web
stats
مسئله چیست؟
en کد مطلب: 57812 | تاریخ مطلب: 1397/10/02
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

مسئله چیست؟

مقاله زیر برای کنفرانس «آزادی دینی و حقوق بشر: وحدت، تنوع و چندجانبه گرایی» تهیه شد که در 21 و 22 اکتبر 2018 در امان ـ پایتخت اردن ـ برگزار شد. برگزارکنندگان عبارت بودند از: وزارت خارجه ایتالیا، دانشگاه کاتولیکی میلان و دو مرکز تحقیقات مدیترانه و با مشارکت مؤسسه سلطنتی مطالعات بین دینی اردن.

مسئله چیست؟

مقاله زیر برای کنفرانس «آزادی دینی و حقوق بشر: وحدت، تنوع و چندجانبه‌گرایی» تهیه شد که در 21 و 22 اکتبر 2018 در امان ـ پایتخت اردن ـ برگزار شد. برگزارکنندگان عبارت بودند از: وزارت خارجه ایتالیا، دانشگاه کاتولیکی میلان و دو مرکز تحقیقات مدیترانه و با مشارکت مؤسسه سلطنتی مطالعات بین دینی اردن.


سخنرانان محترم به نکات مهم و فراوانی اشاره داشتند که برای صاحب این قلم آموزنده بود. در اینجا می‌کوشم به اختصار نکاتی را که کمتر مورد توجه قرار گرفته، متذکر شوم. آنچه خواهد آمد، براساس مطالعات و نیز تجربیاتم به عنوان سفیر کشورم در واتیکان و مغرب و نیز مسئولیتم به عنوان مدیرکل فرهنگی وزارت خارجه می‌باشد.


«دینی فهمیدن» امور


نکته اصلی در چنین نشست‌ها و گفتگوهایی این است که «مسئله چیست؟» قبل از پرداختن به راه‌ حل، باید دید در پی حل کدامین مشکل هستیم؟ و ابعاد و ویژگی‌های این مشکل کدام است؟ و بستر تحولی آن چیست؟ و برای فهم درست و بی‌طرفانه آن می‌باید به بررسی چه نکاتی پرداخت؟ در زبان فارسی ضرب‌المثلی است که می‌گوید: «شناخت مسئله، نیمی از حل آن است». تا هنگامی که مسئله و ابعاد و ریشه‌هایش به گونه‌ای علمی روشن نشود، نمی‌توان به راه‌حلی قابل قبول دست یافت.


فضای فکری عمومی در بین مسلمانان و هم در بین غربیان جهت فهم مسائلی مشترک میان این دو، «دینی فهمیدن» چنین مشکلاتی است. طرفین غالباً تصوری دینی درباره این نوع مشکلات دارند و غالبا راه‌ حل‌هایشان صبغه‌ای دینی دارد؛ بدین معنی که ماهیت مسئله را در چارچوب رابطه بین اسلام و مسیحیت درمی‌یابند و لذا راه‌حل‌هایشان عمدتا به گفتگوی دینی تأکید دارد.


مطمئنا گفتگوی دینی در صورتی که از سر حسن نیت و روشمند و عالمانه باشد، مفید خواهد بود؛ اما چنین نیست که صرف این گفتگو راه‌حلی مؤثر برای مشکلات واقعی کنونی باشد. مسائلی همچون مهاجرت، فعالیت‌های گروه‌های تکفیری، حضور مسلمانان در غرب و حتی مسائل به‌مراتب ساده‌تری همچون مسئله حجاب و یا ساختن مسجد، صرفاً ریشه دینی ندارد و می‌باید به ابعاد مختلف غیر دینی آن و مکانیسم‌های تحولی آنها توجه داشت. در بسیاری از موارد «هویت» و نتایج و پیامدهای آن دارای بیشترین اهمیت است. چه در آنجا که به مسلمانان بازمی‌گردد و چه در آنجا که به دلواپسی‌های هویتی غربیان مربوط می‌شود.


شناسایی عوامل اصلی و فرعی


نکته دوم این است که بسیاری از مشکلات موجود ماهیتی چندبُعدی دارد. تأکید بر یک بُعد ما را به نتایج اشتباه می‌رساند؛ برای نمونه مسئله‌ای همچون مهاجرت مرتبط است با: فقر، ناامیدی، عدم وجود چشم‌اندازی مثبت برای آینده، بهشت‌انگاشتن کشورهای ساحل شمالی مدیترانه، نبود آزادی‌های اجتماعی و سیاسی و تمایل به فرار از قیود و بندهای فرهنگی و سنتی و بعضاً تمایل به ماجراجویی.


اما هر یک از این عوامل، خود وابسته به عوامل پنهان و آشکار فراوانی است و البته نسبت دخالت و تأثیرگذاری این عوامل در نقاط و مناطق مختلف نیز مختلف است؛ برای نمونه فقر در جنوب مدیترانه، از شمال افریقا گرفته تا کشورهای بالای خط صحرای افریقا و تا کشورهای زیر خط صحرای افریقا، تا مقدار زیادی مربوط می‌شود به تغییرات آب ‌و هوایی، پیشروی صحرا، خشکسالی، کم‌شدن صید ماهی در سواحل شرقی و غربی افریقا عمدتاً به دلیل صید ماهی توسط کشتی‌های بزرگ و مجهز اروپایی در آبهای آزاد اقیانوس اطلس و اقیانوس هند و مسائل مختلف دیگری که به فرسایش خاک و غیرحاصلخیز شدن آن کمک می‌کند.


مطمئناً در این میان، عوامل انسانی و اجتماعی نیز نقش بزرگی دارند. از دولت‌های فاسد گرفته تا فقدان نهادهای سالم اجتماعی و سیاسی؛ نهادهایی که وجودشان برای ایجاد فضایی رقابت‌خیز ضروری است. همین رقابت سالم است که شکوفایی استعدادها را موجب می‌شود و اعتماد به نفس و امید را تقویت می‌کند.


برای دریافت بی‌طرفانه مشکلات موجود، می‌باید تمامی این عوامل شناخته شوند، چه عوامل اصلی و چه عوامل فرعی و کوچک دیگری که از زیرمجموعه‌های عوامل اصلی هستند و البته می‌بایست به هریک متناسب با اهمیت و نقششان، اهمیت داده شود.


سیر تطوری اندیشه تکفیری


3ـ نکته سوم این‌که مشکلات موجود هر یک سیر تحولی خود را داشته است؛ مثلا اندیشه تکفیری هنگامی از درون شناخته می‌شود که سیر تطوری آن دقیقاً شناخته شود. باید روشن شود که اندیشه «سَلفی» چیست و تکثر درونی آن کدام است؟ و آن چه نسبتی با ایدئولوژی وهابی دارد؟ مضافاً که می‌باید انواع‌ مختلف ایدئولوژی وهابی شناخته شود. وهابیتِ نخستین «ابن عبدالوهابی» تا قبل از به سلطنت رسیدن عبدالعزیز، مؤسس سلسله سعودی، متفاوت است با وهابیت «عبدالعزیزی» که پس از به‌قدرت رسیدنش آن را به ایدئولوژی عربستان تبدیل کرد و عملا تعدیل‌شدة وهابیت اولیه است، به گونه‌ای که بتواند به ایدئولوژی دولت تبدیل شود.


و این وهابیت متفاوت است با وهابیت «جهیمانی» که قیام مسجدالحرام در 1979 را سامان داد و باز این متفاوت است با وهابیت ابوقتاده فلسطینی مؤلف کتاب «البراهین الجلیه فی کفر الدوله السعودیه» و یا وهابیت زرقاوی و ابوبکر بغدادی که از پایه‌گذاران و رهبران داعش بودند.


صرف‌نظر از این نکات، سلفیت تکفیری موجود همچنین متأثر است از ایدئولوژی سیدقطب و نظریه معروفش در مورد «جهان اسلامی» و «جهان‌های جاهلی» و این که اگر جامعه مسلمان اسلام را در تمامیتش تحقق نبخشد، باز هم جاهلی است و باید با او مقابله کرد تا اسلام و قوانین اسلامی را در کلیتش بپذیرد و بدان عمل کند.


اگر ایدئولوژی القاعده را «مادر» ایدئولوژی‌های تکفیری دو دهه اخیر بدانیم، همچون داعش، بوکوحرام و شباب سومالی و سایر ایدئولوژی‌های تکفیری دیگری که هم‌اکنون در خاورمیانه و شمال افریقا و شرق و غرب افریقا فعال هستند، که عملاً نیز چنین است، در آن صورت باید به چگونگی شکل‌گیری آن بپردازیم.


این ایدئولوژی عملا در دهه هشتاد قرن گذشته در میان «افغان‌العرب» موجود در افغانستان و در نواحی مرزی افغانستان و پاکستان متولد شد که جهت مبارزه با شوروی و کمونیسم و با حمایت امریکایی‌ها و با پشتیبانی مالی و تبلیغاتی و دینی و تدارکاتی عربستان بدین کشور رفته بودند. ایدئولوژی آنان عملا ترکیبی بود از وهابیت جهیمانی که بن‌لادن آن را نمایندگی می‌کرد، ‌و اندیشه‌های سیدقطب که ایمن الظواهری و عبدالله عزام سخنگویانش بودند، و البته در آن روزگار مورد حمایت همه‌جانبة وهابیت رسمی حاکم بر عربستان بود.


البته این نکات در صورتی به‌درستی دریافت می‌شود که چرایی و چگونگی این ترکیب روشن شود و این که در چه شرایطی اتفاق افتاده و چه ویژگی‌هایی کسب کرده است و چرا این ترکیب در نهایت به غلبه ایدئولوژی وهابی و سلفی انجامیده است؟ عملا ‌میراث‌داران ایدئولوژی القاعده به سوی ایدئولوژی سلفی تکفیری گرایش یافته‌اند و اندیشه‌های قطب در انزوا قرار گرفته است.


روشنگری عالمان و اصحاب رسانه‌ها


4ـ البته باید پذیرفت که پس از تجربة بسیار تلخ گروه‌های تکفیری، فضای عمومی در بسیاری از کشورهای منطقه خاورمیانه تا مقدار زیادی تعدیل شده است. احتمالا تحقیق مستقل و بی‌طرفانه‌ای در مورد تحولات فکری جوامعی که با مشکل گروه‌های تکفیری مواجه بودند، وجود ندارد؛ اما با اطمینان می‌توان گفت که در طی سالیان اخیر دیدگاه عمومی نسبت بدین افکار و اعتقادات و روشها به‌مراتب منفی‌تر شده است.


عامل اصلی در این میان، رفتار و اعمال خود این گروه‌ها بود؛ اما قابل انکار نیست که روشنگری عالمان دینی و روشنفکران و اصحاب رسانه‌ها در این میان سهم مؤثرتری داشته است. نظرات و توصیه‌های آنان در پذیرش غیرهم‌اندیشان و غیرهم‌مذهبان و غیرهمدینان به واقع تأثیرگذار بوده است.


مناسب است در اینجا به خاطره‌ای اشاره کنم. مدتی قبل از آغاز «بهار عربی»، پاتریارک فقید کلدانی ـ کاتولیک‌های سابق عراق، آقای ایمانوئل دلی، به ایران آمد و براساس سابقه آشنایی‌ام، با پاتریارک قبل از ایشان، آقای بیداوید، تلفن کرد و برای ملاقات به دفترم در دانشکده روابط بین‌الملل وزارت خارجه، آمد. ایشان را چهار اسقف دیگر همراهی می‌کردند و از جمله آنان آقای رمزی اسقف کلدانی ـ کاتولیک‌های تهران بود.


در ضمن ملاقات آقای دلی به ملاقاتش با آیت‌الله سیستانی اشاره کرد و گفت: اولین ملاقاتم مدتی بعد از انفجارهایی بود که در کلیساهای بغداد اتفاق افتاده بود. ایشان گفتند که از این حوادث بسیار متأثر شده‌اند و با ما و خانواده‌های داغدار همدردی کردند و افزودند: «ما نمی‌خواهیم شما مسلمان شوید، به دین خود باشید و در عراق بمانید و به مسیحیان هم توصیه کنید که کشور را ترک نکنند و اگر مواردی باشد که بتوانیم به شما کمک کنیم، اطلاع دهید، ما هم از مسئولان می‌خواهیم که همراهی کنند.»


مطمئناً چنین دیدگاه‌ها و برخوردهایی مهمترین عامل در ثبات بخشیدن به کشورهای یادشده بوده است. بدون شک مواضع شجاعانه الازهر در دفاع از حقوق مشروع قبطیان و ارتباط فعال با آنان نمونه خوب دیگری است. چنین مواردی را در کشورهای دیگر نیز می‌توان سراغ گرفت.


فقدان درک عالمانه و تحلیلی


5ـ در اینجا لازم است به نکته دیگری که ارتباطی وثیق با موضوع کنفرانس دارد، اشاره شود. متأسفانه در عموم کشورهای درگیر با تروریسم تکفیری، آموزش در سطوح مختلف و حتی در تحصیلات عالیه، «حفظ‌محور» است. دانش‌آموز و دانشجو بیش از آنکه در پی دریافت عمیق و تحلیلی مواد درسی باشد، در پی حفظ آن است، برای آنکه نمره بیاورد و اصولاً معلم و استاد از او چنین می‌خواهند. مضافاً که آنها هم چندان قادر نیستند به گونه‌ای علمی و تحلیلی آموزش دهند، چرا که آنان هم در نظامی حفظ ‌محور تحصیل کرده‌اند.


در آنجا که به علوم تجربی بازمی‌گردد، دانشجو نمی‌تواند اندوخته‌هایش را کاربردی کند، حال آنکه این اندوخته‌ها به‌ویژه در علوم مهندسی بعضاً به مراتب بیش از اندوخته‌های مثلا یک دانشجوی چینی و کره‌ای است؛ اما کیفیت آموزشی در آنجا به گونه‌ای بوده که محفوظات نظری او می‌تواند کاربردی شود و صنعت بومی را یک گام به پیش ببرد.


البته مسئله تنها کاربردی کردن اندوخته‌ها نیست؛ مهم این است که درک عالمانه و تحلیلی از قوانین مختلف علوم تجربی، نوعی بلوغ فکری و خلاقیت ذهنی را موجب می‌شود و این جریان نگاه و درک و شخصیت فرد را تغییر می‌دهد و او را به بلوغ می‌رساند و شخصیتش را قوام می‌بخشد و لذا تحت تأثیر هر سخنی قرار نمی‌گیرد، چرا که تفکری انتقادی دارد.


مسئله در آنجا که به علوم انسانی بازمی‌گردد، به‌مراتب پیچیده‌تر است؛ چرا که درک درست و بی‌طرفانه واقعیت‌های انسانی و اجتماعی به‌مراتب دشوارتر از درک واقعیت‌های فیزیکی و بیولوژیکی است و حفظ‌محوری در اینجا زیانبارتر از حفظ‌محوری در علوم تجربی است؛ زیرا این محفوظات خود مهمترین عامل عدم درک صحیح است. در چنین مواردی تحلیل براساس محفوظاتی صورت می‌گیرد که هیچ نسبتی با موارد مورد کندوکاو ندارد.


ممنوعیت اختلاف‌افکنی


6ـ مشکل بزرگی که هم‌اکنون وجود دارد و عمیقاً مرتبط با مسائل مورد بحث و بررسی در این نشست است، این است که برخی از رژیم‌های موجود در منطقه جهت حفظ موقعیت و ثبات خود می‌کوشند گسلهای اجتماعی را بیشتر و عمیق‌تر کنند و به اندیشه‌های طائفی می‌دمند و می‌کوشند تا تعصب‌های دینی و مذهبی و قومی و زبانی و منطقه‌ای را تقویت کنند و گسترش دهند. این جریان خصوصاً پس از آغاز «بهار عربی» و به دلایل مختلف نیرومندتر شده و متأسفانه وضعیت موجود را سخت تحت تأثیر قرار داده است.


احتمالا از جمله مهمترین و مؤثرترین اقدام‌ها این باید باشد که این نوع تبلیغات ـ اعم از دینی و رسانه‌ای ـ به‌کلی ممنوع شود و کسان و یا مؤسساتی که چنین می‌کنند، تحت تعقیب قضایی قرار گیرند. با نصیحت و موعظه نمی‌توان مشکل حاد کنونی را مدیریت کرد، می‌بایست با ابزارهای قانونی و قضایی با آن برخورد شود. بی‌گمان در مرحله نخست‌باید نظام‌های حاکم از اتخاذ چنین سیاستی بازایستند و در مرحله بعد با کسانی که چنین می‌کنند، برخوردی حقوقی و قضایی کنند.


خواهید گفت که نظام‌های حاکم چنین نخواهند کرد؛ اما اگر اصل این فکر که برانگیختن حساسیت‌های دینی و طائفی و مذهبی و قومی جرم تلقی می‌شود، توسعه یابد و ترویج شود، دولت‌ها هم مجبور خواهند شد در سیاست تفرقه‌افکنانه‌شان تجدیدنظر کنند.


از: حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمد مسجدجامعی


 منبع: روزنامه اطلاعات، یکشنبه 2 دی ماه 1397


1497

. انتهای پیام /*
 

بررسی چهار دهه تجربه رسانه ایی انقلاب اسلامی

فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی برگزار می کند،

بررسی چهار دهه تجربه رسانه ایی انقلاب اسلامی

1 از 4

بررسی انتقادی پرونده یرواند آبراهامیان

انجمن علوم سیاسی ایران برگزار می کند:

بررسی انتقادی پرونده یرواند آبراهامیان

2 از 4

چندجانبه گرایی در سیاست خارجی ایران

انجمن ایرانی مطالعات جهان برگزار می کند:

چندجانبه گرایی در سیاست خارجی ایران

3 از 4

تازه ترين مطالب