web
stats
کودکان کار و خیابان؛ پدیده ای عادی یا معضلی پرچالش
en کد مطلب: 58957 | تاریخ مطلب: 1397/11/09
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

کودکان کار و خیابان؛ پدیده ای عادی یا معضلی پرچالش

وجود کودکان کار و خیابان امروز چه در عرصه تولید مثل کوره پزخانه و کارگاه های کوچک مثل فرش بافی و شیشه سازی و مانند آن و چه در عرصه خیابان مثل فروش گل، پاک کردن شیشه ماشین ها، آدامس فروشی و امثال آن در شهرهای بزرگ و کوچک ایران غیرقابل انکار و به پدیده ای عادی تبدیل شده است. کارکودکان نه تنها بنیان طبیعی و حقوقی انسانی را پایمال می کند بلکه تهدیدی جدی برای آینده اجتماعی و رشد و پیشرفت اقتصادی است. براین اساس کارشناسان بعنوان یک معضل اجتماعی به آن می نگرند.

کودکان کار و خیابان؛ پدیده ای عادی یا معضلی پرچالش

وجود کودکان کار و خیابان امروز چه در عرصه تولید مثل کوره پزخانه و کارگاه های کوچک مثل فرش بافی و شیشه سازی و مانند آن و چه در عرصه خیابان مثل فروش گل، پاک کردن شیشه ماشین ها، آدامس فروشی و امثال آن در شهرهای بزرگ و کوچک ایران غیرقابل انکار و به پدیده ای عادی تبدیل شده است. کارکودکان نه تنها بنیان طبیعی و حقوقی انسانی را پایمال می کند بلکه تهدیدی جدی برای آینده اجتماعی و رشد و پیشرفت اقتصادی است. براین اساس کارشناسان بعنوان یک معضل اجتماعی به آن می نگرند.


یونیسف تفاوت قائل است بین کودکان خیابان و کودکان در خیابان. عبدالرحیم تاج الدین مدیر کل دفتر امور حمایتی و توانمندی سازی وزارت تعاون و رفاه اجتماعی می گوید: “کودکان در خیابان که گروه بزرگتری است، کار و تحصیل می کنند و احساس تعلق به خانواده دارند. اما کودکان خیابان بطور معمول جامانده از تحصیل اند و تعلقشان به خیابان بیشتر است.”


آمار منتاقض و نادقیق


آمار دقیقی در مورد تعداد کودکان کار و خیابان وجود ندارد. مرکز آمار ایران در سال ۸۵ اعلام کرد در ایران یک میلیون و ۷۰۰ هزار کودک بصورت مستقیم درگیر کار هستند. مظفر الوندی دبیر مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک در ایران تاکید می کند تا وقتی آمار درست و دقیقی از تعداد کودکان کار وجود ندارد، تصمیماتی که گرفته می شود، درست نیست.


از آنجا که آمار بسیار متناقض و نادقیق است، برخی از کنشگران حقوق کودک مثل فرامرز مرزبان پور آمارها را مورد بررسی قرارداده اند. معمولا آمار کودکان کار بطور عمده کودکانی هستند که از چرخه تحصیل بازمانده اند ولی آمار آموزش و پرورش در سال های اخیر تناقضی را نشان می دهد، این فعال حقوق بشر می گوید: “سه سال پیش مرکز پژوهش های مجلس کودکان بازمانده از چرخه تحصیل را حدود ۴ میلیون نفر اعلام کرد.


اما از آن تاریخ به بعد با وجود اینکه صحبت از مازاد بودن معلمان است ولی شاهد افزایش اعلام آمار دانش آموزان از سوی آموزش و پرورش از سال ۹۱ تا ۹۳ هستیم یعنی بطور میانگین سالی یک میلیون کودک به چرخه تحصیل اضافه شده که با توجه به رشد جمعیت ایران و میزان مرگ و میر غیرعادی و متناقض است. در سال ۹۱ میزان دانش آموزان بیش از ۱۱ میلیون و پانصد هزار نفر، در سال ۹۲ بیش از ۱۲ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر و تعداد دانش آموزان سال ۹۳ بیش از ۱۳ میلیون و ۶۰۰ هزار نفراعلام شد.”


او معتقد است یه آمار کودکان خارج از چرخه تحصیل باید کودکانی را که همزمان تحصیل و کار می کنند، کودکانی که در تابستان کار می کنند، کودکان کار پناهجو و پناهنده افغانی را نیز اضافه کرد. در این سه مورد آمار مشخصی نداریم. ضمن اینکه کودکانی هم هستند که هنوز به سن مدرسه نرسیده اند، اما در مزارع، کوره پزخانه های و قالی باف خانه ها کار می کنند. مرزبان پور می گوید: “آمارهای غیررسمی حاکی از حدود ۴ میلیون کودک کار و خیابان دارد.”


براساس آمارهای بهزیستی، ۷۵ درصد کودکان کار وخیابان سرپرست دارند، ۳۰ درصد این کودکان کار به مدرسه نمی روند، ۳۱ درصد آنها شش تا یازده سال دارند و ۹ درصد آنها زیر شش سال دارند. افزون بر آن ۶۰ درصد این کودکان نان آور خانواده خود هستند که نشان از تنگدستی خانواده هاست


فاطمه دانشور عضو اتاق بازرگانی ایران می گوید: “ ۹۱۵ هزار کودک بعنوان خانه دار به ثبت رسده که ۹۹ درصد آن دختر هستند و آمار بهزیستی در سال ۸۹ خبر از تنها ۶ هزار کودک خیابانی ساماندهی شده می دهد که عملکرد ناچیزی است.” وی تاکید کرد که ۹۰ درصد کودکان کار شب ها به منازل خود بر می گردند.


با توجه به آماری که خبر از ۹۰ درصد کودکان کارمی دهد که دارای خانواده هستند، تصور اینکه آنان از سوی باندهای مافیایی سازماندهی شده باشند اشتباه است. وی معتقد است علت اصلی وجود کودکان کار درایران فقر است و درصد کمی از آنها مورد سوء استفاده باندهای مافیایی قرار می گیرند. او ادامه می دهد: “ ۳۰ درصد کودکان کار دارای والدین با سابقه محکومیت هستند و ۴۰ درصد دارای والدین بی سواد یا کم سواد هستند. متاسفانه کودکان کار درایران روبه افزایش است.”


علل پدیده کودکان کار و خیابان


در شماره ۱۹ سال پنجم فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی یک کار تحقیقی در مورد کودکان کار و خیابان منتشر شده که تحت نظر دکتر سید حسن حسینی جامعه شناس انجام گرفته. جامعه آماری این تحقیق ۵۰۶ نفر در پنج شهر تهران، مشهد، شیراز، اهواز، و رشت بوده و با روش پرسش نامه و جمع آوری اطلاعات صورت گرفته. این پژوهش براساس داده های خود نتیجه می گیرد، ۹۰ درصد پاسخ گویان دارای خانواده و سرپناهی برای سکونت هستند.




بعبارت دیگربرعکس آنچه که در تعاریف آژانس های بین المللی از آن بعنوان کودکان خیابان یاد می شود، آنچه ما با آن روبرو هستیم پدیده کودکان خیابانی است که دارای خانه و خانوداه هستند ولی بیشتر وقت خود را به کار و یا پرسه زنی در خیابان های شهر می پردازند. برخی از این کودکان که تحت تاثیر فشارهای طاقت فرسای اقتصادی هستند، به میل و رغبت خود برای کمک به خانوده و برخی نیز تحت تاثیر اجبار و الزام های والدین و بزرگ ترها به کار کردن درخیابان روی می اورند. آنان با محرومیت از تحصیل به اشتغال در مشاغل کاذب داوطلب می شوند.


یافته دیگر این پژوهش نشان می دهد که به موازات افزایش میزان درآمد سرپرست خانوار بر تعداد کودکان مدرسه رو افزوده می شود و بالعکس از تعداد کودکان ترک تحصیل کرده کاسته می شود. در این تحقیق ۵۵ درصد کودکان را افغان ها تشکیل می دهند.


این پژوهش عواملی مانند فقر اقتصادی خانواده های کودکان خیابان، ناتوانی آنان در انطباق با شیوه های زندگی شهرهای بزرگ، آسیب زا بودن محلات حاشیه شهر و نارسایی نهادهای اجتماعی مانند خانواه و مدرسه و فقدان نظارت کافی از سوی سازمان های مطولی را از عوامل پدیده کودکان کار وخیابان برمی شمارد.


مشکلات بهداشتی


در سال ۹۴ در میزگردی که ایسنا بر روی دو محور “خروج از چرخه تحصیل کودکان کار” و “وضعیت درمان و بیمه کودکان کار” تشکیل داد، عزیز پناه رییس هیات مدیره انجمن حمایت از حقوق کودک تصریح کرد:”طبق تحقیقات انجام شده ۴۵ درصد کودکان کار و خیابان در معرض بیماری هایی نظیر، ایدز، هپاتیت و سفلیس قرار دارند و از بیماری هایی مثل سوء تغذیه، کوتاهی قد، کمبود وزن،مشکلات روحی روانی و بیماری های پوستی رنج می برند.“


او می افزاید، بسیاری از کودکان کار و خیابان در منطقه هرندی بین ۸ تا ۱۰ سال سن دارند، شش ساعت در روز کار می کنند و حتی روزی یک وعده غذای گرم نیز نمی خورند و این موضوع زمینه بروز انواع بیماری هاست.


وی همچنین معتقد است این کودکان دچار بلوغ زودرس بوده و زودتر از سایر کودکان با مسائل جنسی مواجه می شوند که زمینه ساز ورود انواع آسیب های جنسی است. و یکی از اقدامات موثر را آموزش کودک در “نه گفتن” در مقابل خواست های بزرگسالان می داند.


طاهره پژوهش فعال حقوق کودک تاکید می کند، بسیاری از این کودکان بارکش، دیسک کمر دارند و چون امکان دسترسی به مراکز درمانی را ندارند، این روند باعث بروز انواع بیماری ها می شود.


او ادامه می دهد: “بیماری های روانی در این کودکان بیداد می کند، درحالیکه در سالهای گذشته شاهد این تغییر نبودیم، در مواردی این کودکان مجبور به مصرف قرص ها و داروهای گران قیمت روان پزشکی می شوند، اما بخاطر ناتوانی در پرداخت مصرف را قطع می کنند. بنابراین شاهدیم که مشکلات روانی در خیلی موارد حتی پس از مراجعه به پزشک تشدید می شود.”


باید خاطر نشان کرد طبق آمار وزارت بهداشت، تعداد کودکان کار مبتلا به ایدز دو برابر زنان خیابانی مبتلا به ایدز است.


پیمان جهانی حقوق کودک


پیمان جهانی حقوق کودک یک پیمان بین المللی برای دفاع از حقوق کودک است که درسال ۱۹۹۰ به اجرا در آمد و بر ۴ محور بقا، رشد، حمایت و مشارکت استوار است.


ماده ۳۲ پیمان جهانی کودک می گوید: “کودک باید در برابر هر کاری که رشد و سلامت او را تهدید می کند حمایت شود. دولت ها باید حداقل سن کار و شرایط کار کودکان را مشخص کند.” افزون بر آن ماده ۳۶ پیمان تاکید می کند هر کودکی حق دارد از بیمه اجتماعی برخوردار شد.


در سال ۱۳۷۳ ایران به این پیمان پیوست و تعهدات خود را درپیوند با کودکان کار و خیابانی پذیرفت. اما درعمل پس از گذشت نزدیک به دو دهه هنوز آمار دقیقی در مورد این کودکان وجود ندارد.


سن اشتغال کودکان در هر کشوری متفاوت است. در ایران و بسیاری از کشورها تعریف اشتغال کار کودک زیر ۱۵ سال است.


قانون کار درمورد کار کودکان


ماده ۷۹ قانون کار، اشتغال کار کودکان زیر ۱۵سال را ممنوع کرده است. هر چند کارگران شاغل در کارگاه های خانوادگی که کارفرما، بستگان و خویشاوندان نسبی درجه یک باشند، مشمول قانون کار نیست. در نتیجه حداقل سن کار شامل چنین کارگرانی نمی شود.


از سوی دیگر ماده ۸۴ حداقل سن کار در مشاغلی که ماهیت آن برای سلامتی یا اخلاق نوجوانان زیان آوراست را ۱۸ سال تمام پیش بینی کرده که تشخیص آن با وزارت کار و امور اجتماعی است.


آرش فراز دبیر کل مجمع عالی نمایندگان کارگران به اختصاص یارانه به کودکان بعنوان یکی از راههای موثر یاد می کند و معتقد است که ملاک ما در قانون کار باید از ۱۵ به ۱۸ سال افزایش یابد. وی همچنین تصریح می کند که طرح استاد شاگردی وزارت کار عملا اجرای قوانین حمایت از کار کودکان را محدود و آنان را از شمول قانون کار و تامین اجتماعی خارج می سازد.


راه کارهای برون رفت از کار کودکان


یکی از شاخص های اندازه گیری رشد یافتگی در سازمان بهداشت جهانی و یونیسف وضعیت کودکان کشورهاست، مهمترین وظیفه دولت ایجاد حق هویت برای کودکان، صدور کارت شناسایی واجازه تحصیل در مدارس است. اما در عمل شاهد چنین سیاست هایی نیستیم. عبدالرحیم تاج الدین پرداخت مالی برای مشوق تحصیلی به شرط هزینه کرد آن برای تحصیل کودکان را از راه حل هایی می داند که با کمک آموزش و پرورش امکان پذیر است، در عین حال معاون سازمان بهزیستی، پوشش صددرصدی بیمه سلامت ایران ویژه کودکان کار و خیابان شناسایی شده را از طرح هایی دانست که در دستور کار بهزیستی قرار دارد.


امیر محمود حریرچی جامعه شناس با توجه به درآمد سرانه ۱۳ هزار دلاری ایران به ایسنا می گوید:“ نمی توانیم بگوییم پول نداریم. موضوع چگونگی توزیع پول است، در کشورهای خواهان توسعه کار کودکان زیر ۱۵ سال ممنوع است و درمان و بهداشت برای آنان رایگان است.” وی مشکل اصلی را نه قانون بلکه اجرای قانون می داند.




در سطح کلان فرامرز مرزبان پور فعال حقوق کودک در ایران معتقد است دولت تاثیر قابل توجهی در سطح رفاه مردم دارد، دولت با عقد قرادداد کمتر از یکسال می توانست امنیت شغلی کارگران را افزایش بدهد که این موضوع خود به خود بر زندگی کودکان کار که اکثرا از خانواده های فرودست جامعه هستتد تاثیر بگذارد. اما دولت در کمتر از یک هفته زیر فشار صاحبان سرمایه این دستورالعمل را لغو کرد.


او بر این باور است که دولت می تواند بجای برگزاری اردوی راهیان نور یا اختصاص بودجه کلان به معاونت پرورشی و امور تربیتی، آزمایشگاه، کتابخانه و امکانات آموزشی را توسعه بدهند. آموزش و پرورش فقط حقوق معلمان مدارس را پرداخت می کند و مدیران اکثر مدارس مجبورند هزینه های مدرسه را از محل کمک های مردمی (که اجباری شدن) تامین کنند که این موضوع مصداق بارز نقض قانون اساسی و اصل رایگان بودن تحصیلات تا پایان دوره متوسطه است.


وی می افزاید: “دولت می تواند بجای بودجه سرسام آور نظامی و امنیتی به امکانات بهداشتی برای کودکان کم درآمد و سازمان تامین اجتماعی کمک کند. دولت عزم جدی برای کمک به فقرا که شامل کودکان کار هم می شود ندارد، این را می توان از سیاست های اقتصادی دست راستی و نئولیبرالی که تنها به فربه شدن بخش کوچکی از جامعه کمک می کند تشخیص داد.


صندوق بین المللی هم اذعان کرده که رابطه ای بین افزایش تولید ثروت و توزیع عادلانه ثروت وجود نداد. بنابراین موضوع ناآگاهی دولت نیست، بلکه حاکمیت با فقیر تر کردن مردم، نوعی استبداد مبتنی بر فقر و نابرابری اجتماعی و اقتصادی را در سردارد که کودکان خانواده های حاشینه نشین به عنوان فرودست ترین گروه در مناسبات قدرت بیشترین آسیب را می بینند.”


از: پانته آ بهرامی


منبع: یورونیوز


1885 

. انتهای پیام /*
 

نخستین نشست وضعیت مقاله نویسی در ایران

انجمن علوم سیاسی ایران برگزار می کند:

نخستین نشست وضعیت مقاله نویسی در ایران

1 از 4

فلسفه سیاسی در عصر فترت

انجمن جامعه شناسی ایران برگزار می کند:

فلسفه سیاسی در عصر فترت

2 از 4

کارگاه آموزشی تخصصی سینما و دیپلماسی

دانشکده روابط بین الملل وزارت امورخارجه برگزار می کند:

کارگاه آموزشی تخصصی سینما و دیپلماسی

4 از 4

تازه ترين مطالب