web
stats
بازرگان و مساله آزادی
en کد مطلب: 58831 | تاریخ مطلب: 1397/11/06
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

بازرگان و مساله آزادی

شخصیت مهندس بازرگان با مساله آزادی عجین شده است و معمولا او را لیبرال می خوانند. اما کمتر به این مساله می پردازند که چگونه شخصیت بازرگان با آزادی عجین شده است. در این مقال سعی دارم به این مساله بپردازم که ریشه این آزادی از کجا می آید و بازرگان در ادامه چگونه به آن می پردازد.

بازرگان و مساله آزادی

شخصیت مهندس بازرگان با مساله آزادی عجین شده است و معمولا او را لیبرال می‌خوانند. اما کمتر به این مساله می‌پردازند که چگونه شخصیت بازرگان با آزادی عجین شده است. در این مقال سعی دارم به این مساله بپردازم که ریشه این آزادی از کجا می‌آید و بازرگان در ادامه چگونه به آن می‌پردازد.


مهندس بازرگان در خاطراتش به این موضوع که در چگونه خانواده‌ای متولد می‌شود و محیط خانوادگی‌اش چگونه است خود اشاره می‌کند. او می‌گوید که در خانواده‌ای بزرگ می‌شود که پدرش عباسقلی‌خان سخت‌گیری‌هایی آنچنانی بر آن ندارد و حتی در امر مناسک دینی مهندس بازرگان می‌گوید یک‌بار به ما امر و نهی نکرد که نماز بخوانیم.


این نوع تربیت در خانواده باعث می‌شود که بازرگان به‌گونه‌ای بار بیاید که حتی وقتی معلم کلاس چهارم‌شان می‌خواهد برای زلزله‌زدگان سلماس کمک جمع کند، مهندس بازرگان می‌گوید چون تحکمی گفت که کمک کنید من به پدرم نگفتم و کمکی هم نکردم.


به تعبیر هیوم تربیت خانوادگی در دینداری انسان‌ها تاثیر دارد تا جایی که فردی که در مکانی خشن تربیت شود دینداری‌اش هم خشن خواهد بود. برعکس این مساله هم به این صورت است که فردی که در محیطی آرام بزرگ می‌شود دینداری هم آرام و مسالمت‌آمیز دارد.


مهندس بازرگان در عین حال در محیط خانواده‌ای بزرگ می‌شود که ارتباط با رجال سیاسی و مشروطه‌خواهان در آن جاری و ساری است و در همین زمان نقش فردی مانند فروغی در مدرسه را نباید نادیده گرفت. به تعبیری کودکی ایشان متاثر از محیطی مذهبی- سیاسی و شخصیت‌هایی است که کنشگران انقلاب مشروطه هستند. به تعبیری بازرگان با وجود خلاقیت‌های خودش گذرگاه عباسقلی خان، فروغی، مصدق و پاریس است.


بعد از این مرحله وی به کشور فرانسه که به‌گونه‌ای یکی از سردمداران آزادی در دنیاست برای تحصیل اعزام می‌شود. وی در مدرسه سانترال تحصیلات آکادمیک خود را می‌گذراند و در این مرحله که 7 سال طول می‌کشد متاثر از فضای آن محیط و بهره‌مند از آن می‌شود و باز به تعبیر خود ایشان که رضا خان فکر می‌کرد افرادی که به این کشورها برای تحصیل می‌فرستد فقط فن را با خود به ایران می‌آورند، می‌گوید غرب چیزهای دیگری هم غیر از کلاه شاپو و فن داشت، دین و دینداری و آزادی و دموکراسی هم داشت. بنابراین دومین عامل که آزادیخواهی را در شخصیت بازرگان تقویت می‌کند تحصیل در سانترال فرانسه است.


شاید سومین مساله در شخصیت بازرگان ورود ایشان به مسائل سیاسی در دهه 30 و بحث ملی شدن صنعت نفت باشد. وی وقتی به پیشنهاد دکتر مصدق به صنعت نفت می‌رود و برای این کار برگزیده می‌شود ابتدا که خودش می‌گوید که این کلاه گشادی بود که برای سر من انتخاب شده بود.


اما در کوران کار می‌بیند که انتخاب درستی بوده و ایشان در این زمینه بسیار پرونده موفقی از خود به جای گذاشت. این مرحله از زندگی بازرگان بسیار در شخصیت او که الان دیگر یک شخصیت جا افتاده و فعال سیاسی است بسیار مهم است و نقش بسزایی دارد.


در این مرحله مهندس بازرگان عملا با مسائلی در کار روبه‌رو می‌شود که به فکر این می‌افتد که افراد برای اینکه قبل از اینکه وارد مسائل سیاسی شوند باید در یک جاهایی یاد بگیرند که چگونه همدیگر را تحمل کنند.


وی در این زمان است که به فکر ایجاد نهادهایی می‌افتد که بتواند افراد را قبل از اینکه وارد مسائل سیاسی و اجتماعی شوند تربیت کنند که دیگری را تحمل کنند. این امر هم زاییده اصطکاک‌هایی است که در جریان ملی شدن صنعت نفت با همکاران و دوستانش دارد. در اینجاست که او به فکر نهادسازی می‌افتد.


در سال 34 که مهندس بازرگان یعنی بعد از دومین‌بار از زندان آزاد می‌شود با دوستان‌شان به فکر ایجاد متاع می‌افتند که این متاع متشکل از نیروهای مختلف با گرایش‌های مختلف است و تا بعد از انقلاب اسلامی هم کسی از ترکیب آن باخبر نمی‌شود. متاع برای تربیت و جامعه‌پذیری افراد جامعه شکل می‌گیرد.


نتیجه آن هم نهادهایی است که برخی از آنها تاکنون هم ادامه دارد؛ نهادهایی مانند انجمن اسلامی دانشجویان، انجمن مهندسین، انجمن پزشکان، انجمن زنان و... نهادهایی مانند مسجد نارمک، مدرسه کمال و حتی نهادهای اقتصادیی مانند صافیاد را در دستور کار خود و دوستان‌شان قرار می‌دهند. این نهادسازی به این دلیل است که مهندس بازرگان و دوستان‌شان به این نتیجه می‌رسند که ریشه استبداد از خود جامعه است و اگر جامعه و خود ما این مساله را در درون جامعه حل کنیم، نیروی بیرونی و حتی استبداد داخلی نمی‌تواند در جامعه دوام بیاورد.


بنابراین اگر بخواهم سه مساله را در شکل‌گیری شخصیت آزادمنشانه ایشان بیان کنم، درواقع سه منشا دینی، خانوادگی و تحصیل را می‌توان نام برد. از نظر دینی وی در خانواده‌ای مذهبی و در عین حال عجین شده با قرآن بزرگ می‌شود و به تعبیر دیگر قرآن را هم تفسیری آزادمنشانه می‌کند.


دوم اینکه محیط مدرسه سانترال و فرانسه بر او تاثیر می‌گذارد و سومین عامل نقش استبداد تاریخی است که همواره در آثارش به آن می‌پردازد و مدام آن را می‌گوید.


از: خداداد خادم


منبع: روزنامه اعتماد، 1 بهمن 397


1885


 

. انتهای پیام /*
 

نخستین نشست وضعیت مقاله نویسی در ایران

انجمن علوم سیاسی ایران برگزار می کند:

نخستین نشست وضعیت مقاله نویسی در ایران

1 از 4

فلسفه سیاسی در عصر فترت

انجمن جامعه شناسی ایران برگزار می کند:

فلسفه سیاسی در عصر فترت

2 از 4

کارگاه آموزشی تخصصی سینما و دیپلماسی

دانشکده روابط بین الملل وزارت امورخارجه برگزار می کند:

کارگاه آموزشی تخصصی سینما و دیپلماسی

4 از 4

تازه ترين مطالب