web
stats
حکایت کیم خوردن مک دونالد
کد مطلب: 53161 | تاریخ مطلب: 1397/03/23
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

حکایت کیم خوردن مک دونالد

روز گذشته، دیداری بین سران دو کشور کره شمالی و آمریکا صورت گرفت که از آن در تاریخ، به عنوان یک مبدا در تحولات مهم سیاست بین الملل، یاد خواهد شد. البته هنوز برای پیش بینی دقیق تر تاثیرات این نشست و توافقنامه ای که فیمابین این دو کشور به امضاء رسید، زود است اما در اینکه فصل نوینی در تعاملات بین المللی، روابط دوجانبه همچنین تحولات شرق دور حادث شده است، جای هیچ تردیدی نیست.

حکایت کیم خوردن مک دونالد

روز گذشته، دیداری بین سران دو کشور کره شمالی و آمریکا صورت گرفت که از آن در تاریخ، به عنوان یک مبدا در تحولات مهم سیاست بین‌الملل، یاد خواهد شد. البته هنوز برای پیش‌بینی دقیق‌تر تاثیرات این نشست و توافقنامه‌ای که فیمابین این دو کشور به امضاء رسید، زود است اما در اینکه فصل نوینی در تعاملات بین‌المللی، روابط دوجانبه همچنین تحولات شرق دور حادث شده است، جای هیچ تردیدی نیست.


در اینباره، یادداشت حاضر در دو بخش پیرامون این رویداد بسیار مهم، قلم فرسایی می‌کند.


بخش اول: سفر وزیر خارجه آمریکا یعنی پمپئو به کره شمالی و دیدار با کیم جونگ اون ۳۴ ساله، در شرایطی صورت گرفت که آمریکا، نیاز مبرم به چند گزینه داشت که اهم آن به شرح ذیل است:


۱- برقراری آرامش نسبی در شبه جزیره کره و شرق آسیا با هدف تمرکز  بیشتر بر روی دخالت‌های نامشروع آمریکا در منطقه خاورمیانه و بخصوص، تقابل با جمهوری اسلامی ایران.


۲- تقویت هژمونی آمریکا از ناحیه دلواپسان جمهوری‌خواه از طریق بکارگیری تاکتیک کاهش تنش‌زدایی در منطقه و پیشگیری از احتمال ضعیف جنگی که نه کره شمالی و نه هیچیک از کشورهای منطقه شرق آسیا، خواهان آن نبوده‌اند.


۳- مدیریت کردن کاهش و بهتر بگوییم سقوط میزان محبوبیت دونالد ترامپ در میان رای‌دهندگان آمریکایی که برای تیم همراه ترامپ، مسجل شده بود که با ادامه این روند، بازنده قطعی انتخابات ۲۰۲۰ ریاست جمهوری آمریکا، ترامپ خواهد بود؛ فلذا، کره شمالی، فرصتی بی‌بدیل برای افزایش محبوبیت ترامپ در آمریکا بود تا به هر نحوی که می‌توانند، با کره شمالی وارد یک مذاکره رو در رو شوند. دیداری که از زمان جنگ کره در سال ۱۹۵۳ تا به امروز، بی سابقه بوده است.


به نظر می‌رسد که آمریکا در دستیابی به این اهداف، تاکنون موفق عمل کرده است.


نکته ۱: نگارنده به جزم معتقد است که این توفیق برای آمریکا عمدتا بر روی دو محور اساسی استوار شده است. اول اینکه، برخلاف هیاهوها و شمشیر از نیام بیرون کشیدن جناب اون، رهبر کره‌شمالی در طول دوران زمامداریش بخوبی پالس‌های متعددی را ارسال کرد که بگوید به لحاظ شخصیت و دیدگاه‌های اداره کشور، تفاوت‌هایی با شخصیت و مشی پدر و پدربزرگ خود دارد.


دوم اینکه، توافقات اصلی را باید در وعده‌های ناپیدایی جستجو کرد که پمپئو در دیدار با جناب اون داده است و رهبر چین نیز در دیدار با رهبر کره شمالی، ضمانت‌هایی را نسبت به حسن اجرای وعده‌های آمریکایی داده است.


نکته ۲: نگارنده برای بهتر به خاطر سپردن و ساده‌ سازی ماهیت پشت پرده بیانیه مشترک به دست آمده در دیدار دونالد ترامپ با کیم جونگ اون، تشبیهی را به کار می‌برد که گویا، دونالد برای نقد خوردن از بستنی کیم کره‌ای، وعده لذت خوردن برگرها و سوخاری‌های مک دونالد آمریکایی را به کیم جونگ اون داده است که ظاهرا، این معامله به مذاق رهبر کر‌شمالی، خوش آمده است!


بخش دوم: در این بخش، نگارنده گمان می‌کند که دیدار دیروز ترامپ و اون همچنین بیانیه مشترک منتشره میان این دو کشور به دلیل آنکه هم در بخش‌هایی به صورت مستقیم و هم در بخش‌هایی به صورت غیرمستقیم بر روی مسائل کشورمان تاثیر دارد، لازم است تا با کیاست و ذکاوت در کنار درست دیدن و واقع‌بینی به دقت تحلیل و رصد شود.


در این زمینه، نگارنده خود سعی کرد تا در حد مقدورات در یک یادداشت سیاسی، به این مهم عمل کند. در ادامه، نگارنده توصیه‌ای به مدیران سیاست خارجی کشور همچنین جناح‌های مختلف داخلی دارد که با آنکه در بخش‌هایی، نظرات و تحلیل‌های دور از واقعیات ارایه شده از برخی افراد شاخص و نحله‌های فکری تاکنون و متاسفانه، ضربه‌های زیادی را به مصالح کشور زده است اما لااقل، اگر من بعد از این، نخواهیم با ذکاوت و کیاست همچنین واقع‌بینی همگام با شجاعت بر روی مدار عزت، حکمت و مصلحت  حرکت کنیم، خیلی زود دیر می‌شود.


از مصادیق بارز برخی اشتباهات و حتی خطاهای خطرناک در تحلیل و نتیجه‌گیری‌ها، همین موضوع تحولات شبه جزیره کره و عملکرد جناب اون، در یکی دو سال اخیر می‌باشد که مصادیق مختلف آن را در هر دو جناح حاکم و منتقد در کشور، شاهد بوده‌ایم اما وجه بارزتر و حتی خطرناک‌تر آن را در تحلیل‌های جناح منتقد، به مراتب بارزتر می‌توان دید.


در این راستا، در ذیل به یکی از این مصادیق می‌پردازیم که در مرداد ماه سال ۱۳۹۶ طی یک یادداشت، ارائه شده است.


در بخشی از این یادداشت و سرمقاله می‌خوانیم:«ترامپ با تهدید کره‌شمالی از این کشور خواست تا آزمایش موشک‌های بالستیک خود را متوقف کند ولی کره‌شمالی بی‌اعتنا به تهدید آمریکا نه فقط به آزمایش موشک‌های بالستیک خود تا تولید موشک‌های بالستیک قاره‌پیما ادامه داد، بلکه موشک‌هایی با کلاهک هسته‌ای را نیز آزمایش کرد و خطاب به آمریکا اعلام کرد اگر دست به حمله بزند، با حمله اتمی متقابل روبرو خواهد شد و ترامپ ناچارا دعوت به مذاکره کرد.


نمونه موفقی از مقاومت به جای سازش اما کره‌شمالی به درخواست آمریکا برای مذاکره نیز پاسخ مثبت نداد و برنامه‌های هسته‌ای و موشکی خود را غیرقابل مذاکره اعلام کرد.با جرأت می‌توان گفت که کره‌شمالی در این زمینه از مذاکرات بی‌نتیجه و فاجعه‌ آمیز ایران با آمریکا الگو گرفته و از این روی حاضر نشده است خود را مانند ما به چنبره فریب آمریکا گرفتار کند. یعنی عبرت گرفتن از راه خطا و خسارت‌باری که دولت محترم یازدهم پیموده و علی‌رغم فاجعه‌ای که با آن روبرو شده‌ایم هنوز حاضر به تغییر مسیر خسارت‌ آفرین  خود نیست»!


کلام پایانی:  حال، تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.


از: بهروز پورسینا 


منبع: روزنامه مردم سالاری، 23 خرداد 97


1194 

. انتهای پیام /*

دیدگاه ها و نظرات

برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.
مسئولیت نوشته‌ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.
فرستنده: *  
پست الکترونیک:
نظر:
 
کد امنیتی:
ارسال