web
stats
زبان ها و گویش های ایران
en کد مطلب: 53010 | تاریخ مطلب: 1397/03/19
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

زبان ها و گویش های ایران

گویشورانی که زبان شان ریشه در زبان باستانیِ نیا ایرانی دارد، از مناطق کردنشین عراق، سوریه و ترکیه در غرب تا قفقاز در شمال غربی، عمان در جنوب، کوه های پامیر در شمال شرقی و پاکستان و چین در شرق جغرافیای ایرانِ امروز پراکنده اند.

زبان ها و گویش های ایران

گویشورانی که زبان‌ شان ریشه در زبان باستانیِ نیاایرانی دارد، از مناطق کردنشین عراق، سوریه و ترکیه در غرب تا قفقاز در شمال غربی، عمان در جنوب، کوه‌های پامیر در شمال شرقی و پاکستان و چین در شرق جغرافیای ایرانِ امروز پراکنده‌اند.


پیشگفتار


استاد شهرام ناظری، ترانه‌ای معروف به زبان کردی خوانده‌اند که با این مطلع آغاز می‌شود:


واران وارانم، واران ترم کرد


(باران بارانم، باران ترم کرد)


سوزه چو خمار لدین درم کرد


(سبزۀ چشم خمار، از دین به درم کرد)


شاید اولین سوالی که به ذهن می‌رسد، این باشد که چرا کردها به باران، واران می‌گویند؟


با نگاهی به مصراع دوم، سوال بعدی هم به ذهن می‌آید: سبزه نیز سوزه تلفظ شده است؛ پس آیا قاعده‌ای در در تبدیل "ب" به "و" وجود دارد؟


واقعیت این است که این تقارن "ب" با "و" در بسیاری از زبان‌ها و گویش‌های ایرانی دیده می‌شود؛ آنجا که مثلا شب به صورت "شو" یا آب به صورت "او" و... در این زبان‌ها و گویش‌ها به کار می‌رود.


آیا می‌توان از این شباهت‌ها، نتیجه گرفت که مثلا کردی یا لری، لهجه‌هایی از زبان فارسی هستند؟ اگر می‌شود به این سادگی نتیجه گرفت، چرا نگوییم فارسی لهجه‌ای از کردی است؟


برای پاسخ به این سوال‌ها، نخست باید تعریفی دقیق از زبان، گویش و لهجه ارائه کنیم و سپس تاریخچه ورود ایرانی‌زبانان به ایران را بررسی کنیم. در عین حال، باید با برخی اصطلاحات، مانند اطلس زبانشناسی، زنجیره‌گویشی و مرز هم‌گویی آشنا شویم. در نهایت، می‌توانیم دسته‌بندیِ علمی از زبان‌ها و گویش‌های ایرانی ارائه کنیم و نمونه‌هایی از ویژگی‌های آوایی و واژگانی از هر دسته را مشاهده نماییم. این کاری است که در مقاله حاضر به اختصار و به زبانِ ساده انجام خواهد شد.


1 - تفاوت زبان، گویش، لهجه


"زبان" واژه‌ای عام است و هر سیستم ارتباطی را که با کمک واژگان و قواعدِ دستوری معنادار می‌شود، می‌توان زبان نامید. بنابراین، شما در هر گوشه‌ای از جهان که بروید، ساکنانِ آن منطقه به یک «زبان» سخن می‌گویند.


ممکن است از یک زبان، چندین گویش و لهجه وجود داشته باشد. در یک کشور یا منطقه جغرافیایی، گویشی را که در رسانه‌ها، سخنرانی‌ها و کتاب‌ها استفاده می‌شود، زبان معیار می‌نامند. این الزاما بدان معنا نیست که سایر گویش‌ها از زبان معیار سرچشمه گرفته‌اند؛ بلکه شاید بدان معنا باشد که زبان معیار، به دلایل تاریخی، شانس این را داشته است که مورد توجه نخبگان و فرهیختگان باشد.


1 1 - گویش


"گویش" گونه‌ای از یک زبان است که از برخی جنبه‌های دستوری، تلفظی یا واژگانی با گونه‌های دیگری از همان زبان تفاوت دارد. گویش‌ها معمولا منحصر به یک منطقه جغرافیایی هستند؛ هرچند ممکن است افرادی از طبقات اجتماعی متفاوت در یک منطقه نیز گویش‌های متفاوتی داشته باشند.


افرادی که به گویش‌های یک زبان سخن می‌گویند، باید گویش‌های دیگر از همان زبان را کمابیش متوجه شوند. اگر تفاوت‌های دستوری، واژگانی و تلفظی میان دو گویش با گذر زمان آنقدر متفاوت شود که گویشوران نتوانند سخن یکدیگر را درک کنند، آن دو گونه را باید دو زبان متفاوت نامید؛ اگرچه هر دو زبان، ریشه‌ای مشترک داشته باشند.


تاجیکی و فارسی ایرانی، دو گویش از زبان پارسی هستند. با آنکه تفاوت‌های زیادی در واژگان و گاه دستور تاجیکی و فارسی ایرانی وجود دارد، اما گویشورانِ دو کشور می‌توانند بدون مراجعه به فرهنگ لغات، سخن یکدیگر را متوجه شوند. برای نمونه، به مثال زیر توجه کنید:


تاجیکی: این خوراک را حتما مخلص‌ها و تماشابینان محترم بُبینند که این بسیار خوراک بالَذت است و بسیار سبزوادها هم برای اَرگَنیزم فایدَه‌ناک است.


فارسی ایرانی: این خوراک را حتما طرفداران و بینندگان محترم بِبینند، زیرا این خوراکِ بسیار خوشمزه‌ای است و سبزی‌های بسیار هم برای بدن مفید است.


زمانی که گویشوران فارسی ایرانی و تاجیکی بخواهند درباره پدیده‌های دنیای مدرن سخن بگویند، بیشتر متوجه تفاوت در ذخیره واژگانی یکدیگر می‌شوند؛ چراکه ایرانیان بیشترین واژه‌های خود را در یک قرن اخیر از زبان‌های انگلیسی و فرانسوی وام گرفته‌اند و تاجیکان در همین دوره بیشترین واژه‌ها را از زبان روسی وارد کرده‌اند.


تفاوت فارسی ایرانی و تاجیکی منحصر به کاربرد متفاوت واژگان نیست؛ بلکه این دو گویش، تفاوت‌های دستوری هم دارند. برای مثال در گویش تاجیکی، هماهنگی عدد و معدود وجود دارد (تاجیکی: هَفدَه هنرمندان، فارسی: هفده هنرمند) یا در گویش تاجیکی برای ساخت ماضی نقلی از فعل کمکی ایستادن استفاده می‌شود (تاجیکی: شاید گفته ایستاده باشند، فارسی: شاید گفته باشند / تاجیکی: آمادَگی گرفته ایستاده‌ایم، فارسی: آمادگی پیدا کرده‌ایم).


اجازه بدهید تفاوت در گویش‌ها را با آوردن مثالی از زبان دیلمانی آشکارتر کنیم. در سراسر کوهستان‌های الموت و طالقان مردمانی زندگی‌ می‌کنند که سخن یکدیگر را کاملا متوجه می‌شوند؛ با این حال، تفاوت‌هایی واژگانی و ساخت‌واژی میان غرب و شرق این کوهستان‌ها دیده می‌شود:


فارسی: پدرم رفته سرِ زمین بزرگ.


بالاطالقانی: اَمَی بَبا بَشیَه گته زمینی سر.


الموتی / پایین طالقانی: مینی آقاجان / مینی پیَر بیشی پیلا زمینی سر.


ملامحله‌ای: می پیَر بوشه پیلا زمینی سر.


مثال دوم:


فارسی: من او را دیدم / او مرا دید


بالاطالقانی: مِن اونِه بَدیِمه / اون مِنِه بَدیَه


الموتی و پایین طالقانی: مُن اونو بِدیُم / اون مُنُ بِدی


ملامحله‌ای: مُن اونو بِدِم / اون مرا بِدی


تفاوت‌های واژگانی میانِ گویش‌های طالقانی، الموتی و ملامحله‌ای، باعث می‌شود که نتوانیم آنها را سه لهجه از یک زبان بدانیم. بنابراین سه گونه یادشده، گویش‌هایی از یک زبان هستند.


از کوهستان‌های یادشده هر چه فاصله بگیریم، تفاوت‌های زبانی هم بیشتر می‌شود؛ تاجایی که گویش‌های تاکستانی، اشتهاردی و ابراهیم‌آبادی در جنوب قزوین، اگرچه شباهت‌هایی با گویش‌های دیلمانی دارند، اما تفاوت‌های دستوری و واژگانی‌‌شان آنچنان زیاد است که نمی‌توان آنها را زیرمجموعه‌ای از یک زبان قلمداد کرد.


1 2 - لهجه


زمانی که از لهجه سخن می‌گوییم، در واقع به تفاوت در تلفظ و آهنگِ بیان اشاره می‌کنیم. لهجه‌های متفاوت از یک زبان، دارای دستور و ذخیره واژگانی یکسان هستند و تفاوت، تنها در شیوه بیان دیده می‌شود.


به عنوان نمونه به لهجه‌های اصفهانی، شیرازی و تهرانی از زبان فارسی می‌توان اشاره کرد.


تشخیص تفاوت زبان، گویش و لهجه، اگرچه کار دشواری نیست، اما ظرافتی هم دارد که نباید نادیده گرفت. اگر ما زبان اولیه ایرانی باستان (نیاایرانی) را به عنوان معیار در نظر بگیریم، گیلکی، کردی، بلوچی، مازندرانی، لری و فارسی، همگی، گویش‌های ایرانی به شمار خواهند رفت و اگر زبان کردی را به صورت مستقل بررسی کنیم، کرمانجی (Kormanji، در ترکیه و مرز شمالی عراق)، سورانی (در سنندج، مهاباد، بانه، پیرانشهر، سلیمانیه، اربیل،...) و کردی جنوبی (در کرمانشاهان، ایلام،...) گویش‌های زبان کردی خواهند بود. هر یک از این گویش‌ها نیز خود لهجه‌های متفاوتی خواهند داشت.


2 - اطلس زبانشناسی، زنجیره گویشی و مرز هم‌گویی


نقشه‌ای جغرافیایی که روی آن، گویش‌های هر منطقه نیز مشخص شده باشد را اطلس زبانشناسی می‌گویند. ترسیم اطلاعات گویشی روی نقشه، هم به این اطلاعات بعد جغرافیایی می‌دهد و هم نقشه‌ای تفسیری را فراروی پژوهشگران می‌گذارد.


در بسیاری از موارد، اگر گویش‌شناس در یک مسیر جغرافیایی مشخص حرکت کند (مثلا از شرق به غرب)، هر روستا نسبت به روستای پیشین، تفاوت‌های لهجه‌ای و گویشیِ اندکی دارد. این تفاوت‌ها به صورت پلکانی افزایش می‌یابند. به‌گونه‌ای که ساکنان روستاهای الف و ب سخنان یکدیگر را به‌‌آسانی درک می‌کنند، ساکنان روستاهای الف و د با اندکی دقت سخنان یکدیگر را می‌فهمند، ساکنان روستاهای الف و م، به‌سختی می‌توانند با یکدیگر سخن بگویند و بالاخره ساکنان روستاهای الف و ی، احتمالا نمی‌توانند سخن یکدیگر را درک کنند.


به این مسیر، زنجیره گویشی می‌گوییم. برای مثال، تفاوت گویش میان شهروندان چابکسر و رامسر در دوسوی مرز گیلان و مازندران، بسیار اندک است؛ اما همچنان که این زنجیره را به سوی شرق و غرب امتداد می‌دهیم، اندک اندک به جایی می‌رسیم که تفاوت‌ها بسیار زیاد می‌شود و می‌توانیم به‌جرات بگوییم اکنون با دو زبانِ گیلانی و مازندرانی روبه‌رو هستیم.


اگر یک ویژگیِ زبانیِ خاص را روی نقشه جغرافیا ترسیم کنیم، مرز‌های هم‌گویی را ترسیم کرده‌ایم. این ویژگی می‌تواند آوایی، واژگانی یا دستوری باشد. مثلا ممکن است برای تشخص جغرافیای تبدیلِ "د" و "ز" در ایران، تصمیم بگیریم مناطقی که به شوهرخواهر، زاما یا زوما می‌گویند را از مناطقی که داماد یا دوما می‌گویند، مشخص کنیم.


3 - پیدایش زبان‌ها و گویش‌های هم‌خانواده


مهاجرت و تغییر سبک زندگی، دو عامل اصلی برای پیدایش زبان‌ها و گویش‌های جدید از دل یک زبان مادر است. مهاجرت باعث ارتباط با مردمان جدید و زبان‌های دیگر می‌شود که این اتفاق، به دگرگونی‌های زبانی و شکل‌گیری گویش‌های متفاوت کمک می‌کند. افزون بر این، ممکن است دو گروه از گویشورانِ یک زبان، بی‌آنکه به جایی مهاجرت کنند، دو سبک زندگی متفاوت را در پی بگیرند و در نتیجه، گویش‌های تازه‌ای به وجود آورند.


بنابراین، زمانی که ما از زبان ایرانی آغازین  یا نیاایرانی (Proto-Iranian Language) سخن می‌گوییم، باید بدانیم که این زبان، فارسی نبوده است؛ بلکه فارسی، مانند گیلکی، کردی، لری، مازندرانی، بلوچی و...، خود یکی از فرزندان زبانِ ایرانیِ آغازین و حاصل کوچ گروه‌های ایرانی به نواحی فلات ایران بوده است.


4 - شباهت‌ زبان‌های ایرانی


شباهت میان زبان‌های هم‌خانواده، بسیار زیاد است؛ به‌گونه‌ای که اگر افرادی که گویش‌شناس نیستند آنها را مطالعه کنند، احتمالا در تشخیص زبان از گویش و لهجه دچار لغزش‌های بسیار خواهند شد. در اینجا برای روشن‌تر شدنِ امر، جمله‌ای از فارسی را با معادل آن در چندین زبان هم‌خانواده و غیرهم‌خانواده ایرانی مقایسه می‌کنیم:


فارسی: کوزه را هم شکستم.


Kuze raa ham shekastam


لری (ملایری):


Kizanam shekundem


لری (خرم‌آبادی):


Kizanam eshkendaam


مازندرانی (واسوکلایی، از توابع جویبار):


Kuzerem beshkendime


مازندرانی (قائم‌شهری):


Pilkaarem beshkendeme


مازندرانی (ساری):


Pilekaarem beshkesseme


گیلکی (ضیابری):


Kuza ham beshkendema


گیلکی (رشتی):


Kuzeya ham beshkendema


تالشی (پونلی، از توابع رضوانشهر گیلان):


Khememani chaaknia


کردی (کرمانشاهی):


Kuzakaysh shekaanem


 کردی (بیجاری، از توابع استان کردستان):


Kuzageysh shekaandim


بلوچی (سیستانی):


Kuzagaa ham prostun


بلوچی (گالیکشی):


Kuzagaa ham proshton


بیدهندی (از گویش‌های مرکزی ایران):


Dulam ji behma


ترکی آذربایجانی (تبریزی و اردبیلی):


Kuzani da sindirdim


ترکمنی (یموتی):


Kuzani de dewdim


ارمنی:


Kuzhenel kotresti


5 - تاریخ ورود ایرانیان به منطقه


درباره زیستگاه نخستینِ اقوام آریایی (هند و ایرانی)، اختلاف نظر جدی وجود دارد. برپایه یکی از نظریه‌ها، قومی اولیه که ما آنها را "هند و اروپایی" می‌نامیم، بین سال‌های 3500 تا 2500 پیش از میلاد، در شرق اروپا می‌زیست. سپس گروه‌هایی از این قوم، به سوی استپ‌های اورال و ولگا در شرق کوچ کردند و فرزندان همین افراد، بعدها به آسیای میانه رفتند. کوچ دوم به آسیای میانه، تقریبا 2200 سال پیش از میلاد رخ داد. این گروه‌ها از قوم هند و اروپایی که به سوی شرق کوچ کردند، خود را با نام آریایی می‌شناختند.


آریاییانِ کوچنده، سپس دست‌کم به دو گروه تقسیم شدند: گروهی که به جنوب مهاجرت کردند و ما آنها را هند و آریایی می‌نامیم و گروهی دیگر که در آسیای میانه ماندند و بخشی هم به سرزمین ایران امروز آمدند و ما آنها را ایرانی خطاب می‌کنیم.


ایرانیان آغازین، بین 2000 تا 1500 سال پیش از میلاد در آسیای میانه می‌زیستند. سپس گروه‌هایی از آنان، از مسیرهای گوناگون، به شرق و غرب فلات ایران سرازیر شدند.


گروهی از ایرانیان آغازین که به مرو، بلخ و فرارود (میان جیهون و سیهون) رفتند، زبان‌های ایرانی شرقی را به وجود آوردند. این افراد، احتمالا زودتر از ایرانیانِ غربی، در زیستگاه تازه خود مستقر شدند.


گروه‌های دیگر که مادها و پارس‌ها بودند، به سوی غرب مهاجرت کردند.


متون به جا مانده از "شلمنسر سوم" (Shalmaneser) پادشاه آشور، نشان می‌دهد که ایرانیان حدود 850 سال پیش از میلاد، در رشته کوه‌های زاگرس ساکن بوده‌اند. این گروه از ایرانیان، زبان‌های ایرانی غربی را به وجود آوردند. از ایرانیان در متون آشوری، با نام Parsua یاد شده است.


درباره زبان مادی باستان، تقریبا هیچ چیز نمی‌دانیم؛ جز آنکه این زبان، گویشی بسیار شبیه به گویش پارسی بوده است. تنها واژگان به جا مانده از مادی باستان، وام‌واژه‌ها و نام‌هایی است که وارد زبان پارسی باستان شده و در کتیبه‌های هخامنشی ثبت شده است. همین وام‌واژه‌ها و نام‌ها، نزدیکی دو گویش پارسی و مادی را نشان می‌دهد.


آشوریان که مادها را دشمنان خود می‌دانستند، سرزمین آنها را هم‌مرز با کویر نمک و کوه بیکنی (Bikni) معرفی کرده‌اند. بیکنی، همان کوه دماوند در شرق تهران است. بنابراین، باید سراسر دامنه‌های جنوبی رشته‌کوه البرز را زیستگاه اصلی مادها دانست. البته امپراتوری مادها در اوج قدرت، تقریبا تمام ایران امروز به علاوه بخش‌هایی از ترکیه، افغانستان و آسیای میانه را زیر سلطه خود داشت.


پارتیان نیز در مناطق شمال خراسان، مرو و غرب دریای خزر سکونت گزید. در ادامه خواهیم دید که زبان پارتیان، در دسته زبان‌های ایرانی غربی، اما با ویژگی‌هایی از ایرانی شرقی است. این، همان ویژگیِ «زنجیره گویشی» است که در بالاتر بدان اشاره شد.


همزمان، اقوام ایرانی دیگری به نام «سکاها» در سرزمین‌هایی پهناور، شامل جنوب روسیه، شمال آسیای میانه و شمال غربی و شرقی دریای خزر، اوکراین و مولداوی پخش شدند. از سکاها، هم در منابع هخامنشی و هم در منابع یونانی یادشده است. مورخان یونانی و رومی، ایرانیان سرمدی (از اقوام سکایی) و سایر سکاها را مردمانی خوش‌چهره، با موهای زرد و سرخ و چشمان آبی و سبز معرفی کرده‌اند.


6  زبان‌های ایرانی


دراینجا باید توضیح دهیم که همه زبان‌هایی که در بخش 4 به آنها اشاره کردیم و مثالی برایشان آوردیم، ایرانی هستند و قرن‌هاست که بخش مهمی از فرهنگ، شخصیت و هویت ایرانی را تشکیل داده‌اند. با این حال، برای پرهیز از تکرار عبارت طولانیِ "زبان‌های زیرشاخه ایرانی از شاخه هند و ایرانی از خانواده هند و اروپایی"، ما در مقاله حاضر، از این زیرشاخه، با عبارت کوتاه زبان‌های ایرانی یاد می‌کنیم.


زبان‌های ایرانی را از نظر دگرگونی‌هایی که طی تاریخ به خود دیده است، به سه دوره باستان، میانه و نو طبقه‌بندی می‌کنند. جدول زیر، نمودار این طبقه‌بندی است.


دوره  نیا ایرانی زبان‌های باستانی زبان‌های میانه زبان‌های نو


سال  2000-1500


ق.م   1000-300


ق.م   300 ق.م


700 ب.م  700 ب.م


به بعد


نمونه زبان اولیه شاخه ایرانی از آریاییان  پارسی باستان


اوستایی


مادی


سکایی باستان


...     پهلوی


فارسی میانه


خوارزمی


سغدی


سکایی میانه


...     کردی


بلوچی


گیلکی


فارسی


لری


لکی


مازندرانی


پشتو


آسی


زبان‌های پامیری


...


6 1 زبان‌های ایرانی باستان


با مهاجرت ایرانیان به سرزمین‌های گوناگون، زبان‌ها و گویش‌های ایرانیِ تازه‌ای شکل گرفت که دانشمندان، این زبان‌ها را بر اساس شباهت‌های دستوری، واژگانی و آوایی، دسته بندی کرده‌اند:


الف - ایرانی مرکزی: شامل زبان اوستایی و زبان مادی


ب - ایرانی جنوب غربی: شامل فارسی باستان


ج - ایرانی شمال غربی: متنی از این زبان‌ها باقی نمانده است، اما گویش‌های آلانی و آسی، بقایای آن زبان یا زبان‌های کهن هستند.


د - ایرانی شمال شرقی: متنی از این زبان‌ها باقی نمانده است، اما زبان‌ ختنی میانه و وخی نوین، بقایای آن زبان یا زبان‌های کهن هستند.


6 - 2- زبان‌های ایرانی میانه


تقریبا از 300 سال پیش از میلاد، تغییرات زبانی آنقدر زیاد شده بود که بتوان گفت زبان‌های ایرانی، وارد دوره‌ای تازه شدند. این دوره تا مدتی پس از حمله اعراب نیز به درازا کشید.


گویش‌های ایرانی میانه را می‌توان به شیوه‌های متفاوت دسته‌بندی کرد. در اینجا، ما این گویش‌ها را بر اساس شباهت‌های دستوری و واژگانی، به دو گروه کلی شرقی و غربی تقسیم می‌کنیم:


گویش‌های شرقی:


ختنی: زبان پادشاهی ختن در شمال‌غربی چین امروزی


سغدی: زبان پادشاهی سغد در ازبکستان امروزی


خوارزمی: زبان منطقه خوارزم در ازبکستان امروزی


باختری: زبان منطقه باختر در افغانستان امروزی


آلانی: زبان مردم آلان که سکایی‌تبار بودند و در قفقاز (غرب دریای خزر) می‌زیستند


گویش‌های غربی:


پهلوی (پارتی): شمال خراسان و شرق دریای خزر و زبان رسمی اشکانیان


فارسی میانه: زبان رسمی ساسانیان که بسیار به پهلوی شبیه بود


اکنون برای اینکه تصویری از دگرگونی زبان‌ها در گذر تاریخ به دست آورید، ستایشی که داریوش هخامنشی به زبان فارسی باستان در آغاز چند کتیبه خود آورده است را با بندی از کتاب «مینوی خرد» که اواخر دوره ساسانی به زبان فارسی میانه نوشته شده است، مقایسه می‌کنیم. برای این‌کار، ابتدا عین متن به زبان اصلی و با الفبای آوانگاری لاتین و سپس ترجمه آن به زبان فارسی ارائه می‌شود:


baga vazraka Auramazdâ hya imâm bûmim adâ, hya avam asmânam adâ, hya martiyam adâ, hya shiyâtim adâ martiyahyâ.


ترجمه: خداییست بزرگ اهورامزدا که این بوم (=زمین) را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که مردم (= انسان) را آفرید، که شادی را برای انسان خلق کرد.


زبان فارسی باستان، دستور و به‌ویژه صرف بسیار پیچیده‌ای داشت. صرف نه‌تنها شامل فعل می‌شد، بلکه گویشور می‌بایست اسم‌ها و حتی ضمیرها را بر اساس نقش دستوری آنها (فاعلی، مفعولی، ندایی، ازی، دری، برایی...) صرف کند. اسم‌ها افزون بر مفرد و جمع، شکل مثنی نیز داشتند و سه جنسیت (مذکر، مونث، خنثی) در زبان وجود داشت.


اکنون یک‌بار دیگر، متن فارسی باستان را بخوانید. –m در فارسی باستان، پسوند مفعول‌ساز بوده است. بنابراین، بوم، انسان و شادی که آفریده‌های خداوند هستند، با پسوند –م می‌آیند؛ حتی ضمیرهای این و آن هم پسوند –م می‌گیرد. اما بگ (= بغ یعنی خدا) که فاعل است، پسوند فاعلی –a می‌گیرد. همچنین واژه انسان در پایانِ جمله، پسوند –hya گرفته است؛ زیرا این پسوند، نشان مفعول برایی است و گوینده می‌گوید «برای انسان».


این پیچیدگی‌ها با گذر زمان کنار گذاشته شد و زبان فارسی میانه به‌گونه‌ای تغییر یافت که ما امروز هم با کمی مطالعه و دقت، می‌توانیم آن را درک کنیم. این بند از کتاب مینوی خرد را بخوانید:


č: چ


a: ا


ā: آ


ē: ای


š: ش


pursīd dānāg ō mēnōg ī xrad kū: čē rāy mardōm ī az gayōmart ud ān+iz ī az hōšyang ī pēšdād xwadāyān ud dahibedān tā ō wištāsp ī šāhān šāh ēdōn kāmag-widār būd hēnd,  u+šān az yazadān nēkīh wēš windād ud frahist ān ī andar yazadān anespās būd hēnd.


پرسید دانا و مینوی خرد که چرا مردم از (= فرزندان) کیومرث و نیز از (= و نیز فرزندان) هوشنگِ پیشداد شاهان و حاکمان تا ویشتاسپ شاهنشاه، ایدون (= اینچنین) کامروا بودند و از یزدان، نیکیِ بیش (= بسیار) گرفتند؛ در حالی که بیشتر آنان به یزدان ناسپاس بودند؟


6 3 - زبان‌های ایرانی نو


6 3 1 - زبان‌های ایرانی شرقی


آنچه درباره «زنجیره گویشی» گفته شد، عینا درباره زبان‌ها نیز صدق می‌کند. یعنی تفاوت‌های زبانی میان زبان‌های مختلف از یک خانواده، معمولا متناسب با فاصله جغرافیایی، افزایش می‌یابند. بر این اساس، زبانشناسان زبان‌های ایرانی نو را به دو گروه اصلی شرقی و غربی تقسیم کرده‌اند. مرز‌های هم‌گویی در میان زبان‌های هر گروه، بیش از زبان‌های گروه دیگر است.


زبان‌های ایرانی شرقی، واژگانی دارند که اکثرا بازمانده ایران باستان و ایران میانه‌اند و عموما در زبان‌های ایرانی غربی یافت نمی‌شوند. این زبان‌ها از نظر آواشناسی، نحو (دستور در واحد جمله) و صرف (دستور در واحد واژه) نیز تفاوت‌های بسیاری با گروه زبان‌های ایرانی غربی دارند.


مهمترین زبان‌های ایرانی شرقی عبارتند از:


1: پشتو؛ این زبان در کنار زبان فارسی دری، یکی از دو زبان رسمی در افغانستان است. فارسی‌زبانان، دری را به‌خوبی متوجه می‌شوند، اما این درک زبانی در مورد زبان پشتو وجود ندارد.


2: آسی؛ این زبان در جمهوری خودمختار اوستیای شمالی (روسیه) و منطقه خودمختار اوستیای جنوبی (گرجستان) گویشور دارد. ایرونی (Ironi) یا آسی شرقی و دیگوری (Digori) یا آسی غربی، مهمترین گویش‌های این زبان هستند.


3: اورموری و پراچی. اورموری در دامنه‌های جنوبی ارتفاعات هندوکش در شمال کابل گویشور دارد و پراچی‌زبانان نیز در بخش‌هایی از ولایت لوگر (جنوب کابل) در افغانستان و بخش‌هایی از ایالت وزیرستان در شمال پاکستان ساکن هستند.


4: یَدغَنه و مونجی. یَدغَنه در شمال پاکستان و در مرز افغانستان گویشور دارد و مونجی‌زبانان نیز درست مقابل یدغنه‌زبانان در خاک افغانستان و در درّه مونجان ساکن هستند.


5: یعنابی؛ سخنگویان به این زبان در دره یغناب در شمال شهر دوشنبه (تاجیکستان) سکونت دارند. یغنابی، تنها گویش بازمانده از زبان سغدی است.


6: گروه گویش‌های پامیری؛ مجموعه زبان‌های ایرانی شرقی که در رشته‌کوه‌های پامیر و شرق هندوکش گویشور دارد. این گروه، شامل زبان‌های زیر است:


شغنی (Shughni) که بین 105 تا 110 هزار گویشور در شهر خاروق و منطقه شغنان  تاجیکستان دارد.


وَخی که بین 65 تا 70 هزار گویشور در تاجیکستان، شمال غربی چین و شمال پاکستان دارد.


روشانی و بَرتَنگی که حدود 30 هزار گویشور در منطقه روشان تاجیکستان دارد.


سَریکلی (Sariquli) که حدود 25 هزار گویشور در تاشقرغان از منطقه خودمختار شین‌جیانگ-اویغور در شمال غربی چین دارد.


یَزغُلامی که بین هشت تا 10 هزار گویشور در درّه یزغلام تاجیکستان دارد.


مونجی که حدود چهار هزار گویشور در دره هونزا در شمال پاکستان دارد.


ایشکاشِمی که حدود یکهزار و 500 گویشور در روستاهای رین و سومچین در منطقه ایشکاشِم تاجیکستان دارد.


سنگلچی که حدود 100 تا 150 گویشور در استان بدخشان افغانستان دارد. 


6 3 2 - زبان‌های ایرانی غربی


بیشتر زبان‌های ایرانی غربی، در جغرافیای امروز کشور ایران کاربرد دارد. زبانشناسان، زبان‌های ایرانی غربی را بر اساس میزان اشتراک‌هایی که از نظر آوایی، دستوری و ساخت‌واژی دارند، به دو گروه شمالی و جنوب تقسیم می‌کنند. در اینجا نیز ما با یک زنجیره یا پیوستار مواجهیم که زبان‌های ایرانی غربی روی نقاط مختلفی از آن قرار می‌گیرند. بنابراین، وقتی می‌گوییم زبان‌های گورانی، زازا، کردی، گیلکی و دیلمی، ایرانی غربی شمالی هستند، باید بدانیم که روی پیوستارِ زبان‌های ایرانی غربی، گورانی و تالشی از کردی و گیلکی شمالی‌ترند و این شمالی‌تر بودن نه به منطقه جغرافیایی، بلکه به ویژگی‌های مشترکِ زبانی ارتباط دارد.


6 3 2 1 - گروه کاسپی (کناره خزر)


1: گیلکی


لاهیجانی در بیه‌پیش (شرق گیلان) و رشتی در بیه‌پس (غرب گیلان)، از برجسته‌ترین گویش‌های زبان گیلکی هستند. گویش‌های دیگری مانند لنگرودی و ماچیانی هم در این گروه قرار دارند.


2: مازندرانی


آنچه به نام مازندرانی شناخته می‌شود، همان زبانی است که با لهجه‌های متفاوت در آمل، بابل، ساری، چالوس و تنکابن گویشور دارد. با این حال، گویش‌های متفاوتی مانند شهمیرزادی و ولاترویی نیز به گروه مازندرانی تعلق دارند.


3: تالشی


زبانی است که در بخش‌هایی از استان گیلان و بخش‌هایی از جمهوری آذربایجان (از جمله دشت لنکران) گویشور دارد.


گونه‌ای از تالشی که در بخش‌های شمالی مانند لنکران و ماسالی از جمهوری آذربایجان یا آستارا، عنبران‌محله و لوندویل (Lavandevil) از ایران استفاده می‌شود، اندکی با تالشیِ مناطق پایین‌تر مانند اسالم و طولارود فرق دارد و این گویش نیز اندکی با گویش‌های تالشیِ پایین‌تر از خود مانند آنچه در ماسال، ماسوله و شاندرمن رواج دارد، متفاوت است. بنابراین، برخی، زبان تالشی را به سه گویش کلیِ شمالی، مرکزی و جنوبی دسته‌بندی کرده‌اند.


طبعا این گویش‌ها نیز لهجه‌های متفاوتی دارند. برای مثال، لهجه‌های شاندرمنی و ماسوله‌ای، اگرچه هردو تالشی جنوبی هستند، اما کاملا از یکدیگر مشخص و متفاوتند.


4: دیلمانی


زبانی که بازمانده زبان ماد‌ها است و ساکنان دامنه‌های جنوبی البرز از جنوب شرقی گیلان تا شمال قزوین و استان البرز بدان سخن می‌گویند.


ملامحله‌ای، الموتی، طالقانی و... از جمله گویش‌های زبان دیلمی هستند.


5: آذری


این گروه از سویی به دلیل مجاورت جغرافیایی، با گویش‌های کاسپی، مانند دیلمانی و گیلکی شباهت‌هایی دارد و از سویی، تفاوت‌های واژگانی و دستوریِ آن با گروه‌های دیلمانی و گیلکی آنقدر هست که به هیچ روی، نمی‌توان آنها را در یک گروه قرار داد.


گویش‌های آذری، پیش از ورود زبان ترکی آذربایجانی، گویش‌های رایج در منطقه بودند، اما پیوسته از جمعیت گویشوران آنها کاسته شده و اکنون در حال انقراض هستند.


گویش‌های رایج در هرزند و دیزمار (پایین‌تر از جلفا) را می‌توان گروه شمال غربی از گویش‌های آذری دانست.


گویش‌های رایج در اطراف خلخال و طارم، مانند شالی، کجلی، هزاررودی و... را معمولا گروه شمال شرقی می‌نامند.


گویش‌های رایج در روستاهای جنوب غرب زنجان، مانند گویش خوئینی را گروه جنوب غربی از زبان‌های آذری می‌نامند.


و بالاخره، گویش‌های رایج در جنوب قزوین، مانند تاکستانی، چالی، سگز‌آبادی، اشتهاردی، ابراهیم‌آبادی و... در گروه جنوبی از گویش‌های آذری جای می‌گیرند.


کسانی که زبانشناس و گویش‌شناس نیستند، گاه از زبان‌های آذری نیز با نام "تاتی" یاد می‌کنند که به یک معنا درست و به یک معنا کاملا نادرست است. از این نظر درست است که اقوام ترک‌زبان به همه ایرانیان ناهمزبان با خود، تات (غیرخودی) می‌گفتند. بنابراین تعجبی ندارد که از باکو و لنکران تا آذربایجان و زنجان و قزوین و حتی تاجیکستان ما اقوامی با زبان‌های کاملا متفاوت داریم که در تاریخ به آنها تات گفته شده است. اما باید دانست که زبان تاتی، از نظر علمی، زبانی از گروه گویش‌های جنوب غربی ایران است و محدوده آن، چنانکه در بخش بعد گفته خواهد شد، در جمهوری آذربایجان واقع شده است. اما گویش‌های آذری، از نظر ویژگی‌های زبانی، از گروه زبان‌های شمال غربی هستند.


6 3 2 2 - گروه کردی


زبان‌های کردی را به سه گروه کلی می‌توان تقسیم کرد:


1: شاخه شمالی


این شاخه خود به دو گروه باختری و خاوری تقسیم می‌شود. گروه باختری از شاخه شمالی را کرمانجی (Kormanji) نیز می‌نامند. گویشوران کرمانجی، اغلب در شرق و جنوب شرقی ترکیه ساکنند.


گروه خاوری از شاخه شمالی نیز شامل گویش‌هایی است که در بخش‌هایی از قفقاز و آسیای میانه کاربرد دارد.


2: شاخه مرکزی


گویش سورانی (Sowrani) که در شهرهای سلیمانیه، اربیل، کرکوک و خانقین عراق کاربرد دارد، زیرمجموعه شاخه مرکزی از زبان کردی است.


گویش‌های مکری (Mokri) و  سنه‌ای (سنندجی) در کردستان ایران نیز به همین شاخه تعلق دارد.


3: شاخه جنوبی


گویش‌های کرمانشاهی، سنجابی و کلهری در غرب ایران، زیرمجموعه شاخه جنوبی است. همچنین برخی زبانشناسان، زبان لکی را هم زیرمجموعه گویش‌های شاخه جنوبی از زبان کردی دانسته‌اند.


6 3 2 3 - زبان‌های گورانی (Gowrani) و زازا


با وجودی که میان گورانی‌زبانان، گویشوران زازا و کرد‌زبانان، احساس نزدیکی قومی وجود دارد، اما این سه زبان، کاملا با یکدیگر فرق دارند.


گورانی‌زبانان عمدتا در غرب ایران و استان کرمانشاه زندگی می‌کنند. کندوله‌ای (واقع در کندوله در شمال شرقی کرمانشاه)، اورامانی (واقع در اورامان در غرب سنندج) و باجلانی (قصرشیرین و سرپل ذهاب در ایران و شمال خانقین و شرق موصل در عراق) مهمترین گویش‌های زبان گورانی هستند.


زبان زازا نیز به صورت پراکنده در بخش‌های شرقی ترکیه گویشور دارد. البته این گویشوران، زبانِ خود را نه زازا، بلکه دیمله می‌نامند. گفته می‌شود دیمله با دیلمیان (در جنوب گیلان) ارتباط تاریخی دارد.


میان زبان‌های گورانی و زازا از یک سو و زبان گیلکی از سوی دیگر، شباهت‌های زبانی آنقدر زیاد است که برخی گفته‌اند گورانی‌ها و زازایی‌ها احتمالا از جنوب غربی دریای مازندران به زیستگاه کنونی خود کوچ کرده‌اند. البته باید دانست که شباهت‌های واژگانی میان کردی و گیلکی نیز بسیار چشمگیر است و بخشی از این شباهت‌ها از آنجا ناشی می‌شود که همه آنها، به گروه زبان‌های ایرانی شمال غربی تعلق دارند.


6 3 2 4 - بلوچی


گویشوران بلوچی عمدتا در بلوچستان پاکستان و استان سیستان و بلوچستان ایران، جمهوری ترکمنستان و جنوب شرقی افغانستان ساکنند.


رخشانی (از مرو در ترکمنستان تا ایران، افغانستان و کلات در پاکستان)، سروانی (در شرق بلوچستان)، لاشاری (در روستای لاشار در جنوب ایرانشهر)، کِچی (در ناحیه مکران پاکستان)، گویش‌های ساحلی (از جنوب بلوچستان به شرق تا نزدیکی کراچی) و تپه شرقی (سلسله جبال سلیمان در شرق و شمال شرقی کویته پاکستان)، مهمترین گویش‌های بلوچی هستند.


6 3 3 - گروه گویش‌های مرکزی


این گروه از نظر تنوع گویش‌ها و لهجه‌ها، شگفت‌انگیز است. از نظر جغرافیایی، این گروه را به شش دسته تقسیم می‌کنند:


1 – شمال غربی: شامل گویش‌های بیجِگانی، خوانساری، دلیجانی، قالَهری، محلاتی، نراقی، وارانی، وانِشانی.


2 – شمال شرقی: شامل گویش‌های آرانی، ابوزیدآبادی، ابیانه‌ای، بادرودی، بیدگلی، جوشقانی، سُهی، طاری، فریزندی، کاشانی، کشه‌ای، میمه‌ای، نَشَلجی، نطنزی، یارَندی و گویش یهودیان کاشان.


3 – جنوب غربی: شامل گویش‌های آبچوئیه‌ای، پیکانی، جَرقویه‌ای، خُرزوقی، سِدِهی، سَگزی، قِهی، فارفانی، کَفرانی، کوهپایه‌ای (در شرق اصفهان)، گزی، ورزنه‌ای و گویش یهودیان اصفهان.


4 – جنوب شرقی: شامل گویش‌های اردستانی، انارکی، بهدینی (گویش زرتشتیانِ کرمان و یزد)، زفره‌ای، کجانی، نائینی، نُهوجی، گویش یهودیان کرمان و گویش یهودیان یزد.


5 – گویش‌های ناحیه تفرش: شامل گویش‌های آشتیانی، آمُره‌ای، الویری، تفرشی، کَهَکی، وَفسی، ویدَری. گویش‌های این شاخه، از نظر برخی ویژگی‌های زبانی، با گویش‌های آذری، نزدیکی فراوانی دارند.


6 – گویش‌های دشت کویر: شامل گویش‌های خوری، فَروی (یا فرخی) و مهرَنجانی (یا مهرجانی).


6 3 4 - زبان‌های ایرانی جنوب غربی


1: تاتی


گونه‌ای از تاتی که کلیمیان داغستان (دربند) و منتهی‌الیه شمال شرقی جمهوری آذربایجان (کوبا و وارتاشِن) بدان سخن می‌گویند را تاتی شمالی می‌نامیم.


گویشی دیگر از این زبان که مسلمانان و شماری از مسیحیان شمال شرقی جمهوری آذربایجان (دیویچی، لاخیج و شبه‌جزیره آپشرون در شرق باکو) بدان سخن می‌گویند، تاتی جنوبی نامیده می‌شود.


از نظر زبانشناسی، تاتی نیز همانند فارسی در گروه زبان‌های ایرانی جنوب غربی است. بنابر یک روایت کهن، احتمال می‌رود که زبان تاتی به‌وسیله سپاهیان ساسانی به قفقاز منتقل شده باشد.


2: فارسی


فارسی، زبان رسمی ایران است که گویشورانِ زبان‌های زنده در جغرافیای ایران، از آن برای ارتباط با یکدیگر و برای نگارش اسناد و مکتابات رسمی استفاده می‌کنند.


زبان فارسی، با گویش‌ها و لهجه‌های گوناگون تقریبا در سراسر ایران گویشور دارد. فارسی تهرانی، دری (افغانستان) و تاجیکی (تاجیکستان) از جمله معروف‌ترین گویش‌های زبان فارسی است.


3: لری


گویش‌های لری شامل کهکیلویه‌ای، بویراحمدی، بختیاری (از غرب اصفهان تا دزفول و شوشتر)، فِیلی (خرم‌آباد)، ممسنی‌ای و نهاوندی است. اغلبِ گویش‌های لری، بسیار به یکدیگر شبیه هستند و تنها گویش بختیاری، چند ویژگی مخصوص به خود دارد.


4: سیوندی


سیوندی که در روسیتای سیوند در 80 کیلومتری شمال شیراز گویشور دارد، به‌شدت از گویش‌های جنوب غربی ایران تاثیر پذیرفته است؛ با این حال، زبان سیوندی، ویژگی‌هایی دارد که سبب می‌شود بسیاری از زبانشناسان آن را در دسته زبان‌های غربی شمالی یا مرکزی ایران دسته‌بندی کنند.


6 3 5 - زبان‌های جنوب شرقی ایران


1: لارستانی


لارستانی در غرب استان هرمزگان و بخش‌هایی از جنوب استان فارس گویشور دارد. گویش‌های لاری، بستکی، اوزی و خنجی، معروف‌ترین گونه‌های زبان لارستانی هستند. از میان این گویش‌ها، گویش لاری، فارسی‌شده‌‌تر است.


2: کمزاری


بخشی از کشور عمان، بالاتر از کشور امارات و درست در آن‌سوی تنگه هرمز قرار دارد. به این بخش، «شبه جزیره مسندم» (Musandam) می‌گویند. زبان گروه‌هایی از مردم در کمزار (Komzar)، بخاء، خصب و... که همگی در شبه جزیره مسندم هستند، کمزاری است.


3: بشکردی (Bashkardi)


این زبان در بخش‌های گسترده‌ای از جنوب و جنوب شرقی ایران، از بندرعباس، هرمز و میناب بگیرید تا بشاگرد (بشکرد) و نواحی نزدیک به مناطق بلوچی‌زبان، گویشور دارد.


7 - شباهت‌های آوایی


چنانکه بالاتر گفته شد، گویش‌شناسان هنگام دسته‌بندی زبان‌های هم‌ریشه، آنها را از سه جنبه آوایی، واژگانی و دستوری (نحوی) مطالعه و مقایسه می‌کنند. طبعا مطالعه و مقایسه همه ویژگی‌های آوایی، صرفی و نحوی زبان‌های ایرانی در این مقاله نمی‌گنجد. بنابراین، ما در اینجا به آوردن چند مثال از شباهت‌ها و تفاوت‌های آوایی میان گویش‌های ایرانیِ غربی، صرفا برای شناخت بیشتر، اکتفا می‌کنیم.


در مثال‌های زیر خواهید دید که گویش‌هایی از طبقات گوناگون زبانی در ایران، در تلفظ برخی واژه‌ها کاملا همانند هستند. از این دست شباهت‌ها در تمام ویژگی‌های دستوری و واژگانی گویش‌های ایرانی هم وجود دارد. بنابراین، زبان‌شناسان مجموعه داده‌های دستوری، واژگانی و البته آوایی زبان‌ها را پس از مقایسه آماری، بر اساس میزان شباهتی که به هر دسته دارند، طبقه‌بندی می‌کنند.


7 1 - همانندی /b/ جنوبی با /v/ و /w/ شمالی


مثال نخست: ابر


فارسی: /abr/


ابیانه‌ای: /āvr/


اشتهاردی، کشه ای، شهمیرزادی: /avr/


کردی کرمانشاهی: /hâur/


کردی کورمانجی: /awr/


گورانی: /hawr/


پشتو:  /owre/


مثال دوم: باد


فارسی:  /bād/


لری (غربی جنوبی): /bay/


ابوزیدآبادی، آشتیانی، بادُرودی، جوشقانی، میمه ای:  /vād/


مازندرانی، گورانی:  /vâ/


گیلکی:  /va/


کردی:  /wâ/


ابیانه‌ای:  /vōy/


بلوچی: /gwāt/ و /bād/


پشتو:  /wagā/، /wō/


مثال سوم: باران


فارسی:  /bārān/


آشتیانی، سیوندی، گورانی کندوله ای،...:  /vārān/


کردی کرمانشاهی:  /wârân/


مازندرانی:  /vāreš/


گیلکی:  /vāraš/


میمه ای، محلاتی، جوشقانی،...:  /vārun/


بلوچی: /gwāriš/ و /bārišt/


سریکلی:  /waryj/


مثال چهارم: برف


فارسی: /barf/


گیلکی، مازندرانی، نطنزی، نائینی، سنگسری،...:  /varf/


شاهرودی، خوئینی، افتری، بیابانکی، لاسگردی،...:  /var/


کردی کرمانشاهی، کردی سلیمانیه،...:  /wafr/


کردی گروسی:  /wāfer/


بلوچی:  /warf/


میمه ای، گزی، جوشقانی: /värf/ : واکه /آ/ کوتاه


پشتو:  /wāwra/


7 2 - همانندی /z/ جنوبی با /ž/ "ژ" و /j/ "ج" شمالی


مثال نخست: روز


فارسی:  /ruz/


بهدینی:  /ruž/


کلاسوری: /rü/ و /ruž/


کردی: /ruž/ و /rož/


نراقی، بادُرودی، کاشانی یهودی،...:  /ruj/


زازا: /rož/ و /roj/


سمنانی: /ru/ و /ruž/


پشتو: /rwaj/ و /rez/


مثال دوم: زیر


فارسی: /zir/


سمنانی، سنگسری، سرخه ای، لاسگردی، کردی عبدویی،...:  /žir/


گیلکی، مازندرانی، نطنزی، تالشی،...:  /jir/


مثال سوم: زِه (بخشی از تیر و کمان)


فارسی: /zeh/


کَفرانی: /žeh/


کاشانی: /že/ و /zeh/


کردی: /žih/ و /že/


گزی: /že/ و /žē/


زِفره‌ای:  /že/


گورانی: /ži/ و /ze/


بلوچی: /jig/ و /jeg/


پشتو:  /žay/


مثال چهارم: تیز


فارسی: /tiz/


گورانی: /tež/ و /tiž/


کردی، سمنانی، سنگسری، سرخه ای، لاسگردی،...:  /tiž/


کردی کورمانجی:  /tüž/


مازندرانی و شهمیرزادی:  /tej/


دلیجانی، ابراهیم آبادی، نراقی، سگزآبادی:  /tij/


7 3 - همانندی /د/ جنوبی و /ز/ شمالی


مثال نخست: دانستن


فارسی:  /dānestan/


لری:  /donesse/


ابیانه ای:  /zun-/


گورانی، کردی عبدویی، بلوچی:  /zān-/


لکی:  /zânǝst/، /zǝnâst/


نطنزی:  /zon-/، /zonay/


تالشی ماسالی:  /zuneste/


تالشی ماسوله‌ای:  /zon-/، /zonoss/


سَریکُلی: /wazon-/، /wazond/


مثال دوم: داماد


فارسی:  /dāmād/


لری:  /domā/


آشتیانی، خوئینی:  /zāmā/


میمه‌ای:  /zumād/


مازندرانی:  /zumā/، /zemā/


گورانی کندوله‌ای:  /zâmâ/


بلوچی:  /zāmāt/


بلوچی رخشانی:  /zāmās/


پشتو:  /zalmay/


برای مطالعه بیشتر:


اشمیت، رودریگر؛ ‘راهنمای زبان‌های ایرانی’؛ انتشارات ققنوس، 1387


صفوی، کوروش؛ ‘آشنایی با تاریخ زبان‌های ایرانی’؛ انتشارات پژواک کیوان، 1386


ابوالقاسمی، محسن؛ ‘دستور تاریخی مختصر زبان فارسی’؛ انتشارات سمت، 1386


حسن دوست، محمد؛ ‘فرهنگ تطبیقی – موضوعیِ گویش ها و زبان های ایرانیِ نو’؛ فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 1389


کلباسی، ایران؛ ‘فرهنگ توصیفی گونه های زبانی ایران’؛ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1388


م. ارانسکی، یوسیف؛ "زبان‌های ایرانی"؛ انتشارات سخن، 1386


 


**گروه ایرنا مقاله


از: زمان رضاخانی


پژوهش**1885**2040

. انتهای پیام /*
 

در کجا ایستاده ایم؟

انجمن علوم سیاسی ایران برگزار می کند:

در کجا ایستاده ایم؟

1 از 4

گفت و گوی اندیشمندان ایران و ترکیه

بنیاد مطالعات قفقاز برگزار می کند:

گفت و گوی اندیشمندان ایران و ترکیه

2 از 4

رونمایی از کتاب مکتب اجتهادی آخوند خراسانی

کتابخانه ملی برگزار می کند:

رونمایی از کتاب مکتب اجتهادی آخوند خراسانی

3 از 4

کارگاه «آینده پژوهی در حوزه سیاست»

انجمن علوم سیاسی ایران برگزار می کند

کارگاه «آینده پژوهی در حوزه سیاست»

4 از 4

تازه ترين مطالب