web
stats
مؤلفه های سیاست خارجی مؤثر
en کد مطلب: 56053 | تاریخ مطلب: 1397/08/02
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

مؤلفه های سیاست خارجی مؤثر

تجربه 36 ساله ما و توفیقاتی که در صحنه سیاست خارجی به دست آورده ایم، راهنمای خوبی است که بتوانیم به الگویی نایل آییم؛ ولی این الگو بایپد متکی باشد بر آنچه در داخل کشور باید انجام بگیرد.

مؤلفه های سیاست خارجی مؤثر

تحولات شگفت‌انگیز منطقه ما در میانه قرن چهاردهم شمسی/ اواخر قرن بیستم میلادی، نویدبخش بیداری مردم مسلمان و آزادی‌خواه کشورهای غرب آسیا بود. پیروزی انقلاب اسلامی ایران ‌نقطه عطف تاریخ کشور و منطقه شد؛ واقعه‌ای که فقط نشان از تحول سیاسی نداشت، بلکه می‌توان گفت همه ابعاد زندگی مردم را متحول کرد و بر معادلات کشورهای منطقه اثرگذاشت.


کشور ما در سه دهه اخیر، مدیریت رویدادهای بزرگ و مؤثری چون انقلاب اسلامی و تغییر نظام، جنگ تحمیلی و عوارض آن با تحریم‌ها و پیامدهایش را تجربه کرده و هر از چندگاه با آزمون و خطا، فراز و نشیب‌های وضعیت سخت و بحرانی این سالها را از سر گذرانده است.


البته جمهوری اسلامی ایران از این دشواری‌ها توشه‌های علمی و تجربی اندوخته تا در آغاز دهه چهارم پیروزی انقلاب اسلامی، در اندیشه طراحی الگوی ویژه خود برای پیشرفت باشد؛ الگویی اسلامی ایرانی که بتواند به مثابه نقشه‌ای جامع بر خطوط اصلی حرکت پرتو بیفکند؛ تلاش‌ها و کوشش‌های بخشهای گوناگون را صورت و محتوایی منسجم و هماهنگی ببخشد و حرکت در مسیر پیشرفت را به‌سامان‌تر و سریعتر کند و همچنین بتواند راهی به روی دیگر کشورهای اسلامی منطقه گشاید.


«مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت» با این هدف تأسیس شده است که در این راه، زمینه‌ساز همگرایی و هم‌افزایی تلاش همه ‌اندیشمندان و نخبگان کشور باشد؛ فرصتی برای اندیشیدن و عرضه محصول‌ اندیشه‌ها و گفتگو درباره دستاورد مطالعات و افکار استادان و پژوهشگران فراهم سازد؛ میان نخبگان کوشا و فعال ارتباط برقرار کند و پشتیبان همه کسانی باشد که در راستای دستیابی به الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت تلاش می‌کنند.


آنچه در پی می‌آید، سخنرانی آقای دکتر خرازی است که با اندک تلخیص و تصرف تقدیم می‌شود:


ارزش‌های مذهبی و قدرت ملی


اصول سیاست خارجی در قانون اساسی مشخص است و این کمک می‌کند که بدانیم الگو را باید حول چه مبانیی طراحی کنیم. مقام معظم رهبری در جلسه امسال خودشان با سفرا و کارداران جمهوری اسلامی بر اساس همین‌ اصول مصوب در قانون اساسی تبیین کردند که نگرش ما در سیاست خارجی چگونه باید باشد و از دست‌اندرکاران سیاست خارجی چه انتظار می‌‌رود.


این خیلی کمک می‌کند و قانون اساسی داریم که با آرای مردم تصویب شده و براساس نظرات کارشناسی اندیشمندان،‌ علما، کارشناسان طراحی شده و در آن به تصریح آمده که اصول سیاست خارجی ما چیست. مهم این است که چگونه به این اصول برسیم و آنها را محقق کنیم.


تجربه‌ای که در این 36 سال داشته‌ایم، بسیار کمک می‌کند. تجربه ما در باب سیاست خارجی در مجموع موفق بوده است؛ یعنی توانستیم با گذراندن فراز و نشیب‌هایی که با آن روبرو بوده‌ایم، چه در جنگ و چه در مسأله دخالت‌های بیگانگان و چه در تحریم، توانستیم موقعیت‌مان را اثبات کنیم و دنیا مجبور بشود که واقعیت جمهوری اسلامی ایران را بپذیرد.


این نشانه توفیق است؛ یعنی کشوری که بلافاصله با جنگ گسترده که با حمایت خیلی از کشورها روبرو بود، توانست آن را با موفقیت به پایان برساند و بعد فشارهایی را تحمل کردیم که بیگانگان مرتب وارد می‌کردند و تحریم‌هایی که در سالهای اخیر بیشتر شد، در حالی که از اول انقلاب با تحریم‌هایی مواجه بودیم؛ اینها را از سر گذراندیم و توانستیم به عنوان قدرت در منطقه خود را اثبات کنیم.


این نشان می‌دهد که ما مدل درستی را دنبال کرده‌ایم که بر پایه‌های ارزش‌های مذهبی خود عمل کردیم و با اتکا به قدرت ملی خود، ایستادگی کردیم و با سیاست‌هایی که رهبری اعمال کردند، از مسیرهای درستی گذشتیم تا به این توفیق رسیدیم. خیلی کشورها ادعا داشتند که ما می‌خواهیم به این موقعیتی که اکنون داریم، برسند و هنوز نرسیدند.


این نشان می‌دهد که الگویشان موفق نبوده است و مسیری که انتخاب کرده‌اند، موفق نبوده است. تجربه 36ساله و موقعیت کشورمان شاخص مهمی است که نشان می‌دهد و کمک می‌کند در طراحی نظری یک الگوی سیاست خارجی برای جمهوری اسلامی‌ ایران.


از اصول سیاست خارجی این است که سفیر نماینده دولت نیست و نماینده نظام است و باید از کل نظام حمایت و دفاع کند. بعضی وقتها این موضوع اشتباه می‌شود که کسی که از طرف دولت الف یا ب فرستاده شده، فکر می‌شود از این دولت باید حمایت شود (مقام معظم رهبری هم این مطلب را بارها فرمودند). سفیر نماینده نظام است و چون نماینده نظام است، همه دستگاه‌هایی که خارج از کشور فعالیت می‌کنند، باید زیر نظر و نماینده نظام باشند تا از تشتت و ناهماهنگی‌ جلوگیری شود و در صحنه‌ بیرونی یک حرف گفته شود.


از اصول سیاست خارجی که ما به آن معتقد هستیم، مدیریت قوی، نیروی انسانی مؤمن، کاردان، متعهد، مقاوم و غیرشرمنده و صریح است. اگر سفیر دارای این ویژگی‌ها نباشد، طبیعتا نمی‌تواند از ماهیت نظام دفاع کند. او بایست واقعاً معتقد به این نظام باشد تا بتواند دفاع کند.


هماهنگی دستگاه‌های مختلف در صحنه سیاست خارجی، از اصولی است که برای توفیق در صحنه سیاست خارجی جز ضروریات است. اگر هماهنگ نباشیم، نمی‌توانیم از همه مؤلفه‌های قدرت‌مان استفاده کنیم. نقش رهبری در هدایت سیاست خارجی از اصول مهم سیاست خارجی است.


همان‌گونه که می‌گوییم سفیر نماینده نظام است و همه عوامل و مؤلفه‌های مؤثر در سیاست خارجی در اختیار دولت‌ها نیست، بلکه در اختیار شخص رهبری است؛ بنابراین ایشان می‌تواند هدایت‌کنندة اصلی سیاست خارجی باشد.


زمانی که در وزارت خارجه بودم، ایشان می‌فرمودند: «برای من وزارت خارجه نصف دولت است و به همین نسبت هم آمادگی دارم که وقت بگذارم و سیاست خارجی را دنبال کنم و شما بیایید ملاقات و صحبت کنیم.» این نشان‌دهندة آن است که نقش رهبری در سیاست خارجی بسیار مهم است و اگر در این چند سال توفیقی به دست آمده، به دلیل نقش و اشرافی است که ایشان در صحنه سیاست خارجی داشته‌اند و توانسته‌اند عوامل مختلف مؤثر در سیاست خارجی را کنار هم بیاورند و هماهنگ کنند تا کار را پیش برود.


ارزش‌های دینی و منافع ملی


یکی از اصول سیاست خارجی در قانون اساسی، نفی هرگونه سلطه‌جویی و سلطه‌پذیری و حفظ استقلال همه‌جانبه و تمامیت ارضی کشور، دفاع از حقوق همه مسلمان جهان، عدم تعهد در برابر قدرت سلطه‌گر، روابط صلح‌آمیز با دولت‌های غیرمحارب، حمایت از مستضعفان جهان در مقابل مستکبران، و خودداری از هر گونه دخالت در امور ملتهاست. این چارچوبی متفاوت از سایر چارچوب‌هایی است که در سایر کشورها و نظام‌ها ملاحظه می‌شود.


همین ویژگی، سیاست خارجی جمهوری اسلامی را نشان می‌دهد که ما به سایر مسلمان‌ها متعهدیم و به حمایت از آنها موظف هستیم و نمی‌توانیم چشممان را ببندیم و بگوییم اتفاقی که در فلان‌جا می‌افتد، به ما مربوط نیست و صرفا منافع داخلی خودمان را محاسبه می‌کنیم؛ بنابراین هم مبانی و ارزش‌های اسلامی مبناست و هم منافع ملی و مصالح کشور که تشخیصش با رهبری است.


اکنون می‌خواهیم چند سیاست خارجی موفق را ارزیابی کنیم و ببینیم این کشورها چگونه توانستند سیاست خارجی موفقی داشته باشند: سه نمونة هند، انگلستان و چین. اینها کشورهایی هستند که در مجموع می‌توان گفت سیاست خارجی موفقی داشته‌اند. دو تا کشور دمکراتیک است: هند (کشور جهان سومی) و انگلستان، و چین هم که کشوری از بلوک کمونیستی است.


هند، انگلستان، چین


هند حکومتی پارلمانی است و حزب پیروز در انتخابات، دولت تشکیل می‌دهد و کادرهای حزب پیروز در صحنه سیاست خارجی نقش دارند و اداره می‌کنند. در نظام سیاست خارجی هند تأکید بر نیروی انسانی است. موقعی که نیویورک بودم، از سفیر هند پرسیدم: «شما در وزارت خارجه چگونه نیرو می‌گیرید؟» گفت: «ما یک سازمان ثابت داریم: ده نفر بازنشسته و ده نفر وارد می‌شوند و مثل یک نظام ارتشی از پایین‌ترین رده شروع می‌شود تا بیایند برسند به سفارت و سفیر شوند و بازنشسته شوند.


این ده نفر از بین 800هزار نفری است که در مسابقه‌ای شرکت می‌کنند و باهوش‌ترین و عالم‌ترین اینها را انتخاب می‌کنیم و از بین آنها به ده نفر می‌رسیم. بعد از آن برای هر کدام یک سال و نیم دورة عملی می‌گذاریم که با سیاست عملی آشنا می‌شوند. بعد دو ماه اینها را می‌فرستیم بروند در یک روستا زندگی کنند و با روستاییان زندگی کنند و ببینند که موکلان‌شان چه کسانی هستند و سپس دو هفته اینها را به مرزها می‌فرستیم، با مرزداران زندگی کنند و شرایط دشوار مرزداری را ببینند و در صحنه‌های سیاست خارجی مثل آنها از کشورشان باید دفاع کنند.» انصافا دیپلمات‌های هندی برجسته، بسیار مقاوم، صریح و غیرشرمنده هستند و روی مواضع خودشان می‌ایستند و می‌دانند چطور این کار را انجام دهند.


این به ما درس می‌دهد که در تربیت نیروهای دیپلمات و نیروگیری خیلی دقت کنیم و تنها انسان شریف بودن کافی نیست و بگوییم آدم خوبی است و سفیر شود. اول انقلاب مجبور بودیم، ولی الان بعد از 36 سال این کارها را نمی‌شود کرد و باید دید که بهترین نفر چه کسی است.


در سیاست خارجی انگلیس آنچه جالب است، یکپارچگی این سیاست است. بی‌بی‌سی فارسی وصل به وزارت خارجه انگلیس است و مسیر را آنها تعیین می‌کنند. دستگاه اطلاعاتی خارجی انگلیس زیر نظر وزارت خارجه است و نشان می‌دهد «رسانه» و «اطلاعات» مؤلفه‌های قدرت است؛ اینها باید هماهنگ باشند. برای هماهنگی آنها این سامانه را ایجاد کردند که زیر نظر وزیر خارجه کار کنند. یکی از مشکلات ما در ایران، چندپارچگی است. اگر رهبری نظارت نکنند، با مشکلاتی روبرو می‌شویم.


در مورد چین که سیستم متفاوتی است، این یکپارچگی ملموس است. به طوری که در حزب کمونیست یک کمیته روابط خارجه دارند که وزیر خارجه یکی از اعضای آن است و به وسیله نخست‌وزیر و وزرای ذی‌ربط در آنجا تصمیم اصلی گرفته می‌شود.


ما در سیستم خودمان فاقد این ویژگی هستیم و تصمیمات سیاست خارجی در مجموعه‌ای گرفته شود که عوامل ذی‌ربط در آن باشند و مجموعا تصمیم بگیرند. اینها تجربه است و از تجارب دیگران در اجرای سیاست خارجی با هر مبنایی که باشد، باید استفاده کنیم و ببینیم دیگران چگونه انجام می‌دهند و ما هم بتوانیم الگو بگیریم.


سرانجام مؤلفه‌هایی که در سیاست خارجی مؤثر می‌تواند باشد:


عملکرد داخلی: اگر در اداره کشور از جهت اقتصادی، سیاسی، امنیتی و سایر جهات ناموفق باشیم، نمی‌توانیم مواضع و بیان خود را به دیگران برسانیم؛ از این‌رو عملکرد داخلی یک مؤلفه مهم است.


2ـ قدرت دفاعی و امنیتی کشور در برابر بیگانگان مؤلفه بسیار مهمی است.


3ـ نفوذی که کشور از نظر فرهنگی و تبلیغاتی در سایر کشورها می‌تواند داشته باشد، مؤلفه مهمی در توفیق سیاست خارجی است؛


و نهایتاً دیپلماسی قوی مبتنی بر «عزت، حکمت، مصلحت» می‌تواند به اجرا بگذارد سیاست‌های خارجی و موجبات توفیق سیاست خارجی را به وجود بیاورد.


مجموع اینها چنین الگویی می‌شود که روی هم اثر می‌گذارند. عملکرد داخلی موفق در هر کدام از آن مؤلفه‌‌ها روی هم تأثیر دارند که بتوان به سیاست خارجی موفق و پیشروی برسیم.


تجربه 36 ساله ما و توفیقاتی که در صحنه سیاست خارجی به دست آورده‌ایم، راهنمای خوبی است که بتوانیم به الگویی نایل آییم؛ ولی این الگو بایپد متکی باشد بر آنچه در داخل کشور باید انجام بگیرد.


هرچه در صحنه داخلی توفیقات بیشتری داشته باشیم، در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، مقوّی پیام و موقعیت ما در منطقه و جهان خواهد بود. آن وقت می‌توانیم مدعی بشویم که ما براساس آموزه‌های اسلامی نظامی برپا کنیم که نه فقط در داخل موفق هستیم، بلکه این پیام را به سایر کشورها می‌رساند که آنها بتوانند پیگیری کنند؛ به این معنا انقلاب‌مان را صادر کنیم و دیگران تأسی کنند به منشی که اینجا ما داشته‌ایم.


صحنه سیاست خارجی عین صحنه جنگ است. در جنگ یک فرمانده با حوادث جزئی که اتفاق می‌افتد، بخواهد هیجانی شود و مسیر خود را فوری عوض کند، کنترل خود را از دست بدهد، آنوقت با خطرهای فوری روبرو می‌شود. در جنگ تحمیلی آسیب‌های زیادی دیدیم و با صحنه‌های تأسفبار زیادی مواجه شدیم، مخصوصا کسانی که در جبهه بودند، می‌دانند چه اتفاقاتی می‌افتاد؛ ولی فرماندهی جنگ باید با دید کلان و درازمدت، اینها را تحمل کند و گرفتار مسائل کوچک نشود.


صحنه سیاست خارجی نیز همین‌گونه است و ما در جنگ هستیم و الان هم در جنگ منطقه‌ای هستیم و دشمنان ما که حمایت‌های بسیاری دارند، با همه امکانات‌‌شان برما می‌تازند. اینها را مثل رویدادهای جبهه تلقی کنیم و مسیر راهبردی‌مان را تغییر ندهیم و حوادث را طبیعی بدانیم و نگاه کنیم به هدفهای غایی که داریم دنبال کنیم.


هیچ‌کس پیش‌بینی نمی‌کرد که کشوری که هشت سال در جنگ بوده، الان این موقعیت را پیدا کند. امام(ره) و مقام معظم رهبری حضور داشتند که خودشان را نباختند و مسیر را ادامه دادند و به اتکای ایمانی که داشتند و اعتقاد به مسیر الهی، امروزه به این موقعیت رسیدیم.


ما همیشه ندای «وحدت شیعه و سنی» سر دادیم، ولی دیگران که ساکت ننشستند. در برابر ایران گروه‌هایی را تشکیل دادند و از حمایت‌های بیگانگان برخوردار بودند، اما اینها را گذرا بدانیم و انشاءالله برسیم به وحدت شیعه و سنی در اسلام و دید راهبردی این را حکم می‌کند و با این دید به مسائل نگاه کرد.


جهانی‌سازی


جهانی‌سازی واقعیتی است که در حال تلاش برای محقق کردن آن هستند و دنیای فنّاوری اطلاعات هم در این جهت به آنها کمک می‌کند که فرهنگ و سیاست و اقتصادشان را به جهان تحمیل کنند و فقط ما هم نیستیم و این واقعیتی است.


خیلی از کشورهای جهان گرفتارش هستند؛ از جمله چین، یکی از مشکلات عمده‌اش همین جهانی‌سازی است؛ اما مسیری که انتخاب کردند، این است که با توسعه اقتصادی و جمعیت زیاد و اتکا به منابع داخلی خودشان، می‌توانند مقابله و مقاومت کنند؛ مثلا در زمینه آی‌سی‌تی(ICT) برای کنترل نفوذ بیگانگان روی شبکه‌های ملی خود سرمایه‌گذاری کردند و ارتباطات داخلی در سطح ملی بسیار راحت انجام می‌شود؛ ولی ارتباطات بیرونی‌شان سخت است، مثلا وصل به «گوگل» شدن در چین بسیار سخت‌تر است تا موتورهای داخلی خودشان؛ مثلا شرکت علی‌بابا را تشکیل دادند تجارت‌شان داخل باشد و متکی به خارج نباشند و برای کنترل فشار بیگانگان انجام دادند؛ ما هم باید این کار را انجام دهیم.


این موضوع واقعیتی است، نه تنها در صحنه سیاسی و اقتصادی، بلکه در صحنه تربیتی و آموزشی فاجعه است. بچه‌های ما در همین سنین پایان آلوده می‌شوند به اینترنت و شبکه‌های اجتماعی و تغذیه‌ای که در آنها وجود دارد، قطعاً مؤثر خواهد بود.


چگونه می‌شود در برابر این واقعیت مقاومت کنیم؟ به نظر من که کار اصلی‌ام تعلیم و تربیت است، تنها راه مقاومت تربیت کودکان از سنین بسیار پایین است تا نسبت به فشارها و تبلیغاتی که انجام می‌شود، واکسینه شوند. بچه‌ای که در محیط مذهبی تربیت شده باشد، امکان انحرافش کمتر است تا بچه‌ای که این تربیت را ندارد. در سنین پایین (پیش دبستانی و مهدکودک) است که بچه‌‌ها می‌توانند این تربیت را پیدا کنند؛ اما در کشور ما اهمیت آن بیشتر مغفول است.


ذهن‌ کودکان در همین موقع است که شکل می‌گیرد و مغز در سنین پایین سامانی پیدا می‌کند که می‌تواند متکفل سنین آیندة فرد باشد. اگر استدلال کردن و تفکر را به بچه‌‌ها در این زمان بیاموزید، سامانه فکری‌اش باعث می‌شود که درست استدلال کند؛ ولی ما کمترین سرمایه‌‌گذاری را در این سنین انجام می‌دهیم! باید جوری بچه‌‌ها را تربیت کنیم که واکسینه شوند و در برابر این هجمه‌‌ها مقاوم باشند.


امروزه از «برنامه تحصیلی نوزادان»


(Infancy curriculum) صحبت می‌شود: نوزاد از شکم مادر که بیرون می‌آید، متناسب با فهم ادراکاتش برنامه درسی داشته باشد. در سفری به کره، مادر و نوزادی را در قطار دیدم که دستگاهی داشت و در گوشش می‌گذاشت و گفت این برنامه است و از کودکی ذهن او را آماده می‌کنم.


بنابراین راه عبور از این فشارها و گرفتاری‌‌ها و مقاومت در برابر سیاست بیگانگان، تربیت نیروی انسانی از دوران کودکی است. آموزش و پرورش ما بیشتر روی سنین کودکی و دوران اولیه، مهدکودک و پیش‌دبستانی شروع کند تا بعدها این کودک متکفل یادگیری خود باشد، مسیر درست انتخاب کند و پیش برود.


از گرفتارهای ما تحریم بود و دیگری جنگ بود. ولی گرفتاری عظیمی که امروز داریم، فشارهای فرهنگی و تربیتی است که صرفاً با اتکا با آموزه‌های دینی و تربیتی خودمان می‌‌شود در برابرش ایستاد.


در الهام‌بخشی قطعاً نقش داشتیم و وقوع انقلاب اسلامی کل این منطقه را متحول می‌کرد؛ پیش از انقلاب اسلامی در خیابان‌های کشور ترکیه به‌ندرت خانم‌های باحجاب می‌دیدید، ولی الان می‌بینید که چقدر تغییر کرده است؛ یعنی تفکر و گرایش مذهبی واقعاً اوج گرفته است. البته از اوج‌گیری تفکر مذهبی، سوء‌استفاده سیاسی هم می‌شود و لشکری از تروریسم درست کرده‌اند؛ اما همین مبین واقعیتی است که تفکر مذهبی در منطقه ما شیوع پیدا کرده است.


در حالی که 40 سال پیش سکولاریسم حاکم بود، حتی صدام این اواخر ادعای مذهبی می‌کرد و الله‌اکبر را روی پرچمش قرار داد! این نشانه‌های الهام‌بخشی ایران اسلامی است، ولی آنها هم ساکت نمی‌نشینند و تروریسم و افراطی‌گری راه انداختند. ما باید مسیر درست خودمان را با تدبیر ادامه بدهیم و پیش برویم. این سنگلاخ‌‌ها و فراز و نشیب‌‌ها در مسیر ما خواهد بود و عبور خواهیم کرد.


از: دکتر کمال خرازی، رئیس شورای راهبردی روابط خارجی


منبع: روزنامه اطلاعات، 1 آبان 1397


1885

. انتهای پیام /*
 

از ملی گرایی تا جهان وطنی

کانون اندیشه جوان برگزار می کند:

از ملی گرایی تا جهان وطنی

1 از 4

روابط پیچیده ایران و روسیه: اتحاد استراتژیک هدفی دوجانبه؟

انجمن علوم سیاسی دانشگاه گیلان برگزار می کند:

روابط پیچیده ایران و روسیه: اتحاد استراتژیک هدفی دوجانبه؟

3 از 4

در کجا ایستاده ایم؟

انجمن علوم سیاسی ایران برگزار می کند:

در کجا ایستاده ایم؟

4 از 4

تازه ترين مطالب