web
stats
برهان عقلیِ نظم
en کد مطلب: 57318 | تاریخ مطلب: 1397/09/17
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

برهان عقلیِ نظم

در فضای مجازی دگراندیشان گاهی اصول اقتصادی و سیاسی نظام اسلامی را نشانه می گیرند، و احیانا با طرح شبهاتی در صدد ایجاد تزلزل در باورهای جوانان هستند. در این مقاله یکی از شبهات آنان پیگیری شده است.

برهان عقلیِ نظم

در فضای مجازی دگراندیشان گاهی اصول اقتصادی و سیاسی نظام اسلامی را نشانه می‌گیرند، و احیانا با طرح شبهاتی در صدد ایجاد تزلزل در باورهای جوانان هستند. در این مقاله یکی از شبهات آنان پیگیری شده است.


برهان نظم یکی از براهین روشن بر اثبات صانع و در عین حال همگانی است؛ یعنی هم حکیم از آن بهره می‌گیرد و هم دیگر طبقات، و شاید یکی از دیرینه‌ترین براهینی باشد که الهیون به آن دست یافته‌اند، حتی قرآن کریم و روایات معصومان بر آن تأکید دارند و در «توحید مفضل» که به املای امام صادق(علیه‌السلام) و نگارش شاگردشان «مفضل» صورت پذیرفته است، محور در نقد الحاد، همین برهان نظم است؛ بنابراین شایسته است قبلا به تشریح برهان بپردازیم، سپس شبهه دیگران را مطرح سازیم که از برخی از فلاسفه غرب اقتباس شده است.


تعریف نظم


نظم در یک موجود طبیعی یا صناعی چیست؟ نظمْ وجود رابطه‌ای هماهنگ میان اجزای یک مجموعه برای تحقق یافتن هدفی مشخص است، به گونه‌ای که هر جزئی از اجزای مجموعه، مکمل اجزای دیگر است، و فقدان هر جزئی از اجزای آن، سبب فقدان اثر مطلوب از مجموعه می‌شود.


برای نمونه، نظم به این معنی در ساختمان چشم کاملا آشکار و هویداست. تمام تشکیلات چشم از مردمک گرفته تا پرده‌های مختلف و آبهای گوناگون و اعصاب بینایی و عضلانی آن، ‌چنان دست به دست هم می‌دهند که هدف معینی به نام بینایی محقق می‌شود، و با آسیب دیدن جزئی از این مجموعه، هدف دچار اختلال می‌شود و گاهی به نابینایی کشیده می‌شود.


سازنده مصنوعی به نام ساعت یا ماشین حساب با طی سه مرحله توانسته است به هدف خود (گاهشماری یا حل محاسبات)، جامه عمل بپوشاند. این مراحل عبارتند از: «برنامه‌ریزی»، «سازمان‌دهی» و «همکاری اجزا» که هدف خاص را به دنبال دارند. اگر برنامه‌ریزی صحیحی در کار نبود، و یا اجزای فلزی از کوچک و بزرگ سازمان‌دهی نمی‌شد، و همکاری در میان اجزا صورت نمی‌پذیرفت، هرگز مخترع به هدف خود نمی‌رسید.


عقل سلیم هر انسانی داوری می‌کند که: این مراحل بدون مدخلیت یک فاعل آگاه و دانا و توانا امکان‌پذیر نیست؛ زیرا هر نوع محاسبه و اندازه‌گیری، سپس سازمان‌دهی، آنگاه همکاری و هماهنگی میان اجزا برای رسیدن به هدف، پیوسته ملازم با وجود علم و آگاهی و هدفمندی است.


ماهیت «کار نظم» با زبان تکوینی که از هر زبانی گویاتر است، گواهی می‌دهد که در پیدایش من، عقل و خرد، علم و آگاهی مدخلیت داشته و من محصول عاملی ناآگاه به نام «تصادف» نیستم.


برهان نظم یک برهان عقلی است


ساختار برهان گواهی می‌دهد که از مقولة براهین عقلی است که صغرای آن (وجود نظم در جهان آفرینش) از حس گرفته شده و کبرای آن (گردش مراحل سه‌گانه تحقق نظم، بدون وجود فاعل آگاه دانا و توانا امکان‌پذیر نیست) از احکام قاطع عقل است. اصولا هدف‌گرایی که از ویژگی‌های برهان نظم است، خود گواه بر دخالت فاعل آگاه و دانا و توانا در ساختار آن است. این حقیقت در پدیده‌های صناعی مانند کامپیوتر و صدها نمونه آن کاملا روشن است و سراسر جهان طبیعت شاهد هدفمندی آفرینش است و باز به عنوان نمونه، مطلب زیر را یادآور می‌شویم:


همزمان با تولد نوزاد، شیری در پستان مادر پدید می‌آید. پیدایش این شیر، معلول فعالیت سلول‌ها و بافت‌ها و ترشح هورمون‌ها و خون موجود در بدن مادر است و کسی در این مطلب تردید ندارد. سخن اینجاست که این بافت‌ها و رگها و هورمون‌ها با این کیفیّت و کمیّت، به صورت یک حلقه زنجیری در کنار هم قرار گرفته و دست به دست هم داده‌اند تا در همان موقع که نوزاد متولد می‌شود و فقط با شیر می‌تواند زندگی کند، از همان اشیای مادی از طریق پستان مادر، شیری ترشح شود که کاملا با دست و آغوش مادر و دهان و گلوی کودک متناسب است و شدّت و مقدار ترشح کاملا با مجاری غذای کودک مناسب می‌باشد. مطالعه این پدیده حاکی از هدف گرایی در خلقت زن و نوزاد است.


برهان نظم در اندیشه فیلسوفان غربی


برخی از فیلسوفان غربی مانند دیوید هیوم انگلیسی(1711ـ 1776م) دچار اشتباه شده و آن را در بوته نقد قرار داده است و دیگران همین‌ها را تکرار می‌کنند:


1. آیا برهان نظم از مقوله تمثیل است


او برهان نظم را چنین تقریر می‌کند که جهان از نظر نظم و هماهنگی شبیه مصنوعات بشری (مانند خانه و کشتی) است و لذا باید مانند مشابه خود (مصنوعات بشری) سازندة دانا و توانا داشته باشد. آنگاه به نقد این تقریر پرداخته، می‌گوید: برهان نظم بنا بر این تقریر، «تمثیل» است که اساس آن را تشابه تشکیل می‌دهد و مسلما یقین‌آور نیست؛ زیرا ممکن است دو متشابه دو حکم متفاوت داشته باشد.1


2. آیا برهان نظم از مقوله تجربه است؟


هیوم بار دیگر برهان نظم را به این صورت تبیین می‌کند: تجربه و آزمون ثابت کرده است که نظم در مصنوعات بشری بدون دخالت عقل و شعور، پدید نمی‌آید، زیرا هیچ‌گاه دیده نشده که کارخانه‌ای یا خانه‌ای بدون دخالت استادِ آگاه ساخته شود. سپس نتیجه می‌گیرند و می‌گویند: در نظم جهان، شعور و علم به حکم تجربه دخالت داشته است.


آنگاه هیوم به نقد این تقریر می‌پردازد و می‌گوید: مقایسه عالم طبیعت با مصنوعات بشری صحیح نیست؛ زیرا مصنوعات بشری را تجربه کردیم که بدون دخالت قدرت و محاسبه پدید نمی‌آید؛ ولی در مورد پدیده‌های طبیعی چنین تجربه‌ای صورت نپذیرفته است؛ زیرا جهانی که ما در آن زندگی می‌کنیم، نخستین جهانی است که با آن روبرو می‌شویم.2


توضیح نظر هیوم به زبان علمی چنین است: علمای منطق برای کشف حقایق، راههایی بیان کرده‌اند که به دو تای از آنها اشاره می‌شود:


الف) «تمثیل»: حکم مشابه را از مشابه دیگر استنباط کنیم؛ مثلا اگر حکم حرمت آبجو را از حرمت شراب به دست آوردیم، این نوع استنباط یقین‌آفرین نیست؛ زیرا ممکن است دو متشابه دو حکم گوناگون داشته باشند.


ب) «تجربه»: موضوعی را آنقدر در بوته آزمایش قرار دهیم تا به حد یقین برسیم؛ مثلا دانشمندان آنقدر آنتی‌بیوتیک را آزمایش کرده‌اند تا به یقین رسیده‌اند که در تمام قاره‌ها کشندة میکروب است.


هیوم می‌گوید: اگر بخواهیم مدخلیت عقل و شعور را در خلقت جهان از طریق تشبیه به صنایع بشری به دست آوریم، تمثیل خواهد بود که یقین‌آفرین نیست؛ زیرا امکان دارد حکم موجود طبیعی غیرصناعی باشد. و اگر از طریق تجربه باشد، تجربه در امور صناعی محقق شده است و کراراً دیده‌ایم که مصنوع بشری بدون دخالت عقل، تحقق نمی‌پذیرد، ولی در عالم طبیعت چنین تجربه‌ای رخ نداده است؛ زیرا این نخستین بار است که طبیعت با نظم تحقق پذیرفته است، نه بارها و بارها.


نقد هر دو تقریر


باید گفت: هیوم هرگز برگی از فلسفه اسلامی نخوانده و لذا چنین تقریرهای سستی را در مورد برهان نظم مطرح می‌سازد و سپس نقدشان می‌کند؛ به قول معروف: «خود می‌کشی و خود تعزیه می‌خوانی»! زیرا برهان نظم نه برهان حسی است که همه مقدماتش از حس گرفته شده، یعنی نه از مقولة تمثیل است که ملاک قضاوت «مشابهت» دو موضوع به یکدیگر باشد، و نه برهان تجربی است که ملاک قضاوت «تماثل» و به تجربه‌های متعدد نیازمند باشد، بلکه یک برهان صد درصد عقلی است که خرد پس از تصور ماهیت نظم که ملازم با طی مراحل سه‌گانه است بر دخالت علم و قدرت گواهی می‌دهند که بیانش گذشت. مهم نقد سوم اوست که آن‌هم تازگی ندارد و مادی‌های عصر امامان معصوم(ع) بر آن تکیه می‌کردند.


حاصل نقد


الهیون می‌خواهند نظم جهان را از طریق علت بیرونی تفسیر کنند، در حالی که می‌توان آن را با عامل داخلی (خاصیت ماده) تفسیر و توجیه کرد؛ یعنی ماده نخست دارای ویژگی‌هایی بود که به‌تدریج آن را به حد تعامل برسانید و انواعی پدید آورده است. و به اصطلاح این خاصیت ماده است که از طریق حرکت به کمال رسیده است.3


از آنجا که این اشکال در اذهان برخی نفوذ کرده است، در نقد آن از بیانات والد معظم بهره می‌گیریم: «هر گاه مقصود از خاصیت ماده این است که هر عنصری برای خود اثری دارد که در پرتو ترکیب آن، پدیده سومی به وجود می‌آید، جای بحث و گفتگو نیست؛ مثلا در پدیده‌های نباتی، هر گلی بویی و هر گیاهی خاصیتی دارد و اثر فلفل غیر از شکر و اثر هر دو غیر از زعفران است. هرگز انسان عاقلی منکر این آثار ویژه و این که از ترکیب آنها، چیز چهارمی به وجود می‌آید، خواه مطلوب و خواه نامطلوب، نیست؛ ولی برهان نظم بر اساس انکار این خواص طبیعی نیست. اساس برهان نظم، هماهنگی و همکاری اجزای هر موجودی برای دست‌یافتن به هدف خاصی است که حاکی از مداخلة شعور در ترکیب این موجود است و خاصیت هر یک از عناصر نمی‌تواند توجیه‌گر این نوع نظم (نظم غایی) باشد؛ مثلا در میان اجزای ساختمان یک چشم، چنان هماهنگی و همکاری وجود دارد که کمترین خلل در آن عمل بینایی و هدف آن را خنثی می‌سازد. هماهنگ‌ساختن دهها جزء به هم پیوستة چشم (از آبها و پرده‌ها و اعصاب و غیره)، فقط می‌تواند معلول دخالت عقل و شعور باشد که با محاسبه بتواند این ترکیب را پیش‌بینی کند و به وجود آورد.


مثلا می‌گوییم: «افلاطون استاد ارسطو بوده است» این جمله از 24 حرف ترکیب یافته است (همچون: الف، فا، لام، طا و...). هرگاه کسی بگوید هر یک از این حروف دارای صدا و آهنگ خاصی است، سخن درستی گفته است؛ ولی در این جمله علاوه به این آهنگ‌ها و صداها، نوعی تناسب و انسجام مشاهده می‌شود که در سایة آن، معنی و مقصود با آن بازگو می‌شود. هر گاه کسی بگوید: این هماهنگی و همکاری معلول خواص این حروف است (یعنی این حروف علاوه بر این خواص، توانایی آن را دارند که برخیزند جمله‌ای بسازند که معنی خاصی را می‌رساند، سخنی را گفته که هیچ خردمندی باور نمی‌کند. اگر چنین تفسیری درباره این جمله مورد پذیرش نیست، چگونه می‌توان گفت کتاب بزرگ طبیعت با داشتن عناصر بی‌شمار که هر کدام تک تک اثر مخصوصی دارد، بدون دخالت عامل درک و شعور، چنین نظم شگفت‌آور و هدفمندی یافته است؟»4



پی‌نوشت‌ها:


1. کلیات فلسفه، ترجمه دکتر سید جلال‌الدین مجتبوی، ص212.


2. همان.


3.کلیات فلسفه، ص216، با توضیح از نویسنده، در این کتاب در صفحات بعدی به برخی از نقدهای هیوم نیز پرداخته شده است.


4. الهیات، ج1، ص 58، والله خالق الکوْن، ص220 به بعد.



نویسنده: حجت‌الاسلام علیرضا سبحانی، مدرس سطح در حوزه علمیه


منبع: روزنامه اطلاعات، شنبه 17 آذر 1397


1497


 

. انتهای پیام /*
 

همایش بین المللی بازخوانی آثار علمی و فرهنگی انقلاب اسلامی ایران-

مجتمع آموزشی عالی علوم انسانی برگزار می کند:

همایش بین المللی بازخوانی آثار علمی و فرهنگی انقلاب اسلامی ایران-

1 از 4

کارگاه بازیابی اسناد سازمان ملل متحد

دانشگاه تهران برگزار می کند:

کارگاه بازیابی اسناد سازمان ملل متحد

2 از 4

نوروز و صلح

سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری برگزار می کند:

نوروز و صلح

3 از 4

اهداف و بسترهای برنامه هسته ای عربستان

پژوهشگاه مطالعات خاورمیانه برگزار می کند:

اهداف و بسترهای برنامه هسته ای عربستان

4 از 4

تازه ترين مطالب