web
stats
معترضان را ببینیم
en کد مطلب: 54005 | تاریخ مطلب: 1397/05/17
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

معترضان را ببینیم

از دی ماه گذشته تاکنون شاهد اعتراضاتی در کشور هستیم که طرح پارادایم اعتراض تا همبستگی را ضروری می کند. باید مشخص شود که این مسیر و اعتراضات به کجا ختم می شود. متاسفانه رویکردمان در مقابل اعتراضات در سنوات گذشته به رسمیت نشناختن آن بوده است؛ همگی می دانیم که مردم نسبت به وضعیت معیشتی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی اعتراض دارند.

معترضان را ببینیم

از دی‌ماه گذشته تاکنون شاهد اعتراضاتی در کشور هستیم که طرح پارادایم اعتراض تا همبستگی را ضروری می‌کند. باید مشخص شود که این مسیر و اعتراضات به کجا ختم می‌شود. متاسفانه رویکردمان در مقابل اعتراضات در سنوات گذشته به رسمیت نشناختن آن بوده است؛ همگی می‌دانیم که مردم نسبت به وضعیت معیشتی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی اعتراض دارند.


نسبت دادن این اعتراضات به خودآگاهانه یا ناخودآگاهانه به بیرون از کشور و مرزها به معنای نادیده گرفتن معترضان است. در حالی که باید معترضان را دید و برای آن چاره‌اندیشی کرد. اگر دلسوز نظام و انقلاب هستیم و به دنبال راهکارهای اساسی می‌گردیم باید گریزی به اعتراضات ماه‌های گذشته زده و چاره‌اندیشی کنیم. در دی ماه گذشته اعتراضاتی شکل گرفت و متاسفانه دو موئلفه در این باره هرگز رعایت نشد. نخست تمکین به قانون اساسی و ارایه مجوز تجمع به معترضین و دوم عدم درک دقیق و پذیرش اعتراضات. شاهد بودیم که با بی‌تدبیری این اعتراضات به خارج از کشور وصل شد.


دراویش به خیابان‌ها آمدند و این حضور برای همگی ما عذاب‌آور و دردناک بود اما از خودمان در مورد چرایی اعتراض آنان نپرسیدیم. آیا از خودمان پرسیدیم که چه میزان حقوق شهروندی برای آنان در کشور تامین شد؟ و چه ایرادی داشت اگر در تمامی گزینش‌هایی که در سطح کشور انجام می‌شود با سهولت، رأفت و مهربانی به عنوان یک شهروند به آنها نگاه کرده و می‌نگریستیم؟در مواجهه با موضوع دختران خیابان انقلاب همگی وا اسفا سردادیم. این یک مشکل جدی بود اما آیا از خودمان پرسیدیم چه میزان از تقصیر بر گردن ما مسوولان و متولیان امر است؟


تمامی این دختران فرزندان دهه ٧٠ و ٨٠ و محصول تربیتی ما هستند که باید با رویکرد دیگری به آنها نگاه می‌کردیم. زنان بخش عظیمی از جامعه هستند و بالغ بر ٥٠ درصد جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند اما هنوز در تصدی‌گری موقعیت‌ها و مدیریت‌ها نگاهی قدسی‌مآبانه به موضوع داریم؛ چرا زنان نباید از فرصت‌های برابر برای تصدی‌گری مدیریت برخوردار شوند؟ آیا سرخوردگی این طیف عظیم از جامعه را به عنوان یک مخاطره تصور نمی‌کنیم؟ هر جا که ما انتظار داشتیم با قدرت تمام حضور داشته و همسنگر ما بودند پس چرا باید در جایی که نیازمند حضور آنها برای توسعه کشور هستیم، آنان را به هر بهانه‌ای کنار بگذاریم؟


چندفرهنگی در ایران انکارناپذیر است. تا زمانی که برای تمامی این فرهنگ‌ها ارزش و احترام قائل نشویم به یک وحدت واقعی یعنی ایرانیت نخواهیم رسید؛ آیا هیچ‌وقت از خودمان سوال کردیم چرا در سرزمین ما مردمان تبدیل به یک ملت نمی‌شوند؟ چرا مردم از هم دور شدند و نسبت به هم مهربان نیستند و عشق نمی‌ورزند؟ چرا دولتمردان ما دولت نشدند و چرا در نگاه مدرن دولت- ملت به وجود نیامده است؟ آیا این نگاه از قصور ما ناشی نیست؟


باید این نکته را یادآوری کنم که مرحوم مهندس بازرگان و مرحوم آیت‌الله طالقانی در بدترین شرایط کشور و انتقال قدرت اعتماد کرده و ابراهیم یونسی را به عنوان استاندار استان کردستان انتخاب کردند. دو امر بسیار اساسی و مهم یعنی برگزاری رفراندوم آری یا نه به جمهوری اسلامی و اولین دوره شوراهای شهر را به او سپردند؛ چرا نمی‌خواهیم مجددا اعتماد کنیم؟ چرا استاندار اصفهان کرد نباشد؟ چرا استاندار گیلان بلوچ نباشد؟ چرا استاندار مازندران رشتی نباشد؟ چرا ایران را متعلق به همگان نمی‌دانیم و اگر کسی پیدا شد چنین حرف زد و اعتقاد داشت که ایران باید از آن همگی ایرانیان باشد او را ضدانقلاب و نظام بدانیم و فکر نکنیم که دلسوزی او برای نظام و این سرزمین و کشور است.


تعداد کثیری از مردم می‌خواهند جان خود را فدای این کشور کرده و مدیریت مشارکتی داشته باشند. ما نباید نسبت به مدیریت مشارکتی در کشور خود نگاه قدسی‌مآبانه داشته باشیم. باید مدیریت و توسعه سرزمینی را به دوش تمامی آحاد ملت بگذاریم و مردم باید در این فرآیندها و ساختارها و سازمان‌ها حضور داشته باشند.


یک سال تمام، یک زرتشتی هموطن را از حضور در شورای شهر منع کردیم. آیا از خودمان پرسیدیم که چه نتیجه‌ای در بر داشته و چه نصیب‌مان شده؟ آیا همگی احساس غرور می‌کردیم؟ احساسی شبیه به اینکه قله اورست فتح کرده‌ایم را به دست آورده‌ایم؟ آیا کسی می‌تواند مدعی باشد که از زرتشتیان ایرانی‌تر است؟ اگر به فکر توسعه و تعالی این سرزمین هستیم باید همگی در کنار هم باشیم و برای هم دلسوزی کنیم؛ دایره تنگ خودی و غیرخودی را از بین ببریم.


 صحبت‌های آقای خاتمی در روزهای اخیر مبنی بر ١٥ ماده‌ای که اشاره کرد در راستای دلسوزی برای کشور، انقلاب و نظام بوده است؛ باید دریابیم که آقای میرحسین موسوی زمانی که ماجرای تلخ خود را به عنوان یک اتفاق ناخوشایند خانوادگی می‌داند و بیرونی‌ها را از دخالت در این امور سلب می‌کند، یک نگاه بزرگ‌منشانه دارد. او با همه دردها این حس همبستگی ملی و توسعه سرزمینی را بر هر چیز دیگری ترجیح می‌دهد و ما نیز باید در راستای ترجیح این موضوع به موضوعات حاشیه‌ای همچون حصر خاتمه دهیم.


بستن تنگه هرمز دستوری نیست. بستن تنگه‌ها بر اساس عشق و علاقه مردم به سرزمین‌شان است و اگر این مردم و ملت و سرزمین همبسته و دلبسته خاک‌شان هستند نه تنها هرمز بلکه هر مشکلی را پشت سر خواهند گذاشت؛ شهروندان ما نباید حس غریبگی داشته باشند؛ حاکمیت و مسوولان باید شیعه، سنی، کرد، لر، بلوچ، ترک و عرب را به هم نزدیک کنند.


 


نویسنده: عبدالکریم‌ حسین‌زاده


منبع: روزنامه اعتماد، شماره 4155، چهارشنبه 17 مرداد 1397


1497


 

. انتهای پیام /*
 

در کجا ایستاده ایم؟

انجمن علوم سیاسی ایران برگزار می کند:

در کجا ایستاده ایم؟

1 از 4

گفت و گوی اندیشمندان ایران و ترکیه

بنیاد مطالعات قفقاز برگزار می کند:

گفت و گوی اندیشمندان ایران و ترکیه

2 از 4

رونمایی از کتاب مکتب اجتهادی آخوند خراسانی

کتابخانه ملی برگزار می کند:

رونمایی از کتاب مکتب اجتهادی آخوند خراسانی

3 از 4

کارگاه «آینده پژوهی در حوزه سیاست»

انجمن علوم سیاسی ایران برگزار می کند

کارگاه «آینده پژوهی در حوزه سیاست»

4 از 4

تازه ترين مطالب