web
stats
خردنامه فردوسی؛ حافظ راستین سنت های ملی
کد مطلب: 52754 | تاریخ مطلب: 1397/02/25
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

به مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت فردوسی

خردنامه فردوسی؛ حافظ راستین سنت های ملی

فردوسی شاعر پرآوازه ایران زمین است که با خلق شاهنامه این شاهکار بی بدیل ادبیات فارسی به پاسداری از سنت های ملی همت گماشت و اینگونه به خرد و دانایی حیاتی تازه بخشید و با خلق اسطوره هایی ماندگار آینه تمام نمای آرزوهای یک ملت شد.

خردنامه فردوسی؛ حافظ راستین سنت های ملی

ابوالقاسم فردوسی توسی حکیم و شاعر بلندآوازه ایرانی در 329 هجری در توس خراسان دیده به جهان گشود و در 80 سال عمر با ارزش خود موفق شد تا با تالیف شاهنامه، نام خود را در ادبیات ایران و جهان پرآوازه سازد. اثری جاودان که مجموعه ای نفیس از واژگان و داستان های اساطیری، پهلوانی و تاریخی محسوب می شود.


زندگی فردوسی در عهد سامانیان که به شدت در پاسداری از زبان و هویت فارسی حساس بوده اند، همراه شد و به همین علت این زبان به بهترین شکل ممکن از گزند حوادث و دشمنی ها به دور ماند تا امروز به عنوان سرمایه اصلی فرهنگی این مرزو بوم شناخته شود. تسلط فردوسی بر آیین و سنت های تاریخی و باستانی ایران، چیرگی او در سرودن شاهنامه را به دنبال داشت و کار مهم وی نیز پیوند عمیق میان فرهنگ ایران پیش و پس از ورود اسلام به شمار می رود.


فردوسی با استفاده از واژگانی که هنوز در زبان فارسی پر کاربرد هستند، در عین سادگی برترین شعرها را سرود. از ویژگی های شاهنامه می توان به داستان های ملی آن اشاره کرد. پس بایستی در حفظ این گنجینه بی بدیل کوشید تا به جای هجوم داستان های بی محتوا که ترویج کننده خشونت و زشتی در جامعه است، ادبیات شیوا، زیبا و مستحکم ایران پاس داشته شود.


اهمیت زبان فارسی و ارزش نهادن به جایگاه والای فردوسی در شعر و ادبیات بیانگر این مهم است که باید کوشید تا این میراث گرانبها همچنان بتواند نقش و تاثیر خود را در ادبیات کشور بر جای بگذارد. به عبارت دیگر باید با همه توان، آموزش شاهنامه و نتیجه های ادبی و اخلاقی آن را در همه سطوح در دستور کار قرار داد تا به این ترتیب بتوان حافظ و پاسدار دستاوردهای بی نظیر فردوسی در فرهنگ ایرانی بود.


حکیم فردوسی 30 سال از بهترین دوران عمر خود را وقف کار بر روی شاهنامه کرد. چنان که می گوید «بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی» آرامگاه فردوسی در توس استان خراسان همواره پذیرای علاقه مندان به وی است.


پژوهشگر گروه اطلاع رسانی ایرنا به مناسبت بزرگداشت فردوسی و پاسداشت زبان فارسی با «رضا ستاری» فردوسی شناس، دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی و عضو هیات علمی دانشگاه به گفت وگو پرداخته است.


**فردوسی و شاخصه های ممتاز شاعرانگی وی


سرودن شاهنامه، شاهکار بزرگ فردوسی به شمار می رود که از شهرت جهانی برخوردار است و در فرهنگ ایران جایگاه ویژه ای دارد. به عقیده برخی این اثر جاودانه، تنها پاسدار و حافظ زبان فارسی بود، در حالی که باید شاهنامه را متنی هویت ساز دانست که برای همه ایرانیان ارزشمند است چرا که در روزگاری که فردوسی به این کار مهم پرداخت، بسیاری از این داستان ها در حال فراموشی بود و اگر این شاعر داستان ها را به شعر در نمی آورد، برای همیشه از میان می رفت.


پس از فروپاشی ساسانیان تا روزگار صفویه در ایران دولت مستقلی وجود نداشت و این شاهنامه بود که یاد و خاطره این مرز وبوم و روحیه سلحشوری آن زمان را در فرهنگ کشور زنده نگه داشت. بنابراین سرودن شاهنامه نوعی رسالت اجتماعی و تاریخی برای فردوسی محسوب می شد که ایران را برای همیشه مدیون خویش ساخت. تاثیر و ردپای شاهنامه را می توان در زبان فارسی و شاخه های هنری و فرهنگی بسیاری همچون سفالگری، خوشنویسی، تابلوهای نقاشی و نگارگری هایی گوناگون مشاهده کرد. قصه ها و روایت هایی که از شاهنامه در فرهنگ ایرانی وجود دارد، همگی نشان دهنده نفوذ شاهنامه در میان مردم است، منظومه ای که هنوز هیچ متنی نتوانست جای آن را بگیرد.


** چارچوب های شاهنامه


در روزگاری که فردوسی زندگی می کرد، تلقی که از داستان های شاهنامه وجود داشت این بود که این اثر داستان پادشاهان است اما باید دانست که شاهنامه را به 3 قسمت می توان تقسیم کرد؛ بخشی از این داستان ها، «بخش اسطوره ای» محسوب می شود و در برگیرنده روایت هایی مربوط به روزگاران کهن است. حتی پیش از این که آیین زرتشتی در ایران وجود داشته باشد، در روزگاری که آریایی ها به سرزمین ایران کوچ کردند، این داستان ها را از موطن اصلی خود که «ایران ویچ» گفته می شد با خود به این سرزمین آوردند؛ بنابراین بخش نخست داستان ها یعنی وقایع کیومرث، هوشنگ، تهمورث، جمشید، فریدون و ... مربوط به آن روزگاران است.


بخش دوم شاهنامه یا «بخش پهلوانی» که شورانگیزترین بخش شاهنامه نیز به شمار می رود، دربرگیرنده داستان هایی از جنگ ها و پهلوانی های رستم محسوب می شود. رستم در بیشتر جنگ ها حضور دارد و پاسدار سرزمین ایران است و در برابر حمله دشمن ایستادگی می کند و در تمامی جنگ ها هم پیروز می شود.


بخش سوم شاهنامه که به آن «بخش تاریخی» می گویند، بخشی است که از پایان دوره اسفندیار و همزمان با آغاز حکومت بهمن شروع می شود و به دوره هخامنشیان می رسد؛ شخصیت هایی که آنجا حضور دارند شخصیت هایی هستند که در تاریخ هم بوده اند اما نه به این معنا که شاهنامه به طور واقعی تاریخ را بیان کند. در مجموع شاهنامه یک متن حماسی به حساب می آید و زبان خاصی دارد که در آن داستان سلحشوری های اجداد و پیشینیان آمده است.


**تفاوت اسطوره و افسانه در بیان فردوسی


داستان های شاهنامه افسانه نیستند، بلکه بخش زیادی از آنها اسطوره اند. اسطوره و افسانه با یکدیگر تفاوت دارند، چرا که در اسطوره تقدس هست، در حالی که در افسانه چنین چیزی نیست؛ افسانه مربوط به یک منطقه محدود و در حالی که اسطوره ملی است و ملت و اقوام مختلفی به آن توجه دارند. همچنان که در شاهنامه هم همین روال مشاهده و از منظر جغرافیایی دیده می شود که مرکز همه حادثه ها ایران به شمار می رود. ایرانی که نامش هزار بار در شاهنامه آمده است و در بطن رویدادهای این کتاب قرار دارد؛ بنابراین داستان های این کتاب به لحاظ بُعد ملی، اسطوره ای محسوب می شوند. همچنین اسطوره در اصل داستان هایی است که در گذر زمان یک ملت آرزوهای خود را در قالب آن بیان می کند. پس باید دانست که داستان های شاهنامه اسطوره است.


**نقش فردوسی در پاسداشت زبان فارسی


زبان یک موجود زنده است که در گذر زمان تغییر می کند. نمی توان به اجبار واژه را وارد یک زبان کرد و به زور از یک زبان خارج ساخت. در گذر زمان، زبان دچار تحول می شود و این موضوعی است که باید آن را پذیرفت. زمانی که حافظ و سعدی شعر می گفتند، زبان فارسی تغییراتی کرده بود، بنابراین واژه هایی که حافظ و سعدی به کار می برند، متفاوت از کلمه هایی است که فردوسی به کار می برد. حدود 300 تا 400 سال فاصله زمانی میان فردوسی و شاعرانی چون حافظ و سعدی وجود دارد، با این حال واژه ها، ترکیب ها و کنایه هایی که در شاهنامه مشاهده می شود، در بسیاری از آثار دوره های بعدی نیز تکرار شده است؛ یعنی اگر شاهنامه نبود، شاید سعدی و حافظی هم نبودند و زبان فارسی باقی نمی ماند.


در دوره ای که عرب ها به مصر رسیدند، زبان مصری از میان رفت و از فرهنگ آنها چیزی باقی نماند اما زبان فارسی در گذر زمان حفظ شد. بنابراین به یقین نمی شود گفت که شاعران پس از فردوسی به زبان فارسی بی توجهی کرده اند و واژه های شاهنامه را به کار نگرفتند زیرا بسیاری از این واژه ها در متن های دوره های بعد آمده است. این که شاعری در برابر شاعری دیگر شکسته و کوچک شمرده شود، شایسته نگاه عادلانه نیست.


**جایگاه فردوسی در ادبیات ایران


فردوسی جایگاهی در ادبیات ایران دارد که هیچ شاعری نتوانست این جایگاه را کسب کند. او در روزگاری زندگی می کرد که شاعرانی همچون «دقیقی» که شاعری حماسه سرا و مداح بود، ظهور یافته بودند اما فردوسی با وظیفه و رسالت اجتماعی و تاریخی که برای خود قایل شد، توفیق یافت که زبان فارسی و هویت ایرانی را در اثر خود حفظ کند؛ بنابراین جایگاه فردوسی با هیچ شاعری قابل قیاس نیست. این شاعر اثری از خود بر جای گذاشت تا هر فردی که به زبان فارسی سخن می گوید، مدیون او باشد و این جایگاه را هیچ شاعری ندارد.


فردوسی زاده خراسان بود و در آن وادی زندگی می کرد. خراسان در روزگار فردوسی هنوز از خاطره های دوران باستان خالی نشده بود. دهقانان توس در کوشک ها و خانه های خود نقش پهلوانان گذشته را طرح می زدند و از جنگ ها و بزم های آنها تصاویری را روی دیوارهای خانه ها، گرمابه ها و کاروانسراها حک می کردند. همچنین جشن های ملی مانند نوروز، تیرگان، مهرگان و ... در آنجا رواج داشت. شاعر در چنان فرهنگ زنده ای پرورش یافت و به این دلیل زبان فارسی و فرهنگ ایرانی برایش ارزشمند بود.


ازطرف دیگر در روزگاری که فردوسی کار ادبی خود را شروع کرد، سامانیان در خراسان قدرت داشتند و مروج زبان و فرهنگ ایرانی و فارسی بودند. آنها به دلیل تعصبی که به زبان و فرهنگ خود داشتند، شاعران را به ترویج این زبان تشویق می کردند. «بلعمی» نیز در همین دوران تاریخ بلعمی را نوشت.


فردوسی به زبان پارسی سخن می گفت و اینگونه نبود که بخواهد مانند شاعران دوره های بعد در فرهنگ لغت دنبال واژه های فارسی بچرخد. زبانی را که در آن منطقه متداول بود به کار می گرفت. بنابراین فردوسی به عمد تلاش نمی کرد تا زبان عربی را به کار نگیرد چرا که این زبان در آن دوران هنوز در خراسان جای نگرفته بود. منظومه ای که فردوسی پدید آورد، به غنای زبان فارسی در دوره های بعد افزود زیرا او زبان آن دوره را در شاهنامه حفظ کرد و گنجینه ای شد تا شاعران دوره های بعدی بتوانند از آن بهره مند شوند.


** جذب نوجوانان و جوانان به زبان و ادبیات فارسی


بهترین راهکار برای تحقق این مهم این است که در کتاب های درسی، بیش از پیش به متن هایی از فردوسی و شاهنامه پرداخته شود. شاهنامه که تنها جنگ و گریز نیست. این اثر فرهنگ انسانی را آموزش می دهد و با آن همه توصیف جنگاوری اما هیچ واژه زشت، توهین آمیز و به دور از ادب نمی توان در آن یافت.


در ایران به ویژه در 10 سال گذشته، بازار نقالی رونق گرفته است؛ افرادی می آیند و داستان های مختلف اساطیری را در مجالس و مناسبت های گوناگون نقل می کنند. با این کار می توان کودکان و نونهالان را با فرهنگی آشنا کرد که به جای آن که به سراغ داستان های غیروطنی بروند، با زیبایی های داستان های شاهنامه آشنا شوند. همچنین فیلمسازی و تولید انیمیشن هایی با موضوع داستان های شاهنامه، بیش از آنچه که اینک تولید می شود، می تواند در باورسازی اصیل کودکان و نوجوانان موثر باشد.


باید کودکان را به زبان فارسی و نگهبانی از آن علاقه مند کرد. برگزاری مسابقه در مدارس و دادن جایزه به دانش آموزانی که بیت های بیشتری از شاهنامه را از حفظ بخوانند، زبان و محتوای شاهنامه را بیش از پیش به نسل های آینده منتقل خواهد کرد. انتخاب نام های شاهنامه و گذاشتن بر روی شخصیت های مثبت فیلم ها و انیمیشن ها نیز گامی موثر در راستای حفظ دستاوردهای این اثر ارزشمند است.


 


منبع:  گروه اطلاع رسانی ایرنا، 25 اردیبهشت 1397


1885

. انتهای پیام /*

دیدگاه ها و نظرات

برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.
مسئولیت نوشته‌ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.
فرستنده: *  
پست الکترونیک:
نظر:
 
کد امنیتی:
ارسال

 
 

تازه ترين مطالب