web
stats
بهار است و تو هستی و روزنامه هم آیا؟
en کد مطلب: 60586 | تاریخ مطلب: 1397/12/29
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

بهار است و تو هستی و روزنامه هم آیا؟

سلام و احترام به بهار، به روزنامه نگاران امروز و فردا، به نسل هایی که آمده اند و من آنان را داناتر و خلاق تر از دیروزی ها می دانم؛ آنانی که جوان تر از بهار و گرم تر از تابستان هستند، آنان که قرار است به روزنامه نگاری دوباره اعتلا بخشند، بهار را شکوفا، کاغذ را معنی و پیام را زندگی کنند.

بهار است و تو هستی و روزنامه هم آیا؟

هستی رسانه‌ای ما آیا در خطر پاک‌شدن و فراموشی است و ما بهارندیده به پاییز رسیده‌ایم؟ هستی رسانه‌ای ما در جدال کارکردهای فرهنگی و اجتماعی با عناصر ضداجتماعی و فرهنگی دارد از پای درمی‌آید چون بی‌قدرت شده است؟ یعنی ضدقهرمان‌ها به پیروزی رسیده‌اند و روزنامه‌ها را باد با خود برده است؟


یک پاسخ ساده و صریح می‌گوید متأسفانه ممکن است چنین باشد. ما می‌پرسیم چرا؟ خانواده ما روزنامه‌نگاران مغموم و مأیوس می‌پرسند، چرا؟ پاسخ سریع و ساده این است: چون آنچه می‌نویسید کارکرد ندارد؛ شما برای مدیرانتان می‌نویسید، نه مخاطبان!


ما می‌گوییم به علت‌ها و معلول‌ها توجه کنید. جواب ساده و آسان این است: البته ضعف و زبونی تنها زاییده ترس نیست، تحریم‌ها و گرانی کاغذ، خط‌قرمزها، مخاطبان خسته از تکرار برشمردن علت‌ها و معلول‌ها، اینها و اینهای دیگر روزگار روزنامه‌های کاغذی ما را بیمناک کرده است.


البته کارگران چاپخانه‌ها هم وضعشان بدتر از کاغذنوشته‌های خط‌خورده است؛ کارگران دیگر و حتی موزّعان روزنامه و خریداران کاغذباطله که روزگارانشان جدول کلمات متقاطع است، این را همه می‌دانند؛ کارمندان ثبت احوال که کم‌کار شده‌اند، کارمندان شیلات که چون ماهی‌ها لیز خورده یا به تله و تور چینی‌ها افتاده‌اند؛ یعنی همه در کلیت خود بیمارند، با این وصف آیا ما روزنامه‌نگاران در آستانه بهار همچنان خودستاییم و راجع به هرکسی و هر چیزی اظهارنظر می‌کنیم در‌حالی‌که همه‌چیز و همه‌کس را نمی‌شناسیم، چون در مرحله تقلید از آزادی بیان، نه تنها آزادی که بیّنان بیان را آزرده و ناامید کرده‌ایم.


- آیا بهار پیش‌رو، پاییز رسانه‌هاست؟


- شاید!


- شاید اگر آزادی بیان همچنان نامفهوم و کاغذ کمیاب و مخاطب نایاب باشد.


من اما به میمنت بهار در پیش‌رو، خودم را دلداری می‌دهم چنین نخواهد شد. بهار، بهار است، وقتی نوروز در پیش است. بهار نمی‌تواند بی‌برگ، بی‌شکوفه و بی‌ثمر باشد؛ یعنی ما با همه تفاوت‌هایمان سر از بهار درمی‌آوریم. مگر می‌شود بهار باشد، شما نباشید، روزنامه نباشد.


ما ناچاریم به عادت دیرین پای سفره هفت‌سین بنشینیم، همان‌گونه ‌که می‌باید غبار از آینه، طاقچه و پنجره بگیریم، همان‌گونه که ممکن است تنگ بلور بدون حضور ماهی قرمز، همنشین سیر و سماق امسال باشد تا یادمان بیاید با همه ندانستن‌ها و با همه کژتابی‌هایمان ناچاریم امیدوار باشیم چون رهایی و کامیابی حق ماست.


تا یادمان بیاید خیلی کم و خیلی زیاد، هر چیزی را خواب و خراب می‌کند. تا فراموش نکنیم خشم با بی‌عدالتی به فرجام می‌رسد و نیز برای هزارمین بار با خود بگوییم عجیب‌ترین رویداد در اطراف ما موفقیت احمق‌ها و شکست دانایان است.


به‌هرحال وقوف بر نادانی عین دانایی است و دانایان در هر دو جهان رستگارانند، پس در دقیقه اکنون، من و ما ناچاریم امیدوار باشیم و صبور، امیدوار باشیم و پرتلاش تا از شر ناامیدی خلاص شویم.


می‌دانم همه کسانی که با ما می‌خندد، دوست ما نیستند اما به‌هرحال بهار می‌آید و تو می‌آیی، شکوفه و سیب می‌آید حتی اگر ما مکدر باشیم، حتی اگر وجدانمان کمی زخمی باشد و باید و باید آن را ترمیم کنیم، حتی اگر دشوارترین کار باشد.


اصلا باید به خودمان سلام کنیم و به خود مژده بدهیم در آینه‌های روبه‌رو که فردا روز دیگری است و به دیدن دوستانمان برویم و با دشمنانمان دم دکه‌های روزنامه‌فروشی قرار بگذاریم و با هم روزنامه صبح برگیریم، چون تفاهم با دیگران آشتی با دانایی است، چون آشتی با دوستان قهرکرده چشم‌پوشی از نخوت و توهم قدرت است؛ این را در تحلیل همه روزنامه‌ها خواندیم، درسالی که نامش ٩٧ بود. 


نکته؛ با همه کج‌خلقی‌های روزگار تلخ نباید همچنان دلخوش به مواهب گذشتگان یا نعمت دست‌سازهای آن‌سوی مرزها بود، ما باید خود خلاق و سازنده باشیم و نباید از تاریخ بیرون برویم؛ باید تاریخ بسازیم، روزنامه بنویسیم.


راست این است من همچنان بر این باورم عظمت روزنامه‌نگاری را دوباره می‌توان بازیافت چون هنوز کاغذ روزنامه وارد می‌کنیم؛ حتی در تنگنای کمی و کاستی‌هایی که ما را فسرده‌اند. باور دارم که روزنامه‌ها از صف ارتباطات خارج نمی‌شوند، چون دانشکده‌های روزنامه‌نگاری هنوز هستند، چون دکه‌ها همچنان روزنامه‌چین هستند، چون کار روزنامه‌نگار اعتراض و تفاهم، جهت‌دادن به افکار عمومی برای پیش‌رفتن و پیشرفت است؛ پس اجازه بدهیم حالمان با دست‌کاری احوالمان و با مساعدت درک و دریافت‌های زمانه کمی بهاری شود تا برسیم به سالی که نامش ٩٨ است.


یادمان باشد انکار فرهنگ، ادب و آداب بهار، انکار موجودیت اینجا و این سرزمین است؛ حتی اگر در جهان بدون مرز‌های ارتباطی باشیم.


سلام و احترام به بهار، به روزنامه‌نگاران امروز و فردا، به نسل‌هایی که آمده‌اند و من آنان را داناتر و خلاق‌تر از دیروزی‌ها می‌دانم؛ آنانی که جوان‌تر از بهار و گرم‌تر از تابستان هستند، آنان که قرار است به روزنامه‌نگاری دوباره اعتلا بخشند، بهار را شکوفا، کاغذ را معنی و پیام را زندگی کنند.


از: فریدون صدیقی


منبع: روزنامه شرق، 28 اسفند 1397


1885

. انتهای پیام /*
 

ایران و دیوان بین المللی دادگستری

دانشگاه تبریز برگزار می کند:

ایران و دیوان بین المللی دادگستری

2 از 4

ایدئولوژی و امر خیالی از لاکان تا آلتوسر

انجمن جامعه شناسی ایران برگزار می کند:

ایدئولوژی و امر خیالی از لاکان تا آلتوسر

3 از 4

یکجانبه گرایی و حقوق بین الملل

دانشکده نفت برگزار می کند:

یکجانبه گرایی و حقوق بین الملل

4 از 4

تازه ترين مطالب