web
stats
سیاست خارجی نوین عربستان سعودی
en کد مطلب: 52744 | تاریخ مطلب: 1397/03/05
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

پیامدها برای قدرت منطقه ای ایران

سیاست خارجی نوین عربستان سعودی

در این پژوهش با عنوان «سیاست خارجی نوین عربستان سعودی؛ پیامدها برای قدرت منطقه ای ایران» ضمن بررسی اهداف و ابعاد سیاست خارجی عربستان در دوره جدید، پیامدهای آن برای ایران مورد بررسی قرار خواهند گرفت.

سیاست خارجی نوین عربستان سعودی

در سال های اخیر در سطح منطقه، هیچ رهبری به اندازه محمدبن سلمان ولیعهد کنونی عربستان سعودی به انتقاد از نقش منطقه ای ایران نپرداخته و به مخالفت با سیاست های تهران در غرب آسیا نپرداخته است. بن سلمان در تازه ترین موضع گیری خود ایران را با آلمان دوره هیتلر مقایسه کرده و در مقابل به بسترسازی برای نزدیکی با رژیم صهیونیستی پرداخته است؛ سخنانی که می تواند برای ساختار نظم منطقه ای و از جمله قدرت منطقه ای ایران اثرات قابل توجهی داشته باشد.


هر چند عربستان سعودی و ایران دوره های مختلفی از تنش و اختلاف را در طول دهه های گذشته تجربه کرده اند، اما در هیچ مقطعی، تندی و گزندگی سخنان مقام های سعودی در قبال ایران بدی نسان نبوده است. به رغم ای نکه در نظام سیاسی عربستان، پادشاه انحصار قدرت را در دست دارد، اما در عربستان امروزین در عمل محمدبن سلمان به عنوان ولیعهد بیش ترین اثرگذاری را در سیاست داخلی و خارجی این کشور داشته و با مهیا شدن برای نشستن بر تخت پادشاهی برای دهه های آینده نیز بالاترین مقام سیاسی عربستان خواهد بود.


بر این اساس است که فهم رویکردهای سیاست خارجی عربستان با محوریت بن سلمان برای آینده قدرت منطقه ای جمهوری اسلامی ایران اهمیت بالایی دارد. به خصوص ای نکه رویکرد ضد ایرانی نوین عربستان که از مرحله اختلاف و رقابت به سمت خصومت گرایش یافته است، از جنبه گفتمانی فرا رفته و در عمل به سمت رویارویی عینی با ایران در حوزه های مختلف منطق های رفته است. در این راستا در این جا ضمن بررسی اهداف و ابعاد سیاست خارجی عربستان در دوره جدید، پیامدهای آن برای ایران مورد بررسی قرار خواهند گرفت.


اهداف و ابعاد سیاست خارجی نوین عربستان


عربستان در طول دهه های متمادی به داشتن سیاست خارجی محافظه کارانه مشهور بوده و عمدتاً در پی حفظ وضع موجود بوده و بر این اساس با نیروها و روندهای خواستار تغییر و تجدیدنظرطلب مخالفت کرده است؛ اما در طول چند سال اخیر این کشور به تغییر رویکرد سیاست خارجی گذشته خود مبادرت کرده و سیاست خارجی تهاجمی و تجدیدنظرطلبانه ای را دنبال کرده است؛ لذا در شرایط جدید هدف اصلی و کلان سیاست خارجی عربستان را می توان در چارچوب تجدیدنظرطلبی و تغییر شرایط منطقه دانست.


در واقع رهبری عربستان معتقد است شرایط منطقه ای موجود در غرب آسیا نه تنها برای آن ها مطلوبیت ندارد، بلکه به ایجاد تهدیدهایی برای امنیت ملی و منافع منطقه ای ریاض نیز منجر شده است. بر این اساس، سیاستگذاری و تلاش برای تغییر این وضعیت به اولویت اصلی سیاست خارجی بن سلمان تبدیل شده است.


ریاض در طول دوره جنگ سرد به عنوان یکی از متحدین اصلی امریکا و غرب در منطقه ایفای نقش کرد؛ نقشی که عمدتاً در جهت ممانعت از نفوذ شوروی و مهار متحدین آن در منطقه بود. ضمن این که در دهه 1980 ، عربستان به حمایت از عراق در جنگ مقابل ایران پرداخت تا دولت انقلابی ایران و نفوذ جریان انقلاب اسلامی در منطقه مهار شود. در آخرین دهه قرن بیستم، عربستان با راهبرد مهار دو گانه ایران و عراق و روند صلح و سازش خاورمیانه همراهی کرد.


بعد از یازده سپتامبر، ریاض از سیاست جدید امریکا در خصوص تروریسم در منطقه و انتقادهایش از عربستان نگران شد و روابط دو کشور اندکی سرد شد. بعد از حمله امریکا به عراق و شکل گیری روند سیاسی جدید در این کشور، عربستان به انتقاد از سیاست امریکا در این کشور پرداخت و آن را در جهت منافع ایران عنوان کرد. ضمن این که در این دوره، ریاض از وضعیت جدید محور مقاومت و به خصوص عملکرد گروه های مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی در جنگ های 2006 و 2008 نگران شد؛ مجموعه تحولاتی که از نظر رهبران سعودی به مثابه ایجاد تغییرهایی تدریجی در موازنه قدرت منطقه ای به نفع جمهوری اسلامی ایران تلقی شد.


از سال 2011 به بعد نیز جنبش های مردمی جهان عرب به نگرانی بیش تر رهبران سعودی انجامید. در واقع تحولاتی مانند سقوط حکومت مبارک در مصر، انقلاب مردمی در بحرین و اعتراض های متفاوت در یمن سعودی ها را نه تنها از تغییر فوری ساختار قدرت منطقه ای نگران کرد، بلکه تشدید تهدید این تحولات سرآغاز فاصله گرفتن عربستان از رویکرد محافظ هکارانه در سیاست خارجی و کنشگری جدی در حوزه های مختلف منطقه ای شد که از جمله در ورود نظامی به بحرین، حمایت از تغییر حکومت مرسی در مصر و شکل دهی به روند سیاسی جدید در یمن نمایان شد.


ضمن این که انتقادها از سیاست های منطقه ای اوباما و کنشگری پایین آن در  مواردی مانند بحران سوریه یا نگرانی از نزدیکی ایران و ایالات متحده امریکا با شکل گیری مذاکره ها و توافق هسته ای باعث شد تا انگیزه های عربستان برای کنار گذاشتن سیاست خارجی محافظه کارانه گذشته و ورود فعالانه به تحولات منطقه افزایش یابد.


به رغم گسترش تحرکات عربستان در منطقه بعد از 2011 ، به قدرت رسیدن ملک سلمان و ظهور محمدبن سلمان به عنوان شخصیت محوری نسل جدید رهبران در این کشور، سیاست خارجی عربستان را وارد مرحله جدید و متفاوتی کرد. در این دوره عربستان، به نقد و نفی سیاست خارجی دهه های گذشته پرداخت و آن را برای تأمین منافع این کشور در دوره جدید فاقد کارآمدی تلقی کرد.


به عبارت دیگر، از منظر نسل جدید و جوان رهبران سعودی به رهبری بن سلمان سیاست خارجی محافظه کارانه، دنباله رو و واکنشی گذشته فاقد کارایی لازم بوده و ضمن افزایش قدرت منطق های رقبای منطق های به خصوص ایران به افزایش تهدیدها برای امنیت عربستان و متحدین آن منجر شده است. در نتیجه، کنار گذاشتن رویکردهای گذشته سیاست خارجی، تعریف اهداف جدید و اتّخاذ راهبردهای نوین بر اساس شرایط جدید منطقه ضرورت می یابد.


نکته مهم و آغازین در فهم رویکرد و راهبردهای سیاست خارجی عربستان در دوره سلمان، درک نوع نگرش رهبران سعودی به شرایط منطقه ای و ضرورت های تغییر وضع موجود است. در واقع رهبران سعودی معتقدند که شرایط و روندهای کنونی منطقه ای به نفع آنان نیست و باید تغییرهایی اساسی در منطقه ایجاد شود. بر این اساس، ذیل هدف کلان تغییر وضع موجود منطقه ای می توان به اهداف راهبردی مختلفی اشاره کرد که رهبران سعودی درصدد تحقق و پیشبرد آن هستند. این اهداف را می توان در مواردی خلاصه کرد که در ادامه به آن ها اشاره می شود:


1. از منظر رهبران سعودی، نفوذ و نقش منطقه ای ایران به عنوان مهم ترین ویژگی کنونی منطقه است که باید دچار تغییر و دگرگونی اساسی شود. از نظر سعودی ها ایران با حضور گسترده در حوزه های مختلف منطقه به اخلال در امنیت منطقه پرداخته و منافع منطقه ای و امنیت ملی عربستان را مورد تهدید قرار داده است.


بر این اساس است که مقابله با ایران به محور اصلی سیاست خارجی عربستان تبدیل شده است و این کشور در تلاش است تا سایر ابعاد و اجزا سیاست خارجی خود را نیز در راستای هدف مقابله با ایران و نقش منطقه ای آن تعریف و تنظیم نماید. مقام های سعودی در طول سال های اخیر به صورت متداوم به ایران و نقش منطقه ای آن تاخته اند و بر ضرورت تغییر اساسی در  سیاست منطقه ای ایران تأکید کرده اند.


سعودی ها علت اصلی مشکلات مختلف جهان عرب از سوریه تا یمن و حتی فلسطین را نتیجه سیاس تهای ایران دانسته و خواستار پایان دادن به نقش ایران در غرب آسیا هستند. رهبران سعودی با به کارگیری عناوینی مانند ایدئولوژی شیعی و امپراتوری صفوی و فرقه ای نشان دادن سیاست های ایران، تهران را به توسعه طلبی در منطقه متهم می کنند. در این راستا عربستان برای مقابله با حضور و نفوذ ایران در شش حوزه اصلی مبادرت کرده است که عبارتند از: عراق، سوریه، لبنان، فلسطین، یمن و حوزه خلیج فارس.


2. یکی دیگر از اهداف عربستان سعودی در منطقه را می توان بازسازی روابط و همکاری های راهبردی با امریکا و گسترش تعاملات با رژیم صهیونیستی در جهت تحقق منافع منطقه ای دانست. اهمیت این موضوع وقتی افزایش می یابد که عربستان بن سلمان، امریکای ترامپ و اسراییل نتانیاهو، هر سه بر مقابله با ایران در منطقه به عنوان اولویت اول و منفعتی مشترک تأکید دارند. عربستان در دوره اوباما نسبت به سیاس تهای امریکا انتقاد داشت و از این وضعیت ناراضی بود.


به قدرت رسیدن ترامپ و موفقیت بن سلمان در ایجاد روابطی وِیژه و مستحکم با تیم ترامپ باعث شد تا ن هتنها روابط راهبردی دو کشور بازسازی شود، بلکه انطباق سیاست ها و همکاری های دو طرف بسیار گسترش یابد. این مسأله به عنوان یکی از موفقی تها و نقاط کلیدی سیاست خارجی عربستان در دوره سلمان محسوب می شود. در سوی دیگر، مقام های عربستان سعودی، رویکردهایی جدید و عمدتاً مغایر با سنت های سیاسی این کشور و جهان عرب در قبال رژیم صهیونیستی اتّخاذ کرده اند.


گسترش تعاملات و همکاری ها به صورت غیر علنی، سفر مقا مهای غیررسمی سعودی به رژیم صهیونیستی و شرکت در برخی کنفرانس ها و رویکردها و سخنان همسوی سعودی ها و صهیونیست ها به خصوص ضد ایران و محور مقاومت، همگی نشانگر ادراک و کنشگری متفاوت ریاض در قبال تل آویو تلقی می شود.


اشاره بن سلمان به حقِ داشتن وطن از سوی اسراییل یها در مصاحبه با آتلانتیک، نمونه جدید تلاش سعودی ها برای عادی سازی روابط و گسترش تعاملات با این رژیم است؛ موضوعی که از سوی برخی ها به عنوان به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی از سوی عربستان تلقی می شود.


3. یکی دیگر از ابعاد و اهداف سیاست منطقه ای نوین عربستان را می توان تلاش برای مقابله با اخوان المسلمین در منطقه خواند. این هدف که در میان  عربستان و کشورهای دیگری مانند امارات عربی متحده و مصر مشترک است، ناشی از احساس تهدید سعودی ها از اخوان و گسترش آن در منطقه است. با توجه به این که اخوانی ها درصدد ارائه نوعی از ایدئولوژی سیاسی دینی و مردمی در منطقه هستند، به عنوان بدیل اصلی حاکمان سیاسی کنونی در کشورهای پادشاهی و شیخ¬نشین های خلیج فارس و هم چنین حکومت های اقتدارگرا مانند حکومت السیسی در مصر تلقی می شوند.


بر این اساس، نگرانی از رشد اخوانی ها در منطقه باعث مقابله عربستان و متحدین آن با اخوان المسلمین شده است. این نوع نگاه از جمله در سخنان اخیر محمدبن سلمان به خوبی نمود داشته و وی اخوان المسلمین را یکی از ابعاد مثلث شرارت در منطقه خوانده است. سردی روابط عربستان با ترکیه و بحران در روابط ریاض با دوحه و تلاش برای اِعمال فشار و ایجاد تغییرهایی در ساختار قدرت قطر از  جمله عواقب و نشانه های رویکرد ضد اخوانی عربستان محسوب می شود.


4. همچنین در سطحی دیگر، تلاش برای ایجاد ائتلاف گسترده منطقه ای و کسب رهبری جهان را می توان از اهداف ایده آل و آرمانی عربستان در عرصه جهان عرب و منطقه تلقی کرد. به عبارتی، عربستان به رغم در اولویت قرار دادن اهداف فوق در سیاست خارجی خود هدف غایی در سیاست منطق های را دستیابی به موقعیت برتر و هژمونیک می داند.


در این خصوص نیز سعود یها با توجه به ناتوانی در شک لدهی به ائتلاف عربی ضد دشمن تاریخی اعراب یعنی رژیم صهیونیستی، بار دیگر به مطرح ساختن و بزرگ نمایی تهدیدهای ایران برای منطقه مبادرت می کنند. در این راستا، عربستان ضمن همسویی با امریکا و رژیم صهیونیستی در سال های اخیر سعی کرده است تا در ذهنیت و گفتمان عربی و منطقه ای، تهدید ایران را جایگزین تهدید رژیم صهیونیستی کند و به همراه ساختن دولت های منطقه با خود ذیل ائتلافی واحد در مقابل ایران بپردازد.


پیامدها برای قدرت منطقه ای ایران


به رغم اینکه محور اصلی سیاست های عربستان در منطقه در سال های اخیر، مقابله با نقش و نفوذ منطقه ای ایران تلقی می شود، اینکه پیامدهای نهایی این سیاست برای قدرت منطقه ای ایران چه خواهد بود واجد اهمیتی کلیدی است. برای فهم این موضوع لازم است از یک سو به فرصت ها و موانع پیش روی عربستان در حوزه های بحرانی منطقه توجه شود و از سوی دیگر چشم انداز احتمالی و نتایج محورهای دیگر سیاست خارجی این کشور تبیین و مورد بررسی قرار گیرد.


عربستان برای مقابله با نفوذ ایران در حوزه های مختلف با شرایط یکسانی مواجه نیست. در عراق، تلاش سعودی ها برای افزایش نفوذ و مقابله با نقش ایران در این کشور در نقطه آغازین خود قرار دارد. روابط عربستان و عراق تا حدّ زیادی پیشرفت کرده است و به خصوص دو طرف در زمینه های اقتصادی و سیاسی- امنیتی شاهد همکاری هایی هستند.


این حضور عربستان در عراق قاعدتاً نقش آفرینی ایران را با برخی موانع با توجه به ظهور رقیب جدید مواجه می کند. با این حال بهبود روابط عربستان و عراق خود گامی در جهت بهبود ثبات و امنیت در عراق و کاهش دغدغه ها و هزینه های امنیتی ج.ا.ایران در مرزهای غربی خود است. ضمن این که عربستان سعودی در نهایت  نمی تواند جایگزینی برای ایران نزد عراقی ها باشد و اتکای بغداد به ایران کماکان از منظر رهبران عراق ضروری محسوب می شود؛ لذا به رغم کسب سطحی از نفوذ و نقش آفرینی در عراق از سوی سعودی ها، این سیاست نمی تواند به معنی پایان یا حتی تضعیف جدی نقش ایران در عراق باشد.


در حوزه خلیج فارس، حضور عربستان در بحرین و سرکوب انقلاب مردمی در این کشور تا حد زیادی مانع از نفوذ ایران شده است. با این حال، سیاست سرکوب و اقدام های امنیتی در بلندمدت پاسخگو نخواهد بود. در خصوص قطر، اِعمال فشار از سوی ریاض و متحدین آن باعث شده است تا دوحه به ایران و ترکیه نزدیک تر شود و این فشارها نتوانسته به تضعیف اساسی یا فروپاشی قدرت در قطر منجر شود؛ لذا به نظر می رسد در بلندمدت، قطر با توجه به احساس تهدید از جانب عربستان و متحدین آن هم چنان خواستار نوعی از توازن در روابط خارجی خود است و حتی در صورت کاهش تنش در روابط ریاض و دوحه، این کشور راهبرد بلندمدت خود را بر مبنای روابط خارجی متوازن و چندجانبه تعریف خواهد کرد.


در حوزه های لبنان و فلسطین، تلاش های عربستان برای کاهش نقش ایران با موانع جدی و اساسی روبه روست. اِعمال فشار بر سعد حریری و مجبور کردن وی به بر هم زدن فضای سیاسی لبنان، جدیدترین تلاش سعودی ها برای تغییر وضعیت و ساختار قدرت لبنان و کاهش نقش ایران و حزب الله بوده است؛ اما این اقدام عربستان سعودی نه تنها نتایج مثبتی نداشت بلکه باعث افزایش تلاش های سعودی ها برای پیشبرد طرح های دونالد ترامپ و هم چنین دور کردن گروه های مقاومت از ایران با موفقیت زیادی همراه نبوده و بر عکس به افزایش احساسات ضد سعودی منجر شده است. بر این اساس تا آینده قابل پیش بینی، امکان موفقیت عربستان برای تضعیف نقش ایران و محور مقاومت در این حوزه ضعیف به نظر می رسد.


بحران سوریه وضعیت بسیار پیچیده ای پیدا کرده و معادلات جدید امیدهای ریاض برای تغییر شرایط این کشور و از جمله کاهش نفوذ ایران را تضعیف کرده است. دولت سوریه در غلبه بر گروه های تروریستی و معارض و بازپس گیری بخش های مهمی از کشور موفق بوده و تا حد زیادی بقا و قدرت خود را تثبیت کرده است. در سوی دیگر، معارضین و گروه های تروریستی در حال از دست دادن امیدها و حمایت های بیرونی و افول تدریجی هستند.


مهم تر این که دولت ترامپ تصمیم خود برای خروج نیروها و کاهش اثرگذاری در سوریه را اعلام کرده و خواستار جایگزینی نیروهای عربی به جای نیروهای خود شده است؛ لذا در حالی که امکان حضور و نقش آفرینی نیروهای عربی از جمله نیروهای سعودی در سوریه با خطرهای فراوانی همراه است، ایجاد موازنه در برابر دولت سوریه و متحدین آن در این کشور برای عربستان سعودی بیش از پیش دشوار شده است.


بر این اساس تلاش های عربستان برای کاهش نفوذ ایران در سوریه نمی تواند چشم انداز مثبتی برای این کشور داشته باشد. در خصوص یمن نیز عربستان به رغم هزینه های بسیار و سه سال جنگ نتوانسته به اهداف اولیه خود دست یابد. ضمن این که توان موشکی انصارالله به تهدیدی برای امنیت عربستان تبدیل شده است. بر این اساس در این حوزه نیز عربستان نمی تواند به موفقیت کامل دست یابد و در نهایت مجبور است به راه حل های میانی تن دهد.


تلا شهای عربستان برای مقابله با اخوان المسلمین نیز فرصت های قابل توجهی را برای ایران ایجاد می کند. در واقع سیاست های ضد اخوانی عربستان باعث شده تا کشورهایی مثل قطر و عربستان و حتی جنبش های اخوانی، تمایل بیشتری برای نزدیکی به ایران نشان دهند و این موضوع تلاش ریاض برای مقابله با نفوذ ایران در منطقه را دشوار خواهد کرد.


در مورد کوشش های عربستان سعودی برای ایجاد ائتلاف منطقه ای ضد ایران نیز به نظر می رسد افق مثبتی برای این کشور در پیش نیست. کشورهایی مانند ترکیه و قطر از ریاض جدا شده و کشورهایی چون مصر و پاکستان هم همکاری های مشروط و خاصی با عربستان دارند؛ لذا این که عربستان بتواند ائتلاف منطقه ای گسترده ای مقابل ایران شکل دهد دور از واقعیت خواهد بود.


همکاری های عربستان با رژیم صهیونیستی به رغم برخی پیشرفت ها با مانع بزرگی به نام مسأله فلسطین مواجه است. با این حال همکاری ها و هماهنگی های غیر رسمی تل آویو و ریاض، خطری برای قدرت منطقه ای و امنیت ملی ایران محسوب می شود و این مسأله باید مورد توجه و بررسی بیشتر قرار گیرد. همچنین همکاری های عربستان با امریکا و اثرگذاری و تحریک دولت ترامپ برای اِعمال فشار بر ایران را می توان وجه خطرناک سیاست های ریاض تلقی کرد.


به خصوص این که دولت ترامپ با اصرار بر خروج از برجام و گسترش فشارها بر ایران درصدد تضعیف بنیادهای اقتصادی ایران و در نتیجه کاهش نقش آفرینی ایران در منطقه است. بر این اساس این وجه از سیاست خارجی عربستان سعودی می تواند ضمن افزایش فشارها بر ج.ا.ایران باعث تضعیف بنیان های قدرت، گسترش بحران های داخلی و در نتیجه تضعیف نقش منطقه ای ج.ا. ایران شود.


از: دکتر علی اکبر اسدی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی


منبع: افق آینده پژوهی راهبردی، اردیبهشت 97


9160

. انتهای پیام /*
 

از ملی گرایی تا جهان وطنی

کانون اندیشه جوان برگزار می کند:

از ملی گرایی تا جهان وطنی

1 از 4

روابط پیچیده ایران و روسیه: اتحاد استراتژیک هدفی دوجانبه؟

انجمن علوم سیاسی دانشگاه گیلان برگزار می کند:

روابط پیچیده ایران و روسیه: اتحاد استراتژیک هدفی دوجانبه؟

3 از 4

در کجا ایستاده ایم؟

انجمن علوم سیاسی ایران برگزار می کند:

در کجا ایستاده ایم؟

4 از 4

تازه ترين مطالب