web
stats
دانشگاه سبز: تجربه های جهانی و کوشش های آغازین در ایران
کد مطلب: 52209 | تاریخ مطلب: 1397/02/01
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

دانشگاه سبز: تجربه های جهانی و کوشش های آغازین در ایران

«دانشگاه سبز» رویکردی است که از یک سو بر اصلاح چرخه های مصرف مواد و انرژی و از سوی دیگر بر کاهش تولید آلاینده ها و مواد زائد در دانشگاه ها تأکید دارد. در بیانی کلی، دانشگاه سبز دانشگاهی است که همه فعالیت ها در آن بر اساس جنبه های سه گانۀ توسعه پایدار، یعنی پایداری محیطی، دربرگیرندگی اجتماعی و زیست پذیری اقتصادی صورت گیرد.

دانشگاه سبز: تجربه های جهانی و کوشش های آغازین در ایران

«دانشگاه سبز» رویکردی است که از یک‌سو بر اصلاح چرخه‌های مصرف مواد و انرژی و از ‌سوی دیگر بر کاهش تولید آلاینده‌ها و مواد زائد در دانشگاه‌ها تأکید دارد. در بیانی کلی، دانشگاه سبز دانشگاهی است که همه فعالیت‌ها در آن بر اساس جنبه‌های سه‌گانۀ توسعه پایدار، یعنی پایداری محیطی، دربرگیرندگی اجتماعی و زیست‌پذیری اقتصادی صورت‌ گیرد.


1. مقدمه


«دانشگاه سبز» رویکردی است که از یک‌سو بر اصلاح چرخه‌های مصرف مواد و انرژی و از ‌سوی دیگر بر کاهش تولید آلاینده‌ها و مواد زائد در دانشگاه‌ها تأکید دارد. در بیانی کلی، دانشگاه سبز دانشگاهی است که همه فعالیت‌ها در آن بر اساس جنبه‌های سه‌گانۀ توسعه پایدار، یعنی پایداری محیطی، دربرگیرندگی اجتماعی و زیست‌پذیری اقتصادی صورت‌ گیرد و نشان‌دهنده تعهد و باور به نقش مراکز آموزش عالی در نزدیکشدن به توسعه‌ای پایدارتر باشد.


سه بعد اصلی در پیگیری این رویکرد را می‌توان کاهش هزینه‌های عمومی و جاری دانشگاه‌ها، ترویج رفتارهای آموزشی و پژوهشی مبتنی بر کاهش مصرف و تربیت نسلی از دانشپژوهان و فارغ‌التحصیلان دانست که به‌عنوان رهبران، متخصصان و حرفه‌مندان آیندۀ جامعه پیامد عملکرد خود در محیط‌زیست را ردیابی می‌کنند.


بااین‌وجود، پرسش اصلی در این زمینه این است که آیا این مفهوم به اندازه کافی عملیاتی شده و راه‌حل‌های اجرایی تحقق آن ارائه شده است؟ در پاسخ به این پرسش، این مقاله، نخست، برخی جنبه‌های کلیدی در «سبزکردن» مراکز آموزش عالی را با مرور منابع پژوهشی مرتبط با این موضوع ردیابی ‌می‌کند و پس از آن، کوشش‌های آغازین در به‌کارگیری این رویکرد در مراکز آموزش عالی در ایران را برمی‌شمرد.


یافتۀ اصلی این مقاله این است که دگرگونی شیوه‌های آموزشی از آموزش «انتقال‌دهنده» به آموزش «دگرگون‌کننده»، تأکید دانش و پژوهش‌های میان‌انتظامی، ایجاد شبکه‌هایی از متخصصان در انتظام‌های پژوهشی گوناگون و تعهد رهبران دانشگاهی به اهمیت این رویکرد را می‌توان گام‌هایی اصلی دانست که برای دستیابی به آینده‌ای پایدارتر کلیدی هستند.


استفادۀ پایدار از منابع طبیعی (مواد و انرژی) و محیط‌زیست در جهان به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر در جوامع تبدیل شده که گسترش آن از حیطه اختیارها و وظایف انحصای دولت‌ها خارج است و موضوعی حیاتی برای کل افراد و گروه‌های جامعه به شمار می‌آید یعنی موضوعی که نه‌فقط جزء جدانشدنی قوانین و سیاست‌های اجرایی جوامع امروزی به حساب می‌آید، بلکه تغییر رفتار و سبک زندگی تمام افراد، گروه‌ها و نهادهای جامعه را می‌طلبد، به ویژه نهادهای دانشگاهی که با نقش محوی و مؤثری که در جامعه دارند، بازیگرانی کلیدی در دستیابی به آینده‌ای پایدار به‌شمار می‌آیند: دانشگاه‌ها از طریق گفتمان‌های پژوهشی و عمومی که در جامعه پایه‌گذاری می‌کنند، در دستیابی به توسعه‌ای پایدارتر اهمیت پیدا می‌کنند.


افزونبرآن، دانشگاه‌ها به عنوان سازمانی پیچیده می‌توانند الگویی برای اجتماع باشند که چگونه یک سازمان می‌تواند در عمل به پایداری متعهد بشود. همین‌طور، این فرصت را دارند که متخصصانی را به جامعه ارائه بدهند که هم دانش و هم مهارت لازم برای کمک به دگرگون‌کردن روال ناپایدار کنونی جهان و زیستن به‌عنوان شهروندانی مسئول‌پذیرتر را دارند(1). مفهوم «دانشگاه سبز» نیز در همین رابطه در پی پاسخ به این پرسش اصلی است که دانشگاه‌ها چگونه می‌توانند در نزدیکشدن به آرمان توسعۀ پایدار در مقیاس‌های مختلف از محیط‌های دانشگاهی تا نواحی خُرد شهری و سپس، کل شهر و جامعه «پیشرو» باشند.


2. ابعاد کلیدی پایداری در تحصیلات تکمیلی


با وجود درک درحال‌افزایش از نقش مراکز آموزش عالی در ساختن آینده‌ای پایدارتر، پرسش‌های گسترده‌ای دربارۀ عوامل اثرگذار در موفقیت یا شکست ابتکارهای توسعۀ پایدار در دانشگاه‌ها وجود دارد. پرسش‌هایی چون:


• «پایداری» واژه‌ای است که به طور گسترده در متون علمی و سیاست‌های اجرایی به گوش می‌رسد. آیا این مفهوم به اندازه کافی عملیاتی شده و راهحل‌هایی اجرایی برای تحقق آن ارائه شده است؟ با چه راه‌هایی می‌توان کاربست‌ مفهوم توسعۀ پایدار را تبدیل به یک هنجار پذیرفته شده در دانشگاه‌ها کرد؟


• چگونه می‌توان دانشکده‌ها، گروه‌های آموزشی، مدیران و کارکنان دانشگاهی و دانشجویان را به‌عنوان محرک‌هایی برای اجرای ابتکارهای پایدار در جامعه توانمند کرد؟


• چگونه می‌توان دانشجویان را به‌عنوان رهبران آیندۀ جامعه برای گشودن چالش‌های مربوط به توسعۀ پایدار در جامعه تجهیز کرد؟


• چه درکی از ابتکارهای ارتقاء پایداری در نزد افراد دانشگاهی وجود دارد؟ آیا مدافعان این ابتکارها اعتبار و شخصیت مورد نیاز برای ارتقاء این ابتکارها را دارند یا فعالانی حاشیه‌ای هستند که از شرایط ناراضیند و منافع محدود خود را دنبال می‌کنند؟ آیا این افراد در برابر مخالفت‌ها، با انعطاف‌پذیری و احترام مقاومت‌ می‌کنند یا ناامید و تسلیم میشوند؟


• آیا مدیران کلیدی نهاد آموزشی ابتکارهای ارتقادهندۀ پایداری در مراکز آموزش عالی را تأیید می‌کنند؟ آیا تعهدی به پایداری از سوی رؤسای این مراکز یا دیگر افراد کلیدی اثرگذار وجود دارد؟


پاسخ به پرسش‌هایی از این دست می‌تواند در ابعاد گوناگونی پیگیری شود و بر اقدام‌ها در حوزه‌های موضوعی متنوع در دانشگاه‌ها اثرگذار باشد. در ادامه، نگاهی داریم به شاخص‌های پایداری «انجمن رهبران دانشگاهی برای آینده‌ای پایدار» (ULSF) و زمینه‌های موضوعی «انجمن ارتقاء پایداری در آموزش عالی» (AASHE) که در پی تعیین تعریف مشخص و قابل‌ردیابی از توسعۀ پایدار در آموزش عالی یا آنچه «سبزکردن» دانشگاه‌ها خوانده می‌شود، هستند.



2.1. شاخص‌های پایداری انجمن رهبران دانشگاهی برای آینده‌ای پایدار


کوششی قابل‌توجه در سطح جهانی برای تعریف دانشگاه پایدار در 1990م در بیانیۀ تالورس انجام شد. در این سال رهبران 22 دانشگاه در تالورس فرانسه گرد هم آمدند تا نگرانی‌های خود دربارۀ وضعیت جهان را به ‌گوش همگان برسانند و سندی تدوین نمایند که فعالیت‌هایی کلیدی مورد نیاز دانشگاه‌ها برای خلق آینده‌ای پایدار را مشخص کند (2). در این بیانیه، با تشخیص کمبود متخصصان در حوزۀ مدیریت محیط‌زیست و حوزه‌های مرتبط با آن و نیز کمبود درک از سوی متخصصان در دیگر حوزه‌ها، دربارۀ اثرگذاری خود بر محیط‌زیست و سلامتی عمومی، نقش دانشگاه‌ها چنین تعریف شده است: دانشگاه‌ها افرادی را تربیت می‌کنند که نهادهای جامعه را می‌سازند و مدیریت می‌کنند.


به همین دلیل، دانشگاه‌ها نقش عمیقی در افزایش آگاهی، فناوری‌های دانشی و ابزارهایی برای ساختن آینده‌ای پایدار از نظر محیط‌زیستی دارند (3).


رهبران دانشگاهی در این گردهمایی بر این باور بودند که فعالیت‌هایی ضروری برای توجه به مشکلات بنیادی جهان در استفاده از منابع و تولید آلودگی‌های گوناگون و نیز درپیشگرفتن گرایشی مخالف آنچه تاکنون در جهان وجود داشته، نیاز است و رهبران دانشگاهی باید پیشرو این فعالیت‌ها در زمینه‌های زیر باشند (4):


• تشویق تمام دانشگاه‌ها به درگیرشدن در آموزش، پژوهش، تدوین سیاست‌ها و تبادل اطلاعات دربارۀ جمعیت، محیط‌زیست و حرکت به سوی آینده‌ای پایدارتر.


• پایه‌گذاری برنامه‌هایی برای تربیت متخصصان در مدیریت محیط‌زیست، توسعۀ اقتصادی پایدار، جمعیت و حوزه‌های مرتبط برای اطمینان از اینکه تمام فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها آگاهی و سواد محیط‌زیستی دارند و شهروندانی مسئول هستند.


• دراختیارگذاردن نمونه‌ای از مسئولیت محیط‌زیستی با راه‌اندازی برنامه‌هایی برای حفاظت محیط، بازیافت و کاهش مواد زائد در دانشگاه‌.


بیانیۀ تالورس را رؤسای بیش از 256 دانشگاه در بیش از 40 کشور در 5 قارۀ جهان امضا کردند و این توافق جهانی نشانه‌ای از افزایش درک دربارۀ اهمیت پژوهش‌های دانشگاهی، آموزش و خدمات برای توجه به چالش‌های پایداری بود. برای برخی نهادهای آموزش عالی امضای این بیانیه عملی نمادین در همان دوران بود که تداوم نیافت و برای برخی دیگر، این بیانیه همچون چارچوبی برای پیشرفت پیوسته به سوی توسعۀ پایدار عمل کرد.



این بیانیه (3)، دانشگاهی را پایدار دانسته که متعهد شود به دانشجویانش کمک ‌کند تا ریشه‌های کاهش درجه‌های محیطی را بشناسند و به آنها برای جستجوی کاربست‌هایی که از نظر محیطی پایدار باشد، انگیزه ‌دهد و همچنین دربارۀ ریشه بی‌عدالتیهای کنونی در جهان به آنها آموزش دهد. در این چارچوب، این انجمن شاخص‌های پایداری دانشگاه‌ها را در 7 حوزه اصلی زیر معرفی کرده است:


الف- بیانیه‌های مکتوب مأموریت و اهداف نهاد آموزشی و واحدهای گوناگون آن بیان‌کنندۀ جهان‌بینی و تعهد آنها [به توسعۀ پایدار] باشد تا در چارچوب این بیانه و مأموریت، اهداف آموزشی و مواد درسی دانشکده‌ها، گروه‌های آموزشی و اداره‌های مختلف نیز بیان‌کنندۀ نگرانی برجسته و صریح برای پایداری باشد.


ب- دانشگاه به طور مناسبی انگاشت پایداری را در تمام انتظام‌های دانشگاهی، نیازمندی‌های آموزش حرفه‌ای و پژوهشهای اعضای هیئت علمی و دانشجویان وارد کند. تعهد نهادهای آموزشی به توسعۀ پایدار موضوعات مشخصی را در درس‌هایی که ارائه می‌دهند، برجسته می‌کند؛ مانند جهانی‌شدن و توسعۀ پایدار، فلسفۀ محیط‌زیستی، اخلاق زمین و کشاورزی پایدار، بوم‌شناسی شهری و عدالت اجتماعی، جمعیت، زنان و توسعه، تولید و مصرف پایدار و بسیاری از دیگر موضوع‌ها.


پ- پایه‌گذاری عمده از الگواره‌های آکادمیک کنونی با تکیه بر بازتاب آگاهانۀ نقش یک نهاد آموزشی در سیستم اجتماعی و بوم‌شناسانۀ آن. دانشجویان در این متن است که دربارۀ ارزش‌ها و کاربست‌های دانش‌پژوهانه می‌آموزند. برای نمونه، تمام دانشجویان درک کنند که


• محیط دانشگاهی آنها چگونه در یک اکوسیسستم کار می‌کند (برای نمونه منابع غذایی، آب و انرژی آن از کجا می‌آید و مقصد نهایی مواد زائد و زباله‌های آن کجاست).


• محیط دانشگاهی آنها چگونه به کارکنان و کاربران خود (دانشجویان، کارمندان، اعضای هیئت علمی و مانند آنها) می‌نگرد و چگونه با آنها رفتار می‌کند.


• ارزش‌های بنیادی و فرضیات اصلی موجود در محتوا و روش انتظام‌های دانش‌پژوهانه محیط دانشگاهی آنها کدام است.


ت- از آنجا که پژوهش و آموزش مقاصد اصلی نهادهای آموزشی هستند، دانش پایداری دغدغه‌ای کلیدی در سیستم‌های استخدام و ارتقاء است. انتظار می رود دانشگاه‌ها:


• توجه اعضای هیئت علمی به پایداری در پژوهش، آموزش و فعالیت‌ها در محیط دانشگاهی و اجتماع را پاس بدارند.


• برای کارکنان و اعضای هیئت علمی فرصت‌های خوبی برای ارتقاء درک، آموزش و پژوهش دربارۀ پایداری فراهم آوردند.


ث- هر نهاد آموزشی «ردپای اکولوژیکی» دارد. انتظار می‌رود نهاد آموزشی در تولید و مصرف خود، اصول و کاربست‌های پایداری را رعایت کند: برای نمونه، کاربست‌هایی برای کاهش انتشار دی اکسید کربن و استفاده از ابزارهای کنترل آلاینده‌ها، ساختمان‌سازی و بازسازی پایدار، کاربست‌های حفاظت از انرژی، برنامه‌های خرید مواد غذایی محلی، خرید و سرمایه‌گذاری در کالاهایی که از نظر محیط‌زیستی و اجتماعی مسئولانه تولید شده‌‌اند و مانند آنها. افزونبرآن، این کاربست‌های عملیاتی با فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی دانشگاه یکپارچه شوند.


ج- پشتیبانی نهادی و خدمات‌رسانی به دانشجویان در محیط دانشگاهی که بر کاربست‌هایی چون موارد زیر تأکید دارد:


• بورس‌های تحصیلی، کارآموزی‌ها و مشاوره‌های شغل‌یابی مرتبط با خدمات اجتماعی، پایداری و یا مباحث مربوط به عدالت؛


• یک شورا یا نیروی اقدام محیط‌زیستی یا توسعۀ پایدار، یک هماهنگ‌کنندۀ محیط‌زیستی یا مسئول سبزکردن برنامه‌ آموزشی؛


• بازرسی‌های محیط‌زیستی منظم؛


• پاسداشت عمومی پایداری در محیط‌ دانشگاهی از سوی دانشجویان و کارکنان (برای نمونه، سخنرانی‌ها، کنفرانس‌ها، بزرگداشت‌های روز زمین و مانند آن).


چ- درگیرشدن نهاد آموزشی در شراکت و همکاری‌ هم با کسب‌وکارهای محلی و هم شرکای جهانی برای ارتقاء پایداری. نهاد آموزشی از اجتماعات پایدار در منطقه‌ای که در آن قرار گرفته، پشتیبانی ‌کند و با کسب‌وکارهای محلی که کاربست‌های پایدار را پی‌ می‌گیرند، ارتباط برقرار ‌کند. همین طور، در جستجوی همیاری‌های بین‌المللی برای گشودن مشکلات جهانی مربوط به محیط‌زیست و عدالت ار راه کنفرانس‌ها و تبادل دانشجو- عضو هیئت علمی با دیگران باشد.


2.2. شاخص‌های پایداری «انجمن ارتقاء توسعۀ پایدار در آموزش عالی»


«انجمن ارتقاء توسعۀ پایدار در آموزش عالی» نهادی بین‌المللی است که از 2005م پایه‌گذاری شده تا هم بستری برای ارائه گزارش دانشگاه‌های مختلف دربارۀ پیشرفت‌ سنجه‌های توسعۀ پایدار باشد و هم برای مراکز آموزشی که عضو این انجمن هستند، راه‌هایی برای اجرای این سنجه‌ها پیشنهاد دهد. این انجمن که در گزارش سالانۀ خود بر اساس گزارش دانشگاه‌های عضو، به رده‌بندی آنها در رابطه با ارتقاء پایداری می‌پردازد، حوزه‌های موضوعی اصلی در رابطه با ارتقاء پایداری در دانشگاه‌ها را چنین تعریف می‌کند:


• محتوای برنامه‌های درسی: دانشگاه‌ها در آموزش دانشجویانی که رهبران، متخصصان، کارکنان و حرفه‌مندان آیندۀ جامعه هستند، موقعیتی منحصر به فرد در ایجاد درک از اهمیت و چگونگی رویارویی با چالش‌های دستیابی به توسعۀ پایدار دارند. مراکز آموزش عالی با ارائه موارد درسی پوشش‌دهندۀ جنبه‌های گوناگون توسعۀ پایدار می‌توانند به تجهیز دانشجوبان برای هدایت جامعه به سوی توسعۀ پایدارتر یاری رسانند.


• زمینه‌ها و اولویت‌های پژوهشی: هدایت پژوهش‌ها به سوی موضوعات مربوط به توسعۀ پایدار مطابق با شرایط و وضیت هر جامعه و بازتعریف نظریه‌ها و مفاهیم مرتبط با آن در مراکز آموزش عالی می‌تواند به توسعۀ راه‌حل‌های اجرایی و فناوری‌های قابل‌به‌کارگیری در متن هر جامعه برای رویارویی با چالش‌های مرتبط با آن بینجامد.


• مشارکت دانشگاه: درگیرشدن در مباحث توسعۀ پایدار از راه فعالیت‌های درسی مشترک درک دانشجویان از اصول توسعۀ پایدار را عمیق‌تر میکند. چنین فعالیت‌هایی کمک می‌کند که دغدغۀ دانشگاه سبز تبدیل به یک فرهنگ عمومی در محیط دانشگاه شود. تجهیر کارکنان و اعضای دانشکده‌ها به دانش، ابزاها و محرک‌هایی برای درپیشگرفتن تغییرهای رفتاری که پایداری را ارتقاء دهند، فعالیتی ضروری در یک محیط دانشگاهی پایدار است.


• مشارکت عمومی: مشارکت عمومی برای مشکل‌گشایی در توسعۀ پایدار اصلی بنیادی است. با بهمشارکت‌طلبی اعضای اجتماع، سازمانهای دولتی و بخشهای انتفاعی و غیرانتفاعی، نهادها می‌توانند به حل چالش‌های توسعۀ پایدار کمک کنند. بهمشارکتطلبی اجتماع می‌تواند به دانشجویان کمک کند مهارت‌های رهبری خود را توسعه دهند و در عین حال، درک خود از مشکل‌های کاربردی و فرایندهای حل مسئله در جهان واقعی را افزایش دهند.



• آبوهوا و اقلیم: تغییر اقلیم در سطح جهان اثرات منفی گستردهای داشته است، از جمله افزایش تناوب و شدت رویدادهای آب و هوایی، افزایش سطح آب دریا، انقراض گونه‌های گیاهی و جانوری، کمبود منابع آب، کاهس تولید محصولات کشاوری و شیوع بیماری‌ها. این اثرات برای کشورها و اجتماعات با درآمد پایین همواره شدیدتر بوده است. دانشگاه‌ها با راه‌اندازی ابتکاراتی و برداشتن گام‌هایی برای کاهش آلودگی که در هوا منتشر می‌کنند، می‌توانند اثرات مثبتی بر سلامتی افراد در فضای دانشگاهی خود و نیز سلامتی اجتماع محلی خود داشته باشند.


• ساختمان‌ها: ساختمان‌ها به طور عموم بزرگترین مصرف‌کننده‌های انرژی و بزرگترین منبع انتشار گازهای گلخانه‌ای در فضاهای دانشگاهی میباشند. افرونبراین، در ساختمان‌ها مقادیر قابل‌توجهی آب آشامیدنی مصرف می‌شود. دانشگاه‌ها می‌توانند ساختمان‌هایی را طراحی، ایجاد و نگهداری کنند که همزمان با فراهم‌کردن محیط درونی ایمن و سلامت برای استفاده‌کنندگان آنها، کمترین اثرات را نیر بر محیط بیرونی داشته باشند.


• انرژی: در بسیاری از مراکز آموزشی مصرف انرژی از بزرگترین منتشرکننده‌های گازهای گلخانه است که می‌توانند موجب تغییر اقلیم در سطح جهانی شود. به‌کارگیری و اجرای اقدامات حفاظتی و رویآوردن به سوی منابع تجدیدپذیر انرژی می‌تواند به صرفه‌جویی در منابع مالی برای تأمین انرژی در این مراکز کمک کند. اگر منابع تجدیدپذیر انرژی از منابع محلی تأمین شوند، می‌توانند به رونق اقتصاد محلی نیز کمک کنند. علاوهبراین، دانشگاه‌ها با ایجاد تقاضا برای منابع پاکیزه‌تر و تجدیدپذیر انرژی می‌توانند به شکل‌دهی بازار تولید این نوع از انرژی نیز یاری رسانند.


• غذا: تولید صنعتی و مدرن مواد غذایی اغلب اثرات اجتماعی و محیطی زیان‌آوری به همراه دارد. دانشگاه‌ها با تغییر آگاهانه مراکز تأمین مواد غذایی خود می‌توانند از اقتصاد محلی پشتیبانی کنند، روش‌های ایمن و سازگار با محیط‌زیست کشاورزی را تشویق کنند و به حذف شرایط کاری نامساعد و گسترش فقر در میان کشاورزان کمک کنند.


ارایۀ غذا در نهارخوری‌های دانشگاه‌ها هم می‌تواند با جلوگیری از هدررفتن غذا، ارایۀ گزینه‌های غذای با اثرات محیطی کم‌تر و آموزش به مشتران خود دربارۀ گزینه‌های پایدارتر از سیستم‌های غذایی پایدار پشتیبانی کنند.


• پوشش گیاهی و جانوری: پوشش گیاهی زیبا را در هر آبوهوایی میتوان با کم‌ترین میزان استفاده از مواد شیمیایی سمی طراحی کرد، کاشت و نگهداری کرد و در عین حال، از سکونتگاه‌های حیات وحش و منابع نیز حفاظت کرد.


• انتخاب و خرید مواد و وسایل مورد نیاز: خرید سالانۀ دانشگاه‌ها مقدار قابل‌توجهی است و هر تصمیم خرید نشانگر فرصتی برای انتخاب کالاها و خدماتی با اولویت بالاتر از نظر محیط‌زیستی و اجتماعی و پشتیبانی از شرکت‌هایی با تعهد قوی به پایداری است.


• حملونقل: حملونقل از منابع اصلی انتشار گازهای گلخانه ای و دیگر آلاینده‌‌ها است. دانشگاه‌ها می‌توانند با مدلسازی سیستم‌های حملونقل پایدار اثرگذاری مثبتی روی سلامت بشری و اکولوژیکی داشته داشند و پشتیبان اقتصادهای محلی نیز باشند.


• مواد زائد: کاهش مواد زائد نیاز به منابع اولیه مواد مصرفی چون درختان و فلزات را کاهش می‌دهد و راهی برای کاهش گازهای گلخانه‌ای در جریان تولید مواد و استخراج ذخایر زیرزمینی است. کاهش مواد زائد از هزینه‌هایی که مراکز آموزشی صرف خرید کالا می‌کنند نیز می‌کاهد. افزونبراین، پویش‌های کاهش مواد زائد می‌تواند کل افراد در فضاهای آموزشی را درگیر یک هدف پایداری ملموس کند.


• آب: حفاظت از منابع آب، بازیافت و استفادۀ مجدد از این منابع و مدیریت کارآمد آب‌های سطحی ناشی از بارش‌ها در حفظ ذخایر آبهای زیرزمینی اهمیت بسیار دارند. در کنار آن، پمپاژ آب و رساندن آن به مصرف‌کننده‌ها از مصارف مهم انرژی است. بنابراین، دانشگاه‌ها میتوانند با کاهش مصرف آب به کاهش مصرف انرژی نیز کمک کنند.


• هماهنگی و برنامه‌ریزی: کارکنان می‌توانند در سازماندهی، اجرا و عمومی‌کردن ابتکارات توسعه پایدار به مراکز آموزش عالی کمک کنند. برنامه‌ریزی برای پایداری، مرکزی آموزشی را قادر می‌کند که چشم‌انداز خود برای توسعۀ پایدار را روشن بیان کند، اولویت‌ها را رده‌بندی کند و بودجه‌ریزی و تصمیم‌گیری را به سوی این اولویت‌ها هدایت کند.


• سرمایه‌گذاری و امور مالی: مراکز آموزشی منابع مالی قابل‌توجهی را صرف می‌کنند. تصمیم‌گیری دربارۀ منابع مالی و مصرف آنها همچون دیگر تصمیم‌ها هم بر دورنمای محلی و هم ملی اثرگذار است. فرایندهای شفاف و دموکراتیک سرمایه‌گذاری، پاسخگویی و مشارکت اعضای دانشگاهی و کل اجتماع را بهبود می‌بخشد. مراکز آموزشی می‌توانند با استفاده از ابزارهای سرمایه‌گذاری پایدار سلامت بلندمدت دارایی‌های خود را ارتقاء دهند، رفتارهای پشتیبان پایداری را تشویق کنند، از ابتکارهای مرتبط با کالاها و خدمات پایدار پشتیبانی کرده و به ساختن یک سیستم مالی عادلانه‌تر و پایدارتر کمک کنند.


3. دانشگاه سبز در ایران


موضوع سبزکردن دانشگاه‌ها در ایران را می‌توان از 2 جنبۀ اصلی بررسی نمود: نخست) چارچوب‌های قانونی که از نظر حقوقی از ابتکارهای ارتقاء پایداری در مراکز آموزش عالی کشور پشتیبانی می‌کنند و آن را به الزامی برای تمام سطوح تصممیم‌گیری و سیاست‌گذاری در این مراکز تبدیل می‌کنند و دوم) ابتکارها و اقدام‌های فردی و گروهی که از سوی مراکز گوناگون در حال مطرح کردن اندیشۀ دانشگاه سبز به عنوان موضوعی بااهمیت در کشورمان میباشند. در ادامه، هر یک از این جنبه‌های اصلی مرور می‌شوند.


3.1. چارچوب‌های قانونی پشتیبان اندیشۀ دانشگاه سبز در ایران


در قوانین و مقررات مربوط به آموزش عالی در ایران، نمی‌توان مواردی را یافت که به‌طور مستقیم و صریح به اندیشۀ دانشگاه سبز و عملیاتی‌کردن آن پرداخته باشد. بااین‌وجود، چارچوب‌های قانونی که به‌طور غیرمستقیم پشتیبان ارتقاء پایداری در دانشگاه‌ها بوده و اندیشۀ دانشگاه سبز را می‌توان از اهداف فرعی آنها دانست، این‌چنین معرفی می‌شوند:


• اصل 50 قانون اساسی مبنی بر جلوگیری از تخریب و آلودگی محیط‌زیست،


• سیاست‌های ابلاغی مقام معظم رهبری در زمینه انرژی و اصلاح الگوی مصرف و مباحث اقتصاد مقاومتی،


• ماده 66 برنامه چهارم توسعه کشور و ماده 190 برنامه پنجم توسعه (1389هخ) تمام دستگاه‌های اجرائی، نهادها، موسسات و دانشگاه‌ها را موظف به مدیریت منابع خود می‌کند. بر اساس ماده۱۹۰ قانون برنامه پنجم توسعه همه دستگاه‌های اجرائی و مؤسسه‌ها و نهادهای عمومی غیردولتی موظفند برای کاهش اعتـبارات هزینه‌ای دولت، اعمال سیاست‌های مصرف بهینه منابع پایه و محیط‌زیست برای اجرای برنامه مدیریت سبز شامل مدیریت مصرف انرژی، آب، مواد اولیه و تجهیزات (شامل کاغذ)، کاهش مواد زائد جامد و بازیافت آنها (در ساختمان‌ها و وسایط نقلیه) طبق آئین‌نامه‌ای که توسط سازمان حفاظت محیط‌زیست و معاونت با همکاری دستگاه‌های ذی‌ربط تهیه و به تصویب هیات وزیران خواهد رسید، اقدام کنند. گرچه به دلیل تفاوت نقش دانشگاه‌ در آموزش و پرورش نسل‌های آینده نمی‌توان تمام الزامات موجود در دیگر نهادها و مؤسسات برای مدیریت و کاهش منابع مورد استفاده در آنها را در دانشگاه‌ها نیز قابل‌به‌کارگیری دانست، بااین‌وجود، می‌توان الزاماتی هم‌خوان و سازگار با ویژگی‌های ذاتی این نهادها برای مدیریت منابع تدوین نمود.



• مصوبه هیات وزیران در 1392هخ در رابطه با تشکیل دولت سبز و آییننامه اجرایی ماده (۱۹۰) قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه که بر اساس آن، دستگاه‌های اجرایی و مؤسسات و نهادهای عمومی غیردولتی برای تحقق اهداف برنامه مدیریت سبز موظف هستند اقدامات، اطلاع‌رسانی و ارتقای آموزش کارکنان در زمینه برنامه مدیریت سبز؛ بهینه‌سازی مصرف انواع حامل‌های انرژی؛ بهینه‌سازی مصرف آب؛ کاهش مصرف کاغذ با توجه به نوع فعالیت دستگاه‌ها و مؤسسات؛ مصرف بهینه مواد اولیه، مواد مصرفی و تجهیزات؛ کاهش تولید پسماند از طریق بهره‌گیری از فناوری‌های مناسب و افزایش بهره‌وری؛ بهبود نظام تعمیر و نگهداری وسایل و تجهیزات به جای تعویض؛ بازیافت ضایعات، تصفیه و بازچرخانی آب با سیستم‌های مناسب؛ استفاده از فناوری‌های پاک و سازگار با محیط‌زیست؛ کاربرد مواد مصرفی سازگار با محیط‌زیست و مدیریت پسماندهای جامد با تأکید بر تفکیک از مبداء را انجام دهند.


• آییننامه اجرایی هیات وزیران که به پیشنهاد سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور در تاریخ 17/1/1382هخ و به استناد قانون بودجه 1382هخ کل کشور به تصویب رسید. این آیین‌نامه، دستگاه‌های ملی و استانی را موظف به اجرای مواردی از قبیل: مشخصنمودن فعالیت‌ها و اولویت‌های سالانه زیست محیطی، صرف اعتبارات برنامه محیط‌زیست و مدیریت سبز در اجرای فعالیت‌های مشخصشده (مانند استقرار نظام مدیریت سبز، آموزش و جلب مشارکت کارکنان، شناسایی مشکلات و تدوین برنامه اجرایی رفع آنها، ممیزی و گزارش‌دهی، اطلاع‌رسانی و تنویر افکار کارکنان، کاهش مصرف مواد و انرژی، بازیافت ضایعات و ...) و ارایه گزارش پیشرفت کار در هر 6 ماه به سازمان حفاظت محیط‌زیست نموده است.


• تعهد بین‌المللی کشورمان به کاهش 4 درصدی میزان تولید گازهای گلخانه‌ای که از سوی رییس سازمان حفاظت محیط‌زیست ایران در نشست بینالمللی آب و هوا در پاریس (2015م) با عنوان "COP-21" اعلام شده است.


3.2. ردیابی روند کارهای اجرایی کنونی برای پیاده‌سازی دانشگاه سبز در ایران


روند کارهایی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم برای پیادهسازی رویکرد دانشگاه سبز در کشور در حال اجرا است، فعالیت‌هایی پراکنده و گاه غیرمرتبط با یکدیگر بوده که از سوی بخش‌های دولتی و غیردولتی پیگیری شده‌اند. این فعالیت‌ها را می‌توان چنین معرفی کرد:


• اعطای گواهی‌نامۀ دانشگاه سبز: انجمن مدیریت سبز که نهادی غیرانتفاعی ثبتشده در اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران است و در جهت توسعه «هوش سبز» در کشور فعالیت مینماید، با عقد قرارداد با مراکز آموزش عالی متقاضی اقدام به راه‌اندازی فرایند دانشگاه سبز در این مراکز می‌کند و در پایان دوره راه‌اندازی، گواهینامه بین‌المللی دانشگاه سبز از سوی بنیاد جهانی انرژی به آنها اعطا می‌شود. در فرایند راه‌اندازی دانشگاه سبز، 3 بعد اصلی این رویکرد هر یک با چکلیستی مشخصشده سنجیده میگردد و ارتقاء پیدا می‌کنند.


• برگزاری کارگاه دانشگاه سبز: کارگاه دانشگاه سبز از سوی انجمن مدیریت سبز ایران برگزار می‌شود.


• معرفی و تقدیر از دانشگاه‌های سبز کشور: برای نخستین بار در 1395هخ و در هفته پژوهش، سازمان حفاظت محیط‌زیست از دانشگاه‌های سبز کشور تقدیر کرد. فرایند انتخاب این دانشگاه‌ها در چارچوب یک تفاهم‌نامه همکاری بین سازمان حفاظت محیط‌زیست و وزارت علوم، فناوری و تحقیقات برای معرفی و انتخاب دانشگاه‌های سبز کشور طراحی شده است. دانشگاه زنجان رتبۀ نخست، دانشگاه صنعتی اصفهان و آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات به‌طور مشترک رتبه دوم و دانشگاه علوم پزشکی قزوین و بوعلی‌سینا همدان بهصورت مشترک رتبه سوم را کسب کرده‌اند.


• برگزاری نخستین کنفرانس ملی دانشگاه سبز: این کنفرانس در اسفندماه 1395هخ از سوی وزات علوم، تحقیقات و فناوری کشور در دانشگاه خلیج فارس برگزار شد.


4. جمع‌بندی


پرسش کلیدی که این مقاله درصدد پاسخ به آن بود، این است که یک دانشگاه پایدار چگونه دانشگاهی است؟ با تمرکز بر چه زمینه‌‌های موضوعی در آموزش عالی میتوان به ساختن آیندهای پایدارتر در سطح محلی و جهانی یاری رساند. در ادبیات این موضوع ویژگی‌های متفاوتی به‌عنوان ویژگی‌های کلیدی معرفی شده‌اند که با جمع‌بندی آنها می‌توان به طور خلاصه ویژگی‌های اصلی دانشگاه سبز را چنین برشمرد:


• «آموزش دگرگون‌کننده» (Transformative education) به‌جای فقط «آموزش انتقال‌دهنده» (transmissive education) برای آماده‌کردن دانشجویان تا قادر شوند به چالش‌های پیچیدۀ پایداری بپردازند؛ آموزشی که به‌جای یک فرایند یکطرفۀ یادگیری، میان‌کنشی‌تر (interactive) و یادگیرنده‌محور (learner-centric) باشد و بر ایجاد توانایی تفکر انتقادی تأکید کند.


• تأکید قوی بر دانش و انجام پژوهش‌های درون و میان‌انتظامی،


• جهت‌گیری به سوی مشکل‌گشایی جامعه‌ای در آموزش و پژوهش از راه میان‌کنش بین نقاط اتصال چندگانه مرتبط با اهداف اجتماعی تا دانش‌آموزان بتوانند با پیچیدگی‌های مشکلات واقعی و عدم قطعیت (نامعلومی‌ها) مرتبط با آینده روبرو شوند.


• شبکه‌هایی که متخصصان گوناگونی در محیط دانشگاهی در آن وارد شوند تا به طور کارآمد و معنادار، منابع را به اشتراک بگذارند.


• رهبری و چشم‌اندازی که تغییرات مورد نیاز را به پیش برد، به همراه مسئولیت‌پذیری برای پیگیری این تغییرات در دست‌یافتن به اهداف کلان و خرد تعیین‌شده.


ردیابی چارچوب‌های قانونی و اجرایی که برای پیاده‌سازی دانشگاه سبز در ایران ایجاد شده، نشان می‌دهد با وجود اینکه تغییرهای بنیادی در روش‌های آموزشی، پژوهشی و اداری دانشگاه‌های کشور برای تحقق معیارهای پنج‌گانۀ بالا روی نداده، اما مواردی از کوشش‌های غیریکپارچه برای تحقق این معیارها در آموزش عالی کشور آغاز شده است و این کوشش‌ها نیازمند چارچوب‌های حقوقی و قانونی پشتیبان – از طریق تدوین و تصویب قوانین و مقررات- است تا تبدیل به رویه جاری تمام مراکز آموزش عالی کشور شود.


*منابع


[1] D. Ferrer-Balas, et al, “An international comparative analysis of sustainability transformation across seven universities. International Journal of Sustainability in Higher Education. Vol. 9, No 3, 2008, pp. 295 – 316.


[2] R. M. Clugston, and W. Calder, “Critical dimensions of sustainability in higher education”, in Sustainability and university life, W. L.Filho Ed., Bern: Peter Lang; 1999.


[3] University leaders for a sustainable future. The Talloires declaration. Washington: ULSF. 1999.


University Leaders for a sustainable future. Sustainability Assessment questionnaire. Washington: ULSF. 1999.


نویسنده: وحیده ابراهیم‌نیا، دکتری برنامه‌ریزی شهری و منطقه‌ای دانشگاه شهیدبهشتی


منبع: شبکه مطالعات سیاستگذاری عمومی، سه شنبه 21 فروردین 1397


1043

. انتهای پیام /*

دیدگاه ها و نظرات

برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.
مسئولیت نوشته‌ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.
فرستنده: *  
پست الکترونیک:
نظر:
 
کد امنیتی:
ارسال

 
 

تازه ترين مطالب