web
stats
ملی شدن صنعت نفت
en کد مطلب: 60542 | تاریخ مطلب: 1397/12/27
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

از دره خرسون تا دره نفتون؛

ملی شدن صنعت نفت

درخشش و جوشش نخستین چاه نفت و پس از آن چاههای نفت دیگر، قدرت های طماع و استعمارگر خارجی را به تحرک هرچه بیشتر به منظور تسلط بر منابع نفتی ایران برانگیخت.از آنجا که بیداری و خودیابی ملتها همیشه مانع از ریشه دواندن درخت استعمار می باشد، با بیداری و به پا خاستن ایرانیان غیور، ایران در میان آن همه گرانباری، در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ راه کمال خود را یافت و در آن مسیر کوشا و پرتوان به پویه برخاست.

ملی شدن صنعت نفت

آنچه همه دارند، این شهر یک‌تنه دارد: نقطه‌ای پالایشگاه و نقطه‌ای دیگر تأسیسات نفت و گاز٫ انواع و اقسام فنّاوری‌های پیشرفته، نیروگاه‌ها، واحدهای تولیدی و صنایع کوچک و بزرگ را در اطراف و اکناف این شهر بزرگ می‌توان دید.


از آن طرف، خیابان‌های شلوغ و نفس‌گیر، پاساژهای پرمشتری شب عید، محصولات لوکس و مدرن، و نیز دکان‌های کم‌رونق کوچه‌های خلوت، و اجناس بُنجل و اسقاطی… همه و همه را در این شهر بزرگ می‌توان شاهد بود.


به‌راستی این چرخة عظیم از هیاهو که در این شهر و شهرهای بزرگ دیگر درگردش است، از کدام مایع، حیات می‌گیرد؟ آن مایع حیات که جان به این پیکر عظیم می‌دمد، از کدام سرچشمة جوشان مشروب می‌گردد؟


پرسشی است که پاسخ آن را در پای نخستین چاه نفت در شهر تاریخی مسجد سلیمان باید یافت؛ در جای جای این شهرِ نفتی، بر فراز کوهها و تپه‌های آن چاههایی سربسته و شریان کشیده دیده می‌شود؛ یادگار دوران گذشته و همه دارای پلاک.


نخستین چاه نفت، قصه دیگری دارد. با دیدن آن تصاویری سایه‌روشن از گذشته‌های دور در ذهن هر ایرانی علاقه‌مند به تاریخ نفت مرور می‌شود. این چاه تداعی‌گر خاطرات خواندنی است که صفحه به صفحه در ذهن انسان ورق می‌خورد؛ چاهی یادگار گذشته‌‌های دور، با دنیایی از خاطره، آکنده از اسرار سر به مُهر که به‌تنهایی سرآغاز تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی در ایران و خاورمیانه شد؛ چاهی به قامت صد و یازده سال قدمت، قرار گرفته در دامن کوههای زاگرس٫ این چاه دکلی را برای همیشه بر دهانه خود پذیرا شد که بعدها نماد تاریخ بلند و پرتلاطم صنعت نفت ایران نام گرفت.


باید این چاه را شناخت و با آن ایجاد نسبت کرد. باید با این چاه که در زمرة اولین‌هاست، به گفت وگو نشست و راهی در دنیای پُر رمز و راز آن گشود. این چاه چیزها دارد برای گفتن که ما ایرانیان را درس‌آموز است. تاریخ این چاه با برگی از تاریخ تحولات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی ما گره خورده است. تاریخ نفت ایران و حتی خاورمیانه از این چاه منشأ می‌گیرد. هر صفحه‌ای از تاریخ بلند صنعت نفت ایران را که ورق بزنیم، نام و نشانی از این نخستین چاه دارد.


اهمیت و نقش مؤثر آن در فرایند توسعه در صبح تاریخی پنجم خرداد ۱۲۸۷ رقم خورد؛ درست زمانی که دو روز به پایان قرارداد هفت سالة دارسی باقی مانده بود. شبی که به آن صبح تاریخی انجامید، هوا گرم و جانکاه بود.


خوابیدن در زیر چادرها در این منطقه بدآب و هوایی برای حفاران نفتی به‌ دشواری ممکن بود. «آرنولد ویلسون» در نقش افسر گارد سایت حفاری، از فرط گرما از چادر خارج شده و به هوای آزاد پناه برده بود. گذشته از وضعیت بد آب و هوایی، نومیدی از وجود نفت در این نقطه، سرمایه‌گذار «ویلیام ناکس دارسی» را از ادامه عملیات حفاری دلسرد کرده بود و چندی قبل با ارسال تلگرافی دستور به جمع‌آوری بساط داده بود؛ اما این تنها نگاه امیدوارانه و روحیة خستگی‌ناپذیر «ویلسون» و «رینولدز» در نقش سرمهندس حفار انگلیسی بود که عملیات حفاری را به پیش می‌برد و سرمایه‌گذار را نسبت به ادامه عملیات تا حدی دلگرم می‌کرد.


آنها هیچ‌گاه باور نمی‌کردند که طلوع آن نقطة تاریخی با چنین شبی پیوند خورده باشد؛ اما دست تقدیر پایان شب دراز و دیجور را به گونه‌ای خوشایند رقم زد و تلاش‌های بی‌وقفه و امیدبخش آنها را به نتیجه رساند.


هنوز چند ساعتی از دل شب نگذشته بود که صدای مهیبی حفاران خسته از کار طاقت‌فرسای روزانه را از خواب بیدار کرد. باورش برای همگان سخت بود. این صدای مهیب در آن سکوت شب، چیزی نبود مگر فوران نخستین چاه نفت که تا ۵۰ پا ارتفاع از بالای دکل حفاری، فضا را می‌شکافت و نفت حاصله را پس از گذشت هفت سال از انعقاد قرارداد، به سر و روی حفاران خسته و خواب‌آلود می‌پاشید.


ویلسون که در آن هنگام خارج از چادر بر روی تخت فلزی خوابیده بود، خواب‌آلوده به سمت چاه دوید، در حالت ترس و شادی بود که مهار خود را از دست داد و به زمین خورد. در اینجا بود که دکتر «یانگ»، در نقش پزشک گروه حفاری به فریادش رسید و به مداوایش پرداخت. در موقعیتی که برق امید سراسر منطقه حفاری را پر کرده بود، همه حفاران دست در دست هم حلقه زده بودند و به دور دکل می‌چرخیدند و آواز سر ‌دادند:OUR OIL! OUR OIL!


فوران نخستین چاه مسجد سلیمان در آن صبح تاریخی همه چیز را برای تنظیم یک گزارش ماندگار، نوید‌بخش و خبرساز مهیا کرد.


نخستین گزارش ارسالی به سرمایه‌گذار با استفاده از عبارت کتاب مقدس شکل گرفت که چنین بود: «به جمله سوم آیه ۱۵ مزمور ۱۰۴ کتاب مقدس مراجعه کنید»؛ اما چرا به رمز؟! لابد گزارشگر نمی‌خواست در آن شرایط بسیار استثنایی کسی به جز سرمایه‌گذار دارسی از این واقعه بزرگ بویی ببرد! گزارش اگرچه به رمز بود، اما با مراجعه به متن کتاب مقدس براساس نشانی داده شده، همه چیز به خوبی مفهوم بود. عبارت آن آیه چنین بود: «نان را از دل زمین بیرون می‌آورد!»


چنان‌که کتاب مقدس نوید داده بود، نفت از عمق ۱۱۷۹ پایی (۳۶۰ متری) خاک سر برکشید و عوامل حفاری را شادمان گرداند. این دمیدن و سر از خاک برآوردن که روزانه استخراج ۳۶هزار لیتر نفت را در پی داشت، خیلی زود در قالب خبری بسیار مهم به سراسر جهان انعکاس یافت و بعدها به عنوان یک روز تاریخی و «زادروز صنعت نفت خاورمیانه» نام گرفت؛ نامی که از یک سو هم حوزه‌های سیاست و اجتماع را ترجمان رنج و حرمان بود و از سوی دیگر هم حوزه‌های صنعت و اقتصاد ایران را مایه رشد و روشنایی.


به‌راستی اگر نخستین چاه نفت در صبح تاریخی پنجم خرداد ۱۲۸۷ فوران نمی‌یافت و برای همیشه قطرات نفت را از سرمایه‌گذاران پنهان می‌داشت، تاریخ نفت ایران چگونه شکل می‌گرفت و ایران امروز در تمامیت خود در چه شرایطی قرار داشت و چرخه عظیم صنعت چگونه در مدار خود می‌چرخید؟


نخستین چاه نفت که امروزه در قالب موزه‌‌ای دیدنی در شهر نفتی مسجد سلیمان برای علاقه‌مندان به تاریخ نفت جلوه‌گری می‌کند، در نزدیکی «دره خرسون» (= خرسان) قرار دارد. دره‌ای در دامن کوههای زاگرس، کم‌و‌بیش خشک و پر پیچ و خم، و کم‌و‌بیش با آثاری از مایع سیاه‌رنگ نفت که در خاک آن پیداست؛ دره‌ای که به گفتة پیشینیان در گذشته‌های دور مملو از خرس و پوشیده از پوشش گیاهی بوده است. اما امروزه دیگر از آنها خبری نیست. مملو از آت و آشغال و فضولات است!


این دره افسانه‌ها دارد؛ نقل است در کناره «دره خرسون» در آن روزگاران دور، کاروان‌هایی برای تجارت از شوشتر به مقصد اصفهان ‌آمد و ‌رفت داشتند. گاه برای رفع خستگی شب را در کناره رود اتراق می‌کردند. از بیم خرس، کاروانیان را زَهره رفتن به انتهای دره نبود. قضا را یک روز افرادی از کاروان چون شیر شرزه انتهای دره را می‌پیمایند، به‌ناگاه در کناره صخره‌ها چشمه‌ای جوشان می‌بینند؛ مخلوطی از آب و ماده‌ای غلیظ و سیاه‌رنگ و بدبو.


این کشف بزرگ رفته رفته کاروانیان را مایه تجارتی دیگر شد و بعدها منبع تحقیق برای «مسیو دمورگان» مستشرق و باستان‌شناس فرانسوی که سرانجام گزارش‌های او موجب جذب سرمایه‌گذاری خارجی در مناطق نفت‌خیز ایران شد. با این کشف بزرگ «دره‌خرسون»، دیگر مبدل به «دره نفتون» شد؛ نامی ماندگار که بر تارک تاریخ نفت ایران می‌درخشد.


درخشش و جوشش نخستین چاه نفت و پس از آن چاههای نفت دیگر، قدرت‌های طماع و استعمارگر خارجی را به تحرک هرچه بیشتر به‌منظور تسلط بر منابع نفتی ایران برانگیخت. از این رو رفته رفته موجی بلند و دامنه‌دار معروف به «موج نفت» درگرفت که تا چند دهه اوضاع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران را از خود متأثر کرد؛ موجی که پدیدآورندگان آن را سه قدرت خارجی آن روزگار یعنی انگلستان، روسیه و آمریکا تشکیل می‌دادند.


هر یک از آنها بر حسب ظرفیت و توان خود به نوبت در مسیر سهم‌خواهی از خوان گسترده نفت موج‌آفرینی کردند و ایران را کانون حوادث تلخ و گرانباری قرار دادند.


اما از آنجا که بیداری و خودیابی ملتها همیشه مانع از ریشه دواندن درخت استعمار می‌باشد، با بیداری و به پا خاستن ایرانیان غیور، ایران در میان آن‌همه گرانباری، در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ راه کمال خود را یافت و در آن مسیر کوشا و پرتوان به پویه برخاست.


از: احمد راسخی لنگرودی


منبع: روزنامه اطلاعات، دوشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۷


1497

. انتهای پیام /*
 

ایران و دیوان بین المللی دادگستری

دانشگاه تبریز برگزار می کند:

ایران و دیوان بین المللی دادگستری

2 از 4

ایدئولوژی و امر خیالی از لاکان تا آلتوسر

انجمن جامعه شناسی ایران برگزار می کند:

ایدئولوژی و امر خیالی از لاکان تا آلتوسر

3 از 4

یکجانبه گرایی و حقوق بین الملل

دانشکده نفت برگزار می کند:

یکجانبه گرایی و حقوق بین الملل

4 از 4

تازه ترين مطالب