک، جبهه قرار می داد و سخن مشترک آنان، «برکناری اسد از قدرت» حتی به عنوان پیش شرطی برای مذاکرات و حل  بحران سوریه از طریق سیاسی بود.


با عبور از این موضوع که سیاست های آمریکا در قبال بحران سوریه، منطقه را با چه چالش هایی روبه رو کرده و ظهور داعش را منجر شده است، به این نکته می پردازیم که چرا اکنون زمزمه هایی از کاخ سفید مبنی بر عدم مخالفت با ادامه حیات سیاسی بشار اسد و دیدن سهمی برای وی از آینده قدرت در سوریه، به گوش می رسد.


آیا مواضع آمریکا دچار چرخشی محسوس شده یا منافع آمریکا در منطقه دستخوش تغییرات گردیده و در دیدگاه سوم شاید هر دو توأمان منجر به تغییر در برآیند کنش سیاست خارجی ترامپ دراین موضوع شده است.


منافع حیاتی


دو موضوع «منافع ملی» و «امنیت ملی» از ستون ها  و بایسته های اساسی سیاست خارجی آمریکا به شمار می رود. دو اصلی که خدشه پذیر نبوده و همواره در اولویت قرار دارند و اهمیتی حیاتی برای هر کشوری دارند. از طرف دیگر وضعیت سیاست خارجی آمریکا به شدت معطوف به دشمن خارجی است.


به این معنا که هرگاه آمریکا برای خود دشمنی متصور شود، سیاست خارجی فعالی را در پیش می گیرد و هر زمان که گمان بَرد دشمنی ندارد، به سمت انفعال گام برمی دارد تا آنجا که به گواه تاریخ، دوره هایی از انزواطلبی را در تاریخ این کشور شاهد هستیم.


وضعیت فعلی روابط بین الملل که دوره گذار خود را از نظم دوقطبی گذشته به احتمالا نظم تک – چندقطبی در آینده طی می کند، آمریکا را در موضع ضعف قرار داده است. موضع ضعف به این معنا که آمریکا به رغم میل خود و بر خلاف تمام تلاش هایی که پس از جنگ سرد انجام داد تا جهان و عرصه بین الملل را تک قطبی نماید، ناکام مانده است.


علاوه بر آن نتوانسته در برهه ای از موارد عملکرد خوبی به لحاظ تأمین امنیت ملی در داخل مرزها و تأمین منافع ملی به لحاظ حفظ هم پیمانان خود در خاورمیانه، از خود نشان دهد و ماحصل آن حرف های امروز نو جمهوریخواهان (نئوکان) آمریکایی است که ترامپ نیز به عنوان نماینده قدرتمند این طیف اعتقاد به افول قدرت جهانی آمریکا دارند و معتقدند بایستی تلاش کرد تا جایگاه ابر قدرتی آمریکا، بازستانده شود!


پس با این شرایط، اولین موضوع، دشمن خارجی است. در زمان فعلی چین دیگر به عنوان «شریک استراتژیک» برای آمریکا مطرح نیست؛ بلکه تبدیل به «رقیب استراتژیک» شده است.


پس آمریکا باید تلاش  بیشتری برای مهار او به خرج دهد و این امر در سیاست خارجی آمریکا طی سال های اخیر نمودی بارز داشته که ماحصل آن شده، حضور پررنگ آمریکا در جنوب شرق آسیا و استرالیا برای مهار چین. از طرف دیگر خاورمیانه بنا به دلایل متعدد دیگر جذابیت گذشته را برای آمریکا ندارد.


اما این به معنای رها کردن خاورمیانه نیست، بلکه مباحث در فضای گفتمانی نسبی بودن هر امری، مطرح است. بنابراین ترامپ نیز خود را در حل بحران سوریه دخیل می داند و آن را رها نمی کند، اگرچه جذابیت گذشته را برایش ندارد. وی معتقد است: «آمریکا، ناچار است که کشمکش ها در سوریه را حل وفصل کند.»


مدیریت آشوب بزرگ


پس با در نظر گرفتن دو گزاره فوق، آمریکا به حضور نظامی در شرق آسیا می پردازد و به طور هم زمان به «مدیریت نا امنی» یا آنچه «آشوب بزرگ» می نامم، اقدام می کند. بدیهی است که با کم رنگ شدن حضور خاورمیانه ای آمریکا، جا برای بازیگری و حضور سایر قدرت ها به این منطقه باز می شود.


بنابراین آمریکا خود را متعهد به حل یک جانبه بحران سوریه نمی داند و از طرفی قصد دارد تا هزینه های حل این بحران – که در حال حاضر شامل گستره ای از اقدامات نظامی، اقتصادی و سیاسی می شود – را برعهده هم پیمانان خود بگذارد و البته خودش نقش مدیریتی بحران را بر عهده بگیرد.



واقعیت آن است که بحران سوریه، به رغم حضور تروریست های داعش، برای آمریکا معضلی حیاتی به شمار نمی آید. چنان که تا کنون از آن در امان بوده و از سوی دیگر فروکش کردن بحران در این منطقه و درگیر شدن قدرت های بزرگ به این بحران، می تواند موجبات مدیریت آشوب را برای آمریکا پدید آورد؛ به این معنا که بحران و درگیری های محدود برای ادامه تحلیل دادن نیروهای سوریه و متحدانش و از سوی دیگر کنترل سطح خشونت و جلوگیری از سرایت آن به منافع منطقه ای آمریکا.


در این بستر از تحولات است که آمریکا حضور بشار اسد را در آینده قدرت سوریه بلامانع می بیند. اما کدام آینده قدرت؟ بشار اسدی که برای کنترل بحران، اظهار ناتوانی کرده و ایران و روسیه به عنوان متحدانی قابل اعتماد، به یاری اش آمده اند.


از طرف دیگر، جغرافیای سوریه برای آمریکا، سرزمینی سوخته به حساب می آید. پس حضور بشار اسد به عنوان بخشی از راه حل سیاسی اگرچه خلاف خواسته و توافق سایر گروه های مخالف اسد و تروریست هاست اما می تواند به ادامه دار شدن روند حل منازعات در سوریه کمک نماید. چرا که یکی از موضوعات مهم سهم و رنگ حضور اسد در آینده است که چانه زنی بر سر آن می تواند زمان زیادی را برای آمریکا بخرد.


فرجام


براساس آن چه بیان شد، برای آمریکا می توان سه هدف متصور شد: یک) - کنترل خشونت و جلوگیری از سرریز شدن آن به مناطق دیگر که ماحصل آن تأمین امنیت نسبی برای رژیم صهیونیستی را منجر می شود که از متحدان استراتژیک آمریکا است. دو) - محور مقاومت همچنان در بحران سوریه درگیر باقی می ماند و با فرسایشی شدن درگیری میان نیروهای ارتش سوریه و حز بالله لبنان با تروریست ها، ضمن تحلیل رفتن توان انسانی و نظامی آنان، حاشیه امنی را برای متحدان منطقه ای آمریکا بر قرار کند. سه) روابط آمریکا با روسیه؛ کنش این دو بر سر بحران سوریه منجر شده واشنگتن و مسکو در تقابل و تضاد دیپلماتیک قرار گیرند که باتوجه به آنچه بیان شد، پذیرفتن ماندن اسد در آینده سپهر سیاسی سوریه، می تواند اندکی مناسبات بین آمریکا و روسیه را بهبود بخشد و جبهه دیگری علیه آمریکا توسط قدرتی بزرگ گشوده نشود. هرچند در شرایط کنونی، اوضاع چندان بر وفق مراد آمریکا نیست.


در پایان این نکته را خاطر نشان می سازم که هدف نهایی آمریکا، حذف بشار اسد است و این تغییر در تاکتیک بازی در زمین بحران سوریه، نمی تواند تا آخر پایدار بماند.


 


از: سید مجتبی جلال زاده  کارشناس مسائل بین الملل


منبع: هفته نامه خبری، تحلیلی مثلث، شماره سیصد و پنجاه و سه، شنبه 9 اردیبهشت 1396


1885

. انتهای پیام /*
 

بررسی لایحه تأمین امنیت زنان؛ بیم ها و امیدها

حزب اتحاد ملت ایران اسلامی برگزار می کند:

بررسی لایحه تأمین امنیت زنان؛ بیم ها و امیدها

1 از 4

همایش «نقش سازمان بین المللی کار در تحقق اهداف منشور ملل متحد»

انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد فراخوان مقاله داد:

همایش «نقش سازمان بین المللی کار در تحقق اهداف منشور ملل متحد»

2 از 4

38مین نشست آشنایی با ملل "برزیل"

بنیاد جوانه صلح برگزار میکند:

38مین نشست آشنایی با ملل "برزیل"

3 از 4

نشست نقد و بررسی کتاب دانشگاه نخبه، دانشگاه توده

پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم برگزار می کند:

نشست نقد و بررسی کتاب دانشگاه نخبه، دانشگاه توده

4 از 4

تازه ترين مطالب