web
stats
آیشمان هم انسان بود
en کد مطلب: 54628 | تاریخ مطلب: 1397/06/15
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

گفت وگو با بن کینگزلی درباره ایفای نقش افسر جنایتکار نازی؛

آیشمان هم انسان بود

بن کینگزلی با ایفای نقش گاندی که جایزه اسکار را برای او به ارمغان آورد یا ایفای نقش دیمیتری شوستاکوویچ، آهنگساز مشهور، پایه های حرفه اش را براساس تصویر کردن شخصیت های حقیقی ساخت. اما کارهای او برای نمایش فاجعه هولوکاست و جنگ جهانی دوم طنین انداز شده است.

آیشمان هم انسان بود

بازیگرانی هستند که در تمام طول حرفه‌شان در حلقه الیت‌ها قرار می‌گیرند. توانایی منحصربه‌فرد‌شان سبب می‌شود قالب بازیگری‌شان ظرف نامحدودی بشود که همزمان باورپذیر و تحسین‌شدنی جلوه کنند. آنها که با تجارب حرفه‌ای‌شان چندوجهی بودن را آموخته‌اند به گریم‌های سنگین و پروتزهای مصنوعی عادت ندارند و در عین حال می‌توانند در دستیابی به درکی از شخصیتی که قرار است ایفا کنند، جزییات ریز و درشت و ظرافت‌های شخصیتی که هویت تک تک انسان‌ها را مشخص می‌کند، موفق باشند. وقتی صحبت از چنین توانایی‌هایی می‌شود، بن کینگزلی را می‌توانیم پیشروی این حلقه بنامیم.


 بن کینگزلی با ایفای نقش گاندی که جایزه اسکار را برای او به ارمغان آورد یا ایفای نقش دیمیتری شوستاکوویچ، آهنگساز مشهور، پایه‌های حرفه‌اش را براساس تصویر کردن شخصیت‌های حقیقی ساخت. اما کارهای او برای نمایش فاجعه هولوکاست و جنگ جهانی دوم طنین‌انداز شده است؛ این آثار شامل بازی نقش پدر آنه فرانک در یک مینی‌سریال، نقش سایمون وایزنتال شکارچی نازی‌ها در فیلم «قاتلانی در میان ما» (١٩٨٩) و مهم‌ترین آنها ایزاک استرن در فیلم «فهرست شیندلر» به کارگردانی استیون اسپیلبرگ می‌شود.


او به تازگی در فیلمی با عنوان «عملیات نهایی» به کارگردانی کریس ویتز بازی کرده است. این فیلم که داستانش ١٥ سال پس از جنگ جهانی دوم روی می‌دهد، گروه جاسوسی موساد را نشان می‌دهد که در تعقیب ژنرال آدولف آیشمان در آرژانتین دهه ۱۹۶۰ هستند تا او را به‌ دلیل جنایاتی که در طول جنگ جهانی دوم مرتکب شده، محاکمه کنند. فیلم «عملیات نهایی» به تازگی در سینماهای امریکا روی پرده رفته است.


در ادامه مصاحبه‌ای را که استفنی آرچر، خبرنگار نشریه «Film Inquiry» با این بازیگر کهنه‌کار ترتیب داده، می‌خوانید.


آقای کینگزلی حال‌تان چطور است؟


من خیلی خوبم، متشکرم. ممنونم که می‌پرسید. خیلی خوبم. ما روز خوبی داشتیم. مردم خیلی کنجکاو بودند و فیلم آنها را مجذوب خود کرد. مناظره خوبی درگرفت.


بله. فیلم «عملیات نهایی» را دیشب دیدم و تحت تاثیرش قرار گرفتم. هرگز تصور نمی‌کردم فیلمی که داستانش در جنگ جهانی دوم روی می‌دهد پتانسیل برانگیختن حس همدردی برای جنایتکاری تاریخی را داشته باشد و با پایانی امیدوارکننده تمام شود. سوال نخستم این است که نقل می‌شود آدولف آیشمان گفته بود: «به خاطر احساسی که ٥ میلیون انسان در وجدان او برانگیخته‌اند و منبع رضایت خاطر خارق‌العاده‌ای شده‌اند، با لبی خندان وارد گور می‌شود.» چطور وارد ذهن تاریک و ظالم چنین جنایتکاری شدید؟


 من هرگز وارد ذهن او نشدم؛ هرگز. نقطه‌نظر یا زاویه‌ دید من به پرتره آیشمان کاملا براساس آشنایی و دوستی نزدیک با بازماندگان هولوکاست شکل گرفت؛ در واقع زمانی که بازیگری در نقش سایمون وایزنتال را در مینی‌سریال «قاتلانی میان ما» شروع کردم، با پنج تن از اعضایی که مسوولیت تعقیب و دستگیری آیشمان را در بوینس‌آیرس داشتند، آشنا شدم.


سپس، شخصیت ایزاک استرن را در فیلم فوق‌العاده «فهرست شیندلر» استیون اسپیلبرگ بازی کردم و البته در آن زمان با بسیاری از بازمانده‌های شیندلر، به ویژه پولدک و میلا ففربرگ ملاقات کردم. بعد البته در سریال «آنه فرانک: تمام داستان» نقش اوتو فرانک را ایفا کردم که با میپ گیز آشنا شدم که اتاق زیرشیروانی‌اش را پناهگاهی برای خانواده فرانک کرده بود. در آن زمان هم با ژاکلین ون‌مارسن ملاقات کردم که همکلاسی آن فرانک بود. بنابراین از طریق این آشنایی‌ و رابطه‌ با بازمانده‌های هولوکاست از جزییات این واقعه مطلع و دوستدار الی ویزل (نویسنده و فعال سیاسی رومانیایی و از بازماندگان هولوکاست) شدم. او هم تجربه‌های خارق‌العاده‌ای را در اختیارم گذاشت.


 بنابراین طوری تجهیز شدم که بتوانم اجازه بدهم نقطه‌نظرم نسبت به آیشمان از دید یک قربانی باشد. هرگز وارد ذهن او، شبح و تجسم از او نشدم. تصویر او در ذهنم با اطلاعاتی که از قربانیانش داشتم و زجری که آنها کشیده بودند، شکل گرفت. اگر دوست دارید این موضوع را به عنوان یک حقیقت بپذیرید. اساس بازی‌ام بر پایه ایدئولوژی او نیست بلکه بر پایه رنجی است که به نزدیک‌ترین و عزیزترین دوستانم که از بازمانده‌های هولوکاست بودند، قرار دادم؛ من در این رابطه از رنج‌هایی که الی ویزل دیده بود تاثیر پذیرفتم؛ ویزل کسی است که بازی‌ام را در این فیلم به او تقدیم کرده‌ام.


 شنیده‌ام شما از هم‌بازی‌هایتان فاصله می‌گیرید تا تداوم تضادی را که...


من همیشه این کار را می‌کنم. در واقع من به گوشه‌نشینی در صحنه فیلم مشهورم. من هرگز با دیگر بازیگران اختلاط نمی‌کنم. دوست دارم تعامل را برای زمانی نگه دارم که واقعا باید وارد تعامل شویم که آن همزمانی است که مشغول انجام کارمان جلوی دوربین هستیم. و می‌دانید این موضوع برای من بسیار بسیار قابل قبول است و یک قاعده شده است؛ احساس می‌کنم بدین شکل هیجان روبرو شدن با یکدیگر در صحنه بیشتر می‌شود تا اینکه همدیگر را ملاقات کنیم و بخواهیم درباره تعهدات اجتماعی فیلم بحث کنیم. بنابراین فکر می‌کنم این شیوه در خدمت فیلم است. همه ما در خدمت فیلم هستیم. ما سر صحنه حاضر نمی‌شویم که خوشگذرانی کنیم، برای کار کردن سر صحنه می‌رویم.


به بازی در فیلم «فهرست شیندلر» در نقش ایزاک استرن و نقش‌های دیگر اشاره کردید. تغییر جایگاه و جان دادن به افسر بلندپایه نازی‌ها به خصوص مردی که «راه‌حل نهایی» را ارایه کرد، شبیه به چه بود؟


با آشنایی و دوستی با چند تن از بازماندگان خاصی که ملاقات‌شان کرده بودم، انگیزه و الهام گرفتم و همچنین حس ضرورت و اصرارم به بازگویی داستان‌های آنها در من ایجاد شد. توانستم داستان آنها را با خلق پرتره‌ای از آدولف آیشمان بگویم، توانستم داستان‌ آنها را با قرار دادن نشان ستاره‌ای زرد روی کتم بگویم. شیوه‌های بسیاری برای داستان‌گویی وجود دارد و پرتره من از آیشمان از اندوه منکوب‌کننده قربانیان و افرادی که متانت خارق‌العاده آنها را دیده بودم، شکل گرفته و می‌گیرد. بنابراین احساساتم خالص بودند و هرگز وارد ذهن آیشمان نشدم و او هم هیچگاه به من نزدیک نشد. فاصله‌ام را با او حفظ کردم و فکر می‌کنم این فاصله به من کمک کرد تا او را به تصویر بکشم.


به نوعی ایفای نقش آیشمان برای شما غیرمنتظره بود و فکر می‌کنم مخاطبان همچنین حسی داشته باشند با میل شدید به همدردی با شخصیتی که سعی دارد «نگاه خودش از واقعه را بگوید» مبارزه می‌کردم. در نتیجه گویی که مغایرتی در حقیقت شناخته شده، ارایه می‌شود. چطور این توازن را به دست آوردید یا بهتر است بپرسم چطور این توازن را به تصویر کشیدید؟


فکر می‌کنم آنچه که باید بپذیریم، هر چقدر هم که حقیقتی دردناک باشد، این است که آدولف آیشمان هم یک انسان بود. هیولا موجودی است که او را خارج از انسانیت می‌دانیم، در واقع ماهیت کلمه به ما امر می‌کند که این موجود را غیر از خود بدانیم. خیلی متاسفم که باید بگویم تاریخ نشان خواهد داد که این مردان و زنانی که عضو نازی بودند، از نوع بشر بودند. آنها خانواده‌ داشتند، حیوان خانگی داشتند، وعده‌های غذایی داشتند، نوشیدنی می‌نوشیدند و خواب شب‌شان هم کامل بوده است.


تصور این موضوع بسیار بسیار سخت است اما اگر آیشمان را همانند آدم‌های شرور فیلم‌های درجه دو یا شخصیت شرور کمیک استریپ یا جنایتکاری دو‌ بُعدی به تصویر می‌کشیدم، آن وقت به تاریخ و قربانیان او بدخدمتی کرده بودم. آیشمان مردی بود که در میان انسان‌ها زندگی می‌کرد و قربانیانش را با مهارت تمام به عروسک خیمه‌شب‌بازی بدل کرده بود. در نتیجه من نقش او را همانند انسانی زنده که نفس می‌کشد، به نمایش گذاشتم. در غیر این‌ صورت بدخدمتی بزرگی به قربانیان او و تاریخ کرده‌ام.


البته این موضوع در صحنه‌ای که آیشمان در کنار خانواده‌اش در موقعیتی معمولی است، دیده می‌شود؛ این صحنه بسیار تکان‌دهنده است چرا که او با آدم‌های اطراف ما هیچ تفاوتی ندارد. از طرفی وقتی شنیدم بازیگرها به لهجه بریتیش صحبت می‌کنند، یکه خوردم. چرا دست‌اندرکاران فیلم به این نتیجه نرسیدند که بازیگران با لهجه آلمانی یا اتریشی صحبت کنند؟


هیچ‌کدام از ما از لهجه‌ای خاص استفاده نکردیم. اسراییلی‌ها لهجه ندارند. هیچ‌کدام‌شان. این طرحی بود که با کارگردان، کریس ویتز، در موردش توافق کردیم. شاید بهتر است وقتی فرصت پیدا کردید که با کارگردان صحبت کنید، این سوال را مطرح کنید. اما همه عوامل موافق بودند که پشت نقابی پنهان شوند که قدری بدقوارگی جنایتکاران جنگ جهانی دوم را با لهجه‌ای خنده‌دار نشان دهد. در این باره صحبت کردیم که بر این حقیقت که او مردی در میان انسان‌ها بود، تاکید داشته باشیم و در نتیجه باید تمامی نقاب‌های زائد را کنار بگذاریم. به نظرم کارگردان تصمیم جالبی گرفت و هیچ‌کس چیزی به جز صدایش برای ارایه نداشت.


به تازگی با استیون اسپیلبرگ و لیام نیسون در جشنواره فیلم تریبکا حضور داشتید و بیست‌وپنجمین سالگرد ساخت «فهرست شیندلر» را گرامی داشتید. در این جشنواره شما و عوامل فیلم درباره روحیه شهروندان لهستانی به هنگام ساخت این فیلم بحث کردید. از طرفی فیلم «عملیات نهایی» را در آرژانتین جلوی دوربین برده‌اید؛ فیلمبرداری در آرژانتین کشوری که گفته می‌شود داغ ننگ پناه دادن به جنایتکاران جنگ نازی را بر پیشانی دارد، چطور تجربه‌ای بود؟


فکر می‌کنم این نزدیکی، تمرکز ما را بالاتر برد. به گمانم انتخاب خوبی بود، انتخاب خوبی برای فیلمبرداری بود چون این دست اطلاعات نیمه‌خودآگاهانه برای ایفای نقش به ما قدرت بخشید و صحت‌وسقم وقایع فیلم را بالا برد. بار دیگر می‌گویم که آرژانیتن انتخاب خوبی برای فیلمبرداری بود.


 اختراع تلویزیون یکی از مهم‌ترین جنبه‌های نشان دادن عمق وحشت و رفتار با یهودیان طی جنگ جهانی دوم و همچنین عدالتی که با محاکمه آیشمان به کار بردند، بود. با ضدیت رو به رشدی که این روزها نسبت به رسانه‌های اجتماعی دیده می‌شود، نظرتان درباره توانایی تلویزیون در نمایش اتفاقات هول‌آور و وحشتناکی که در دنیا روی می‌دهد و پیش از این امکان دیدن آن در لحظه‌ای که روی می‌دهند، وجود نداشت، چیست؟


در پایان فیلم و آخرین لحظات آن بازمانده‌های هولوکاست را می‌بینید که در غم ‌و اندوه فرو رفته‌اند، آنها حتی می‌توانند اتهام خودشان را بیان کنند و قادرند به شکنجه‌گر خود اشاره و او را متهم کنند و این حقیقت را تایید کنند که قربانی او شده‌اند. این خیلی خیلی مهم است. این حقیقت که ما متوجه می‌شویم این اتفاق افتاده است به اندازه مجازات مهم است.


سایمون وایزنتال همیشه می‌گفت: «لزوما به دنبال انتقام نیستم. فقط می‌خواهم بگویند مرتکب این کار شده‌اند» و فکر می‌کنم این فرصت که یکی از نخستین فرصت‌هاست، برای پخش صدای قربانیان جهانی تصمیم خارق‌العاده و دستاوردی بزرگ است. فکر می‌کنم محاکمه آیشمان با عدالت انجام گرفت. بنابراین معتقدم لحظات پایانی فیلم بسیار بسیار مهم هستند.


من این بخش فیلم را خیلی خیلی دوست داشتم چراکه طنین صدای آن در طول تاریخ شنیده می‌شود، به‌خصوص با تکنولوژی‌هایی که در برهه‌های زمانی مختلف معرفی شد. با فیلم‌های این محاکمه، قادر بودید بخشی از آن را ببینید تا آماده این نقش شوید؛ برای جزییات ریز و ظریف یا در مجموع برای آمادگی ایفای نقش؟


 فیلم را دیدم. بخشی‌هایی از محاکمه را دیدم، بله، فیلم مثل یک پرتره است و من این شانس را داشتم که مردی را که قرار است به تصویر بکشم، ببینم. من پرتره‌ را مثل یک نقاش خلق کردم بنابراین هر چیزی که مشاهدات من از این فرد را تقویت می‌کرد، مفید و موثر بود. اما این روش خارجی بود، همانطور که قبلا گفتم کار درونی اجرای من کاملا برگرفته از اذهان قربانیان بود و به آنها تقدیم شده است.


فکر می‌کنم آنچه که باید بپذیریم، هر چقدر هم که حقیقتی دردناک باشد، این است که آدولف آیشمان هم یک انسان بود. هیولا موجودی است که او را خارج از انسانیت می‌دانیم، در واقع ماهیت کلمه به ما امر می‌کند که این موجود را غیر از خود بدانیم. خیلی متاسفم که باید بگویم تاریخ نشان خواهد داد که این مردان و زنانی که عضو نازی بودند، از نوع بشر بودند. تصور این موضوع بسیار بسیار سخت است اما اگر آیشمان را همانند آدم‌های شرور فیلم‌های درجه دو یا شخصیت شرور کمیک استریپ یا جنایتکاری دو‌ بُعدی به تصویر می‌کشیدم، آن وقت به تاریخ و قربانیان او بدخدمتی کرده بودم. آیشمان مردی بود که در میان انسان‌ها زندگی می‌کرد و قربانیانش را با مهارت تمام به عروسک خیمه‌شب‌بازی بدل کرده بود. در نتیجه من نقش او را همانند انسانی زنده که نفس می‌کشد، به نمایش گذاشتم. در غیر این‌ صورت بدخدمتی بزرگی به قربانیان او و تاریخ کرده‌ام.


ترجمه: بهار سرلک


منبع: روزنامه اعتماد، 15 شهریور 1397


1197

. انتهای پیام /*
 

در کجا ایستاده ایم؟

انجمن علوم سیاسی ایران برگزار می کند:

در کجا ایستاده ایم؟

1 از 4

گفت و گوی اندیشمندان ایران و ترکیه

بنیاد مطالعات قفقاز برگزار می کند:

گفت و گوی اندیشمندان ایران و ترکیه

2 از 4

رونمایی از کتاب مکتب اجتهادی آخوند خراسانی

کتابخانه ملی برگزار می کند:

رونمایی از کتاب مکتب اجتهادی آخوند خراسانی

3 از 4

کارگاه «آینده پژوهی در حوزه سیاست»

انجمن علوم سیاسی ایران برگزار می کند

کارگاه «آینده پژوهی در حوزه سیاست»

4 از 4

تازه ترين مطالب