web
stats
الزامات حکمرانی خوب آب
en کد مطلب: 52333 | تاریخ مطلب: 1397/02/08
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

الزامات حکمرانی خوب آب

نقطه شروع برای پیاده سازی و سپس استقرارِ هرچه بهتر مدیریت جامع، یکپارچه و مشارکتی آب در حوضه آبریز، ایجاد اجماعی قوی و همگانی در میانِ کنشگران است. جلب مشارکت کنشگران در گرو ایجاد فضای گفتگو و اعتمادسازی متقابل است.

الزامات حکمرانی خوب آب

نقطه شروع برای پیاده‌سازی و سپس استقرارِ هرچه بهتر مدیریت جامع، یکپارچه و مشارکتی آب در حوضه آبریز، ایجاد اجماعی قوی و همگانی در میانِ کنشگران است. جلب مشارکت کنشگران در گرو ایجاد فضای گفتگو و اعتمادسازی متقابل است.


مقدمه


می‌توان بخش بزرگی از حکمرانی مطلوب آب را به صورت «مدیریت جامع، یکپارچه و مشارکتی آب» بیان نمود. نقطه شروع برای پیاده‌سازی و سپس استقرارِ هرچه بهتر مدیریت جامع، یکپارچه و مشارکتی آب در حوضه آبریز، ایجاد اجماعی قوی و همگانی در میانِ کنشگران است. جلب مشارکت کنشگران در گرو ایجاد فضای گفتگو و اعتمادسازی متقابل است. در نهایت، سنگ زیرین این مدل «ایجاد فهم مشترک از مخاطره اصلی (ناپایداری منابع آب) است»؛ مخاطره‌ای که سرنوشت همه آب‌بران، آبخیزنشینان و مسئولین را تحت‌تأثیر قرار خواهد داد.


از طرفی، با توجه به نیاز عمومی به آب و طولانی‌مدت‌بودن استقرار حکمرانی مطلوب آب، می‌توان از روش‌های برنامه‌ریزی راهبردی برای این هدف استفاده کرد. به عبارت دیگر، می‌توان از برنامه‌ریزی راهبردی (به عنوان یک برنامه تحول) برای پیاده‌سازی و سپس، استقرار هرچه بهتر مدیریت جامع، یکپارچه و مشارکتی آب استفاده نمود.


فقدان برنامه‌های‌ راهبردی و عدم توجه به بهره‌وری و معیار‌های پایداری منجر به کاهش کارایی آب در اقتصاد ملی گردیده است.


 روند کنونی مدیریت منابع و مصارف آب منجر به بهره‌برداری بیش از حد از منابع‌آب به‌ویژه زیرزمینی در اغلب حوضه‌های آبی کشور شده است. در عمل، طی نیم قرن اخیر بهره‌برداری بیش از حد از منابع‌آب منجر به وخیم‌ترشدن وضعیت منابع‌آب و در آخر، بروز بحران گردیده است. غفلت از مواردی چون توجه به شرایط اقلیمی، مدیریت تقاضا، جامع‌نگری در برنامه‌ریزی و یکپارچگی در تخصیص و نیز عدم مشارکت مردم در مدیریت از عوامل اصلی بروز بحران شناخته شده است.


علاوه‌براین، عدم وجود برنامه‌های‌ راهبردی و عدم توجه به بهره‌وری و معیار‌های پایداری منجر به کاهش کارایی آب در اقتصاد ملی گردیده است. به نظر می‌رسد فقدان اراده سیاسی و عزم جدی در نهادهای قانون‌گذاری، اجرایی و بخش خصوصی و نحوه تعامل آنها تاثیر تعیین‌کننده‌ای در ناکامی مدیریت آب داشته است. بااین‌حال، از عمده ترین چالش‌های مدیریت آب می‌توان موارد زیر را برشمرد:


الف) ناهمگنی کنشگران: به تعداد تنوع نیازهای آبی (محیط زیست، شهری، کشاورزی، صنعتی و ...) و مسئولیت‌های مرتبط (آب منطقه‌ای، قوه قضائیه، آب و فاضلاب و ...) با آب کنشگران متفاوتی وجود دارد. این کنشگران، به شکل معمول، سیاست‌های مختلفی برای رسیدن به اهداف‌شان به کار می‌گیرند و به دلیل تنوع کارکردها، اهداف و عملکردها انتظارشان از مدیریت آب متفاوت است. این ناهمگنی در میان کنشگران باعث شده حتی اشتراک‌نظرات‌شان در مورد هدف از دستیابی به هدف مشکل‌تر باشد. بنابراین، در تدوین آیین‌نامه‌ها و مقررات، عکس‌العمل‌های کنشگران (شخصی، گروهی و سازمانی) باید پیش‌بینی شده و مورد توجه قرار گیرد.


ب) چندبعدی‌بودن: رفتار پیچیده سیستم‌های «زیست‌ بوم-اجتماعی» از موانع مهم در مشارکت کنشگران در مدیریت آب می‌باشد. به همین دلیل تحلیل و درک صحیح این سیستم‌ها نیازمند به‌کارگیری علوم انسانی و فنی است. در واقع، مدیران سیستم‌های آبی باید به ابعاد مختلف این سیستم‌ها (هیدرولوژی، بهداشت و سلامت، مهندسی، اقتصاد، فرهنگ، سیاستگذاری، جامعه‌شناسی و ...) توجه نمایند.


پ) پویایی و پایداری: سیستم‌های انسانی و طبیعی تحت اثر پیشران‌های مختلف دارای پویایی می‌باشند. به همین دلیل تغییرات این سیستم‌ها باید همواره پایش گردیده و در تعاقب، اهداف مدیریت آب و معیارهای تصمیم‌‌گیری به طور مستمر با این تغییرات سازگار گردند (مدیریت تطبیقی).


تعارضات کنشگران پیرامون مدیریت آب


در شرایط حاضر، مدیران آب به طور عمده در شرایط ایزوله و بدون تعامل با سایر گروداران تصمیم‌گیری می‌نمایند. برقراری ارتباط موثر بین کسانی که سیاست‌ها به آنها تحمیل می‌شود و کسانی که آنها را تدوین می‌کنند، بسیار مشکل است. این در حالی است که برای موفقیت برنامه‌ها نیاز بوده تمامی گروداران برای دست‌یابی به پایداری منابع آب در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت نمایند. جلب حمایت مصرف‌کنندگان و تغییر رویکرد مدیران نیازمند بالابردن سطح آگاهی ایشان از چالش‌های پیش‌گفته و درک عواقب سیاست‌های مختلف می‌باشد. افزایش سطح آگاهی نیازمند برقراری ارتباط موثر میان مدیران، مصرف‌کنندگان و سایر کنشگران آب است.


عدم توجه به عکس‌‌العمل مصرف‌کنندگان نه تنها پیاده‌سازی سیاست‌ها ‌را دچار مشکل می‌سازد، بلکه نظم جاری را نیز بر هم خواهد زد.


سیاست‌ها و برنامه‌های مدیریت آب در درجه اول، مصرف‌کنندگان را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. در واقع، مصرف‌کنندگان کسانی بوده که ‌راهبردها و سیاست‌ها به ایشان تحمیل می‌شود. عدم توجه به عکس‌‌العمل مصرف‌کنندگان نه تنها پیاده‌سازی سیاست‌ها ‌را دچار مشکل می‌سازد، بلکه نظم جاری را نیز بر هم خواهد زد که در نهایت، به طور مستقیم و غیرمستقیم بر روی مصرف منابع تاثیر‌گذار خواهد بود. به عنوان مثال، وقتی بدون توجیه کافی و بسترسازی فرهنگی، قیمت آب افزایش تحمیلی می‌یابد، ممکن است این اقدام به‌ جای کاهش مصارف منجر به افزایش برداشت غیرقانونی آب و در نتیجه، افزایش مصرف آب گردد.


موفقیت مدیریت محیط طبیعی نیازمند مدیریت محیط انسانی است. براین‌پایه، ناتوانی در جلب مشارکت کنشگران (حتی در پایین‌ترین سطح تصمیم‌گیری) منجر به عدم موفقیت مدیریت آب (عدم دستیابی به اهداف) می‌گردد. در درجه دوم، باید توجه نمود که تصمیمات اشتباه مسئولین آب (کسانی که تصمیمات و سیاست‌ها را طراحی و اعمال می‌کنند) ممکن است در درازمدت نه تنها منجر به اضمحلال منابع آب، بلکه منجر به ازدست‌ رفتن سرمایه اجتماعی (اعتماد عمومی) و در نهایت، ناپایداری توسعه گردد. به طور معمول، اخذ تصمیمات اشتباه ناشی از «درک ناصحیح از وضع موجود»، «عدم شناخت کافی از ماهیت پدیده‌ها» و «عدم توجه به ضرورت مشارکت» می‌باشد.


برای پیشگیری از اشتباهات در تصمیم‌گیری، بیان شفاف فرضیات اساسی که تصمیم‌گیران به کار می‌برند، ضروری است، زیرا به ایشان این فرصت می‌دهد که با دریافت بازخورد کنشگران و به‌ویژه خبرگان و متخصصین، اثرات تصمیمات خود در آینده را درک و ارزیابی نمایند. در واقع، پیمودن فرآیند تصمیم‌سازی (با مشارکت تمامی کنشگران) فرصتی برای درک بهتر پیامدهای نامشخص قبل از نهایی‌نمودن تصمیمات است.


بااین‌وجود، این شفافیت زمینه‌ساز بروز تعارضات خواهد بود که درصورت عدم حل آنها، پایداری توسعه در درازمدت با چالش مواجه خواهد شد. برای رفع تعارضات، می‌توان از ابزار «محیط‌های یادگیری تعاملی» استفاده نمود، چرا که این ابزار به افزایش تعامل میان مدیران آب با سایر کنشگران کمک نموده و منجر به افزایش درک مشترک از وضعیت منابع آب و عواقب تصمیمات می‌شود. درهرحال، در مسیر به‌کارگیری مشارکت کنشگران در مدیریت آب بزرگترین مانع تعارضات میان ایشان است. نمونه‌ای از تعارضات مطرح عبارتنداز: 1) مالکیت مردمی یا دولتی بر آب؛ 2) تامین منابع آبی بیشتر یا مدیریت مصارف و 3) حفظ امنیت غذایی یا امنیت آبی.


راه‌حل‌های سیاستی برای حکمرانی مطلوب


از مهم‌ترین مولفه‌های حکمرانی مطلوب آب «جامع‌نگری در برنامه‌ریزی و مطالعات»، «مشارکت در مدیریت» و «یکپارچگی در تخصیص» می‌باشد. جامع نگری در برنامه‌ریزی و مطالعات بدین معنی که اثرات هر تصمیم در ابعاد زمانی و مکانی قبل از هر اقدام سنجیده شود. به عبارت دیگر، جامع‌نگری نیازمند تحلیل تاثیر و تاثر هر پروژه آبی در زمان و مکان با محیط انسانی و طبیعی پیرامونش است. منظور از مشارکت در مدیریت، ایجاد ظرفیت و بستر مناسب برای دخالت عموم در سیاست‌گذاری و نیز تدوین و اصلاح قوانین بوده که این امر نیازمند اعتمادسازی و فرهنگ‌سازی است.


همچنین، یکپارچگی در تخصیص بیانگر تصمیم‌گیری متمرکز در تخصیص منابع آب به مصارف و مدیریت توامان عرضه و تقاضا (در سطوح ملی، منطقه‌ای و محلی) می‌باشد که این امر به نوبه خود نیازمند هماهنگی متقابل بخش‌های مختلف با بخش آب می‌باشد (شکل 1). پس، نبود «مشارکت در مدیریت» مهمترین مانع در دستیابی به حکمرانی خوب آب، دولت و دســتگاه بوروکراتیکی هستند که حاضر نیســتند اختیارات و قدرت ناشــی از تســلط بر منابــع آب را با سایر کنشگران به مشــارکت گذارند. بــر اثر همین رویکرد اســت که گاه مسئله مدیریت منابع آب در برخی مناطق به گونه‌ای صورت‌بندی می‌گردد که کنشگران کلیدی، اعتقادی به اجرای آن ندارند.


برپایی مدیریت پایدار آب (بر اساس حکمرانی مطلوب) نیازمند ایجاد، ارتقاء و استقرار 3 نظام به شرح شکل (1) می‏باشد. بدیهی است ایجاد و استقرار این نظام‌ها موازی و تدریجی بوده که فقط برای مطالعه و برنامه‌ریزی هریک از آنها، 3 مرحله‌ در نظر گرفته شده و در جدول (1) شرح داده شده است.


بنابراین، می‌توان بخش بزرگی از حکمرانی مطلوب را به صورت «مدیریت جامع، یکپارچه و مشارکتی آب» بیان نمود. از طرفی، با توجه به نیاز عمومی به آب و طولانی‌مدت‌بودن استقرار حکمرانی مطلوب آب، می‌توان از روش‌های برنامه‌ریزی راهبردی برای این هدف استفاده کرد. به عبارت دیگر، می‌توان از برنامه‌ریزی راهبردی (به عنوان یک برنامه تحول) برای پیاده‌سازی و سپس، استقرار هرچه بهتر مدیریت جامع، یکپارچه و مشارکتی آب استفاده نمود.


نقطه شروع برای پیاده‌سازی و استقرار هرچه بهتر مدیریت جامع، یکپارچه و مشارکتی آب در حوضه آبریز، ایجاد اجماعی قوی و همگانی در میانِ کنشگران می‌باشد. جلب مشارکت کنشگران در گرو ایجاد فضای گفتگو و اعتمادسازی متقابل است. در نهایت، سنگ زیرین این مدل «ایجاد فهم مشترک از مخاطره اصلی (ناپایداری منابع آب) است»؛ مخاطره‌ای که سرنوشت همه آب‌بران، آبخیزنشینان و مسئولین را تحت‌تأثیر قرار خواهد داد.


جمع‌ بندی


در مسیر حکمرانی مطلوب می‌توان از برنامه‌ریزی راهبردی- مشارکتی جهت مدیریت تعارضات و پیداکردن راه‌حل‌ها و همین‌طور همسنگی بین اهداف مختلف استفاده نمود. به طور قطع، سیمای واقعی خردورزی جمعی با حضور کنشگران بخش‌های مختلف به نمایش درخواهدآمد که نشان از عزم راسخ ایشان برای بهبود مدیریت منابع آب می‌باشد. درهرحال، برای جلوگیری از بروز تعارض‌ها یا رفع آن‌ها اقدامات زیر باید صورت پذیرد:


توجیه و آموزش مردم و مدیران نسبت به ماهیت منابع و مصارف آب


آگاه­‌نمودن مردم نسبت به وضعیت منابع آب


شفاف­‌سازی داده­‌ها و دسترسی آزاد مردم به اطلاعات


رعایت عدالت و انصاف در تصمیم­‌گیری­ها


تدوین برنامه­‌هایی برای شرایط کمبود آب، قبل از وقوع بحران.


نویسندگان:


-کامران داوری، دانشیار گروه علوم و مهندسی آب دانشگاه فردوسی مشهد


-حمید عمرانیان، دبیر کارگروه تخصصی آب، کشاورزی، منابع طبیعی و محیط زیست اتاق فکر خراسان رضوی


منبع: خبرگزاری خبرآنلاین، چهار شنبه 29 فروردین 1397


1043



. انتهای پیام /*
 

از ملی گرایی تا جهان وطنی

کانون اندیشه جوان برگزار می کند:

از ملی گرایی تا جهان وطنی

1 از 4

روابط پیچیده ایران و روسیه: اتحاد استراتژیک هدفی دوجانبه؟

انجمن علوم سیاسی دانشگاه گیلان برگزار می کند:

روابط پیچیده ایران و روسیه: اتحاد استراتژیک هدفی دوجانبه؟

3 از 4

در کجا ایستاده ایم؟

انجمن علوم سیاسی ایران برگزار می کند:

در کجا ایستاده ایم؟

4 از 4

تازه ترين مطالب