web
stats
عقل؛ داور وحی
en کد مطلب: 59900 | تاریخ مطلب: 1397/12/18
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

نگاهی به تاملات کلامی و اندیشه سیاسی خواجه نصیرالدین طوسی؛

عقل؛ داور وحی

شرع در اندیشه خواجه به منظور جبران کاستی های عقل لازم است.بنابراین حکم شرع در این موارد ضروری است چراکه پیامبران برای هدایت انسان ها و تمرکز بر مساله تربیت آنها و نیز عدالت اجتماعی برانگیخته شدند و آنچه ایشان آورده اند هر چند موافق عقل اما در برخی موارد بالاتر از آن است؛ یعنی ساحتی است که قدرت عقل از درک آن عاجز است. با این حال خواجه نصیر عقل را داور وحی قرار داده است.

عقل؛ داور وحی

افلاطون در فقره 544 از کتاب هشتم جمهوری اشاره می‌کند که به تعداد انواع نظام‌های سیاسی، انواع سیرت انسانی وجود دارد. چراکه نظام‌های سیاسی از قبیل آریستوکراسی، تیموکراسی، اولیگارشی و دموکراسی محصول اخلاق و روحیات و خصلت‌های درونی ملت‌ها هستند.


از این بین به زعم افلاطون حکومت آریستوکراسی(حکومت فضلا و نژاده‌ها) که در عصر مدرن به بورژوازی تبدیل یافت، فرهیخته‌ترین نوع حکومت است زیرا مستلزم مردمانی شریف و عادل است.


فیلسوفان و پادشاهی دولت ‌شهر


بازخورد نژادگی و فضیلت‌مندی در نظام سیاسی در تفکر افلاطون، نظریه فیلسوف- پادشاه است که طبق آن فیلسوفان مناسب پادشاهی دولت‌شهر هستند. زیرا مهم‌ترین ویژگی فیلسوفان شناخت هستی لایتغیر سرمدی(حقیقت راستین و یگانه) و عشق به اوست و چون حقیقت با صداقت مطابق است، پس فیلسوف راستین هرگز دروغ نمی‌گوید و آنچه می‌گوید عین راستی و حقیقت است. همچنین اهل اعتدال، خویشتن‌داری، شجاعت، هوشیاری و زیبایی است. درنهایت، ذوق و اشتیاق فیلسوف به دانایی است و بالاترین لذّت و ابتهاج او لذّت روحی است و از امور فرومایه و نیز جسمانی برحذر است.


سپس افلاطون به دگرگونی حکومت‌ها اشاره و تلاش می‌کند، میزان اخلاقی و فرهیختگی مردمان را بر آن اساس داوری کند؛ مثلا حکومت تیموکراسی(حکومت سلحشوران یا جاه‌طلبان) که محصول تزلزل آریستوکراسی است به مرتبه جنگاوران و نظامیان روی می‌آورد و به درد روزهای جنگ می‌خورد بنابراین نژاده‌های فاضل و فیلسوف طرد خواهند شد و جامعه به سمت جنگاوری پیش خواهد رفت تا فضیلت و دانشوری. به همین ترتیب در تبدیل بعدی یعنی اولیگارشی یا حکومت اقلیت‌ها، پول و سرمایه اولویت خواهد بود که طبیعتا اختلاف شدید طبقاتی به همراه خواهد داشت.


نهایتا تبدیل حکومت به دموکراسی با نظر به تضعیف بنیادهای فضیلت و دانش، محصولی بیش از خودخواهی، بی‌بندوباری و ارضای هوس‌ و زیاده‌خواهی نخواهد داشت. بر این اساس حکومت برخاسته از خاصیت اجتماعی بودن انسان است. زیرا به تعبیر ابن خلدون در مقدّمه، عمران یا اجتماع و با هم سکونت گزیدن از تمایزات مهم انسان است. لذا حکومت باید به سیاقی پیش رود که این خاصیت محفوظ شود وگرنه اگر به فردیت بازگردد به هرج و مرج دچار خواهد شد.


 آرای سیاسی خواجه ‌نصیرالدین طوسی


 خواجه‌نصیرالدین طوسی در آرای سیاسی خود این ویژگی مهم را مطمح نظر قرار داده است. او پدیده‌های انسان، اجتماع و حکومت را به عنوان پدیدارهای مهم شناختی که سطح‌شان بالاتر از مقولات اولیه شناختی(یعنی ماهیات محسوس یا معقولات اولیه) است، معرفی و کاوش می‌کند.


انسان‌ها ناظر به خاصیت اجتماعی بودن‌شان نیازمند نوع‌گرایی، همزیستی، همکاری و همیاری هستند و وقتی بینشان تمدّن حاصل شد، که این مستلزم وجود انواع سلایق و صنایع و آرا و افکار متفاوت بین آنهاست، باید تقسیم نقش و کار صورت گیرد و این مهم با «سیاست» صورت می‌پذیرد، چنانکه خواجه در اخلاق ناصری می‌گوید:«پس بالضروره نوعی از تدبیر باید باشد که هر کدام را به منزلتی که مستحق آن است، قانع کند و به حق خویش رساند و آن تدبیر را سیاست خوانند».


نکته مهم در اینجا این است که انسان بما هو انسان طبیعی مساله امر سیاسی نیست زیرا لازم‌الاجتماع بودن انسان مستلزم طبیعت حیوانی او نیست. چراکه غریزه طبیعت را هدایت می‌کند بلکه آنچه که می‌تواند اجتماعی بودن انسان را به نحوی شایسته توجیه کند همانا نیروی تعقّل یا قوای عقلی است که شاخصه اصلی انسان است. سیاست لازمه اجتماعی بودن انسان است و لازمه سیاسی بودن انسان همانا عاقل بودن اوست.


 البته این نکته را باید خاطرنشان کرد که خواجه، غریزه را نیز از منابع سیاست دانسته اما آن مربوط به بحث اداره کردن کشور است که توضیح آن خواهد آمد.


 علی‌ای‌حال خواجه‌نصیر نقش عقل را در خلق و خو و وضعیت سیاسی انسان‌ها بسیار مهم می‌داند. او به سبک ارسطو و مشاییان عقل را به دو جنبه نظری و عملی تقسیم می‌کند:


 1- کمال قوه نظری شناخت هستی و موجودات و مراتب آنها و حقایق موجود.


 2- غایت و کمال شناخت عملی نیز که انسان به وسیله آن «قوا و افعال خویش را مرتب و منظوم گرداند تا با هم موافق و مطابق شوند و بر یکدیگر غلبه نکنند و آنگاه به درجه اکمال غیرخود با تدبیر امور منزل و مدن برسد و احوالی که به اعتبار مشارکت پیش می‌روند، منظوم گرداند و عموم به سعادتی که همگنان در آن شریک‌اند، برسند». محصول مشترک این دو قوه همانا غرض وجودی انسان است که «به انفراد خویش عالمی شود بر مثال این عالم کبیر و استحقاق آنکه او را عالم صغیر خوانند و چنین کسی خلیفه خداست و قبول فیض خداوند خویش را مستعد شود و حجابی بین او و معبود حایل نشود و این سعادت اقصا است که نوع مردم را ممکن است».


 عقل نظری و عقل عملی در اندیشه خواجه‌ نصیر


 پس مبدأ کمال انسان همانا عقل نظری و مکمّل آن عقل عملی است تا سرانجام «حکمت» که به معنی تحقّق بیرونی آن کمال است، حاصل‌ آید. پس حکمت حاصل همکاری عقل نظری و عقل عملی در انسان است. بر اساس چنین حکمتی، قوای شهوانی و غضبی انسان تعدیل خواهد شد؛ چراکه انسان اجتماعی نیازمند ادب و نظم و هماهنگی در گفتار و کردار و افکار است و بدین‌ترتیب تشخیص مصالح و مفاسد نیز ممکن خواهد شد.


 این معیارها- همان‌ طور که در «فیلسوف نژاده حاکم» افلاطون نیز مشهود است- نشان می‌دهد که سیاست به حکم عقلانیت انسان نیازمند فرهیختگی و تأدّب و آگاهی است و شایسته کسی که مقهور قوای شهوانی و غضبی باشد نیست؛ چنانکه افلاطون حکومت نظامیان و متموّلان را به همان اندازه که اسیر نیازهای تک‌بعدی و فردانی هستند ناقص و مخرّب برمی‌شمارد؛ باورهای نظامی هر چند به کار روزهای جنگ ‌آید، وانگهی در ایام صلح که تدبیر دولت‌شهر باید بر مرامی غیرنظامی باشد به کار نخواهد آمد. همچنین پول و سرمایه نیز نیاز تامّ حکومت نیست و یکی از نیازهای آن است.


همان ‌طور که خواجه نیز تصریح می‌کند، نیروهای نظامی و اقتصادی از نهادهای اساسی حکومت- به تعبیر او مدینه فاضله- هستند. بنابراین یک حکومت کامل یا همان مدینه فاضله باید محدود به یکی از این نهادها نباشد و بلکه مجموع مشارکت این نهادها زیر لوای خردمندی و قانون و رهبری امام معصوم باشد.


لوازم مهم سیاست در نظر خواجه ‌نصیر


خواجه‌نصیر لوازم مهم سیاست را مبتنی بر این 3 اصل می‌داند: ناموس(قانون)؛ حاکم(دولت)؛ دینار(سرمایه) و از سوی دیگر منشأ سیاست را نیز 3 قوه غریزه، عقل و شرع(وحی) برمی‌شمارد. غریزه به معنی وجود انگیزه‌ها و دواعی مختلف است و آن موجب تعارض و تزاحم منافع فردی و گروهی که نهایتا باعث خروج از اعتدال و غلبه شهوات و تولید هرج و مرج است بنابراین غریزه باید توسط ناموس یا قانون مهار و تعدیل شود. پس نتیجه غرایز این است که حاکم قوانینی را وضع کند.


این قوانین موجب رعایت اعتدال در رفع نیازها و در روابط بین فردی جامعه خواهد شد. سپس عقل بنیاد نهادهای مدنی و سیاسی و راهبردی جامعه و حکومت را برخواهد ساخت تا جامعه و حکومت قوام گیرند. این ساماندهی نهادی و تشکیل اصول و قوانین و ساختارها بر اساس حکمت نظری است و کنترل محتوای این اصول به لحاظ میزان عدالت و مصلحت اجتماعی مردم و جامعه کار حکمت عملی است. چنانکه خواجه می‌گوید:«بر پادشاه واجب بود که در حال رعیت نظر کند و بر حفظ قوانین معدلت[اعتدال] توفّر نماید، چه قوام مملکت به معدلت بود».


شرع نیز به منظور جبران کاستی‌های عقل لازم است و خواجه دلیل ضرورت آن را کثرت منابع ادراکی انسان و آگاهی‌های متفاوت و نیز انگیزه‌های متنوع و گوناگون می‌داند که موجب اختلاف و دشمنی و بر هم خوردن نظم و انتظام اجتماعی خواهد شد بنابراین حکم شرع در این موارد ضروری است. چراکه پیامبران برای هدایت انسان‌ها و تمرکز بر مساله تربیت آنها و نیز عدالت اجتماعی برانگیخته شدند و آنچه ایشان آورده‌اند هر چند موافق عقل اما در برخی موارد بالاتر از آن است؛ یعنی ساحتی است که قدرت عقل از درک آن عاجز است. با این حال خواجه‌نصیر عقل را داور وحی قرار داده است.


 نقش عقل در اندیشه خواجه


 عقل تنظیم کننده اجتماعات انسانی و عامل شکل‌گیری جامعه مدنی است. طبق نظر خواجه‌نصیر اجتماعات مدنی دارای ویژگی‌های مهمی از قبیل محبت، صداقت، عدالت، سیاست و قانون هستند و با نظر به منشاییت غریزه و عقل و وحی در امر سیاسی، عقلانیت در روابط و ساختارها باعث بقای جامعه خواهد شد. حکمتی که مقتضای وجود حاکم است، او را وادار به متابعت از ناموس الهی و قوانین و مقرّرات مقدّر به آن ناموس الهی خواهد کرد و او قوای نفسانی خود را به پیروی از قوه عقل وادار خواهد کرد تا قاعده هماهنگی و اعتدال مانع از سرگردانی او در گرایش به قوای درونی خود و همین باعث ایجاد انصاف و عدالت در او شود.


بنابراین ‌بار سنگین حکومت بر دوش عقل است و حاکم باید عاقل باشد. این عقلانیت مبتنی بر سیر مراتب وجودشناسی و آگاهی در فرد حاکم است که بدان وسیله از اقسام و مراتب موجودات(مادی و روحانی) و مبادی آنها آگاه شده و به قاعده اصل علیت به مبدأ اولیه هستی می‌پردازد و در سلسله علل به واجب‌الوجود می‌رسد که منشأ همه‌ چیز و اصل بنیادین سیاست است بنابراین، این عقل در ساحت و جهت امر الهی است و از سوی دیگر تنظیم‌کننده، غرایز سطحی و فرودست انسانی و بالابرنده او به سمت امر متعالی و فرهیختگی است؛ «انسان را شایسته آن است که با وجود قوای عقلی، قوای حسّانی و جنبه‌های استحسانی و شخصی خود را به جانب امور عقلی و الهی و کلّی تأدیب نماید و اصل وجود جامعه نیز رسیدن به چنین هدفی، یعنی فضیلت و ارزشمندی در حیات دنیوی سپس نضج مراتب روحانی است.»


مدینه فاضله و مدینه فاسقه


 از این رو خواجه‌نصیر مدینه فاضله را مدینه‌ای می‌داند که بر اساس قوه عقل اداره شود و مدینه‌هایی که بر اساس قوه شهوت اداره شوند را فاسقه می‌نامد. افراد مدینه فاضله هر چند باورهای بنیادی مشترکی همچون حقانیت خداوند و معاد دارند و همگی اراده به خیر و راستی دارند و معیارشان برای داوری حق از باطل عقل است؛ چه حسن و قبح امور به زعم خواجه عقلی است، وانگهی در میزان این باورها به صورت تشکیکی عمل می‌کنند و درجات باور در آنها می‌تواند، متفاوت باشد.


به همین دلیل خواجه افراد مدینه فاضله را به ترتیب از بالاترین شدت باور تا ضعیف‌ترین باور به این قسم افراد تقسیم می‌کند: افاضل حکما، اهل ایمان، مستضعفان و نمودگرایان(افراد سطحی‌نگر). اینها شاید از فرقه‌ها و گروه‌های متفاوت باشند اما همان ‌طور که گفته شد از یک عقلانیت مشترک در باب باورهای بنیادین اعتقادی برخوردارند و همگی تابع امر حاکم مدینه و قوانین آن هستند. چنین مردمانی که تابع عقل شده‌اند، اقتدا به رییس مدینه و دوری از تعصّب و تعاند و نیز همدلی و اتفاق نظر را وجهه عمل و نظر خود قرار داده‌اند و از تفرقه و بی‌قاعدگی به دور هستند.


این فرهیختگی که محصول قانون و عدالت اجتماعی نضج گرفته از عقل و وحی است همچنین برخاسته از ویژگی‌های خود مدینه نیز هست؛ زیرا مدینه فاضله به حسب عقلانیتی که در پس شکل‌گیری آن نهفته دارای اهداف و سیاست‌های مدوّن و مشخص و نهادهای مورد نیاز و ثبات سیاسی و تعامل قانونی است و برخلاف عقل و قانون عمل نمی‌کند. این مدینه در بخش سیاسی حاوی این نهادهاست؛ نهاد رهبری که در رأس آن فردی حکیم و عاقل و شجاع قرار دارد و رییس عظماست سپس شوراهای مرتبط با نهاد رهبری اعم از ریاست سنّت، ریاست اصحاب سنّت و ریاست غیرعظمی(ارگان‌ها و نهادها و سازمان‌های مرتبط با ریاست عظما) قرار دارند.


در افعال این کارگزاران حکومتی رعایت نظم و سلسله مراتب امری ضروری است. همچنین مشارکت نخبگانی و عقلایی در نهاد رهبری نشان از احترام به گوناگونی نیازها، علایق و سلایق افراد است که اگر زمانی غریزه کامجو خواست در امر سیاسی شیطنت و زیاده‌خواهی کند و شرع نیز مانع اخلاقی و روانی حاکم یا حاکمان نتوانست شد چراکه هر آینه ممکن است انسان با وجود علم و حتی ایمان به چیزی، خلاف آن عمل کند، آنگاه این ساختارهای عقلانی مانع از تغابن فرد یا افراد و مانع از سقوط مدینه شوند.


مراتب بعدی ساختار سیاسی مدینه شامل نهاد ذوی‌الالسنه یا فرهنگیان و مبلّغان هستند که مردم را به امر کمالی و فرهنگی و دینی دعوت می‌کنند و سعی در استعلای اخلاقی و رفتاری مردمان عوام و فروتر دارند؛ صاحبان علومی همچون فقه، خطابه و شعر سپس نهاد مقدّران یا دیوان محاسبات، مجاهدان(نظامیان) و مالیان یا اقتصاددانان قرار دارند.


لایه‌های سه ‌گانه مدینه فاضله


 پس مدینه فاضله دارای 3 لایه مهم سیاسی برخاسته از 3 منشأ آن یعنی غریزه، عقل و وحی است و این مراتب عوامل مهم رشد آگاهی و فرهیختگی و تأدّب و التزام به قوانین در جامعه هستند:


 1- لایه اول(سیاست طبیعی) که به مسائل طبیعی و ضروری افراد جامعه به لحاظ جسمی، جانی و امنیت و سلامت می‌پردازد.


2- لایه دوم(سیاست عقلی) که معطوف به تحصیل فضایل و کمالات عقلانی و نفسانی و تقویت روحیه تفکر و تعقّل در افراد مدینه است.


3- لایه سوم(سیاست الهی) که رسیدن به شأن خلیفه الهی بودن انسان و تسلیم و یگانگی خداوند است.


 بنابراین بر اساس حکمت مندرج در ماهیت و هویت جامعه فاضله مدنی که برخاسته از حکمت نظری و عملی است، مدینه و نظام سیاسی آن باید فرد را از مرتبه حسی به عقلی سپس الهی سوق دهند و فرد نیز به عنوان شهروند مدینه باید به مدد عقل از حس تعالی جوید و در پی نیل به غایات الهی باشد.


وجود چنین آرمان‌های مشترکی بین افراد مدینه و نیز درون ساختار رهبری مدینه موجب اتحاد و وفاق میان جامعه و رشد و شکوفایی آن خواهد شد و در این مدینه هر کسی به حسب وظایف خود باید عمل کند و در عین حال منافع جمع و مدینه را نیز در نظر داشته باشد.نکته مهم در اهمیت دادن خواجه به نقش عقل این است که حواس و دواعی مختلف و به عبارتی هوس‌های فردی و سلایق شخصی در اداره امور مدینه خدشه وارد نکنند و کارگزاران حکومتی بر اساس معیارهای مشخص عقلانی و وحیانی عمل کنند.


همچنین وجود عدالت در مدینه نیز مستلزم داوری عقل در رسیدگی به امور است تا هم منطبق بر نیازهای مدینه و هم نیازهای افراد و میزان آگاهی و درک وجودی آنها باشد. این مساله همان ‌طور که گفتیم، دغدغه افلاطون نیز بوده و او نیز مثلا جنگاوران را از اجزای نهادهای مدینه و نه رییس کل مدینه می‌دانست. خواجه نیز تأکید دارد که جنگاوران و نظامیان نباید به عنوان مدبّران امور سیاسی قرار گیرند زیرا اعتدال جامعه را به هم می‌ریزند. به همین ترتیب اقتصاددانان نیز باید در طول نظام به انجام وظیفه مشغول شوند نه در عرض آن زیرا آنها نیز از اجزای ساختاری مدینه هستند و باید تابع مدینه باشند نه حاکم آن.


 خواجه ‌نصیرالدین طوسی و امام محمد غزالی


 در پایان ذکر این نکته خالی از لطف نیست که خواجه‌نصیر با علایق شیعی و فلسفی خود- برخلاف غزالی در قرن ششم که هم اهل سنت و جماعت و هم عاشق تصوّف شده بود- در دوران حکومت ظاهری‌گری دینی بر جهان اسلام در قرن هفتم و جمود اندوهبار ناشی از آن که محصول فقه اشعری بود همچنین در دوران تلخ حمله مغول، یکی از ناجیان بزرگ تمدّن و حکمت اسلامی و انتقال آن به نسل‌های دیگر بوده است. ایامی که خواجه در قلاع اسماعیلیان زندگی می‌کرد، حمله مغول آغاز شد.


شاید نحوه برخورد خواجه با قوم مغول که به طور مداوم در پی تاراج و خونریزی و قتل‌عام بودند، درس خوبی برای سیاستمداران باشد. زیرا خواجه با تدبیر و حکمت خود مانع بسیاری از خونریزی‌ها و قتل و کشتارهای بعدی شد. همین تدبیر خواجه باعث شد بعد از سقوط بغداد و پایان خلافت عباسی در قرن هفتم و تضعیف مذهب تسنّن، مذهب شیعه راه رشد و شکوفایی پیش گیرد و بعد از آسیب‌های شدیدی که بر پیکره جهان اسلام وارد آمد- چه از جانب حمله مغول و چه ضعف و فساد درونی حکومت اسلامی- ایران مرکز احیای اسلام و ادامه‌دهنده تمدّن اسلامی شود. خواجه‌نصیر بدون دخالت در امور سیاسی با نفوذ خردمندانه در حاکمان مغول هم باعث برنامه‌های پژوهشی و علمی موثر و بزرگ در جهان اسلام و هم خلق آثار علمی، حکمی، کلامی و فلسفی ماندگار در دوران خود شد و مذهب تشیع را نیز رونق بخشید.


 مدینه فاضله یا اتوپیای دست‌ نایافتنی؟


 اساس حکمت و بینش خواجه‌نصیر همان‌ طور که محقّقان و بزرگان گفته‌اند بر تطابق و گفت‌وگوی عقل و وحی و حفظ اعتدال و احترام به عقاید و باورهای گوناگون عقیدتی و دینی بوده است. مدینه فاضله مورد ترسیم او هرگز یک‌جانبه‌گرا و مبتنی بر یک ایدئولوژی متمرکز و واحد نیست. هر چند اعضای آن مبنای مشترک اعتقادی دارند و آن اعتقاد به یگانگی خداوند و جهان پس از مرگ است.


آنچه این افکار گوناگون را در یک مدینه واحد گرد آورده، یک پروردگار واحد و یک رهبر عاقل و عادل است که قوانین مدینه را از وحی استنباط می‌کند و خط واصل میان او و مدینه و مردم عقل است. عقلی که منطبق با شریعت هم هست. بنابراین چون بنیاد سیاسی مدینه بر عقلانیت است پس جایی برای هیچ نوع منافع فردی و بهره‌برداری و رانت شخصی و خانوادگی یا گروهی و حزبی وجود ندارد زیرا حکم عقل به اولویت منافع جمعی است و اگر در مدینه فاضله چنین رانتی اتفاق بیفتد، آن دیگر مدینه فاضله نیست بلکه به فاسقه تبدیل شده است. همچنین غایت نهایی مدینه وصول به امر الهی است زیرا حکومت از آن خداوند و شایسته اوست و اداره مدینه باید به این سمت و سو باشد. زیرا هدف سعادت قصوای انسان است، البته مشروط بر اینکه مدینه دارای ویژگی‌های لازم اعمّ از رهبری فاضل و عادل و نهادهای سالم عقلانی و اخلاقی و نیز مردمان فرهیخته و با ادب باشد.


 هر چند شاید به نظر برسد چنین مدینه فاضله‌ای همان اتوپیای دوردست ملت‌ها و آرزویی هنوز تحقّق نیافتنی است، وانگهی خواجه عقل را معیار قرار می‌دهد؛ از تربیت و اصلاح فردی و استکمال نفسانی تا زعامت مدینه و ساختارهای اصولی آن و عقل می‌تواند با انتساب به قانون و عدالت راهگشا باشد. البته عقلی که مقید به قوانین شرعی است. بنابراین سیاست تا آنجا که مربوط به لایه‌های طبیعی زندگی بشری است با عقل به نحوی شایسته‌تر پیش خواهد رفت تا با تغلّب، زور و باورهای غیر‌آگاهانه یک‌جانبه به سبک مدینه‌های فاسقه و جاهله.


 منابع:



• ابن‌خلدون، مقدّمه، ترجمه محمد پروین گنابادی، ج1، 1336.


• افلاطون، دوره آثار افلاطون، ج2، ترجمه محمدحسن لطفی، خوارزمی، 1380.


• میر، ایرج، رابطه دین و سیاست: تفسیرهای امام‌محمد غزالی و خواجه‌نصیرالدین طوسی از پیوند دین و سیاست، نشر نی، 1380.


• وفایی، عبدالوحید، خواجه‌نصیر یاور وحی و عقل، امیرکبیر، 1382.


• یزدانی‌مقدّم، احمدرضا، «عقل و وحی در اندیشه سیاسی خواجه‌نصیرالدین طوسی»، سیاست متعالیه، سال اول، شماره دوم، پاییز 92.


• یوسفی، مرتضی، اندیشه سیاسی خواجه‌نصیرالدین طوسی، بوستان کتاب قم، 1380.


• و منابع اینترنتی.


  *************


*اولویت منافع جمعی شرط مدینه فاضله است


*در اندیشه خواجه بار سنگین حکومت بر دوش عقل است و حاکم باید عاقل باشد.


*نحوه برخورد خواجه با قوم مغول که به طور مداوم در پی تاراج و خونریزی و قتل‌عام بودند، درس خوبی برای سیاستمداران باشد. زیرا خواجه با تدبیر و حکمت خود مانع بسیاری از خونریزی‌ها و قتل و کشتارهای بعدی شد. همین تدبیر خواجه باعث شد بعد از سقوط بغداد و پایان خلافت عباسی در قرن هفتم و تضعیف مذهب تسنّن، مذهب شیعه راه رشد و شکوفایی پیش گیرد و بعد از آسیب‌های شدیدی که بر پیکره جهان اسلام وارد آمد- چه از جانب حمله مغول و چه ضعف و فساد درونی حکومت اسلامی- ایران مرکز احیای اسلام و ادامه‌ دهنده تمدّن اسلامی شود.


*خواجه نیز تأکید کرده که جنگاوران و نظامیان نباید به عنوان مدبّران امور سیاسی قرار گیرند زیرا اعتدال جامعه را بر هم می‌ریزند. به همین ترتیب اقتصاددانان نیز باید در طول نظام به انجام وظیفه مشغول شوند نه در عرض آن زیرا آنها نیز از اجزای ساختاری مدینه هستند و باید تابع مدینه باشند نه حاکم آن.


*همان ‌طور که خواجه نیز تصریح می‌کند، نیروهای نظامی و اقتصادی از نهادهای اساسی حکومت- به تعبیر او مدینه فاضله- هستند. بنابراین یک حکومت کامل یا همان مدینه فاضله باید محدود به یکی از این نهادها نباشد بلکه مجموع مشارکت این نهادها زیر لوای خردمندی و قانون و رهبری امام معصوم باشد.


*خواجه نیز تصریح می‌کند، نیروهای نظامی و اقتصادی از نهادهای اساسی حکومت- به تعبیر او مدینه فاضله- هستند.


*خواجه می‌گوید:«بر پادشاه واجب بود که در حال رعیت نظر کند و بر حفظ قوانین معدلت [اعتدال] توفّر نماید، چه قوام مملکت به معدلت بود».


*شرع در اندیشه خواجه به منظور جبران کاستی‌های عقل لازم است و خواجه دلیل ضرورت آن را کثرت منابع ادراکی انسان و آگاهی‌های متفاوت و نیز انگیزه‌های متنوع و گوناگون می‌داند که موجب اختلاف و دشمنی و بر هم خوردن نظم و انتظام اجتماعی خواهد شد بنابراین حکم شرع در این موارد ضروری است چراکه پیامبران برای هدایت انسان‌ها و تمرکز بر مساله تربیت آنها و نیز عدالت اجتماعی برانگیخته شدند و آنچه ایشان آورده‌اند هر چند موافق عقل اما در برخی موارد بالاتر از آن است؛ یعنی ساحتی است که قدرت عقل از درک آن عاجز است. با این حال خواجه ‌نصیر عقل را داور وحی قرار داده است.


از: زهرا قزلباش، دانش‌آموخته فلسفه غرب و پژوهشگر بنیاد دایره‌‌المعارف اسلامی


منبع: روزنامه اعتماد، چهارشنبه 8 اسفند 97


1194

. انتهای پیام /*
 

ایران و دیوان بین المللی دادگستری

دانشگاه تبریز برگزار می کند:

ایران و دیوان بین المللی دادگستری

2 از 4

ایدئولوژی و امر خیالی از لاکان تا آلتوسر

انجمن جامعه شناسی ایران برگزار می کند:

ایدئولوژی و امر خیالی از لاکان تا آلتوسر

3 از 4

یکجانبه گرایی و حقوق بین الملل

دانشکده نفت برگزار می کند:

یکجانبه گرایی و حقوق بین الملل

4 از 4

تازه ترين مطالب