web
stats
جهان، بازنده دوئل اژدهای زرد و عقاب طلایی
en کد مطلب: 56130 | تاریخ مطلب: 1397/08/05
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

در جنگ تجاری رو به تزاید امریکا و چین چه کسی با چه ابزارهایی برنده می شود

جهان، بازنده دوئل اژدهای زرد و عقاب طلایی

ایالات متحده امریکا چند مدتی است، بطور جدی درصدد تحریم های اقتصادی علیه جمهوری خلق چین بوده و به نظر نمی آید که در این اقدام تعدیلی را در آینده قابل پیش بینی مد نظر داشته باشد. «دونالد ترامپ» ریاست جمهوری امریکا به صراحت اعلام کرده که مذاکرات با چین فعلاً جهت رفع اختلافات در دستورکار نیست و جنگ تجاری بین دو کشور علی رغم تلاش وافر چین در مهار آن در حال گسترش است.

جهان، بازنده دوئل اژدهای زرد و عقاب طلایی

ایالات متحده امریکا چند مدتی است، بطور جدی درصدد تحریم‌های اقتصادی علیه جمهوری خلق چین بوده و به نظر نمی‌آید که در این اقدام تعدیلی را در آینده قابل پیش‌بینی مد نظر داشته باشد. «دونالد ترامپ» ریاست جمهوری امریکا به صراحت اعلام کرده که مذاکرات با چین فعلاً جهت رفع اختلافات در دستورکار نیست و جنگ تجاری بین دو کشور علی‌رغم تلاش وافر چین در مهار آن در حال گسترش است.


«پکن» که همواره در تلاش بوده که روابط با «واشنگتن» را حفظ و گسترش دهد، بناچار مقابل اقدامات رو به رشد امریکا به اعمال فشار اقتصادی و تجاری واکنش نشان داده و روند مناسبات به تیرگی انجامیده است.


جنگ تجاری ظاهر قضیه بحران بروز کرده بین چین و امریکا است و اقدامات دیگری همزمان در جریان هستند. تصویب «قانون سفر به تایوان» که اخیراً بوسیله ریاست جمهوری امریکا امضا شد، اجازه می‌دهد افراد بلند پایه امریکا به تایوان سفر کنند. در حقیقت بر خلاف روح «اصل یک چین» که از ابتدای برقراری روابط دیپلماتیک امریکا و چین می‌باشد که از سال 1979 مورد تأکید و چراغ راهنمای مناسبات دو کشوربوده است.     


«ترامپ» سیاست تدوین شده امریکا را اجرا می‌کند و در حقیقت سیاست مهار چین را مد نظر دارد(عملاً فرق نمی‌کند چه حزب و یا رهبری در این کشور در رأس امور باشد- به عبارت دیگر اگر هم دموکرات‌ها در حال حاضر در رأس قدرت بودند – نزاع رو به رشد با چین در دستور کار بود- اکثریت نمایندگان دو مجلس ایالات متحده به شکلی چین ستیزی را در سر می‌پرورانند) اعلام داشته که قصد دارد تعرفه بر کل 500 میلیارد واردات از چین اعمال کند.


چین توان مقابله به مثل را ندارد زیرا که آن مقدار واردات از امریکا را ندارد (چین 130میلیارد دلار کالا از امریکا وارد می‌کند) تا حال از 345 میلیارد دلار مازاد تجاری با امریکا برخوردار بود که سریعاً رو به کاهش است. ذخایر ارزی چین نیز بطور بی‌سابقه‌ای به زیر 3 تریلیون دلار رسیده است که نشانه تأثیر‌گذاری جنگ تجاری است که در حال گسترش است. بانک جهانی هشدار داده است، جنگ تجاری رو به تزاید بین امریکا و چین می‌تواند کاهش تجارت جهانی به مقدار 9 درصد را در پی داشته باشد و شوکی شبیه زلزله اقتصادی-تجاری و بحران مالی سال 2008 را ایجاد کند.


   پایان اتحاد


در اینجا مسأله مهمی مطرح است و آن این‌که دو کشور امریکا و چین که زمانی یکدیگر را متحد می‌دانستند و اولی چین قدرتمند را عامل ثبات در نظام بین‌الملل محسوب می‌کرد و دومی روابط با امریکا را «کلید کلیدها» در سیاست اقتصادی و سیاست خارجی می‌دانست، دچار بحران شده‌اند. امریکا به این نتیجه رسیده که سیاست درگیر کردن، وارد کردن هر چه بیشتر چین در صحنه بین‌الملل به صلح طلب بودن و یا بهتر بگوییم حضور در جمع کشورهای لیبرال جهان منجر نشده و چین در اصل به قدرتی چالش‌زا و دگراندیش مبدل شده‌است که خواهان به رسمیت شناختن جایگاه قدرتمند خود است و عملاً به رقیبی بزرگ تبدیل شده‌است. چین نیز به این درجه از ادراک رسیده که دیگر نمی‌تواند به امریکا به عنوان یک شریک استراتژیک تکیه کند.  


«پکن» بتدریج در حال پذیرش این حقیقت است که جنگ تجاری بیشتر و فراتر از یک نزاع اقتصادی- تجاری است. چینی‌ها به این اصل واقف شده‌اند که تنش با امریکا همانا سیاست مهار- سد نفوذ است که درصدد است از ظهور رو به رشد چین جلوگیری کرده و آن‌را مهار کند.    «پکن» بتدریج در حال پذیرش این حقیقت است که جنگ تجاری بیشتر و فراتر از یک نزاع اقتصادی- تجاری است. چینی ها به این اصل واقف شده اند که تنش با امریکا همانا سیاست مهار- سد نفوذ است که درصدد است از ظهور رو به رشد چین جلوگیری کرده و آن را مهار کند.  


«سیاست سد نفوذ» که بلافاصله پس از جنگ دوم جهانی بوسیله امریکا برای ایجاد مانع در مقابل سیاست «توسعه‌طلبانه»اتحاد جماهیر شوروی سابق شکل گرفت، از هر وسیله قبل از نبرد مسلحانه مستقیم بهره گرفت و درنهایت در سال 1991 با فروپاشی شوروی سابق پایان پذیرفت.    


آیا «دام توسیدیس» منتسب و به فیلسوف یونانی قبل از میلاد مسیح که اعتقاد داشت قدرت تثبیت شده و قدرت رو به رشد برای برتری بر یکدیگر به جنگ کشیده خواهند شد، در خصوص امریکا و چین مصداق پیدا خواهد کرد؟ در پاسخ باید گفت، چین قابل قیاس با شوروی سابق نیست. چین از چهل سال پیش که دروازه‌های خود را به جهان گشود و سیاست اصلاحات «دنگ شیائو پینگ» را مصرانه و با جدیت دنبال کرد، بتدریج به قدرت بزرگ اقتصادی جهان مبدل شد بطوری که امروز تولید ناخالص داخلی این کشور بر اساس قدرت خرید که بالغ بر 23 تریلیون دلار است از امریکا با رقم 19 تریلیون دلار پیشی گرفته است. بنابراین نظام حاکم بر چین سرنوشتی مشابه شوروی سابق را که عملاً اقتصادی ورشکسته داشت، نخواهد داشت. چینی که رشد اقتصادی آن دو برابر رقم جهانی است و پیش‌بینی می‌شود در سال 2028 جایگاه اول اقتصاد جهان را که هم‌اکنون در اختیار امریکا است، داشته باشد، قدرتی عظیم ومهار شدنی نیست.


   نبرد برابر


«پکن» جنگ تجاری امریکا را «سیاست سد نفوذ تکنولوژیک» خوانده و اعلام داشته در این جنگ تحمیلی با قدرت ایستادگی خواهد کرد. چین با افزایش بودجه نظامی خود که طبق اعلام ارتش چین قریب به 170 میلیارد دلار(که البته رقم اعلام شده رقم رسمی است و رقم واقعی به مراتب بیشتر از آن چیزی است که اعلام شده است)، بلاشک  و بر اساس بررسی‌های انجام شده قدرت بلامنازع در دریای جنوب چین است. منطقه‌ای که همه ساله بالغ بر 5 تریلیون کالا در آن تردد دارد و برای امنیت چین حیاتی است.


سیاست دولت امریکا در مقابله با چین کشوری که «واشنگتن» آن‌را دشمن بالفعل (دفاکتو) نامیده شرایط را برای درگیری نظامی ناخواسته دو چندان کرده است. جنگی که نه تنها برای هر دو کشور مصیبت‌بار بوده بلکه برای جهانیان مخاطرات جدی را دربرخواهد داشت.


دو کشور به یکدیگر برای رونق اقتصادی نیازمند هستند (ورود و حضور اقتصادی و تجاری امریکا بنا بر ادعایی قریب بر 30 درصد درآمد سرانه مردم امریکا را افزایش داده و کالاهایی با قیمت ارزان در اختیار آنان قرار داده که قبلاً از آنها برخوردار نبودند) ولی اینها باعث نخواهد شد با افزایش تنش رودررویی به برخورد فیزیکی نینجامد. تاریخ به ما آموخته وقتی غرور ملی مطرح باشد و یکی از طرفین و یا هر دو احساس کنند که در کنج قرار گرفته‌اند، تنش‌های فزاینده می‌تواند باعث حریقی ناخواسته شود.


دونالد ترامپ اخیراً تنش با چین را با محکوم کردن چین در انتخابات امریکا ارتقا داده و راه را برای مذاکره مشکل کرده است. اختلاف تجاری با چین در حال گسترش به دیگر حوزه‌ها است و مثل بهمن در حال تأثیر‌گذاری بر کل روابط دو کشور است. طوری‌که دو کشور که قبلاً همه ساله بیش از ده جلسه در سطح عالی شامل مذاکرات اقتصادی- سیاسی و نظامی برگزار می‌کردند، به این تبادلات بخصوص در حوزه اقتصادی و تجاری تا اطلاع ثانوی پایان داده‌اند.


 لغو گفت‌و‌گو، کانال تنش‌زدایی را مسدود و عملاً از تعدیل اختلافات ممانعت می‌کند. مذاکره و گفت‌و‌گو همیشه در کاهش تنش بین کشورها نقش کلیدی دارد که فعلاً در خصوص دو کشور امریکا و چین متوقف شده و آثار سوئی را بدنبال خواهد داشت زیرا سوء تفاهمات اگر به مذاکره گذارده نشوند بسیار مخرب خواهند بود. حتی در اوج انقلاب فرهنگی در چین(1966- 1976) که افراطی‌ترین دوران سیاست خارجی چین است، «واشنگتن» و «پکن»همواره از طریق سفرای خود در «ورشو» پایتخت کشور لهستان در تماس بودند و کانال مذاکره را باز نگه داشته بودند.


   جنگ سرد با طعم نودل


برخی بر این باور هستند که دو کشور بزرگ اقتصادی - تجاری جهان، چهل سال پس از «اعلامیه شانگهای»، وارد جنگ سردی شده‌اند که اولین آثار آن رکود اقتصادی جهان است که بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول اخیراً به آن اذعان داشته‌اند.


لقب گرفتن چین به عنوان رقیب اول امریکا در قرن بیستم که اخیراً در سخنرانی «مایک پنس» معاون اول ریاست جمهوری امریکا مورد تأکید قرار گرفت، در عمل همان لقب «امپراطوری شیطانی»که بوسیله «رونالد ریگان» رئیس جمهوری اسبق ایالات متحده امریکا خطاب به «اتحاد جماهیرشوروی سابق» بیان شد را تداعی می‌کند. بااین حال رقابت کنونی امریکا با چین، کشوری که می‌توان آن را غول بزرگ آسیایی دانست که خواهان به رسمیت شناخته شدن جایگاه خود در نظام بین‌الملل است؛ با مقابله امریکا با یک کشور منزوی کمونیستی در زمان «ریگان» بسیار متفاوت است.


این نبردی است که هر دو کشور در آن متضرر خواهند شد. بر اساس تخمین‌های کارشناسان اقتصادی، جهان در این نبرد، چیزی حدود 70درصد انقباض در تجارت جهانی را متحمل خواهد شد و رکود جهانی دو الی سه درصدی در«تولید نا خالص داخلی» جهان را در برخواهد گرفت. چین از همین حالا فشار اقتصادی ناشی از رقابت شکل گرفته با امریکا را احساس کرده وارزش «یوان» (واحد پول چین) به پایین‌ترین سطح خود در یکسال گذشته رسیده، بطوری‌که 8 درصد در مقابل دلار امریکا کاهش یافته است و در شش ماه اول سال 2018 رکود اقتصادی بی‌سابقه‌ای را تجربه کرده و مجبور شده به کاهش سرمایه‌گذاری خود در جهان بپردازد و طرح‌های سرمایه‌گذاری بخصوص در قاره آفریقا را که بالغ بر 20میلیارد دلار است، تعدیل کند.     


   جنگ‌افزارهای اقتصادی چین مقابل امریکا


در میدان جنگ تجاری چین از ابزارهای متعددی برخوردار است که این کشور را از شوروی سابق متمایز می‌کند:


1- «پکن» یکی از دارندگان بزرگ سهام خزانه‌داری امریکا است که امروزه به بیش از یک تریلیون دلار می‌رسد و می‌تواند از آن درست زمانی که امریکا با کسری بی‌سابقه بودجه روبه‌رو است، برای ضربه زدن به اقتصاد امریکا بهره گیرد. پیش‌بینی می‌شود در سال 2018 کسری بودجه امریکا به 804 میلیارد دلار  برسد.  «پکن» بتدریج در حال پذیرش این حقیقت است که جنگ تجاری بیشتر و فراتر از یک نزاع اقتصادی- تجاری است. چینی ها به این اصل واقف شده اند که تنش با امریکا همانا سیاست مهار- سد نفوذ است که درصدد است از ظهور رو به رشد چین جلوگیری کرده و آن را مهار کند.


2- چین می‌تواند برای متوقف کردن آثار سوء جنگ تحمیل شده به کاهش ارزش «یوان» اقدام کند. اگر «یوان» 8درصد کاهش ارزش پیدا کند، می‌تواند تعرفه‌ها را با ارزان شدن کالاهای صادراتی خنثی کند.


3- چین می‌تواند اوضاع و احوال را برای شرکت‌های امریکایی سخت‌تر کند. دولت چین با قدرتی که بر آحاد ملت شدیداً ملی‌گرای خود دارد، اگر بخواهد، می‌تواند سفر چینی‌ها به امریکا را متوقف کند و از مردم بخواهد کالای امریکایی نخرند. همچنین می‌تواند شرایط دریافت ویزا را برای شرکت‌های امریکایی که میلیاردها دلار هزینه استقرار و فعالیت در چین کرده‌اند مشکل سازد و قوانین و مقررات فعالیت نهادهای اقتصادی امریکا را دوچندان کند. همگی این اقدامات می‌تواند تأثیر فوری و جدی بر امریکا و شرکت‌های امریکایی مثل «اپل» که دو میلیارد دلار در چین سرمایه‌گذاری کرده‌اند، داشته باشد.


4- چین حربه دیگری هم در اختیار دارد که بهره‌گیری از آن می‌تواند منجر به منزوی کردن امریکا شود. «پکن» می‌تواند بازی صبر و حوصله را اتخاذ کند. «شی جین پینگ» ریاست‌جمهوری کشور چین قصد صادرات طولانی مدت را دارد که قانون اساسی چین بر آن صحه گذارده است. چین هر روز بیشتر از روز قبل به کانادا، اروپا و روسیه نزدیک می‌شود و حق انتخاب زیادی بواسطه قدرت اقتصادی جهان به عنوان بزرگترین قدرت تجاری جهان را دارد.


 در مقابل امریکا به عنوان بزرگترین قدرت اقتصادی جهان، می‌تواند با تحمیل هر چه بیشتر تحریم‌ها بر چین و گسترش آن به دیگر حوزه‌ها و از جمله کشاندن چین به رقابت نظامی بخصوص در دریای جنوب چین و... از شتاب توسعه و رشد اقتصادی قدرت دوم اقتصادی بکاهد. این کار عواقب زیادی از جمله رکود اقتصادی و مشکلات مرتبط را ایجاد می‌کند و به عبارت سیاست جهانی شدن که چین نفع آتی خود را در شکوفایی هر چه بیشتر آن می‌داند، خدشه‌دار، می‌سازد.


   دودی که به چشم همه می‌رود


اما رقابتی که بین چین و امریکا در پیش گرفته شده، نه فقط به دو کشور که به سراسر جهان لطمه می‌زند و همگی را درگیر نزاعی خواهد کرد که تاکنون بی‌سابقه بوده‌است. زیرا در این نبرد امریکا قدرت بلامنازع جهان به تقابل با قدرتی نوظهور از شرق می‌رود که خود را به عنوان جایگزینی برای رهبری جهان مطرح کرده ‌است. این نبردی است که تاکنون دنیا ندیده است. ما برای اولین بار در دو قرن گذشته شاهد ظهور قدرتی غیرغربی هستیم که فراتر از انتظارات جهان قد علم کرده و قدرت تثبیت جهان را دارد اما بابت از دست رفتن قدرتش نگران است و درصدد حفظ قدرت خود است. این نبرد بلاشک همه ما را به چالشی بزرگ خواهد کشاند. جنگ سردی در گرفته که نباید آن‌را ناشی از سیاست این و یا آن سیاستمدار که سکان امریکا و چین را در دست دارند، دانست. جنگی که نه برای قدرت تثبیت شده و قدرت ظهور کرده، بلکه برای همه جهانیان جز ضرر و رکود چیزی به ارمغان نخواهد آورد.


چهل سال پیش که در دانشگاه «پکن» درس می‌خواندم، شاهد فصلی نوین در سیاست بین‌الملل با تنش‌زدایی بین امریکا و چین پس از سی سال خصومت و نزاع بودم که همکاری و تعاون را تداعی می‌کرد. اما هم‌اکنون به نزاع و رقابتی تبدیل شده که برنده‌ای برای هیچکدام در برنخواهد داشت،امریکا دیگر ظهور چین را صلح‌آمیز نمی‌داند و بر محدود کردن آن کمر بسته و چین هم به امریکا به عنوان یک شریک نگاه نمی‌کند و خود را مأیوس از همکاری در تقویت خود تلقی می‌کند و به آن واکنش نشان می‌دهد. و این به آن معنا است که دو کشور هر روز به عمق بیشتری از جنگ تجاری و سرایت به دیگر حوزه‌ها وارد می‌شوند.


 نویسنده: بهزاد شاهنده، استاد مطالعات شرق آسیا دانشگاه تهران


منبع: روزنامه ایران، شنبه  آبان 1397


1497


 


 

. انتهای پیام /*
 

از ملی گرایی تا جهان وطنی

کانون اندیشه جوان برگزار می کند:

از ملی گرایی تا جهان وطنی

1 از 4

روابط پیچیده ایران و روسیه: اتحاد استراتژیک هدفی دوجانبه؟

انجمن علوم سیاسی دانشگاه گیلان برگزار می کند:

روابط پیچیده ایران و روسیه: اتحاد استراتژیک هدفی دوجانبه؟

3 از 4

در کجا ایستاده ایم؟

انجمن علوم سیاسی ایران برگزار می کند:

در کجا ایستاده ایم؟

4 از 4

تازه ترين مطالب