web
stats
سال 96 و جهان در آشوب
en کد مطلب: 52076 | تاریخ مطلب: 1397/01/18
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

سال همکاری، رقابت و تعارض

سال 96 و جهان در آشوب

ابراهیم متقی استاد دانشگاه معتقد است: انگیزه ترامپ و گروه محافظه کاران در سیاست خارجی آمریکا برای مقابله و محدودسازی قدرت ایران پایان نخواهد داشت. دیپلماسی آمریکایی را می توان به عنوان بخشی از ساز وکارهایی دانست که زمینه اعمال محدودیت های راهبردی بیشتر علیه ایران را امکان پذیر می سازد.

سال 96 و جهان در آشوب

سال 1396 شاهد تداوم نشانه های بحران، بی ثباتی و تعارض در فضای منطقه ای و بین المللی بودیم. امنیت سازی در شرایط بحران، کار دشوار و پرمخاطره ای خواهد بود. علت اصلی تداوم بحران را باید در بی ثباتی های سیاسی و تغییراتی دانست که محیط منطقه ای با آ ن روبه رو شده است.


بسیاری از نشانه های سال های قرن 21 با دوران بعد از جنگ اول جهانی هماهنگی دارد؛ دورانی که «هالت کار» از آن به عنوان سال های بحران نام برد. بخش قابل توجهی از فرآیندهای بحران ساز منطقه ای و بین المللی در حوزه خاورمیانه عربی و آسیای جنوب غربی قرار دارد.


طبیعی است که چنین نشانه هایی به گونه اجتناب ناپذیر بر فرآیند کنش دیپلماتیک و راهبردی سیاست خارجی ایران تاثیر به جا می گذارد. اصلی ترین موضوعاتی که حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی ایران در سال 1396 را تحت تاثیر قرار داد، می توان از موضوعاتی همانند بحران امنیتی سوریه، افول مرحله ای داعش در سوریه و عراق، ناکامی دونالد ترامپ برای خروج ازبرجام، اعمال تحریم های اقتصادی جدید علیه ایران در چارچوب قانون کاتسا، چندجانبه گرایی ایران، روسیه و ترکیه در روند مقابله با داعش، تداوم تضادهای ایران و عربستان، رفراندوم دراقلیم کردی و در نهایت می توان از ورود ایالات متحده به فضای «براندازی ساختار سیاسی ایران» در برابر الگوی پیشین معطوف به «تغییر رفتار ایران» یاد کرد. هر یک از موضوعات یاد شده، زمینه های افزایش بحران و تضادهای دیپلماتیک  راهبردی کشورهای منطقه ای را اجتناب ناپذیر و فراگیر می سازد.


1. تداوم محدودیت های اقتصادی و راهبردی ایالات متحده علیه ایران


دونالد ترامپ در سال 1396 تمامی تلاش خود را برای اعمال فشارهای سیاسی، امنیتی و راهبردی علیه ایران به کار گرفت. ترامپ در صدد بود تا محدودیت های جدیدی را در ارتباط با قابلیت های موشکی و موقعیت منطقه ای ایران اعمال کند. اگرچه برخی از دیپلمات ها و مقامات اجرایی ایران امیدوار بودند که تضادهای راهبردی آمریکا با ایران کاهش یابد، اما واقعیت های رفتاری آمریکا در پاییز و زمستان 1396 بیانگر روابطی سرد و محدودیت های پایان ناپذیر ایالات متحده در برخورد با ایران بوده است.


انگیزه ترامپ و گروه محافظه کاران در سیاست خارجی آمریکا برای مقابله و محدودسازی قدرت ایران پایان نخواهد داشت. دیپلماسی آمریکایی را می توان به عنوان بخشی از سازوکارهایی دانست که زمینه اعمال محدودیت های راهبردی بیشتر علیه ایران را امکان پذیر می سازد. اگر الگوی رفتاری و ادبیات سیاسی آمریکا در دوران باراک اوباما نشانه هایی از«صلح سرد» را منعکس می کرد در دوران دونالد ترامپ واقعیت های نهفته در قالب «جنگ سرد» خود را بازنمایی کرده است.


جنگ سرد ایجادشده در روابط آمریکا با ایران بسیاری از ویژگی ها و نشانه های «رویارویی صلح آمیز» که الگوی رفتاری آمریکا در چهار دهه گذشته بوده را منعکس می سازد. اگرچه نشانه های تضاد در روابط آمریکا و ایران ماهیت پردامنه داشته اما چنین تضادهایی در دوران دونالد ترامپ به گونه قابل توجهی انعکاس بیشتری پیدا کرده است. ترامپ را می توان در زمره پدیده هایی دانست که واقعیت های نهفته رفتار سیاسی و سیاست خارجی کشورها را آشکار می سازد.


همکاری های ترامپ، اسرائیل و عربستان، عامل اصلی گسترش جنگ سرد آمریکا علیه ایران محسوب می شود. هر یک از کارگزاران اجرایی و راهبردی ایالات متحده همانند رکس تیلرسون، جیمز متیس، جیمز دانفورد و مایکل پومپئو را می توان به عنوان نمادهایی از تفکر راهبردی ترامپ دانست که در مقابله با ایران شکل گرفته است.


انتشار سند امنیت ملی آمریکا در دسامبر2017 نشانه هایی از افزایش تضاد علیه ایران را منعکس می سازد. در سند امنیت ملی ترامپ، الگوی رفتار ایالات متحده مبتنی بر نشانه هایی از موازنه منطقه ای ایران در سیاست امنیتی ترامپ بوده است.


در چنین شرایطی آمریکا تلاش دارد تا موقعیت خود را از طریق ائتلاف منطقه ای علیه ایران ارتقا دهد. رویکرد منطقه ای کارگزاران سیاست خارجی ترامپ، زمینه لازم برای محدودسازی ایران را به وجود آورده است. اگر افرادی همانند عادل احمد عبدالجبیر و نتانیاهو از ادبیات تهاجمی علیه سیاست منطقه ای ایران و در چارچوب کنفرانس امنیتی مونیخ فوریه 2018 بهره گرفته اند، علت آن را باید در چگونگی تعامل با کارگزاران سیاست خارجی، امنیتی و راهبردی آمریکا در برخورد با «ایران منطقه ای» دانست.


محور اصلی محدودیت های اعمال شده آمریکا علیه ایران در قالب توانمندی موشکی جمهوری اسلامی و همچنین نقش راهبردی ایران در محیط منطقه ای تفسیر و تبیین می شود. در این فرآیند، وزرای دفاع و امورخارجه آمریکا، بیشترین ادبیات مقابله جویانه در راستای محدودیت های راهبردی علیه ایران را به کار گرفته اند.


در این فرآیند، اگرچه رکس تیلرسون رویکرد عمل گرایانه ای نسبت به موضوعات راهبردی خواهد داشت، اما این امر صرفا به عنوان بخشی از سیاست امنیتی آمریکا نسبت به ایران تلقی خواهد شد. طبیعی است که روندهای مربوط به سیاست تحریم و دیپلماسی اجبار دونالد ترامپ در تمامی سال 1396 علیه ایران تداوم یافته است.



2. تداوم دیپلماسی و تحرک دیپلماتیک ایران برای پایان دادن به تحریم ها


اگرچه ساختار دیپلماتیک ایران تلاش قابل توجهی برای پایان دادن به تحریم های هسته ای ایران در چارچوب برنامه جامع اقدام مشترک به انجام رسانده اند ، اما واقعیت آن است که ایالات متحده و حتی کشورهای اروپایی تمایل چندانی برای پایان دادن به تحریم ها علیه ایران ندارند. همواره مقام های اجرایی و سیاست خارجی کشورهای اتحادیه اروپا به این موضوع اشاره دارند که از چارچوب کلی برجام حمایت به عمل می آورند، اما چنین فرآیندی هیچ گونه نتیجه مطلوبی برای اهداف راهبردی ایران ایجاد نکرده است.


در این فرآیند معاون سیاسی وزیر امور خارجه ایران در مذاکرات سیاسی با انگلیس و در «چتم هاوس» به این موضوع اشاره داشت که اگر برجام مطلوبیتی برای پایان دادن به تحریم ها برای ایران نداشته باشد، در آن شرایط ایران در سیاست خود نسبت به برجام تجدیدنظر خواهد کرد. بیان چنین رویکردی بیانگر نشانه هایی از ناامیدی و ابهام نسبت به سیاست عمومی آمریکا و اروپا در ارتباط با ایران خواهد بود.


اگرچه ایران هدف اصلی خود از دیپلماسی هسته ای را پایان تحریم ها می داند، اما آمریکایی ها و اروپایی ها با تاکید بر اولین پاراگراف طرح اقدام مشترک، به این موضوع اشاره دارند که «هدف این مذاکرات دستیابی به راه حل جامع بلندمدت مورد توافق طرفین است که اطمینان یابد برنامه هسته ای ایران منحصرا صلح آمیز باقی خواهد ماند و ایران هرگز به دنبال دستیابی یا گسترش هیچ گونه سلاح هسته ای نخواهد بود.» چنین انگاره ای منجر به تداوم سازوکارهای محدودسازی قدرت ایران در فضای سیاست بین الملل گردیده است.


الگوی رفتاری اروپا را می توان نشانه ای از حمایت و همکاری های فراگیر از سیاست عمومی آمریکا دانست. اگرچه آمریکا و اروپا در ارتباط با برجام اختلاف نظر دارند اما آنان برای محدودسازی قدرت و قابلیت های ایران، از انگاره های نسبتا یکسانی برخوردارند. تلاش دیپلماتیک ایران هنوز نتوانسته زمینه پایان دادن به تحریم های مالی و بانکی برای افزایش تحرک راهبردی ایران در فضای جهانی را امکان پذیر سازد.


3. ائتلاف تاکتیکی ایران و روسیه در بحران منطقه ای


در سال 1396 همکاری های تاکتیکی ایران و روسیه منجر به نتایج راهبردی در سوریه گردید. ایران و روسیه بدون همکاری یکدیگر نمی توانستند معادله قدرت جهت بازسازی ساختار سیاسی سوریه را ترمیم و کنترل نمایند.


نقش یابی بازیگرانی همانند روسیه در محیط امنیت منطقه ای از این جهت اهمیت دارد که زمینه های لازم برای تغییر در معادله قدرت را به وجود می آورد. محوریت اصلی سیاست راهبردی روسیه را باید بهینه سازی موقعیت ژئوپلیتیکی کشور از طریق فضای سیاست منطقه ای به ویژه سوریه دانست.


در این فرآیند، تحرک ژئوپلیتیکی ایران برای مقابله با گروه های بنیادگرا همانند داعش و شبه داعش در تاریخ امنیت منطقه ماهیت منحصربه فردی دارد.


روسیه در شرایطی وارد بحران امنیتی خاورمیانه و سوریه شد که نیروهای گریز از مرکز به همراه بازیگران منطقه ای موازنه قدرت را تغییر دادند. اگر روسیه در روند بحران امنیتی خاورمیانه نیروی هوایی خود را وارد منازعات منطقه ای نمی کرد، معادله قدرت در سوریه به گونه ای تغییر می یافت که آینده خاورمیانه، اروپا، آسیای مرکزی و قفقاز را شبح بنیادگرایی سلفی شکل می داد.


در تفکر چندجانبه گرایی پوتین، نشانه هایی از مشارکت راهبردی با ایران در جهت مقابله با یکجانبه گرایی بین المللی مشاهده می شد. پوتین به ایده «چندجانبه گرایی » به عنوان یک رویکرد کلان نسبت به محیط خارجی می نگرد.


باتوجه به چنین فرآیندی می توان تاکید داشت که همکاری های ایران و روسیه ماهیت منطقه ای، تاکتیکی و عملیاتی دارد. چنین نشانه هایی از همکاری های دفاعی و امنیتی را می توان به عنوان پاسخی نسبت به تهدیدات فراروی کشورهایی همانند ایران و روسیه تلقی کرد. ایران و روسیه گروه های تکفیری و داعش را به عنوان نیروهای برهم زننده ثبات منطقه ای دانسته و تلاش کردند تا شکل جدیدی از روابط همکاری جویانه برای مقابله با تهدید مشترک را در دستورکار قرار دهند.


همکاری های تاکتیکی ایران و روسیه، منجر به افزایش حمایت نسبی مقامات دیپلماتیک و راهبردی این کشور از ایران در فضای سیاست بی نالملل گردید. در سال 1396 روابط ایران و روسیه به گونه تدریجی ارتقا پیدا کرده و از سطح عملیاتی و تاکتیکی، به عرصه های سازنده تری رسیده است. به طور مثال در روند آزمایش موشکی فوریه


2017 ایران، مقام های آمریکایی به ویژه وزیر دفاع و مشاور امنیت ملی ایالات متحده، واکنش جدی نشان دادند، درحالی که لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه به این موضوع اشاره داشت که فعالیت موشکی ایران نقض قطعنامه 2231 محسوب نمی شود.


در حالی که وزرای امورخارجه کشورهای اروپایی و مقامات امنیتی آمریکا بر ضرورت تحریم های جدید علیه ایران برای محدودکردن فعالیت های موشکی جمهوری اسلامی تاکید کردند.



4. راستی آزمایی هسته ای و گزارش های آمانو از شفافیت هسته ای ایران


آخرین گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی در ارتباط با پایبندی ایران به برنامه جامع اقدام مشترک در فوریه 2018 منتشر شد. در تمامی گزارش های آژانس، همواره بر مشارکت و تایید برنامه های هسته ای ایران براساس برنامه جامع اقدام مشترک تاکید شده است.


اگرچه نیکی هیلی، نماینده آمریکا در سازمان ملل تلاش های زیادی به انجام رساند تا بر گزارش آمانو تاثیر به جا گذارد، اما واقعیت های موجود بیانگر آن است که سفر 26 آگوست 2017 نیکی هیلی به وین و رایزنی های هیأت آمریکایی نتوانست تاثیری در سیاست عمومی آژانس بین المللی انرژی اتمی به جا گذارد. ایران، آمریکا و اروپا در سال 1396 از ادبیات اتهامی علیه یکدیگر در ارتباط با برجام بهره گرفته اند.


اگرچه برخی به این موضوع توجه دارند که اروپا در برابر آمریکا مقاومت می کند، اما فشارهای بین المللی ترامپ، الگوی جدیدی از کنش رفتاری کشورهای اروپایی در رابطه با برجام را به وجود آورده است.


فرانسه طرح جدید 25 ساله برای کنترل قابلیت هسته ای و موشکی ایران را ارائه داده است. بر اساس چنین نگرشی، هرگونه کنش بین المللی برای محدودسازی قدرت و قابلیت راهبردی ایران می تواند ماهیت دومینو داشته باشد.


آنچه را که دونالد ترامپ از آن به عنوان نادیده گرفتن روح برجام توسط ایران نام می برد، مبتنی بر نشانه ها و اندیشه امنیت جامع است. نگرشی که تلاش دارد تا موضوعات منطقه ای و قابلیت موشکی ایران را نیز در فضای مذاکرات راهبردی قرار دهد.


فرآیندهای بین المللی موجود بیانگر این واقعیت است که فشار سیاسی و افکار عمومی بین المللی علیه ایران در دوران بعد از برجام کاهش پیدا نکرده است.


بسیاری از کارگزاران دیپلماسی هسته ای به این موضوع اشاره داشته اند که آنان درصدد غیرامنیتی کردن ایران هستند. فضای غیرامنیتی کردن در ادبیات راهبردی و روابط بین الملل به معنای آن است که تهدید و رویارویی چندانی علیه ایران ایجاد نشود. در حالی که الگوی رفتاری ایالات متحده نشانه هایی از تعلل در پایان دادن به تحریم ها و اعمال تهدیدات جدیدی علیه ایران را منعکس کند.


گزارش کمیسیون امنیت ملی در اوایل شهریور 1396 نشان می دهد که برجام نتوانسته تاثیر موثری در پایان دادن به تحریم های پولی، مالی و بانکی ایجاد کند. باتوجه به چنین فرآیندی است که دو سال بعد از تصویب و اجرایی شدن برنامه جامع اقدام مشترک، نه تنها تحریم های راهبردی فراروی ایران کاهش پیدا نکرده، بلکه به گونه قابل توجهی نیز افزایش یافته است. علت چنین وضعیتی را باید در ذات معادله قدرت، امنیت و معاهدات حقوقی دانست.


5. افزایش تضادهای امنیتی عربستان علیه ایران


سیاست امنیتی عربستان در سال های گذشته معطوف به مقابله امنیتی و راهبردی با جمهوری اسلامی ایران بوده است. در این فرآیند، عربستان از تمامی سازوکارهای خود برای مقابله با ایران بهره گرفته است.


همکاری با قدرت های بزرگ، خرید تسلیحاتی، سازماندهی جنگ نیابتی و بهره گیری از ادبیات تهاجمی علیه جمهوری اسلامی را می توان واقعیت های سیاست امنیتی عربستان در ارتباط با ایران دانست.


عربستان تلاش دارد تا موازنه قدرت نظامی، هویتی و عملیاتی علیه ایران را گسترش دهد. شکست داعش در سوریه و عراق، تاثیری در سیاست امنیتی عربستان به جا نگذاشته است. عربستان تلاش دارد تا روند مقابله با قدرت تاکتیکی، منطقه ای و راهبردی ایران را در دستورکار قرار دهد. چنین روندی در سال 1396 به گونه قابل توجهی گسترش یافته است. روند مقابله عربستان با سیاست های راهبردی جمهوری اسامی ایران نه تنها دارای نشانه های ایدئولوژیک است، بلکه می توان آن را براساس بسیاری از مولفه ها و شاخص های ژئوپلیتیکی نیز تبیین کرد.


عربستان در سال 1396 به سازوکارهای همکاری جویانه امنیتی مستقیم با اسرائیل مبادرت کرده و این امر را به عنوان ائتلافی برای مقابله با ایران قرار داده است. بخش قابل توجهی از خریدهای تسلیحاتی عربستان و کشورهای حوزه خلیج فارس از آمریکا در راستای تحقق «بازدارندگی نیابتی» سازماندهی شده است.


فروش شبکه های پدافند ضدموشکی تاد به همراه طیف گسترده تری از قابلیت های نظامی برای عربستان و کشورهای منطقه، می تواند نشانه هایی از بازدارندگی نیابتی یا تهدید نیابتی برای سیاست های امنیتی جمهوری اسلامی تلقی شود.


عربستان برای تحقق اهداف خود از سازوکارهایی همانند کنفرانس منطقه ریاض بهره گرفته است. اقدامات مثلث تهدید علیه ایران به عنوان بخشی از استراتژی بازی چندجانبه محسوب می شود. ارتقا ی سطح روابط و همکاری های تاکتیکی آمریکا با اسرائیل و عربستان علیه نشانگان امنیت ملی ایران، بخشی از راهبرد ترامپ برای محدودسازی نقش منطقه ای ایران محسوب می شود. هر یک از بازیگران یاد شده، خود نمادی از کنش معطوف به اقتدارگرایی، استبداد و بحران سازی را در ذات و الگوی رفتاری خود به همراه دارند.


بنابراین طبیعی به نظر می رسد که چنین ائتلافی بتواند موج های آغازین پرشتاب علیه امنیت ملی ایران را شکل دهد.


6. بازتولید راهبرد سیاسی آمریکا به ایران؛ از تغییر سیاست به تغییر ساختار


الگوی رفتاری آمریکا در برخورد با ایران و درسال های بعد از پیروزی انقاب اسامی معطوف به نشانه هایی از محدودسازی و رویارویی کم شدت بوده است.


جنگ های نیابتی همانند حمایت از عراق در حمله نظامی به ایران و حمایت از عربستان در ایجاد بحران های منطقه ای سوریه و عراق که علیه جمهوری اسلامی شکل گرفته را می توان نشانه هایی از سازوکارهای کنش آمریکا در برخورد با ایران دانست.


اگرچه تا سال 1395 سرویس های اطلاعاتی آمریکا، موضوع شورش در ایران را بررسی کرده و در نهایت به این جمع بندی رسیده اند که تحقق چنین هدفی امکان پذیر نخواهد بود، اما چنین انگاره ای در سال 1396 با تغییر مشهودی همراه شده است.


حمایت ناشیانه دونالد ترامپ از گسترش آشوب و بحران سیاسی در ایران را می توان نشانه ای از سازوکارهای سرویس های امنیتی آمریکا برای محدودسازی و مقابله با ایران تلقی کرد.


ترامپ به نماینده خود در سازمان ملل مأموریت داد تا موج جدیدی علیه ایران را شکل دهد. نیکی هیلی، نماینده آمریکا در سازمان ملل، درخواست برگزاری جلسه اضطراری برای بررسی وضعیت ایران را کرد. چنین درخواستی با واکنش بسیاری از نمایندگی های کشورهای مختلف در شورای امنیت روبه رو شد.


رئیس ماهانه شورای امنیت به این موضوع اشاره داشت که تحولات ایران هیچ تاثیری در امنیت جهانی ندارد. بنابراین از برگزاری چنین اجلاسی خودداری کرد. سخنگوی وزارت خارجه روسیه نیز پیشنهاد آمریکا برای برگزاری نشست اضطراری شورای امنیت و کمیته حقوق بشر را مضحک خواند.


7. منطقه گرایی سازنده و بازدارندگی در برابر استقلال کردستان


موضوع همه پرسی در اقلیم کردی، یکی از موضوعات اصلی سیاست خارجی ایران بوده که تاثیر خود را بر فضای منطقه ای به جا گذاشت. اجرای بوروکراتیک همه پرسی اقلیم کردی می توانست آثار و نتایج پرمخاطره ای را برای امنیت منطقه ای به جا گذارد. ایران به این موضوع واقف بود که در عصر منازعات هویتی، هرگونه بحران سازی می تواند آثار و پیامدهای خشونت باری را ایجاد کند. ایران و ترکیه با همه پرسی اقلیم کردی و اجرای آن مخالفت کرده و از سازوکارهای لازم برای کنترل بحران و خشونت بهره گرفتند.


همه پرسی شکل گرفته توسط دولت بارزانی از این جهت اهمیت دارد که باید آن را بخشی از بحران هویت در ساختار موجود عراق دانست. واقعیت های ساخت سیاسی عراق بیانگر آن است که «جنگ های قومی و هویتی» به دلیل فقدان حاکمیت مطلق دولت حاصل می شود.


اگر مطالبه گروه های کردی در عراق ادامه یابد، در آن شرایط هرگونه برگزاری رفراندوم برای جدایی کردها از سرزمین عراق، زمینه های سیاسی و اجتماعی لازم برای شکل گیری «دولت فروپاشیده» را به وجود می آورد. بسیاری از دولت های فروپاشیده دارای ساختارهای ضعیف بوده که به موجب آن نمی توانند در محیط اجتماعی و ساختاری اعمال قدرت کنند. نقش یابی گروه های هویتی و الگوی پیوند آنان با سیاست برخی از کشورهای منطقه ای و قدرت های اروپایی، تداوم روند بحران در عراق را اجتناب ناپذیر می کند.


سیاست رسمی ایران در ارتباط با استقلال کردستان از دولت عراق کاما مشخص و صریح بوده است. رهبران سیاسی ایران اعلام داشته اند که استقلال کردستان منجر به افزایش بی ثباتی های سیاسی و امنیتی در منطقه می شود. به همین دلیل است که ایران مخالفت دیپلماتیک خود را اعلام داشته و بر اساس چنین رویکردی، زمینه برای سفر رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران به ترکیه فراهم شد. محور اصلی سفر هیأت عالی رتبه نظامی ایران را باید بهره گیری از تجارب مشترک با ترکیه برای مدیریت بحران و کنترل فضای سیاسی جدیدی دانست که در کردستان عراق شکل گرفته است.



نتیجه گیری


روند تحولات سیاسی، امنیتی و راهبردی سال 1396 نشان می دهد که بحران منطقه ای با ابعاد جدیدی تداوم می یابد. اگر در سال 1395 مهم ترین موضوع سال مربوط به نقش امنیتی داعش در گسترش خشونت های راهبردی بوده، اما واقعیت های موجود بیانگر آن است که در دوران پساداعش، نشانه هایی از تداوم خشونت وجود خواهد داشت. علت اصلی چنین پدیده ای را باید در نقش قدرت های بزرگ برای گسترش بحران امنیتی دانست.


حمایت عربستان از گروه های تکفیری، زمینه های لازم برای ایجاد شرایطی را به وجود آورده که جنگ های نیابتی جدید در حال گسترش است. اسرائیل در سال 1396 اقدامات نظامی خود در سوریه را گسترش داد. مقام های اسرائیلی به این موضوع اشاره دارند که منابع اطلاعاتی آنان در ایران به الگوها و سازوکارهای کنش تخریبی و انتقال اطلاعات مبادرت می کنند.


چنین فرآیندی به مفهوم آن است که ستیزش اسرائیل علیه قابلیت های تاکتیکی و راهبردی ایران در سطوح مختلفی وجود دارد. بخش قابل توجهی از اقدامات نظامی اسرائیل در سوریه مربوط به تأسیسات و قابلیت های تسلیحاتی ایران است.


شلیک موشک های ضدهوایی سوریه و سقوط یک هواپیمای اسرائیلی نشان می دهد که فضای امنیتی منطقه در آینده پیچیده تر می شود. هم اکنون اسرائیل جنگ علیه حزب الله را در وضعیت «شبیه سازی» قرار داده است.


شبیه سازی به معنای تمرین برای انجام اقدامات عملی در آینده خواهد بود.اگرچه عربستان ائتلاف محدودی را در ارتباط با ایران ایجاد کرد، اما چنین ائتلافی در سال 1396 به گونه مرحله ای گسترش پیدا کرده است. حمایت ایالات متحده از عربستان به مفهوم شکل گیری جبهه های منطقه ای علیه قابلیت های راهبردی جمهوری اسلامی ایران است.


آمریکا نه تنها در فضای منطقه ای تلاش دارد تا محدودیت های امنیتی علیه ایران ایجاد کند، بلکه تلاش دارد تا موضوع برجام را به مسائل دیگری همانند توافق درباره قابلیت موشکی و موقعیت منطقه ایران تسری دهد. در چنین شرایطی، تحریم های اقتصادی آمریکا علیه ایران در سال 1396 نه تنها کاهش پیدا نکرد، بلکه از طریق تنظیم قوانین جدیدی همانند کاتسا افزایش نیز پیدا کرده است؛ درحال یکه بنا به گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی، فعالیت های ایران در فضای راستی آزمایی همه جانبه ای قرار گرفته است. راستی آزمایی در مورد قابلیت و تأسیسات ایران بیانگر آن است که ایران از انگیزه لازم برای اجرا و پایبندی به برجام برخوردار است،


درحالی که آمریکا و کشورهای اروپایی تلاش دارند تا محدودیت های اعمال شده علیه ایران در برجام را به سایر حوزه های راهبردی نیز تسری دهند. چنین فرآیندی، بخش قابل توجهی از ادبیات سیاسی و امنیتی ایران در سال 1396 را شکل داده است.


بخش قابل توجهی از تحرک دیپلماتیک ایران نیز درمورد موضوعاتی همانند پایان دادن به تحریم های اقتصادی، ممانعت از شکل گیری تحریم های جدید و اجتناب از فضای دیپلماسی اجبار تسری یابنده در مورد موضوعات موشکی و قابلیت منطقه ای ایران بوده است. چنین فرآیندهایی به گونه اجتناب ناپذیری در سال 1397 نیز ادامه خواهد یافت.


 


از: ابراهیم متقی  استاد دانشگاه تهران


منبع: هفته نامه خبری، تحلیلی مثلث، شماره سیصد و نود و دو، 21 اسفند 1396


1885

. انتهای پیام /*
 

از ملی گرایی تا جهان وطنی

کانون اندیشه جوان برگزار می کند:

از ملی گرایی تا جهان وطنی

1 از 4

روابط پیچیده ایران و روسیه: اتحاد استراتژیک هدفی دوجانبه؟

انجمن علوم سیاسی دانشگاه گیلان برگزار می کند:

روابط پیچیده ایران و روسیه: اتحاد استراتژیک هدفی دوجانبه؟

3 از 4

در کجا ایستاده ایم؟

انجمن علوم سیاسی ایران برگزار می کند:

در کجا ایستاده ایم؟

4 از 4

تازه ترين مطالب