web
stats
سرمایه اجتماعی و تغییر احتمالی کابینه
en کد مطلب: 53797 | تاریخ مطلب: 1397/05/08
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

سرمایه اجتماعی و تغییر احتمالی کابینه

در شرایطی که سرمایه فیزیکی با چالش های جدی مواجه است، نگرش جدید به بحث منابع انسانی می تواند سرمایه اجتماعی قابل توجهی تولید نماید. سرمایه اجتماعی فرآیندی است که طی آن سرمایه فیزیکی افزایش و سرمایه انسانی بصورت خودافزا در افزایش کارکردها موثر خواهد بود.

سرمایه اجتماعی و تغییر احتمالی کابینه

دولت ها برای انجام وظایف خود چند نوع سرمایه در اختیار دارند. این سرمایه ها عبارتند از:


1- سرمایه فیزیکی شامل انواع دارایی ها، امکانات و تجهیزات 2-  سرمایه انسانی یا منابع انسانی دارای تخصص در رشته های متفاوت و انگیزه و همچنین 3- سرمایه اجتماعی که بیانی از اعتماد عمومی است. سرمایه اجتماعی یا اعتماد می تواند سرمایه های دیگر را تحت تاثیر قرار دهد.


سرمایه های از جنس فرهنگ، تاریخ و تمدن و قرن ها تجربه اندوزری و خلق دانش در دل این سرمایه ها قرار دارد. 


نگاهی به وضعیت کشور از نظر میزان این سرمایه ها و برنامه ریزی برای اثر گذاری برآنها  و استفاده مطلوب از این سرمایه ها در شرایط فعلی و در هر شرایطی بسیار با اهمیت می باشد. در اینجا با علم به حجم فراوان این سرمایه ها بخشی از چالش های که برای توسعه آنها وجود دارد، را بررسی می کنیم.


سرمایه فیزیکی


سرمایه فیزیکی شامل دارایی های مالی یا ارزش دارایی ها و همه امکاناتی و تجهیزاتی است که دولت در اختیار دارد. دولت برای حفظ وضع موجود سرمایه ها و افزایش حجم سرمایه ها  در نتیجه برای رشد و تولید بیشتر منابعی نیاز دارد که این منابع یا در آمدها، از طریق اخذ مالیات، فروش نفت و استقراض از مردم، بانک ها داخلی و خارجی و راههای دیگر کسب می شود.


چالش هایی که برای هر کدام از این راه ها برای کسب درآمد و حفظ سرمایه و توسعه آن وجود دارد عبارتند از:


1-مالیات در واقع درصدی از تولید است که توسط دولت برای انجام وظایفش اخذ می شود. طبیعی است با کاهش یا افزایش تولید در صورت ثابت بودن نرخ مالیات میزان مالیات نیز کاهش یا افزایش پیدا می کند. دولت ها بسته به شرایط رونق و رکود از طریق افزایش یا کاهش نرخ مالیات وضعیت اقتصاد را کنترل می کند. دولت ها در شرایط رکودی می توانند از طریق کاهش نرخ مالیات و در نتیجه کاهش هزینه های تولید، اقتصاد را از رکود نجات دهند.


سیاست کاهش مالیات، منابع خوبی در اختیار تولید کنندگان قرار می دهد تا تولید را افزایش دهند. آنچه از برنامه و قانون بودجه سال جاری استنباط می شود حاکی از آن است که اقتصاد از رکود رنج می برد. در این شرایط دولت اخذ مالیات های بیشتری را در دستور کار دارد.


در صورت افزایش هزینه های تولید وضع رکود به دلیل افزایش هزینه های تولید به مراتب بدتر خواهد شد. بنابراین یکی از چالش های دولت در شرایط فعلی این است که نمی تواند از این ابزار در جهت افزایش درآمد، استفاده نماید.


2-یکی دیگر از مشکلات سرمایه گذاری، افزایش ریسک سرمایه گذاری و بالا بودن نرخ تسهیلات و سپرده گذاری است. اگرچه دولت تسهیلاتی با نرخ پایین در اختیار تولید کنندگان قرار می دهد ولی افزایش ریسک و بالا بودن نرخ سود بانکی باعث می شود بخشی از تسهیلاتی که برای این کار نظر گرفته شده را به سمت راه های غیر از تولید هدایت می کند. دولت در شرایط فعلی برای بکارگیری جوانان جویای کار به سرمایه گذاری و تولید بیشتر و در گام بعد استفاده از مالیات بر تولید نیاز دارد و این شرایط به نفع این سیاست نیست.


3-استقراض از بانک مرکزی یکی دیگر از راه های کسب درآمد است و در شرایطی که حجم نقدینگی در جامعه بالاست، استقراض و بکارگیری آن باعث ایجاد تورم و بی ثباتی بازار می شود. استقراض از بانک مرکزی باعث افزایش نقدینگی و تورم می شود. استقراض از مردم علاوه بر افزایش بدهی دولت از طریق بکارگیری آن در طرح های دولت، مجدد حجم نقدینگی را افزایش می دهد.


میزان نقدینگی دولت در اثر افزایش استقراض یا فروش ارز، مدام افزایش و تورم بالا ایجاد می کند. در بازار  حجم نقدینگی بصورت سیال بازارهای سکه، خودرو و ارز و ... را تحت تاثیر قرارداده و نوسانات و مشکلات روانی در اقتصاد و جامعه ایجاد می کند. مشکلات روانی قابل هدایت به سمت معضلات اجتماعی و باعث سوء استفاده تبلیغاتی علیه دولت می شود. این سیاست نیز افزایش هزینه های دولت را به همراه دارد.


4-فروش نفت ایران بعنوان اصلی ترین راه کسب درآمد دولت با فشار آمریکا و رژیم صهیونیستی و حمایت حکومت عربستان بر مشتری های ایران با محدودیت هایی روبروست. اگر چه دیپلمات ها و متخصصین بازاریابی نفت کشور تلاش های لازم را انجام می دهند ولی در نتیجه فشارهای دشمنان فروش نفت و معیانات گازی ممکن است با کاهش همراه باشد. لذا درآمدهای ناشی از نفت نیز با چالش اساسی مواجه است.


سرمایه انسانی


کشور از سرمایه های انسانی ارزشمندی برخوردار است و وجود جوانان متخصص، سرمایه بی نظیری برای رشد و توسعه است. در نگاهی دیگر سرمایه انسانی کشور با چالش  رقابت بین بازنشتگان و جوانان از یک سو جناح های سیاسی چپ و راست از سوی و مدیران صاحب رزومه و جوانان صاحب دانش از سوی دیگر روبروست.


برخی از این چالش ها عبارتند از:


1-نیروی کار یا فاقد مهارت هستند یا  دارای تخصص هستند یا  سمت ریاست و مدیریت را برعهده دارند و پس از چند سال کار و تلاش بازنشسته می شوند. آنچه از رفتار آنها پیداست اینکه همه تمایل به ادامه کار دارند. نیروی کار فاقد مهارت طبق روال بازنشسته می شوند و نیروی کار متخصص به دلیل نیاز بازار، صاحب شغل جدیدی در بازار می شوند و بسیاری از مدیران دولتی نیز تلاش می کنند، امتیازهای دولتی را به راحتی از دست ندهند و به بهانه سال ها تجربه اندوزی و به دلیل ناتوانی ارایه خدمتشان در بخش خصوصی و اصرار دولت مبنی بر بکارگیری آنها همچنان بعنوان رقیب جدی جوانان حضور داشته باشند و رقیبی جدی یرای جوانان بعنوان ذخایر ارزشمند و سرمایه انسانی باشند. سرمایه انسانی از این رقابت به شدت رنج می برد.


2-یکی از عواملی که مانع بکارگیری سرمایه انسانی می شود موضوعی است که ما آن را ''انحراف اولیه و نتایج مخرب متخصص نامیدن مدیر'' می نامیم. برای روشن شدن بحث فرض کنید مدیران وزارت بهداشت تصمیم بگیرند برای استفاده از علم مدیریت یکی از فارغ التحصیلان با تجربه مدیریت را به ریاست یک بیمارستان منصوب نمایند.


در این صورت این شخص وظیفه مدیریت بیمارستان را برعهد خواهد داشت و لذا برای تصمیم گیری در مورد موضوعاتی که به علم پزشکی نیازمند است از از نظرات مشورتی پزشکان استفاده خواهد کرد.


این مدیر در طول دوران خدمت با بسیاری از تصمیمات و نظرات پزشکی آشنا خواهد شد. بعد از پایان دوره این شخص فردی صاحبنظر در امور پزشکی محسوب نمی شود زیرا دانش پزشکی را بصورت اصولی کسب ننموده است. آنچه از این مثال مورد نظر است اینکه شخصی با دانش مدیریت می تواند در سازمان تخصصی مدیریت نماید ولی صاحبنظر و صاحب دانش آن حرفه محسوب نمی شود و برای پیشبرد دانش باید همواره از متخصصین موضوع استفاده کرد.


حال اتفاقی که در سازمان های اقتصادی رخ می دهد این است که افرادی فاقد دانش اقتصاد به این حوزه وارد می شوند و مدیریت یک سازمان اقتصادی را بر عهده می گیرند و این مدیریت سندی برای اقتصاد دان بودن وی محسوب می شود و این مدیریت چندساله مبنای انتصابات بعدی و سد شدن راه بکارگیری صاحبان این دانش در سازمان می شود.


اکنون کشور با انبوهی از مدیران مواجه است که بدون داشتن دانش اقتصادی، سیاسی یا مدیریتی خود را اقتصاددان، سیاستمدار یا استراتژیست می دانند. این موضوع نیز مشکل بزرگی در حوزه منابع انسانی است.


سرمایه اجتماعی


سرمایه اجتماعی تفاوت مهمی با انواع دیگر سرمایه ها دارد. سرمایه اجتماعی در واقع فرایندی است که اعتماد را به توسعه وصل می کند. سرمایه اجتماعی اعتمادی است که از طریق عملی شدن قول ها و وعده ها به عمل بدست می آید. در صورتی که وعده های دولت عملی شود یا قول ها به فعل تبدیل شود در نتیجه آن اعتماد ایجاد می شود و این اعتماد پشتوانه قوی برای تصمیم گیری حتی در بدترین شرایط خواهد بود.


دولت و تمام مدیران ارشد آن نقش مهمی در ایجاد اعتماد دارند. هرچه دولت در عمل نمودن به تعهداتش موفق تر باشند در خلق سرمایه اجتماعی برای بیان قول های جدید و اجرای موفق آن نیز موفقتر خواهند بود. عواملی مختلفی باعث می شود دولت نتواند به تعهدات خود عمل کند. مردم در مراودتی که با هم دارند برای اطمینان از اجرای تعهدات قراردادی بین خود منعقد می نمایند. این قراردادها می تواند مکتوب یا شفاهی باشد.


واضح است که قرارداد بین انتخاب شونده ها و انتخاب کننده ها شفاهی است و به نظر می رسد ضمانت اجرایی آن بسیار قوی تر از قراردادهای مکتوب است. در نتیجه عدم اجرای تعهدات در قراردادها به موجب قانون و مقررات آنکه به تعهداتش عمل نکرده مجازات می شود.


در قرارداد شفاهی بین انتخاب شوندگان و انتخاب کنندگان عدم تعهد به وعده ها باعث از بین رفت اعتماد مردم و در نتیجه کاهش سرمایه اجتماعی می شود. کاهش سرمایه اجتماعی مانند نبود سرمایه فیزیکی امکان انجام رشد و پیشرفت را از بین می برد و در نتیجه آن به قول سعدی شیرازی ارتفاع حکومت کاهش پیدا می کند.


اکنون که دولت وعده تغییر کابینه داده است در نتیجه آن سرمایه اجتماعی عظیم خلق یا از بین خواهد رفت. نخبه ها و صاحبنظران معتقد هستند که  مدیران اقتصادی در انجام وظایف و رسیدن به اهدافی که تعریف شده است موفق نبوده اند و دولت نیز معتقد است که شرایط برای فضای اقتصادی بعد از خروج آمریکا از برجام تغییر کرده لذا تغییر مدیران اقتصادی ضروری است.


به نظر می رسد از نظر دولت آنچه بیشتر از هر شاخص دیگری در انتخاب مدیران نقش داشته تجربه آنها بوده است. اگر تجربه مدیران براساس ''انحراف اولیه و نتایج مخرب متخصص نامیدن مدیر'' که در سرمایه انسانی بیان شد، سندی برای دانش آنها باشد، اصرار بر تداوم مسئولیت منطقی نیست.


نتیجه گیری


در شرایطی که سرمایه فیزیکی با چالش های جدی مواجه است، نگرش جدید به بحث منابع انسانی می تواند سرمایه اجتماعی قابل توجهی تولید نماید. سرمایه اجتماعی فرآیندی است که طی آن سرمایه فیزیکی افزایش و سرمایه انسانی بصورت خودافزا در افزایش کارکردها موثر خواهد بود. تغییر دولت با هدف کسب سرمایه اجتماعی گام مهمی است که انتظارات ویرانگر را به انتظارات بهبود بخش تبدیل می کند.


جایگزینی جوانان صاحب دانش بجای جابجایی مدیران در خلق سرمایه اجتماعی موثر است. شرایط کشور شرایط ریسکی است و نیازمند مدیران ریسک پذیر در حوزه های اقتصادی است. سرمایه اجتماعی که پشتوانه عظیم برای جوانان است ریسک ها را به سمت مطلوب هدایت می کند. تجربه مدیران بازنشسته بعنوان مشاور، کارایی بهتری دارد از اینکه مشاور جوان در کنار مدیر بازنشسته قرار گیرد.


                                                                                             


از: امین عربی، مشاور استاندار فارس


منبع: خبرگزاری موج، 3 مرداد 1397


1885

. انتهای پیام /*
 

در کجا ایستاده ایم؟

انجمن علوم سیاسی ایران برگزار می کند:

در کجا ایستاده ایم؟

1 از 4

گفت و گوی اندیشمندان ایران و ترکیه

بنیاد مطالعات قفقاز برگزار می کند:

گفت و گوی اندیشمندان ایران و ترکیه

2 از 4

رونمایی از کتاب مکتب اجتهادی آخوند خراسانی

کتابخانه ملی برگزار می کند:

رونمایی از کتاب مکتب اجتهادی آخوند خراسانی

3 از 4

کارگاه «آینده پژوهی در حوزه سیاست»

انجمن علوم سیاسی ایران برگزار می کند

کارگاه «آینده پژوهی در حوزه سیاست»

4 از 4

تازه ترين مطالب