web
stats
بررسی تطبیقی عشق در اشعار نزارقبانی و نیما یوشیج
en کد مطلب: 57837 | تاریخ مطلب: 1397/10/17
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

بررسی تطبیقی عشق در اشعار نزارقبانی و نیما یوشیج

پژوهش حاضر که با روش توصیفی-تحلیلی به مقایسه مضامین عاشقانه و توجه به معشوق زمینی دراشعار این دو شاعر پرداخته ابتدا به ارایه تعریفی مختصر از عشق و همچنین مختصری از زندگینامه نیما یوشیج و نزار قبانی پرداخته و در ادامه مضامین مشترک در شعر دو شاعر را با ارایه نمونه های شعری بررسی کرده است.

بررسی تطبیقی عشق در اشعار نزارقبانی و نیما یوشیج

پژوهش حاضر که با روش توصیفی-تحلیلی به مقایسه مضامین عاشقانه و توجه به معشوق زمینی دراشعار این دو شاعر پرداخته ابتدا به ارایه تعریفی مختصر از عشق و همچنین مختصری از زندگینامه نیما یوشیج و نزار قبانی پرداخته و در ادامه مضامین مشترک در شعر دو شاعر را با ارایه نمونه‌های شعری بررسی کرده است.


این پژوهش می‌نمایاند که میان دیدگاه دو شاعر نسبت به معشوق زمینی تفاوت‌ها و شباهت‌هایی وجود دارد. هر دو شاعر عشق را سرنوشتی محتوم می‌دانند و نسبت به معشوق زمینی نظری ایجابی دارند.


در سروده‌های عاشقانه نیما، معشوق به تنهایی قهرمان نیست؛ گویی شاعر آن نگاه ماورایی را به وی ندارد، ازین رو هر وقت سخن از عشق است او را در کنار عاشق و طبیعت تصویر می‌کند.


مقدمه 


تاریخچه روابط و تعاملات فرهنگی ایران و عرب به عنوان ساکنان یک منطقه به دوران کهن می‌رسد. ایرانیان و اعراب پیش از اسلام به دلیل نزدیکی مکان و پس از آن به واسطه باورهای مشترک اسلامی، از دیرباز همواره نوعی اشتراک، پیوند و نزدیکی داشته‌اند. تأثیراتی که ادبیات ایران در ادبیات عرب یا بالعکس داشته، قابل توجه است. از جمله می‌توان از نشانه‌های نفوذ زبان فارسی در زبان عربی، به شیوه کتابت پهلوی در نثر عربی، توسعه قصه پردازی در ادبیات تازی، نفوذ عقاید فلسفی ایران قدیم در میان اعراب، اشاره کرد.


در مقابل نفوذ قالب‌های شعر و عروض عرب در شعر فارسی، تأثیر شخصیت‌های ادبی، دینی و علمی عرب و اسلام در ادب ما از جمله تأثیرات ادبیات عرب بر ادبیات ایران است.


آشنایی اعراب و ایرانیان با اروپا و غرب و مشاهده سیر تحولات اجتماعی و تاریخی عصر جدید، موجب نوعی بیداری و تحول ادبی در ایران و جوامع عرب گردید. از اواخر قرن نوزدهم میلادی، ارتباط جهان عرب با دنیای غرب گسترده‌تر شد و زمینه تجدد و نوآوری فراهم گردید. نوآوری در شعر عربی، با آشنایی و مطالعه آثار شعرای رمانتیک فرانسه و انگلیس شدت یافت.


هنوز قرن نوزدهم به پایان نرسیده بود که نوع تازه‌ای از شعر در ادبیات عرب به ظهور پیوست، شعری که با نوع سابق خود از لحاظ شکل و مضمون و از لحاظ اسلوب تعارضاتی داشت. شعرای ایرانی نیز از آغاز عصر قاجار به تدریج با مظاهر تمدن غرب و ادبیات غربی آشنا شدند. رفت و آمد پیاپی اروپاییان به دربار قاجار، اعزام دانشجویان به اروپا، ترجمه آثار نویسندگان غربی و ... موجبات بیداری سیاسی – اجتماعی ایرانیان را فراهم آورد و به دنبال آن، زمینه تحولات ادبی نیز در شعر فارسی به وجود آمد. ادبیات غرب در رویکرد نوین ادبیات فارسی و عرب و شکل دادن مضامین مشترک و جدید سهم فراوانی دارد.


ادبیات تطبیقی یکی از دانش‌های نوپا و کارآمد است که ادبیات همه ملل جهان را به عنوان مجموعه‌ای به هم پیوسته – با وجود اختلافات ظاهری و زبانی – بررسی می‌کند و ضمن شناساندن ادبیات بومی، روابط و مناسبات آن را با ادبیات جهانی نمایان می‌سازد. ایو شورل بر این ویژگی تأکید می‌کند و در تعریفی از ادبیات تطبیقی می‌نویسد: «ادبیات تطبیقی یعنی مطالعه و بررسی مقایسه‌ای آثاری که برخاسته از زمینه‌های فرهنگی متفاوتند».


دکتر غنیمی هلال نیز اعتقاد دارد که ادبیات تطبیقی، زمینه را برای خروج ادبیات بومی از انزوا و عزلت فراهم می‌کند و آن را به عنوان جزیی از کل بنای میراث ادبی جهانی، در معرض افکار و اندیشه‌ها قرار می‌دهد.


نیما یوشیج و نزار قبانی شاعر سوری عرب (1998-1923) از جمله شاعران برجسته در ادبیات معاصر ایران و عرب به شمار می‌روند. عشق در آثار نیما یوشیج و نزار قبانی در چارچوب تنگ تن و عشق ورزی به معشوقه و زیبارویان محدود نمی‌شود؛ بلکه به موضوعات عمیق‌تری چون عشق به انسان، زیبایی، وطن و آزادی اندیشه گسترش می‌یابد. هر دو شاعر در جستجوی عدالت، آزادی و احترام به انسان، تصویری تازه از جهان ذهنی خود ارائه می‌دهند که محبت، مهربانی و احترام به همنوع و خصوصاً زن، مواد اولیه ساخت چنین دنیایی، ترسیم شده است.


عشق و زن موضوع اصلی شعر نزار قبانی است؛ شعرهای او در این زمینه غالباً ناظر به نقد حال است و با لحن و سیاقی تند و عاطفی، به دور از کند و کاوهای عمیق و شناخت و تحلیل ژرف، مضمون پردازی شده است. شکست اعراب در سال 1964 باعث انتقال نزار قبانی به مرحله جدیدی در شهر شد. این واقعه عاملی است که باعث شد نزار قبانی از عاشقانه سرایی به سمت سیاست و مقاومت سوق یابد. شعرهایی همانند: «یا وطنی الحزین»، «حولتنی بلحظه»، «من شاعر یکتب الحب و الحنین»، «لشاعر یکتب السکین» و... از این دست شعرهای وی به شمار می‌روند.


عشق و چگونگی بیان آن در عصر جدید با ادوار گذشته تفاوت‌هایی کرده است. انسان امروزی تا حدودی از کلیشه‌های عشق می‌گریزد و سعی م کند با پرهیز از روابط تیپیک، به عشقی متفاوت و منحصر به فرد دست یابد؛ بنابراین، هر رابطه عاشقانه معادله تازه‌ای است و هویت متفاوتی دارد. با این رویکرد به تعداد انسان‌هایی که تاکنون عشق را تجربه کرده‌اند، حالت خاص عاشقانه وجود دارد. هر چند افراد و ذهنیت‌ها و تجربه‌ها شان با هم متفاوتند و موقعیت‌ها و دوره‌های زندگی‌شان نیز یکسان نیست و ارزش‌ها و گرایش‌های فرهنگ عاشقان بشری نیز گوناگون است، اما هر رابطه عاشقانه نیز وجه تازه‌ای بر این گوناگونی می‌افزاید. بر این اساس، در این جا سعی شده میزان شباهت و تفاوت دیدگاه این دو شاعر در عاشقانه‌ها و همچنین، چگونگی بیان آن در دو فرهنگ متفاوت اما نزدیک به هم، بررسی شود.


نیما به عنوان یک شاعر صاحب سبک، یکی از سرآمدترین شاعران ایران است. او در اشعار خود سعی دارد میان عشق، انسان و طبیعت پیوند برقرار کند. نزار قبانی نیز همانند نیما حجم وسیعی از اشعارش را به عشق اختصاص داده است. با یک نگاه کلی به عنوان دفترهای شعری او مثل: حبیبتی، کتاب الحب، آحبک آحبک و البقیه تأتی، إلی بیروت الأنثی مع حبی، مئه رساله حب، کل عام و أنت حبیبتی، الحب لا یخف علی الضوء الأحمر، سیبقی الحب سیدی، الأوراق السریه لعاشق قرمطی، لا غالب إلا الحب، می‌توان به اهمیت موضوع عشق در آثار قبانی پی برد.


بیان مسئله


یکی از ستون‌های نقد ادبی در عصر حاضر ادبیات تطبیقی می‌باشد که ادبیات بومی را از انزوا در آورده است و در دید افکارعمومی با سلایق مختلف قرار داده است. هیچ شعری به وجود نیامده مگر اینکه پای عشق در میان باشد عشق در زندگی نزار قبانی و نیما یوشیج نقش بسیار پررنگی داشته و هرکدام از این دو شاعر به نحوی تحت تأثیر عشق زمینی قرار گرفته‌اند که منشا پیدایش عشق درآثار این دو شاعر گردیده است.


نیما با وجود این که از دو عشق شکست خورده بود با همه این مطالب عشق موجب پیشرفتش می‌شود و باعث حضور وی در عرصه هنر و شعر و ادبیات می‌گردد  با بررسی تطبیقی موضوع عشق در اشعار نزار قبانی و نیما یوشیج این امر مسلم می‌شود که عشق در شعر این دو شاعر شباهت فراونی با هم دارند از جمله زمینی بودن عشق هر دو.


درتاریخ ادبیات معاصر ایران و عرب در زمینه‌های شعر غنایی، نزار قبانی و نیمایوشیج، دو شاعر مطرح و نام آشنا به شمار می‌روند. عشق، کهن‌ترین و در عین حال، پیچیده‌ترین مضمون ادبیات غنایی، در شعر این دو شاعر نمودی عینی دارد. نزارقبانی، شاعر زن و شراب، نگاه سنتی و مدرن را درمورد زن و عشق با هم تلفیق کرده و تصویری جدید ازمعشوقه ارائه داده است، تصویری که هدف غایی آن تلطیف نگاه مردسالار جامعه عرب نسبت به زن است. زبانش هر چه بسیار لطیف و عام فهم است، به گونه‌ای که جامعه در شکل‌های مختلف به خوبی با آن ارتباط برقرار کرده است. در اشعار نیما یوشیج عشق محورکامیابی و پیشرفت این شاعر بوده و در پیدایش شعر نو نیمایی عشق یکی از مقوله‌های تأثیر گذار بوده است.


ازاین رو از عشق به عنوان یکی از رموز ماندگاری و نیمایی شدن نیما یاد می‌شود که تأثیر آن در روح انسان‌ها تاکید بزرگان و اساتید ادبیات قرار گرفته است. خود نیما عشق را یکی از مواردی دانسته است که موجب شده که او به شعر روی آورد.


اگر چه در شعر نیما، زن و معشوق به اندازه شعر نزار قبانی حضور و نمود ندارد، اما آمیزش نگاه سنتی و مدرن به خوبی نمایان است. نیما یوشیج به ویژه در آثار آغازینش اجمله «افسانه» پایبند به جریان شعر غنایی است. از سوی دیگر، شخصیت زن به فراتر از مرزهای تن ارتقا یافته است. زبان سهل ممتنع نیما از دیگر مواردی است که باعث شباهت ویژگی‌های شعر وی با نزار قبانی می‌گردد.


در این پایان نامه سعی داریم مضامین عاشقانه را در اشعار شاعر تعزلی این دو شاعر بزرگ معاصر مورد مطالعه قرار دهیم و ویژگی‌های عشق و معشوق را در آثار آن‌ها مقایسه کنیم.


اهمیت و ضرورت انجام تحقیق


از آن جایی که بررسی تطبیقی عشق در اشعار نزار قبانی و نیما یوشیج از این منظر صورت نگرفته است لذا لازم است از این مبحث هم به اشعار او نگریسته شود. عشق مجازی و زمینی یکی از عوامل تاثیرگذار در جان مایۀ شعری شاعرانی است که در این وادی قدم می‌زنند و قلم سرایی می‌کنند. عشق به جرات اصلی‌ترین و عالی‌ترین مهم‌ترین بناهای شعر ایرانی بوده  اگر چه شکل پرداختن به عشق زمینی در دوره‌های مختلف شعر فارسی، بنا به شرایط خاص اجتماعی متفاوت بوده است.


شعر معاصر نیز از حضور عشق خالی نیست. شاعرانی همچون نیما به این مهم پرداخته‌اند. عاشقانه سرایی در دوره‌های گوناگون شعر فارسی بر مبنای ذهنیت و شرایط شاعران فراز و فرودهایی داشته است، اما هیچ گاه ادبیات و شعر فارسی را بدون حضور عشق مجازی و زمینی نمی‌توان تصور کرد. در شعر شاعران معاصر عشق مانند گذشته حضور دارد زیرا که انسان معاصر خوشبختانه هنوز ذهنیت عاشقانه خود را از دست نداده است. شعر نو عاشقانه با نیما شروع شده است نیما بر آن است. نیما یوشیج در افسانه، عشقی دگرسان را بنا نهاد و خود نیما معتقد است با منظومه افسانه: «تغییری در ادای احساسات عاشقانه پدید آورده است.» ( بابا چاهی 1384:38 ) شیوه گفتگوی نیما و به چالش کشیدن عشق در افسانه کاملاً تازگی داشت :


محو شد جسم رنجور، زاری ماند / از او زبانی که گویاست / تا دهد عشق دگرسان ( نیما یوشیج، 1383: 38) 


پیشینه تحقیق


در خصوص موضوع این پایان نامه، تحقیقاتی که قبل از این به عمل آمده و کتابهایی که نوشته شده، عبارتند از:


1- آذر باد مهر سپندان (1379)، رهام اشه، شهین سراج، مؤسسه انتشاراتی فرهنگی فروهر اعتصامی، پروین (1382)، دیوان، انتشارات بل.


2- ابن طقطقی، محمدبن علی بن طباطبا (1894)، الفخری فی آداب الطانیه و الدول الاسلامیه فی مقوله عشق.


3- ابن عبد ربه، شهاب الدین احمد، (1999)، العقد الفرید، بیروت، دارالهلال. 


4- دکتر جواد دهقانیان (1392)، دانشکده ادبیات کرمان، نشریات علمی پژوهشی، بهار و تابستان 92


5- ابن قتیبه، ابومحمد عبدالله بن مسلم الدینوری، عیون الاخبار، بیروت، دارالعشق


6- ابن مسکویه ابوعلی احمد بن محمد، ، الحکمه الخالده تحقیق عبدالرحمان بدوی، سمت


7- المقدسی، المهر بن الطاهر، (1906)، احسن التقاسیم، چاپ لیدن


8- اجتماعی جندقی، کمال (1384)، انتشارات سخن و نگاه


9- اجتماعی جندقی، ابوحیان، البصائر و الذخایر،  ابراهیم الکیلانی


10- الثعالبی، ابومنصور (2003)، التمثیل و المحاضره، تحقیق و شرح دکتر حسین بیروت


11- عشق و نیما، نیم نگاهی به عشق‌های رنگارنگ نیما یوشیج و تأثیر آنها بر کامیابی او در آفرینش شعر نو فارسی، دکتر نصرت الله دین محمدی، عضو هیات علمی دانشگاه ازاد خدابنده. 1391


12-بررسی جلوه‌های پایداری در شعر نزار قبانی، عبدالباسط عرب یوسف آبادی، استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه زابل


13- سیمای زن در اشعار نزار قبانی، حسن گودرزی لمسراکی، استادیار زبان و ادبیات عرب، دانشگاه مازندران


14- نزار قبانی شاعر زن، محمد جواد مهدوی، استادیار دانشگاه سمنان


15- بررسی سیمیالوژی مضمون عشق و زن در اشعار نزار قبانی ، علی باقر طاهر نیا


16- هنجار گریزی در اشعار نزار قبانی، حمید رضا مشایخی، هیات علمی دانشگاه بیرجند


17- کماندار بزرگ کوهساران ، سیروس طاهباز، 1380


18- اسطوره در شعر نیما و نازالملائکه، گوهر علمداری، افسانه مرادی


19- بررسی تطبیقی نقد اشعار نیما یوشیج و نازالملائکه، علی سلیمی، مهدی مرآتی


20- مقاله هم زبانی نازال الملائکه و نیما یوشیج در تراژدی، علی رسولی


21 – سیمای زن درشعر نزار قبانی و فروف فرخ زاد، عبدالرضا عطاش، الهه پی سیار


22- بررسی تطبیقی مضامین عاشقانه در آثار نزار قبانی و قریدون مشیری، محمد رضا عبدالهی


23- بررسی تطبیقی مراثی بین نزار قبانی و احمد شاملو، علی غلامعلی زاده


24- بررسی سیمالوژی مضمون عشق در اشعار نزار قبانی و جمید مصدق


25- بررسی تطبیقی نوستالوژی در اشعار حمید مصدق و نزار قبانی


اهداف تحقیق


هدف از انجام این مطالعه بررسی تظبیقی مقوله عشق و معشوق در اشعار نزار قبانی و نیما یوشیج و مقایسه این دو مضمون می‌باشد


سؤالات تحقیق


1-علت روی آوردن این دو شاعر بزرگ ایرانی و سوری به مقوله عشق چیست ؟


2-موضوعات مشترک شعری و اسطوره‌های شعری این دو شاعر در مقوله عشق کدامند ؟


3-تأثیرگذاری مشترک  عشق در زندگی این دو شاع چگونه بوده است ؟ ( به عبارت دیگر، عشق چه اثراتی بر زندگی این دو شاعر داشته است ؟ )


4-دیدگاه‌های مشترک نیما و قبانی در خصوص عشق کدام است ؟


فرضیه‌های تحقیق


عشق جان مایه اصلی شعری این دو شاعر می‌باشد و هردو شاعر در موضوع عشق زمینی شعر سروده‌اند. هردوی اینها، شاعر کلمات مهربان، پاک و لطیف هستند . دراشعار این دو شعری را نمی‌توان پیدا کرد که پای عشق در میان نباشد . عشق در زندگی نیما یوشیج و نزار قبانی نقش بسیار پر رنگی داشته  که منشاء پیدایش عشق در اشعار این دو شاعر گردیده است. هرکدام از این دو شاعر تحت تأثیر عشق زمینی قرار گرفته‌اند. عشق در شعر این دو شاعر شباهتهایی با هم دارند از جمله زمینی بودن عشق هردو.


اگر چه در شعر نیما زن و معشوق به اندازه شعر نزار قبانی حضور و نمود ندارد، اما آمیزش نگاه سنتی و مدرن به خوبی نمایان است. نیما یوشیج پایبند شعر غنایی است و از سوی دیگر شخصیت زن به فراتر از مرزهای تن ارتقا یافته است.


روش انجام تحقیق


این مطالعه و مقایسه به روش تطبیقی و به شیوه اسنادی – کتابخانه‌ای انجام شده است. با مدنظر قرار دادن مقوله عشق در اشعار این دو شاعر ایرانی (نیما یوشیج) و سوری (نزار قبانی) که کامل از نظر موضوع مطالعه به آن پرداخته شده است که در برگیرنده رخدادهای فردی و اجتماعی و منشأ پیدایش عشق در اشعار هر دو شاعر می‌باشد.این پژوهش بر اساس شیوه کتابخانه‌ای می‌باشد بدین صورت که ابتدا سعی شده است با رجوع به منابع و آثار دست اول و مقالات و مجلات ادبی، مواد اولیه تحقیق به صورت فیش جمع آوری شود.


ادبیات تطبیقی


وقتی سخن از چیستی یک پدیده یا معرفت می‌رود، مهم‌ترین پرسش پیرامون موضوع و غایت آن معرفت است. لذا سخن از چیستی ادبیات تطبیقی می‌طلبد که مراد از مفهوم تطبیقی را روشن نماییم. تطبیق یعنی نزدیک نمودن رخدادهای حوزه‌های مختلف و گاه دور از هم به قصد استخراج قوانین و قواعد کلی در آن حوزه. با توجّه به این تعریف از تطبیق، ادبیات تطبیقی را چنین تعریف کرده‌اند: «گردآوری و مقابله بین کتابها و نمونه‌ها و حتّی صفحه‌های شبیه به هم برای آگاهی یافتن از همگنی‌ها و برابری‌ها و اختلافات: (تیگم، بی‌تا: 19).


آن گونه که از این تعریف بر می‌آید، گویی ما با یک رشته گزاره‌های علمی در حوزه دانش تجربی و پدیده‌های طبیعی قرار داریم که تا با تثبیت رخدادهای دور از هم به کشف روابط حقیقی آنها بر آییم. اما پژوهش تطبیقی در حوزه آثار ادبی هم از حیث مفهوم و هم از حیث کارکرد با آن متفاوت است. نکته مهم در حوزه ادبیات تطبیقی آن است که «پژوهش تطبیقی در این حوزه، صرف تقسیم‌بندی هنری یا تاریخی پدیده‌ها و موضوع‌های مشابه در ادبیات ملل مختلف نیست و هدفش اشباع غریزه دانش دوستی یا صدور احکام ارزشی در باب موضوع‌های ادبی مشابه هم نیست». (عبدالرحمن محمد، 1982: 15).


به عبارت دیگر کارکرد روش تطبیقی در حوزه‌های پژوهش ادبی، صرف تقسیم‌بندی و ارزیابی نیست بلکه پژوهش تطبیقی در حوزة ادبیات دارای ارزش تاریخی است. «یعنی رویکرد نقدی برای بنای تاریخ ادبیات که پدیده‌های ادبی در آن به طور دقیق مورد بررسی قرار گیرند و به اصول و سرچشمه‌های منتقل شده از آن، باز گردند». (همان). پس با این دو تعریف، ادبیات تطبیقی معرفتی هنری – تاریخی است. جنبة هنری ادبیات تطبیقی بدان جهت است که نوعی نقد ادبی است.


ادبیات تطبیقی یکی از شاخه‌های نقد ادبی است که در حقیقت به سنجش آثار، عناصر، گونه‌های ادبی، سبک‌ها، دوره‌ها و حتی شخصیت‌های ادبی می‌پردازد. ادبیات تطبیقی از این منظر همان شناخت تاریخ ادبیات جهانی است، چون هویت تاریخی دارد و تکمیل کننده پژوهش‌های تاریخ ادبیات می‌باشد. لذا برای ادبیات تطبیقی دو کارکرد می‌توان فرض کرد: کارکرد زیبایی‌شناختی (چون در حوزه نقد ادبی است) و کارکرد معرفتی (چون در زمرة تاریخ ادبیات جای می‌گیرد).


عشق در شعر نزار قبانی


موضوع عشق، قسمت اعظم آثارش را در بر می‌گیرد .از این زاویه می‌توان قبانی را شاعری فمینیست در قرن حاضر ذکر کرد .کسی که نه تنها صدای برابری زنان ومردان را سر می‌داد بلکه آنان را در جامعه دیگر گونه می‌خواست.


او اشعار عاشقانه خود را صرفاً به زن وعشق او توجه نکرده است بلکه در بعضی قصائد ؛مشکلات زن را که در جامعه عرب با آن رودر و است ودرگیر ان می‌باشد را به نقد می‌کشد،به زن کرامت می‌بخشد وبااین نگاه که ؛زن هم موجودی قابل احترام است وباید به جایگاه در خورشان خود بر گردد،شعر می‌سراید


مفهوم عشق از دیدگاه قبانی و نیما یوشیج نیما یوشیج


ماهیت عشق نزار با آنچه در پیشینه و سابقه فرهنگی عرب می‌یابیم متفاوت است. او همواره در پی ادراک جدیدی از عشق بود و با انتقاد از کسانی که عشق را همچون رفتارهای اجتماعی دارای ضوابط و مقرراتی می‌دانند، و برای عشق حدود و مرز و شرایطی در نظر می‌گیرند،به رهایی و آزادی کامل در عشق اعتقاد داشت.


نزاردیدگاه هایی را نیز در مورد «رابطه عشق و عرفان» مطرح می‌کند،او عشق و عرفان را دو مقوله جدای از هم ندانسته و ضمن برشمردن بعضی از نکات مشترک، مهم‌ترین وجه اشتراک آنان را سرانجام و نتیجه راه آن می‌داند،معتقد است:« عشق و عرفان وجوه مشترک بسیار دارند و عاشق بزرگ سرانجام عارفی بزرگ می‌شود.اگر هدف غایی عارف فنا در ذات خداوند و حلول در اوست، هدف نهایی عاشق فنا در ذات محبوب و حلول در اوست،. (اسوار، 1382: 79)


عشق و زن موضوع اصلی شعر نزار قبانی است؛ شهرهای او در این زمینه غالباً ناظر به نقد حال است و با لحن و سیاقی تند و عاطفی، به دور از کند و کاوهای عمیق و شناخت و تحلیل ژرف، مضمون پردازی شده است. شکست اعراب در سال 1964 باعث انتقال نزار قبانی به مرحله جدیدی در شهر شد. این واقعه عاملی است که باعث شد نزار قبانی از عاشقانه سرایی به سمت سیاست و مقاومت سوق یابد: یا وطنی الحزین... حولتنی بلحظه . من شاعر یکتب الحب و الحنین . لشاعر یکتب السکین و... از این دست شعرهای وی به شمار می‌روند.


از میان مفاهیم گوناگون مطرح شده در ادبیات، بی گمان، عشق یکی از جذاب‌ترین و در عین حال، چالش برانگیزترین موضوعاتی است که در اشکال مختلف به آن پرداخته شده و به عنوان یکی از پرس بسامدترین واژه‌های ادبی، بخش عظیمی از ادبیات هر ملت را به خود اختصاص داده است. از آن جا که عشق از احساسات انسان سرچشمه می‌گیرد و شعر نیز در وهله اول عرصه‌ای برای جولان احساسات است، بنابراین، از همان آغاز، عشق یکی از مضامین اصلی شعر به شمار رفته است. ادبیات ایران و عرب سرشار از منظومه‌هایی است که عشق نقش اصلی را در آن‌ها بازی می‌کند.


در دوره جاهلیت، شاعران در لا به لای قصاید بلند، گاه در باب عشق و رنج‌ها و شادی‌های آن سخن می راندند. از همین رو، قسمت اعظم معلقات سبع، شرح عشق و دلدادگی شاعران نسبت به معشوقه‌های خود است. در ادبیات کهن ایران نیز منظومه‌های عاشقانه زیادی به وجود آمده است.


از جمله منظومه ویس و رامین – که از نخستین داستان‌های رمانتیک زبان فارسی به شمار می‌آید و به احتمال قوی در دوره اشکانی ساخته شده و پیش از آن که فخر الدین اسعد گرگانی آن را به نظم درآورد، در میان ایرانیان شهرت داشته است. همچنین، داستان‌های عاشقانه زال و رودابه، بیژن و منیژه و یا خسرو شیرین از ادبیات پیش از اسلام نشأت گرفته است.


عشق و چگونگی بیان آن در عصر جدید با ادوار گذشته تفاوت‌هایی کرده است. انسان امروزی تا حدودی از کلیشه‌های عشق می‌گریزد و سعی می کند با پرهیز از روابط تیپیک، به عشقی متفاوت و منحصر به فرد دست یابد؛ بنابراین، هر رابطه عاشقانه معادله تازه‌ای است و هویت متفاوتی دارد. با این رویکرد به تعداد انسان‌هایی که تاکنون عشق را تجربه کرده‌اند، حالت خاص عاشقانه وجود دارد.


هر چند افراد و ذهنیت‌ها و تجربه‌ها شان با هم متفاوتند و موقعیت‌ها و دوره‌های زندگی‌شان نیز یکسان نیست و ارزش‌ها و گرایش‌های فرهنگ عاشقان بشری نیز گوناگون است، اما هر رابطه عاشقانه نیز وجه تازه‌ای بر این گوناگونی می‌افزاید. بر این اساس، در این جا سعی شده میزان شباهت و تفاوت دیدگاه این دو شاعر در عاشقانه‌ها و همچنین، چگونگی بیان آن در دو فرهنگ متفاوت اما نزدیک به هم، بررسی شود.


نیما به عنوان یک شاعر صاحب سبک یکی از سرآمدترین شاعران عاشقانه سرا و رمانتیک ایران در سدۀ اخیر است. ولی رمانتیک های او بیشتر در آثار اولیه اش: «قصۀ رنگ پریده» و «افسانه» به چشم می خورد ولی بعدها مضامین شعر او اجتماعی و سیاسی می شود و راه او از نزار قبانی جداست. بنابر آثار آغازین دوران شعری نیما، قابل قیاس با اغلب آثار شعری عاشقانۀ قبانی است.


نیما در اشعار خود سعی دارد میان عشق، انسان و طبیعت پیوند برقرار کند. نزار قبانی نیز همانند نیما حجم وسیعی از اشعارش را به عشق اختصاص داده است. با یک نگاه کلی به عناوین دفترهای شعری او مثل: حبیبتی، کتاب الحب، أحلب .. آحبک و البقیه تأتی، إلی بیروت الأنثی مع حبی، مئه رساله حب، کل عام و أنت حبیبتی، الحب لا یقف علی الضوء الأحمر، سیبقی الحب سیدی، الأوراق السریه لعاشق قرمطی، لا غالب إلا الحب، می‌توان به اهمیت موضوع عشق در آثار قبانی پی برد.


نزار قبانی و نیما یوشیج عشق را امری حتمی و غیر اکتسابی می‌دانند که بی شک در زندگی انسان‌ها به وقوع می‌پیوندد و بدون هیچ مقدمه‌ای وارد زندگی افراد می‌شود. قبانی بر این امر تأکید می‌ورزد که عشق بی خبر و اجازه، بدون هیچ مقدماتی وارد زندگی انسانی می‌شود: «هذا الحب الآتی من غیر استئذان» 


 «این عشق که می‌آید بدون اجازه» و یا در جای دیگر بیان می‌کند؛ فالحب ععلیک هو المکتوب «پس عشق سرنوشت توست» و در جای دیگر همین امر را به صورت دیگر تکرار می‌کند:


«أنا لم أعشقک حتی الان ... لکن ... / سوف تأتی ساعه الحب التی لاریب فی‌ها ...».


«من تا این زمان عاشق تو نشده‌ام ... ولی ... / خواهد آمد لحظه عشقی که هیچ شکی در آن نیست».


نیما یوشیج و نزار قبانی عشق را با توصیفاتی بیان می‌کنند که جایگاه با ارزش آن را در زندگی و اندیشه این دو شاعر نشان می‌دهد. نزار قبانی برای خود در عشق رسالتی قائل است که خود دستورات و احکام آن را نوشته است.


نیما نیز با وجود اینکه از دو عشق زمینی هلنا و صفورا شکست خورده است در عین حال عشق باعث پیشرفتش می‌شود، انسان و طبیعت و وطن دوستی و عشق به حقیقت در اشعار نیما ستوده می‌شود و انسان دعوت می‌شود که در برابر رنج‌ها صبور باشد.


نزار قبانی و نیما یوشیج عشق را به صورت پدیده‌ای خارق العاده و چیزی شبیه به معجزه وصف می‌کنند که ناممکن را ممکن می‌سازد، عشق تغییراتی را در وجود و روح آدمی به وجود می‌آورد و آن چنان قدرت خارق العاده ای دارد که علاوه بر وجود شاعر (عاشق)، می‌تواند در عالم خارج نیز تأثیرگذار باشد.


از این جهات که پژوهش حاضر قرار است در زمینه اشعار نزار قبانی و نیما یوشیج از حیث بررسی تطبیقی عشق کار شود و تحقیقی به این سبک موجود نمی‌باشد و از نوع آوری و بدیع برخوردار است.


ماهیت عشق در آثار نیما یوشیج و نزار قبانی


نیما یوشیج و نزار قبانی ماهیت عشق را به صورت‌های گوناگون بیان می‌کنند. آن‌ها سعی می‌کنند ماهیت عشق را با بهره گرفتن از عناصر طبیعت به تصویر بکشند. (جمله ی قبلی مجددا تکرار شده) عشق برای نزار قبانی پدیده‌ای زیبا و فراگیر است که در همه جا می‌توان آن را حس کرد و با نگاه کردن به طبیعت و محیط اطراف آن را مشاهده و درک کرد. اما در جامعه مرد سالاری که او در آن زندگی می‌کند، برای عاشق شدن ضوابط و مقررات خاص وجود دارد، در چنین جامعه‌ای، زن‌ها اجازه عاشق شدن ندارند.


«الحب یا حبیبتی . قصیده جمیله مکتوبه علی القمر / الحب مرسوم علی جمعی اوراق الشجر /  الحب منقوض  .../ علی ریش العصافیر و حبات المصر / لکن ای امرأه فی بلدی / إذا أحبت رجلا / ترمی بخمسین حجر ...». «عشق / شعری زیباست نوشته شده بر ماه / عشق نقاشی شده بر تمام برگ‌های درختان / عشق نقش بسته بر / پرندگان و قطره‌های باران / اما هر زنی در سرزمین من / اگر عاشق مردی شود/ پنجاه سنگ سمت او پرتاب می‌شود».


نیما نیز همانند نزار قبانی، عشق را در همه چیز و همه جا مشاهده می‌کند. او اعتقاد دارد که میان موجودات و حتی اجزا و عناصر طبیعت عشق وجود دارد و عشق در تمام دنیا ساری و جاری است و همه جا می‌توان مظاهر عشق را مشاهده کرد.


رابطه عشق و اجتماع در دیدگاه قبانی و نیما یوشیج


نزار عشق را پدیده‌ای می‌داند که در جامعه عربی معنی و مفهوم واقعی و مقدس خود را باز نیافته، بلکه بالعکس، به عنوان یک معضل اجتماعی و حتی فضیحت معرفی شده است.او با اندیشه منتقدانه خود، این دیدگاه ناصحیح از عشق را در بستر اجتماع عربی و شرقی نمی‌پذیرد و از اینکه می‌دید عشق در جامعه عربی همچون افیونی جلوه می‌کند و اندیشه عرب از آن وحشت دارد، رنج می‌برد.


«لماذا..فی مدینَتِنا؟ چرا در شهرهای ما ...؟


نعیشُ الحُبَّ تَهریباً.. و تزویرا؟ با عشق در حالت دورویی و نا خشنودی زندگی می‌کنیم؟


لماذا فی مدینَتِنا؟ چرا در شهرهای ما


یصیدونَ العواطفَ و العَصافیرا...» گنجشک‌ها و عواطف را می‌کشند


 (قبانی،1998:  610/1)


نزار خسته از اجتماع، به دامن پر مهر شعر پناه می‌آورد و نا امید و دلزده از همه جا معشوقش را مورد خطاب قرار می‌دهد و آرزو می‌کند که‌ای کاش در زمان دیگری به او دل می‌باخت. زمانی که عشق و عاشقان در بند اسارت نبودند.


«بانوی من آرزو دارم در روزگار دیگری دوستت می‌داشتم./ روزگاری مهربانتروشاعرانه تر روزگاری که شمیم کتاب/ شمیم یاسمن /و شمیم آزادی را/ بیشتر حس می‌کرد....» ( بیدج،1378 :90 )


جهان شمولی عشق در دیدگاه قبانی و نیما یوشیج


بسیاری از ناقدان عرب بر این نظر اتفاق دارند که مفهوم عشق در نزد نزار،مقوله‌ای شخصی،که حاصل زندگی شخصی خود شاعر بوده باشد، نیست، بلکه هر گاه از عشق حرف می زند، تبدیل به روحی می‌شود در کالبد یکایک انسان‌های عربی معاصر، که می‌خواهند همراه با تحولات سیاسی فرهنگی و اقتصادی، به درک تازه‌ای از عشق نیز برسند.


نزار در این مورد می‌گوید: «حتی در حالات عاشقانه شخصی هم خودم را بیشتر جهانی می‌دانم و آن یگانه زنی که دوستش دارم،همه زنان یعنی عنصر زن است.»(فرزاد،1364 هـ.ش،44) نزار در شعرش اینگونه جغرافیا و تاریخ سرزمین عشق را در هم می‌شکند و انرا نامحدود ترسیم می‌کند:


الحبُّ هوَ أنْ لا یکُونَ لی جُغْرافِیَّتی و لا یَکونَ لَکِ تاریخُکْ : عشق آن است که نه جغرافیایی برای من باشد


و نه تاریخی برای  (اسوار،1382 :392)


معشوقه در شعر نیما یوشیج و نزار قبانی


عشق نیما عشق صوفیانه مولوی و عشق غیرجسمانی حافظ نیست. معشوق نیما عموماً عشق زمینی ست، او زن مطلوب خود را همچون تجسمی از مفاهیمی مجرد مانند آزادی و مهربانی تصویر می‌کند. غالباً معشوقه در شعر وی موجودی زمینی و متعالی است که می‌تواند معشوق هر کس دیگری هم باشد؟، بدین ترتیب، ما همواره در شعر نیما یوشیج با معشوق تیپیک مواجه ایم.


با این حال، در شعر وی آمیزش نگاه سنتی و مدرن نسبت به زن و معشوق به خوبی نمایان است. نیما از یک سو پایبند به جریان شعر غنایی سنتی است. بر این اساس، در شعر او معشوق هنوز تیپیک و کلیشه‌ای است و تی بردن نام وی تابو به شمار می‌رود. از سوی دیگر، شخصیت زن در شعر او به فراتر از مرزهای تن ارتقا یافته است.


معشوقه در اشعار نزار قبانی جایگاهی در خور توجه به خود اختصاص داده است. بسامد بالای واژه «حبیبتی» در آثار او گواه این امر است. معشوقه در آثار نزار قبانی به گونه متفاوتی از زن و وطن مطرح می‌شود. گاه این معشوقه؛ مادر و یا همسر شاعر است و گاه زن و یا دختری زیبا رو و حتی بیشتر جنس زن معشوقه‌ای است که شاعر به آن عشق می‌ورزد. زن موضوع اصلی اشعار نزار قبانی است و حجم وسیعی از آثار او را به خود اختصاص داده است.


قبانی خود را دوست دار و مدافع زن معرفی می کندو همانند یک جامعه شناس سعی می‌کنند واقعیت‌ها و باورهایی که درباره زن در جوامع مختلف وجود دارد، مورد نقد و بررسی قرار دهد. نزار قبانی تأکید دارد «اشعارش مملو از مسائل زنان است و درباره تمام زنان دنیا می‌نویسد و علی رغم اختلاف نظرهایی که با بعضی از زنان دارد؛ زن برای همیشه دوست و معشوقه او قرار می‌گیرد و تا لحظه مرگ مسئول و سرپرست او باقی خواهد ماند». زن برای نزار قبانی همانند گذرنامه و شناسنامه است. او زن را بازیگر اصلی تاریخ تمدن و فرهنگ و در نتیجه، موضوع اصلی شعر خود می‌داند.


نتیجه گیری


نتیجه ای که از تامل و بررسی و مقایسۀ تطبیقی اشعار نیمایوشیج به عنوان پدر شعر نو ایران و نزار قبانی به عنوان یکی از شاعران بزرگ و تاثیر گذار جهان عرب به دست می آید این است با دقت در زندگی این دو شاعر نام آور می توان به رگه هایی از مشابهت های این دو شاعر بزرگ در زمینۀ مضمون «عشق» و «معشوق» زمینی پی برد.


گرچه نوع و کیفیت و کمیّت عشق و معشوق در هر دو شاعر با همدیگر تفاوت دارد و با این که هر دو شاعر ازدواج کرده اند ولی زبانه های عشق معشوقی پنهان در شعر هر دو شاعر خودنمایی می کند و عشق این معشوق پنهان (صفورا) در شعر نیمایوشیج، منجر به آفرینش اولین آثار شعری او یعنی «قصۀ رنگ پریده» و «افسانه» شد و سوز این عشق گمشدۀ آغازین، همانند آتش زیر خاکستر در لابلای اشعارش پنهان بود و هر از گاهی خودنمایی می کرد. مشابه این عشق پنهان درونی و البته بسیار عمیق تر و شدیدتر در اشعار نزار قبانی نیز خودنمایی می کند.


قبانی نیز با این که زن داشت ولی به علت اختلافات عمیق درونی با همسر اولش (زهر)، همیشه در اشعارش عشق بی پایان خود را به یک زن آرمانی ابراز می کرد. این عشق بی پایان پس از جدایی از همسر اولش و ازدواج با بلقیس الراوی (همسر دوم ایشان) به این معشوق محبوبش معطوف شد. البته شایان ذکر است که مشاهدۀ مظلومیت زن به عنوان جنس دوم در جامعۀ عرب نیز عشق او را به این جماعت مظلوم بیشتر و بیشتر می کرد و زبان او را به ستایش زنان و ابراز عشق به آنان بیشتر می نمود. لذا این عشق در اشعار قبانی آن چنان عمیق و شدید و گسترده است که او را به یکی از حامیان حقوق «زن» تبدیل کرد.


منابع فارسی


ابن طقطقی، محمدبن علی بن طباطبا (1894)، الفخری فی آداب الطانیه و الدول الاسلامیه فی مقوله عشق


ابن قتیبه، ابومحمد عبدالله بن مسلم الدینوری، عیون الاخبار، بیروت، دارالعشق


ابن مسسکویه ابوعلی احمد بن محمد، الحکه الخالد، تحقیق عبدالرحمان بدوی، سمت


اجتماعی جندقی، ابوحیان، الباصر و الذفائر، ابراهیم الکیلانی


اجتماعی جندقی، کمال (1384)، انتشارات سخن و نگاه


اسوار، موسی : از سرود باران تا مزامیر گل سرخ - پیشگامان شعر امروز عرب -، چاپ اول، انتشارات، تهران، ایران، 1381ه . ش .


اشه، رهام (1379)، آذرباد مهر سپندان، چاپ اول، شهین سراج، تهران، مؤسسه انتشاراتی فرهنگی فروهر


ایگلتون، تری، (1368): پیش درآمدی بر نظریه ادبی، ترجمه عباس مخبر، نشر مرکز، چاپ اول.


این بعبد ربه، شهاب الدین احمد، (1999)، العقد الفرید، بیروت، دار و مکتبو الهلال للطاباعه والنشر


آذر باد مهر سپندان (1379)، رهام اشد، شهین سراج، مؤسسه انتشاراتی فرهنگی فروهر اعتصامی، پروین)، دیوان، انتشارات بل


آرین‌پور، یحیی(1382): از نیما تا روزگار ما، تهران، نشر زوار، چاپ چهارم .


آل احمد، جلال (1376):  نیما چشم جلال بود، ، تهران، نشر میترا، چاپ اول.


بررسی جلوه‌های پایداری در شعر نزار قبانی – عبدالباسط عرب یوسف آبادی – استادیار زبان و ادبیات فارسی – دانشگاه زابل


بررسی سیمیالوژی مضمون عشق و زن در اشعار نزار قبانی  - علی باقر طاهر نیا


برسلر، چارلز،(1386): درآمدی بر نظریه‌ها و روش‌های نقد ادبی، ترجمه مصطفی عابدینی‌فر، انتشارات نیلوفر، چاپ اول،


بلخی، مولان جلال‌الدین محمد،(1380): مثنوی معنوی، مطابق نسخة تصحیح‌شده رینولد نیکلسون، انتشارات بهنود، چاپ اول.


پورنامداریان، تقی(1381): خانه‌ام ابری است (شعر نیما از سنت تا تجدد)، تهران، نشر سروش، چاپ دوم.


پهلوان، کیوان، (1384): فرهنگ عامه آلاشت، تهران: انتشارات آروَن.


تیگم، ب وان، بی‌تا: الادب المقارن، ترجمه سامی مصباح الحسامی، المکتبة العصریة، بیروت.


ثروتیان، بهروز (1375): اندیشه و هنر در شعر نیما، تهران؛ انتشارات نگاه، چاپ اول.


الثعالبی، ابومنصور (2003)، التمثیل و المحاضره، تحقیق و شرح دکتر حسین بیروت


جنتی عطایی، ابولقاسم (بی تا): مجموعه اشعار نیما ، انتشارات صفی علیشاه، چاپ ششم.


حسّان، عبدالحکیم، الادب المقارن بین المفهرمین الفرنسی و الامریکی، مجله «فصول»، قاهره، ج 3.


الخطیب، حسام،(1999): آفاق الادب المقارن، عربیاً و عالمیاً، دارالفکر، دمشق.


خفاجی، محمّد عبدالمنعم،  بی‌تا: دراسات فی الادب المقارن، قاهره، دارالطباعة المحمدیه.


دستغیب، عبدالعلی، (1371) : گرایش‌های متضاد در ادبیات معاصر ایران، تهران، نشر خنیا، چاپ اول.


دکتر جواد دهقانیان (1392)، دانشکده ادبیات کرمان، نشریات علمی پژوهشی، بهار و تابستان 92


دورانت، ویل (1369): لذات فلسفه، ترجمه عباس زریاب، تهران، انتشارات سازمان آموزش انقلاب اسلامی.


دیویس، تونی(1370 ):اومانیسم، مترجم عباس مخبر، تهران، نشر مرکز، چاپ اول.


روزبه، محمدرضا، (1381):ادبیات معاصر ایران (شعر)، تهران، روزگار.


**گروه ایرنا مقاله


از: محسن دولتی


پژوهش*1885


 

. انتهای پیام /*
 

بررسی چهار دهه تجربه رسانه ایی انقلاب اسلامی

فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی برگزار می کند،

بررسی چهار دهه تجربه رسانه ایی انقلاب اسلامی

1 از 4

بررسی انتقادی پرونده یرواند آبراهامیان

انجمن علوم سیاسی ایران برگزار می کند:

بررسی انتقادی پرونده یرواند آبراهامیان

2 از 4

چندجانبه گرایی در سیاست خارجی ایران

انجمن ایرانی مطالعات جهان برگزار می کند:

چندجانبه گرایی در سیاست خارجی ایران

3 از 4

تازه ترين مطالب