web
stats
دیپلماسی عمومی ایران در قفقاز جنوبی: الزامات و راهکارها
کد مطلب: 51862 | تاریخ مطلب: 1397/01/11
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

دیپلماسی عمومی ایران در قفقاز جنوبی: الزامات و راهکارها

در این نوشتار تلاش می شود در مبحث نخست وضعیت دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران در سه کشور قفقاز جنوبی واکاوی شود و در مبحث دوم به تبیین الزامات و راهکارهای پیش روی دیپلماسی عمومی ایران در این منطقه پرداخته شود.

دیپلماسی عمومی ایران در قفقاز جنوبی: الزامات و راهکارها

 مقدمه


منطقۀ قفقاز جنوبی به‌دلیل میراث فرهنگی و پشتوانۀ تاریخی، تمدنی و فرهنگی مشترک، همواره جایگاه و اهمیت ویژه‌ای در سیاست خارجی و دیپلماسی عمومی و فرهنگی ایران داشته است. ابعاد فرهنگی و هویتی ایران فرهنگی به گونه‌ای بوده است که با توجه به وابستگی و قرابت فرهنگی میان ایران و منطقۀ قفقاز، دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران در قفقاز جنوبی قابلیت الگوسازی ایرانی‌اسلامی در چهارچوب جغرافیای فرهنگی و بر اساس ویژگی‌های فرهنگی و تمدنی دارد. افزون بر این، جلوه‌های فرهنگ ایران از قبیل زبان، شعر و ادبیات، هنر، فنّاوری و معماری در حوزۀ پیرامونی قفقاز موجب پویایی و مقبولیت فرهنگ و تمدن ایرانی شده است.


 در این رهگذر، استفاده از رسانه‌های صوتی و تصویری و اینترنتی برای نفوذ بر افکار ملت‌ها، ارتقای تبادلات علمی و دانشجویی، برپایی نمایشگاه‌های فرهنگی در زمینۀ مردم‌شناسی، تئاتر، سینما، نقاشی و نیز تعامل هنرمندان کشورها با یکدیگر  باعث ایجاد درک و شناخت متقابل می‌شود. تبادل ایده‌ها، اطلاعات و هنر به منظور تقویت تفاهم متقابل، معرفی فرهنگ، جامعه و مردم به دیگران، جذاب‌ساختن ایدئال‌های سیاسی نزد افکار عمومی مخاطبان و به‌طورکلی استفاده از قدرت نرم، قابلیت تأثیرگذاری ایجابی بر افکار عمومی و اذهان آحاد مردم را دارد، با توجه به برخورداری از عنصر جذابیت و اقناع. دیپلماسی عمومی اعم از دیپلماسی فرهنگی، رسانه‌ای و مبادله‌ای به کشور اجازه می‌دهد که به‌طور مستقیم با مخاطبان خارجی و افکار عمومی جامعۀ هدف ارتباط برقرار کند، بر روی آنان نفوذ داشته باشد و بر آنان تأثیر بگذارد، از ابزارهای نوین ارتباطی برای معرفی و تبیین فرهنگ و تمدن خود استفاده کند، بنیاد اعتماد با مردم دیگر کشورها را ایجاد کند، ذهن  و روان مردم و مسئولان کشورهای هدف را با استفاده از ابزار رسانه‌های جمعی و مجازی تحت تأثیر قرار دهد و در جهت هم‌سو کردن و سازگارسازی با اهداف و منافع سیاست خارجی خود، تولید اعتبار کند.


 با توجه به اهمیت کاربست دیپلماسی عمومی در منطقۀ قفقاز جنوبی، جمهوری اسلامی ایران بر این باور است که با توجه به فعال‌بودن بازیگران و کنشگران متعدد در جمهوری‌های ارمنستان، گرجستان و آذربایجان، به‌ویژه نقش‌آفرینی روسیه، امریکا و ترکیه به‌عنوان قدرت‌های مرکزی در عرصۀ فرهنگی این کشورها و رقبای اصلی ایران در این زمینه، شایسته است به تأثیرگذاری بر افکار عمومی ملت‌های هدف و ارتقای توان رقابت‌پذیری در رقابت با رقبای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای توجه بیشتری کند.


در این نوشتار تلاش می‌شود در مبحث نخست وضعیت دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران در سه کشور قفقاز جنوبی واکاوی شود و در مبحث دوم به تبیین الزامات و راهکارهای پیش‌روی دیپلماسی عمومی ایران در این منطقه پرداخته شود.


 مبحث نخست: وضعیت دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران در قفقاز جنوبی


از میان سه همسایۀ بلافصل قفقاز، یعنی ایران، روسیه و ترکیه تنها ایران است که با هر سه کشور این منطقه روابط رسمی و دیپلماتیک دارد که این امر یک ظرفیت و فرصت برای دیپلماسی عمومی کشورمان در مقایسه با روسیه و ترکیه به شمار می‌رود. حال شایسته است وضعیت دیپلماسی عمومی ایران در این سه کشور به تفکیک بررسی شود.


 الف) دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران در قبال ارمنستان


حضور 90 هزار ارمنی در شهرهای ایران نظیر ارومیه، تبریز و جلفا زمینه‌ساز پیوندهای قوی فرهنگی ایران و ارمنستان و گسترش همکاری‌های دو کشور در زمینۀ فرهنگ و هنر است. پیوندهای تاریخی و فرهنگی دو کشور به گونه‌ای است که می‌تواند ایران را در بهره‌گیری از ابزارهای دیپلماسی عمومی برای رسیدن به اهداف خود در این کشور و منطقه یاری رساند، اما نداشتن آگاهی کافی از توانایی‌های یکدیگر و برخی موانع بوروکراتیک مانع از بهره‌برداری از فرصت‌های متقابل شده است. افزون بر این حضور مؤثر فدراسیون روسیه در عرصه‌های مختلف این کشور سایر کنشگران از جمله جمهوری اسلامی ایران را تحت الشعاع قرار داده است.


ابعاد فرهنگی و هویتی ایران فرهنگی به گونه‌ای بوده است که با توجه به وابستگی و قرابت فرهنگی میان ایران و منطقۀ قفقاز، دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران در قفقاز جنوبی قابلیت الگوسازی ایرانی‌اسلامی در چهارچوب جغرافیای فرهنگی و بر اساس ویژگی‌های فرهنگی و تمدنی دارددارد، به همین سبب روسیه تلاش دارد با ترویج فرهنگ، رسانه و زبان روسی، میراث تاریخی خود را در ارمنستان رواج و گسترش دهد. همچنین با برنامه‌های تبادل دانشگاهی و اعطای کمک‌های مالی و کمک‌هزینه‌های تحصیلی برای دانشجویان و متخصصان ارمنی در صدد حفظ ارمنستان در حوزۀ جهان روسی است.


ارمنستان نیز به‌دلیل نیاز به حمایت روسیه برای مواجهه با جمهوری آذربایجان و ترکیه، به نوعی وضعیت کشور پیرامونی را در روابط سیاسی و فرهنگی خود با روسیه پذیرفته است. این مهم موجب تضعیف جایگاه سایر کنشگران از جمله ایران در ارمنستان شده است. باوجوداین درمیان کشورهای قفقاز جنوبی، محبوبیت ایران در ارمنستان بسیار است. این در حالی است که روابط ارمنستان با ترکیه از سال 1992 میلادی تاکنون قطع است. این وضعیت، بیانگر جایگاه تثبیت‌شدۀ ایران نزد افکار عمومی ارمنستان است که شایسته است از این زمینۀ ذهنی مثبت حداکثر بهره‌برداری برای ارتقای قدرت نرم کشورمان به عمل آید.


 ب) دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران در قبال گرجستان


پیوند دیرین گرجیان با ایرانیان، اشتراکات تاریخی، تمدنی و فرهنگی، تأثیرگذاری عمیق فرهنگ و زبان فارسی بر ادبیات و فرهنگ گرجی، تشابهات فرهنگ و سنن دو ملت و مناسبات عمیق فرهنگی و ادبی ایران و گرجستان، زمینه‌هایی است که می‌تواند دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران را در قبال گرجستان ارتقا بخشد. گرجستان مرز مشترکی با ایران ندارد و حداقل توسعۀ روابط با ایران را در میان کشورهای قفقاز جنوبی داشته است، ولی به‌دلیل برقراری رژیم لغو ویزا بین دو کشور از سال2010 میلادی تاکنون، این کشور مقصدی مجبوب برای گردشگران ایرانی به شمار می‌رود.


شاید بتوان مهم‌ترین بازیگر مرکزی در حوزۀ دیپلماسی فرهنگی و اعمال قدرت نرم در گرجستان را ایالات متحدۀ امریکا دانست که از ظرفیت‌های بسیاری در این حوزه برخوردار است. پس از انقلاب رز در گرجستان، برنامۀ ارتقای دموکراسی واشنگتن در قفقاز جنوبی تمرکز بیشتری بر گرجستان کرد.  از آن جمله می‌توان به حمایت از روند دموکراسی‌سازی در گرجستان اشاره کرد که یکی از شیوه‌های اعمال قدرت نرم امریکا در این کشور بوده است.


 به نظر می‌رسد با توجه به تداوم سردی روابط بین ایران و امریکا، حضور همه‌جانبۀ فرهنگ امریکایی توانسته است از تأثیر حضور فرهنگی ایران بکاهد. روابط دیپلماتیک روسیه و گرجستان پس از بحران اوت 2008 میلادی و متعاقب شناسایی استقلال مناطق آبخازیا  و اوستیای جنوبی قطع شده است، بنابراین جمهوری اسلامی ایران می‌تواند با تکیه بر پیوندهای دیرینۀ تاریخی جایگاه خود را در این کشور ارتقا بخشد. اهتمام به راهبرد فرهنگی گفت‌وگوی میان دینی و تأکید بر اشتراک دیدگاه‌های دینی جامعۀ مسلمانان و ارامنه در حوزه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی می‌تواند ظرفیت‌های دیپلماسی عمومی ایران را ارتقا بخشد.


 ج) دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران در قبال جمهوری آذربایجان


شاید بتوان جمهوری آذربایجان را اصلی‌ترین بستر اعمال دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران در قفقاز جنوبی دانست. این مهم ناشی از پیوندهای تاریخی، فرهنگی، تمدنی و مذهبی دو کشور است. اما برخی مسائل قومی از جمله طرح مسئلۀ آذریابجان بزرگ، برخی موضع‌گیری‌های نسنجیده در شبکه‌های رسانه‌ای و برخی اظهار نظرهای مطرح‌شده در محافل سیاسی‌مذهبی تأثیر منفی بر روابط دو کشور داشته است. همچنین به‌رغم اشتراک مذهبی میان شیعیان ایران و آذربایجان، رویکرد سکولار مسئولان جمهوری آذربایجان و تلاش آنان برای اعمال کنترل بر مذهب و از جمله منع پوشیدن حجاب در ملأ عام برای زنان موجب رنگ‌باختن عامل اشتراک فرهنگی در روابط طرفین شده است.


 افزون بر این نقش برجستۀ ترکیه در عرصه‌های مختلف فرهنگی در جمهوری آذربایجان پس از استقلال موجب افزایش قدرت نرم این کشور در جمهوری آذربایجان شده است؛ به گونه‌ای که خود را حافظ میراث تاریخی  و فرهنگی جمهوری آذربایجان قلمداد می‌کند. تلاش ترکیه برای نمایاندن ارزش‌های ترکی، پیونددهی تاریخی، فرهنگی و زبانی و نیز افزایش عمق تاریخی و فرهنگی خود در جمهوری آذربایجان موجب خلق فرصت‌های جدیدی از نفوذ آنکارا در جمهوری آذربایجان شده است. تلاش ترکیه برای ارتقای قدرت نرم خود در جمهوری آذربایجان با اتکا به تاریخ، فرهنگ و جغرافیای خود و با تأکید بر پراکنش زبان ترکی مؤلفۀ زبان را به محور مغناطیس فرهنگی در منطقۀ قفقاز جنوبی تبدیل کرده است؛ به گونه‌ای که از این مؤلفه برای پخش برنامه‌های 24 ساعته با ایجاد شبکه‌های ماهواره‌ای مانند اوراسیا در آسیای مرکزی و قفقاز استفاده می‌کند. همچنین تأسیس مدارس ترکی در منطقۀ قفقاز جنوبی و اعطای بورس به دانشجویان آذری از جمله راهکارهای ترکیه برای متمایل‌کردن قشر تحصیل‌کرده در جمهوری آذربایجان به آن‌هاست. شبکه‌ها و سریال‌های ترکی نیز به‌عنوان قدرت نرم دیپلماسی عمومی ترکیه در قفقاز جنوبی قلمداد می‌شوند.


 لذا می‌توان اذعان داشت که جمهوری آذربایجان به‌دلیل عوامل تاریخی، سیاسی و ایدئولوژیک، میراث فرهنگی و معنوی مشترک و زبان مشترک، مهم‌ترین عرصۀ کنشگری منطقه‌ای ترکیه به شمار می‌رود. ایجاد مدارس آموزش زبان ترکی و تغییر الفبای سیریلیک به لاتین و نیز فعالیت گروه‌های مذهبی و رسانه‌ای ترک در جمهوری آذربایجان، همگی برای جذب جمهوری آذربایجان به رویکرد


ایران باید راهبرد موازنه را در دیپلماسی عمومی خود در پیش گیرد، یعنی به‌رسمیت‌شناختن تک‌تک رقبای خود در عین پذیرابودن وزن هر یک از کشورهای قفقاز جنوبی به‌عنوان کشورهای مستقلسکولار و متمایل‌سازی مردم آن به ظاهر پیشرفتۀ ترکیه طراحی شده است. انعقاد پروتکل مبادلات علمی‌فنی و فرهنگی در 10 ژانویۀ 1990 بین ترکیه و آذربایجان و همکاری‌های علمی میان ترکیه و جمهوری آذربایجان، تبادل اساتید، دانشجویان و دانش‌آموزان و تبادل هنرمندان، خوانندگان و گروه‌های محلی، برگزاری جشنواره‌های هنری و فیلم و روابط گردشگری نقش عمده‌ای در بازیگری فعال ترکیه در حوزۀ فرهنگی جمهوری آذربایجان داشته است.


 این مهم موجب شده است که به‌رغم آنکه جمهوری آذربایجان جزئی از قلمرو ایران فرهنگی محسوب می‌شود، ترکیه بتواند نقش مؤثرتری در حوزۀ دیپلماسی فرهنگی در قبال این کشور در راستای منافع غرب و با احیای رقابت دیرینه و تاریخی با ایران ایفا کند و عملاً مانع از بهره‌برداری ایران از ظرفیت‌های فرهنگی خود در دیپلماسی عمومی در قبال جمهوری آذربایجان شود. اثرات نامطلوب مجموعه‌ای از مشکلات امنیتی و سیاسی و حتی تاریخی و قومی در روابط طرفین در کنار عملکرد مؤثرتر دیپلماسی فرهنگی ترکیه در جمهوری آذربایجان، عرصه را بر دیپلماسی عمومی ایران در قبال باکو تنگ کرده است. باوجوداین ایران همچنان رقیبی جدی برای ترکیه در حوزه‌های فرهنگی آذربایجان محسوب می‌شود. اهتمام مردم جمهوری آذربایجان به تبعیت از مرجعیت تشیع، جذابیت فرهنگی و تمدنی ایران برای مردم جمهوری آذربایجان و توجه به ایران به‌عنوان یکی از مقاصد گردشگری زمینه‌هایی مطلوب برای قدرت نرم ایران در این کشور همسایه قلمداد می‌شود. افزون بر این، با عملیاتی‌شدن خط راه‌آهن آستاراآستارا در مرز ایران و جمهوری آذربایجان این امید تقویت شده که علاوه بر توسعۀ زیرساخت‌های ترانزیتی کریدور شمال‌جنوب، پیوندهای  فرهنگی مردم دو کشور بیش از پیش افزایش یابد.


 مبحث دوم: الزامات و راهکارهای فراروی دیپلماسی عمومی ایران در قفقاز جنوبی


با عنایت به ملاحظات و نکاتی که در بخش قبلی به آن اشاره شد، شایسته است به منظور ارتقای دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران در منطقۀ قفقاز جنوبی الزامات و راهکارهای زیر مد نظر قرار گیرد.


 الف) الزامات


۱.  اتخاذ رویکرد کلان تمدنی به دیپلماسی عمومی


رویکرد تمدنی با برخورداری از ویژگی چندبعدی و چندوجهی، بر معرفی اندیشه، فرهنگ و تمدن اسلامی بر پایۀ عناصر بومی، توجه به قدرت نرم‌افزاری، خلاقیت، نوآوری و ارائۀ اندیشه‌های جذاب، عملی، کارآمد و مجاب‌کنندۀ خردها استوار است. مفهوم‌سازی، گفتمان‌سازی، تصویرسازی، توجه به اندیشه‌پردازی و تولید دانش، ارائۀ تصویری دلپذیر از نظام و ارزش‌های انقلاب اسلامی، به‌ویژه الگوی مردم‌سالاری دینی و معرفی اسلام ناب و عقلانی در زمرۀ شاخص‌های رویکرد تمدنی به دیپلماسی عمومی به شمار می‌آید.


بر این اساس، لازم است که مردم مسلمان منطقه ریشه‌های فرهنگی خود را دوباره بازیابند، شخصیت‌های مشترک چون نظامی گنجوی به جای اینکه محل اختلاف باشند به‌عنوان سرمایه‌های معنوی و فرهنگی منطقه قلمداد شوند و قلمروی همگرایی فرهنگی را بدون نزاع دربارۀ ملیت و زبان مشاهیر، در جغرافیای اوراسیا، گسترش و توسعه دهند. باید اندیشیده شود که چگونه می‌توان از این میراث بزرگ فرهنگی برای نوآفرینی تمدن اسلامی استفاده کرد، به گونه‌ای که پیوندهای فرهنگی میان جمهوری اسلامی ایران و این منطقه تحکیم و تثبیت یابد.


 این در حالی است که پافشاری بر رویکرد ایدئولوژیک موجب می‌شود که در فضای «خلأ راهبردی»، ایران بیشتر انرژی خود را صرف فعالیت‌های روبنایی و پرهزینه، بدون تضمین بازگشت سود حاصل از آن، کند. همچنین ممکن است این گمان را در میان مردم قفقاز جنوبی تقویت کند که ایران با این فعالیت‌ها در صدد آن است که مجدداً این کشورها را بدون اهتمام به عنصر رضایتمندی تحت سیطرۀ خود درآورد.


گرچه این تصور سالبه به انتفاء موضوع است لیکن مناسب است به جای اینکه تلقی برنامه‌ریزی آرمان‌گرایانه به وجود آید، به گونه‌ای رفتار شود که نوعی توازن و تعادل میان آرمانخواهی و واقع‌بینی درک شود، به گونه‌ای که آرما‌ن‌ها و واقعیت‌ها در کنار یکدیگر دیده شوند. لذا رویکرد تمدنی به این معناست که همۀ کشورهای وارث میراث تمدنی موسوم به حوزۀ فرهنگی نوروز در نوعی همزیستی منطقه‌ای گردهم آیند، با یکدیگر در جهت هم‌افزایی فرهنگی همراه شوند و زمینه‌های تقویت همکاری‌های منطقه‌ای را استحکام بخشند.


 ۲ .تأکید بر دیپلماسی آشکار رسانه‌ای


شایسته است از دیپلماسی مبتنی بر پنهانکاری و تلاش برای پوشاندن واقعیت‌ها پرهیز شود؛ زیرا دیر یا زود اطلاعات محرمانه آشکار خواهد شد. لذا با عنایت به توسعۀ کارکرد رسانه‌های گروهی در جامعۀ معرفتی و دانش‌بنیان کنونی، توجه به عنصر شفافیت اطلاعات و اهتمام به کاربست زبان مناسب در ارسال پیام‌ها بر پایۀ غنای برهان و قدرت استدلال و اقناع می‌تواند موجب افزایش


ایفای نقش میانجیگری در جهت حل‌وفصل مناقشات و بحران‌های منطقه‌ای از جمله بحران قره‌باغ می‌تواند زمینه‌های کاربست دیپلماسی موفق عمومی را فراهم آورداعتبار نزد مخاطبان عام و خاص و نیز اقبال فزایندۀ افکار عمومی کشورهای هدف شود. لزوم مدیریت تصویر برای بازسازی روابط ذهن‌عین و تبیین دیدگاه‌ها، فضاسازی و تصویرسازی با بهره‌گیری از رسانه‌های جمعی و فضای مجازی مبتنی بر ارتباطات شبکه‌ای، رفع سوء‌تفاهم‌ها، تصحیح و پالایش سوء‌برداشت‌ها و اصلاح چهرۀ کشور نزد مخاطبان کشور هدف از ابزارهای مؤثر کشورمان در دیپلماسی عمومی در حوزۀ قفقاز جنوبی قلمداد می‌شود.


 ۳. تقویت دیپلماسی مشارکتی


از جمله راهکارهای مشارکتی فراروی دیپلماسی عمومی ایران در قفقاز جنوبی عبارت‌اند از: افزایش بهره‌گیری از سازمان‌های غیردولتی و مردم‌نهاد، ایجاد هماهنگی بین بخش‌های مختلف غیردولتی با حوزه‌های دولتی و دیپلماتیک، اهتمام به همکاری و تعامل تشکل‌های مردم‌نهاد، نهادهای واسط مدنی، بخش خصوصی و دولتی در ارتقای تعاملات با همسایگان، اهتمام به حلقه‌های غیررسمی، توسعۀ فعالیت نخبگان دانشگاهی در چهارچوب دیپلماسی مسیر دو، و فراهم‌سازی آزادی عمل بیشتر برای فعالیت‌های قانونمند سازمان‌های مردم‌نهاد به منظور مدیریت پویا و چندمرکزی تحولات.


 ۴. دیپلماسی چندبعدی


از جمله شاخص‌های دیپلماسی عمومی موفق عبارت‌اند از: تلاش برای برقراری توازن بین جنبه‌های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در حوزۀ سیاست خارجی و پرهیز از نگرش استعلایی و استیلایی به سیاست و  لزوم اتخاذ رویکردی متوازن و همسنگ بین حوزه‌های مزبور در عین اهتمام ویژه به حوزۀ فرهنگ و توجه فزاینده به سیاست سفلی، به‌ویژه موضوعات اجتماعی و فرهنگی؛ بنابراین راهبردهای فرهنگی در حوزۀ قفقاز جنوبی، به‌دلیل اهمیت فرهنگ، نباید تابع نگاه سیاسی دولت به منطقه یا متأثر از روابط راهبردی امنیتی با بازیگران منطقه‌ای باشد؛ ازاین‌رو پرهیز از سیاست‌زدگی دیپلماسی عمومی به‌عنوان رویکرد عمدۀ سیاست خارجی ایران در حوزۀ قفقاز جنوبی قلمداد می‌شود.


۵. دیپلماسی مبادله


رویکردهایی از قبیل دیپلماسی شهروندی، دیپلماسی گردشگری، تبادلات فرهنگی و دانشگاهی در چهارچوب دیپلماسی آکادمیک، روابط پایدار با نخبگان دانشگاهی در چهارچوب دیپلماسی مسیر دوم، اعزام دانشجو، پذیرش یا اعطای بورس‌های تحصیلی، برگزاری کارگاه‌های آموزشی، تقویت فرایند ارتباطات میان فرهنگی، برگزاری انواع جشنواره‌های هنری، همایش‌ها و سمینارهای فرهنگی، این پیامد را در بر دارد که نخبگان کشورهای منطقه خود به اشاعه‌گران  و ترویج‌کنندگان فرهنگ و تمدن غنی ایرانی تبدیل شوند؛ بنابراین توجه به مخاطبان فرهیخته براساس برنامه‌های مبادله‌های علمی، دانشگاهی، فرهنگی و هنری، سرمایه‌گذاری در بخش گردشگری، برگزاری جشنواره‌های فرهنگی، حلقه‌های فیلم و برنامه‌ریزی متناسب با ذائقۀ فرهنگی مردم به منظور برقراری پیوند باطنی بیشتر با مخاطبان موجب تغییر ذهنیت مردم قفقاز جنوبی دربارۀ جمهوری اسلامی ایران فراهم می‌آورد و آنان را به سوی تصویری ایجابی رهنمون می‌سازد.


 ۶. هماهنگ‌ سازی ساختاری و کارکردی


لزوم انسجام و کارآمدی سیاست‌ها و فعالیت‌های فرهنگی در قفقاز ایجاب می‌کند که از نظر ساختاری نوعی هماهنگی بین نهادهای مؤثر در عرصۀ دیپلماسی عمومی برقرار شود. در زمرۀ کارگزاران دیپلماسی عمومی می‌توان به این نهادها اشاره کرد: وزارت امور خارجه، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، کمیتۀ امداد امام خمینی (ره)، معاونت بین‌الملل حوزه‌های علمیه، جامعه المصطفی العالمیه (ص)، سازمان تبلیغات اسلامی و مجمع جهانی اهل بیت (ع).


در این زمینه، شایسته است نوعی هماهنگی نسبی بین فعالیت کارگزاران متکثر دیپلماسی عمومی برقرار شود. در این راستا به منظور هماهنگ‌سازی کارکردی بین مراکز تصمیم‌گیری در حوزۀ دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران، پیشنهاد می‌شود نسبت به تشکیل شورای عالی دیپلماسی عمومی زیر نظر رئیس‌جمهور و با حضور نهادهای ذی‌ربط به منظور سیاستگذاری کلان و هماهنگ‌سازی عملکردی و پرهیز از سیاست چندجزیره‌ای اقدام شود. در واقع، شایسته است دیپلماسی عمومی ایران در قفقاز جنوبی بر تلاش برای هم‌افزایی میان نیروها و سازمان‌ها (با توجه به تعدد مراکز تصمیم‌گیرنده و ناهماهنگی میان این مراکز) متمرکز شود تا از رهگذر مدیریت فرهنگی منسجم در حوزۀ دیپلماسی فرهنگی و تمدنی و بازمهندسی ظرفیت‌های فرهنگی و تمدنی، زمینه‌های انبساط سیستمی و انعطاف کارکردی در دیپلماسی عمومی کشورمان فراهم آید.


 ۷. سیاست توازن‌ بخشی


ایران باید راهبرد موازنه را در دیپلماسی عمومی خود در پیش گیرد، یعنی به‌رسمیت‌شناختن تک‌تک رقبای خود در عین پذیرابودن وزن هر یک از کشورهای قفقاز جنوبی به‌عنوان کشورهای


برخی موانع قانونگذاری، اجرایی و بوروکراتیک، هم‌زمان با نقش‌آفرینی بازیگران رقیب از جمله حضور فرهنگی روسیه در ارمنستان، امریکا در گرجستان و ترکیه در جمهوری آذربایجان موجب تلاش رقبا برای به‌حاشیه‌راندن جمهوری اسلامی در معادلات فرهنگی منطقه و تنگ‌شدن عرصه بر اعمال مؤثر دیپلماسی عمومی ایران شده استمستقل. لزوم اتخاذ روابط سیاسی متعادل، برابر و متوازن با هر سه کشور قفقاز جنوبی، ایجاب می‌کند که ایران در  سیاست خارجی خود در صدد حفظ توازن با سه قدرت مؤثر منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای و نیز اتخاذ رویکرد و رفتاری متوازن در سیاست خارجی بر اساس مدیریت هوشمند و متعادل در مناسبات با کشورهای این منطقه بر اساس سیاست یکپارچگی و توازن‌بخشی برآید. مثلاً می‌توان به اتخاذ رویکردی متوازن، منطقی و مداوم در قبال ارمنستان و جمهوری آذربایجان اشاره کرد.


 ب) راهکارها


 منطقه‌گرایی نوین


منطقه‌گرایی نوین به معنای اهتمام به تسهیل مبادلات و حذف موانع حقوقی و گمرکی در تعاملات کشورهای منطقه در عین گشودگی بازارهای منطقه به سوی بازارهای خارجی در چارچوب راهبرد برونگرایی درون‌زا می‌تواند زمینۀ کاربست دیپلماسی عمومی موفق را، بر اساس اعتمادسازی متقابل، فراهم آورد. نومنطقه‌گرایی بر پایۀ مواردی استوار است که عبارت‌اند از: پذیرش هنجارهای مشترک، پرهیز از اختلافات قومی و فرهنگی، دوری‌جستن از تفکرات ناسیونالیستی افراطی، مشارکت سازنده در تصمیم‌گیری‌های منطقه‌ای، اهتمام به کثرت ارتباطات و مبادلات، تحرک و مشارکت در همکاری‌های فرهنگی و گسترش روابط حسن همجواری با همسایگان بر اساس تنش‌زدایی. نومنطقه‌گرایی می‌تواند زمینه را برای تقویت «میان‌منطقه‌گرایی نوین» از رهگذر گسترش تعاملات میان‌منطقه‌ای بر اساس سیاست مقیاس فراهم آورد.


 نقش‌آفرینی مؤثر در حل مسالمت‌آمیز بحران‌های منطقه‌ای و ایجاد امنیت پایدار


ایفای نقش میانجیگری در جهت حل‌وفصل مناقشات و بحران‌های منطقه‌ای از جمله بحران قره‌باغ می‌تواند زمینه‌های کاربست دیپلماسی موفق عمومی را فراهم آورد. رویکرد عقلانی و هوشمندانه به گونه‌ای که پاسخگوی الزام‌های ژئوپلیتیک کم‌نظیر ایران در منطقۀ پرآشوب قفقاز جنوبی باشد، می‌تواند این اطمینان را در کشورهای منطقه ایجاد کند که ایران به‌عنوان بازیگری ثبات‌ساز نقش فعالی در تضمین امنیت پایدار منطقه ایفا می‌کند. استفاده از سازوکارهای چندجانبه برای برقراری تعادل و پاسخگویی به نیازهای متقابل، همزمان با برخورداری از اعتبار دیپلماتیک، می‌تواند زمینۀ فعال‌سازی فزایندۀ دیپلماسی عمومی ایران را در منطقه فراهم کند.


 اعتمادسازی


با عنایت به اینکه تقویت اعتماد در منطقه مستلزم عمل به تعهدات و توافق‌نامه‌های فرهنگی امضاشده است، عمل کشورها به تعهدات خود در چارچوب موافقت‌نامه‌های قانونی می‌تواند بستری مناسب را برای اثربخشی دیپلماسی عمومی فراهم آورد.


 جامع‌نگری


کاربست موفق دیپلماسی عمومی در قفقاز نیازمند برخورداری از نگاهی جامع و فراگیر به تحولات این منطقه است. داشتن نگاه جامعه‌شناختی، شناخت صحیح و واقع‌بینانه از منطقه و نیز درک و بینش ژرف نسبت به عمق تحولات قفقاز موجب کاربست متغیرهای راهبردی برای پشتیبانی سیاست‌های فرهنگی درون‌زا می‌شود.


 ارتباطات در خدمت دیپلماسی عمومی


جمهوری آذربایجان اقدام به توسعۀ راه‌آهن تا آستارا و مرز ایران کرده است و در این نقطه پایانه‌ای را احداث کرده است، با توجه به این موضوع به نظر می‌رسد که کریدورهای ترانزیتی می‌تواند به‌عنوان شبکه‌های ارتباطی زمینه‌های همگرایی و هم‌افزایی فرهنگی را فراهم آورد. استفاده از قفقاز به‌عنوان مکمل راهگذر شمال‌جنوب و بهره‌گیری از امکانات نوین ارتباطی، استانداردهای مواصلاتی و فناوری‌های نوین الکترونیکی موجب تقویت راهبردهای تعاملی و همکاری‌جویانه می‌شود.


 نتیجه‌گیری


با عنایت به آنچه گذشت می‌توان دریافت که وجود پشتوانۀ تاریخی، اشتراکات فرهنگی، تمدنی و مذهبی و علقه‌های اجتماعی مردم منطقه به فرهنگ و تمدن ایران بیانگر فراهم‌بودن بسترهای مناسب برای فعال‌کردن دیپلماسی عمومی ایران در قفقاز جنوبی است.


برخی موانع قانونگذاری، اجرایی و بوروکراتیک، هم‌زمان با نقش‌آفرینی بازیگران رقیب از جمله حضور فرهنگی روسیه در ارمنستان، امریکا در گرجستان و ترکیه در جمهوری آذربایجان موجب تلاش رقبا برای به‌حاشیه‌ راندن جمهوری اسلامی در معادلات فرهنگی منطقه و تنگ‌شدن عرصه بر اعمال مؤثر دیپلماسی عمومی ایران شده است، به نحوی که فرصت‌های موجود برای دیپلماسی فرهنگی ایران در قفقاز جنوبی به چالش کشیده شود، اما واقعیت آن است که پیوندهای فرهنگی و تمدنی ایران و قفقاز موجب شده کشورهای رقیب نتوانند به‌طور کامل ایران را از مدار فرهنگی منطقه دور سازند.


لذا شایسته است رویکرد تمدنی در دیپلماسی عمومی ایران تقویت شود، دیپلماسی چندبعدی و همه‌جانبه در پیش گرفته شود، به تعاملات درون و میان منطقه‌ای توجه بیشتری شود،  از تأثیرگذاری عوامل ثالث بر روابط دوجانبۀ ایران با کشورهای قفقاز جنوبی جلوگیری شود، در جهت رفع ابهام‌ها و سوء‌تفاهم‌ها تلاش فزاینده صورت پذیرد، دیپلماسی بردبرد و متوازن با درک منافع سایر بازیگران در پیش گرفته شود و در چهارچوب راهبرد تعامل سازنده نسبت به برنامه‌ریزی صحیح و هدفمند برای بهره‌برداری از ظرفیت‌ها، مزیت‌ها و شرایط خاص منطقۀ قفقاز اقدام شود.


نویسنده: دکتر محمدرضا دهشیری، دانشیار علوم سیاسی دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه


منبع: شبکه مطالعات سیاستگذاری عمومی، دوشنبه 21 اسفند 1396


1043

. انتهای پیام /*

دیدگاه ها و نظرات

برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.
مسئولیت نوشته‌ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.
فرستنده: *  
پست الکترونیک:
نظر:
 
کد امنیتی:
ارسال

 
 

تازه ترين مطالب