web
stats
حضرت حافظ در ادبیات روسی
en کد مطلب: 61138 | تاریخ مطلب: 1398/01/31
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

حضرت حافظ در ادبیات روسی

آشنایی نویسندگان و خوانندگان با ادبیات فارسی بیش از یک قرن زودتر از آشنایی نویسندگان و خوانندگان ایرانی با ادبیات روسی صورت گرفت. از آن پس نویسندگان و شاعران روس مجذوب فرهنگ و ادبیات ایران گشتند و به تدریج به شناخت دیگر شاعران بزرگ ایران، از جمله حافظ، روی آوردند، مخصوصاً اینکه انتشار «دیوان غربی ـ شرقی» گوته، آوازة حافظ را به گوش فرهیختگان روس رسانده بود.

حضرت حافظ در ادبیات روسی

آشنایی نویسندگان و خوانندگان با ادبیات فارسی بیش از یک قرن زودتر از آشنایی نویسندگان و خوانندگان ایرانی با ادبیات روسی صورت گرفت. در زمان کاترین دوم (حکومت: 1762ـ 1796)، گسترش روزافزون نفوذ و قدرت سیاسی روسیه در سرزمین‌های اسلامی شناخت زبان و فرهنگ ساکنان مسلمان این مناطق را ضروری ساخت. از آن زمان به بعد دانشگاه‌های روسیه آموزش‌های زبان‌های شرقی، از جمله فارسی را ـ که زبان فصاحت و بلاغت تلقی می‌شد ـ در دستور کار خود قرار دادند و فرهیختگان روسیه نیز به ترجمه آثار شرقی، البته به واسطة زبان‌های اروپایی، به‌ویژه زبان فرانسه که زبان فرهیختگان و خبرگان و اعیان و اشراف روسیه بود، توجه ویژه نشان دادند. از آنجا که در فرانسة آن دوره، آثار سعدی بیش از دیگر شاعران ایران زمین مورد توجه بود، نخستین اثر از میان آثار شاعران و نویسندگان ایرانی که به روسی ترجمه شد، سه باب از گلستان سعدی بود.


این اثر در 1796 از زبان فرانسه به روسی ترجمه شد. از آن پس نویسندگان و شاعران روس مجذوب فرهنگ و ادبیات ایران گشتند و به‌تدریج به شناخت دیگر شاعران بزرگ ایران، ازجمله حافظ، روی آوردند، مخصوصاً اینکه انتشار «دیوان غربی ـ شرقی» گوته، آوازة حافظ را به گوش فرهیختگان روس رسانده بود. ترجمة گوته از اشعار حافظ از این جهت نیز حائز اهمیت بود که بسیاری از شاعران و نویسندگان روس در سدة نوزدهم میلادی از ادبیات آلمان و مکتب رمانتیسم رایج در آن کشور تأثیر پذیرفتند و به «سبک شرقی» که تحت تأثیر اندیشة ایرانی بود، متوجه گشتند.


 از نخستین ترجمه‌های غزلهای حافظ به روسی می‌توان به ترجمة آ.ای سنکوفسکی اشاره کرد. سنکوفسکی در سفری به استانبول با ترجمة ترکی دیوان حافظ آشنا شد و در 1820 در شمارة ماه مارس «یادداشت‌های روزانة ولینسکی» مقالة کوتاهی با عنوان «دیوان حافظ شیرازی، شاعر شهیر پارسی‌گو» منتشر ساخت و در آن سه غزل از حافظ را از ترکی به روسی برگرداند.


 پس از سنکوفسکی، در 1828 بستوژیو ـ مارلینسکی پنج غزل را از آلمانی به روسی ترجمه کرد. او همچنین دو غزل دیگر حافظ را از زبان فارسی به روسی برگرداند. آشنایی بستوژیو ـ مارلینفسکی با حافظ این اندازه بود که تأثیرپذیری از حافظ را در اثری چو ملانور بتوان دید.


 از دیگر ترجمه‌های پراکندة ابیات حافظ به زبان روسی می‌توان به کار نیکلای چرنیشفسکی، شاعر و منتقد بزرگ روسیه، اشاره کرد. او در 1863 با استفاده از آثار ادبیات فارسی، به‌ویژه شاهنامه فردوسی، رمان قصه اندر قصه را نگاشت و در آن هم به ترجمة حال حافظ پرداخت و هم غزلهای جداگانه‌ای از حافظ را آورد. او حافظ را در ردیف بزرگترین شعرای مشرق‌زمین ذکر کرده است: «اروپا از خصوص شاعران ما بسیار چیزها شنیده است. چرا آنها نمی‌توانند در صف حافظ و دیگر شاعران جای بگیرند؟» مضاف بر اینها، دمیتری آزنابیشین نیز بعضی از اشعار حافظ را به روسی ترجمه کرد.


 با وجود این، مهمترین و کاملترین ترجمة دیوان حافظ به روسی ترجمة آفاناسی آفاناسیوچ فت است. «فت» بدان روی که خود شاعری بزرگ و در واقع یکی از معروف‌ترین نمایندگان ادبیات روس بود، توانست بیش از پیشینیان به جهان معنوی حافظ راه یابد و ژرفای اندیشه‌های او را دریابد. آشنایی فت با حافظ به زمانی برمی‌گردد که ایوان تورگنیف، نویسندة بزرگ روس، در 1895 ترجمة آلمانی اشعار حافظ به قلم هامر پورگشتال را به «فت» هدیه کرد. فت با مطالعة اشعار حافظ سخت مفتون و شیفتة اندیشه و شعر حافظ گشت و بی‌درنگ به ترجمة غزلهای او از آلمانی به روسی پرداخت و بدین‌ترتیب ترجمة دیوان حافظ را در اختیار اهل ادب روسیه قرار داد و با این کار حافظ‌شناسی را در روسیه وارد مرحلة نوینی ساخت.


 فت در مقدمة ترجمة خویش نوشته است: «دسته گلی از گلهای باغ شاعر فارسی‌سرا، حافظ را که چیده و گرد آورده‌ام، برای داوری به عاشقان واقعی شعر تقدیم می‌کنم و چنین می‌‌اندیشم که اگر سخن کوتاهی که به دریافت مطلب یاری رساند، بر آن بیفزایم، سودمند خواهد بود. من زبان حافظ (فارسی) را نمی‌دانم و از ترجمه‌های آلمانی شاعری بهره برده‌ام که به سبب همین ترجمه‌ها از شعر حافظ در کشور خویش (آلمان)، نام و جایگاهی والا به دست آورده است؛ و همین کافی است تا بپذیریم که او در کار ترجمة غزلهای حافظ تا چه اندازه موفق، و تا چه پایه به منبع اصلی، یعنی غزلهای حافظ به زبان روسی وفادار بوده است.


مترجم آلمانی غزلهای حافظ، در مقام مترجمی امین کوشیده است تا از متن اصلی دور نشود، چونان فارسی‌زبانان بیندیشد و صورت و مانع سخن حافظ را تا حد امکان در ترجمه حافظ کند و منابع استحالة سخنان این شاعر بزرگ گردد. من نیز کوشیده‌ام تا در ترجمة سخنان بلند حافظ، الفاظ و معنا را حفظ کنم، و حتی ساختار شعر و عناصر مربوط به وزن، قافیه و ردیف را نیز از دست ندهم.»


 با اینکه ترجمة فت حافظ‌شناسی را در روسیه به مرحله‌ای نوینی وارد کرد و به آن رونقی بسیار بخشید، اما ترجمه‌های او در آغاز و پیش از آنکه به طور کامل منتشر شود، نظر بزرگان ادب روسیه را جلب نکرد. فت در نوامبر 1895 چند ترجمه از غزلهای حافظ را برای تولستوی فرستاد.


تولستوی خود در جوانی با حافظ از طریق ترجمه‌های اشعار او به زبان‌های اروپایی آشنا شده بود و حتی در رمان آناکارنینا، از زبان آبلونسکی به‌ عنوان آخرین دفاع از خود و برای سرزنش لوین این مصرع از حافظ را تکرار می‌کند: «برو ای زاهد و بر دُردکشان خرده مگیر».


تولستوی با وجود این سابقة‌ آشنایی با حافظ،‌ این ترجمه‌ها را نپسندید. وی که باور نمی‌کرد غزلهای فلسفی ـ عرفانی حافظ را فت عاشق‌پیشه بتواند خوب ترجمه کند، در 20 دسامبر 1859 به ای.‌ باریسوف،‌ یکی از خویشان فت می‌نویسد: «به فت بگویید که خیلی معذرت می‌خواهم، ولی از غزلسرایی حافظانة او خوشم نیامد. در ترجمه‌هایی که فرستاده، معانی عمیق یافت نمی‌شود و رنگ و شکل فارسی در این ترجمه‌ها دیده نمی‌شود»؛


ولی چندی بعد وقتی که مجلة روسکا یا اسلوا (سخن روسی) در شمارة دوم خود، ترجمة 27 غزل حافظ را به قلم فت منتشر کرد، تولستوی از آشنایی بیشتر فت با این شاعر بزرگ ایرانی اظهار رضایت کرد. مارینا ریسنیر ـ ایران‌‌شناس شهیر روسی ـ نیز که ترجمة برخی از اشعار فت را با اشعار فارسی حافظ مقایسه کرده، به این نتیجه رسیده است که فت توانسته روح ملکوتی اشعار حافظ را در ترجمة خود حفظ کند.


فت توانست در پرتو آگاهی از فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی، شماری از مضامین و تصویرپردازی‌های حافظانه را در ترجمة خویش انعکاس دهد. او همچنین توانسته است که چهرة معنوی و ملکوتی حافظ و رندی این شاعر بزرگ را با آرمان‌ها، تردیدها، پرسش‌ها و چون و چراهای خویش درآمیزد و حافظ را به عنوان نماد الهی شاعرانه، به مردم روس، به‌ویژه شاعران و ادیبان این کشور معرفی کند.


 در نظر شاعران اواخر سدة 19 و در اوایل سدة 20 میلادی که در اصطلاح ادبیات‌شناسان روس، «سده سیمین» نامیده می‌شود، چهرة حافظ و اندیشه‌های او دلپسندتر می‌نماید. بسیاری از شاعران این دوره، نسبت به شاعران دورة پیشین، علاقة بیشتری به ادبیات نشان می‌دهند، چنان‌که ویاچسلاو ایوانف، شاعر و نویسندة بزرگ روس، میان مجموعه اشعار فت از حافظ و اشعار شاعر بزرگ آغاز سدة بیستم، مارینا تسوتایوا ویژگی‌های مشترک یافته است.


 با وجود این ترجمه‌های نسبتاً قدیمی از دیوان حافظ به روسی، می‌توان به کاری اشاره کرد که اخیراً محققان روسی در دست انجام دارند. تا جایی که به حافظ‌شناسی در روسیه مربوط می‌شود، مهمترین اتفاق در دورة معاصر، ترجمه کاملی از دیوان حافظ در انستیتوی شرق‌شناسی آکادمی علوم روسیه است. سه تن از ایران‌شناسان برجسته و استادان زبان فارسی در این انستیتو، به سرپرستی پروفسور ناتالیا ایلینیچنا پریگارینا در حال ترجمه آکادمیک حافظ به زبان روسی هستند. تا به حال بیش از 200 غزل حافظ با موفقیت ترجمه شده و ترجمه بقیه اشعار او نیز در دست انجام است. همچنین گفتنی است که نتایج پژوهش در مورد برخی از اشعار و ترجمه و شرح برخی غزلیات حافظ به طور متناوب در مجله ایرانو ـ اسلاویکا متعلق به انستیتو شرق‌شناسی به چاپ رسیده است.


 تأثیر حافظ بر اهل ادب روسیه به این ترجمه‌ها خلاصه نمی‌شود، بلکه می‌توان تأثیرگذاری حافظ بر ادبیات روس را در میان شاعران و نویسندگان بزرگ روسیه نیز سراغ گرفت و اتفاقاً این مهمترین تأثیری است که حافظ بر ادب روسیه نهاده است. به جز آشنایی شاعران و نویسندگانی چون تولستوی، گرتسن (که حافظ را شاعری بسیار عمیق و بزرگ می‌دانست و شعر او را همچون یک «منبع جدید لذت» تلقی می‌کرد) می‌توان به آثار و اشعار مستقلی اشاره کرد که شاعران و نویسندگان بزرگ روسی، همچون پوشکین که او را «خورشید ادبیات روسیه» می‌خوانند، و نیکلای گومیلیوف به نگارش درآورد. به همین جهت در این مقاله به گوشه‌ای از تأثیرپذیری این ادیبان بزرگ روسیه از حافظ می‌پردازیم.


 پوشکین و حافظ


 در میان شاعران قرن طلایی ادبیات روسیه، پوشکین که «همه‌ چیز روسهاست»، بیش از هر شاعر دیگری مضامینی را که نزدیک به شعر و اندیشه حافظ هستند، در اشعار خود آورده است. آشنایی او با شرق در سالهای مدرسه اتفاق افتاد. زمانی که در کلاس‌های درس پروفسور کایدانف بخشهایی از کتاب وی با عنوان راهنمای تاریخ سیاسی جهان تدریس می‌شد.


در این کتاب، کایدانف، به تفصیل از وضعیت ملل آسیایی تا پیش از به قدرت رسیدن کوروش کبیر، شکل‌گیری پادشاهی پارس، اوضاع جغرافیایی و سیاسی ایران باستان در زمان کوروش و پس از آن سخن گفته است. دیگر منبع آشناهی پوشکین با شرق، دمیتری آزنابیشین، پدیدآورندة نخستین فرهنگ لغت فارسی ـ روسی بود. آزنابیشین از نخستین کسانی بود که اشعاری از سعدی و حافظ را به زبان روسی ترجمه و در نشریاتی چون پیک اروپا،‌ فرزند میهن، پیک مسکو، گل‌های شمال و... چاپ کرد.


دیگر شاعران نزدیک به پوشکین نیز به مضامین شرقی علاقه‌مند بودند. یکی از مشهورترین آنها، کوخلبکر است. وی در مقاله‌ای‌ با عنوان «وضعیت شعر تغزلی روسی در دهه‌های اخیر» بر این امر تأکید می‌کند که بررسی شعر شرق، به‌ویژه شعر فارسی، برای رشد و گسترش ادبیات روسی اهمیت بسیار دارد و یادآور می‌شود که اگر بهتر می‌اندیشیدیم و می‌فهمیدیم، خوب می‌دانستیم که فردوسی، حافظ، سعدی و جامی در انتظار مخاطبان و خوانندگان روس نشسته‌اند.


مجلة پیک اروپا نیز نقش ویژه‌ای در آشنایی پوشکین با اندیشه و آثار شاعران پارسی‌گوی ایفا کرد. در سال 1811 مقاله کاملی با عنوان «اندیشه ایجاد آکادمی آسیا در روسیه» در پیک اروپا چاپ شد که در آن زبان و ادبیات و شعر فارسی به تفصیل مورد بحث و بررسی قرار گرفته بود.


در همین سال ترجمة منظومة «لیلی و مجنون» نظامی چاپ شد. در سال 1814 و 1815 ترجمة مقاله‌ای از ژوردن، شرق‌شناس فرانسوی، با عنوان «دربارة زبان و ادب فارسی»، بخشهایی از گلستان سعدی، ابیاتی از شاهنامه فردوسی، سه غزل از حافظ و ترجمة مقالات دیگری از ژوردن درباره تهران و اصفهان به چاپ رسیدند.


 در سال 1825 برای نخستین بار در پیک اروپا سخنان نغز و کلمات قصاری از جامی چاپ شد که ترجمه آنها به روسی از زبان فرانسه صورت گرفته بود. در شماره‌های 5، 6 و 8 سال 1826 این مجله «گلهای شرق» چاپ شد؛ مجموعه‌ای از اشعار فارسی و عربی که از زبان اصلی به روسی ترجمه شده بود. در شماره‌های 21 و 22 همین سال «طوطی‌نامه» به چاپ رسید.


پوشکین با سردبیر پیک اروپا، کاچنوفسکی روابط تیره‌ای داشت و به هیچ‌وجه مجله را تایید نمی‌کرد؛ اما تمام شماره‌های آن در کتابخانه پوشکین یافت شده‌اند. او هرگز خواندن این نشریه را از دست نمی‌داد تا بتواند نقدی کوبنده بر آن بنویسد.


 داستان‌های «هزار و یک شب» نیز که در سال 1704 در پاریس به چاپ رسیده بود، تأثیر ماندگاری در اندیشه و اشعار پوشکین داشت. به هر حال، پوشکین‌شناسان برجسته‌ای چون تاماشفسکی، تینیانوف، میلاخ و براگینسکی در این نکته همصدایند که پوشکین با ادبیات فارسی به‌خوبی آشنا بوده است. تاماشفسکی در کتاب «مسئله زبان در آثار پوشکین»(1956) می‌نویسد: «در اشعار سالهای 20 و حتی پس از آن مهمترین جایگاه از آن آثاری است که بوی شرق می‌دهند. در دوره رمانتیک‌گرایی منظومه‌های اسیر قفقاز و فواره باغچه‌سرا سروده شده‌اند و پس از آغاز کار بر روی یوگنی آنگین، به تأسی از قرآن و درخنکای دلنشین فواره‌ها، سبک شرقی در تمام این آثار کاملا مشهود است.»


 باری، شهرت سالهای جوانی پوشکین بیشتر به واسطه اشعاری بود که در دوره تبعید به جنوب و در قفقاز که برایش تجلی شرق بود، سروده شدند. این اشعار نه تنها محل سرودنشان جنوب بود، بلکه حال و هوای جنوب و ادبیات شرق را نیز با خود داشتند. اشعاری چون: «گل و بلبل»، «از حافظ»، «تاک»، منظومه‌های به تأسی از قرآن، اسیر قفقاز، فواره باغچه‌سرا و... در این دوره سروده شده‌اند.


 دیگر عاملی که سبب آشنایی پوشکین با ادب فارسی و مخصوصاً شعر حافظ را فراهم آورد، مطالعه دیوان «غربی ـ شرقی» گوته، شاعر بزرگ آلمان بود. پوشکین می‌کوشید از طریق ترجمه آلمانی اشعار حافظ و نیز مطالعه دیوان گوته به شناخت حافظ دست یابد. توجه او به «سبک شرقی» که گوته از آن سخن گفته است‌ و نقد و تحلیل‌های شاعران رمانتیک روس از آن، موجب شد که پوشکین بر رمانتیسم غربی و سرانجام ادبیات فارسی به طور عام، و شعر و هنر حافظ به طور خاص، وقوف و آگاهی بیشتری بیابد. این امر موجب دلبستگی شدید پوشکین به شعر فارسی و به‌ویژه اشعار دلکش حافظ شد. دلبستگی پوشکین آن اندازه بود که او در قطعه‌ای اندیشه‌های خود را به حافظ نسبت می‌دهد و دیدگاه‌های خویش را «از حافظ» نام می‌نهد.


 شعر معروفی که در 1829 سروده شد و با مصراع «بندی دام شهوت دروغین مباش...» آغاز می‌گردد. در این شعر پوشکین از رنجها و مصائب خود بدان هنگام که در ارتش روسیه در قفقاز خدمت می‌کرده سخن گفته است: «مضمون شعر پوشکین و لحن ویژه آن حاکی از ستیز و عصیان است، از حضور حافظ در ذهن سراینده آن حکایت می‌کند». به گفته برخی از محققان روس، از قبیل یوری تینیانوف، اوضاع سیاسی روسیه عصر پوشکین و اختناق و استبداد تزارها در اینکه پوشکین در نامگذاری شعر «از حافظ» جانب احتیاط را در نظر بگیرد، بی‌تأثیر نبوده است. بعضی محققان علاقه پوشکین به حافظ را بیش از هر چیز معلول مضامین و اوزان و موسیقی دلپذیر شعر حافظ دانسته‌اند. به همین دلیل است که میان اشعار غنایی هر دو شاعر موارد فراوانی مضمون مشترک به چشم می‌خورد: عشق، هجران و فراق، توصیف زیبایی یار، بی‌اعتنایی معشوق سنگیندل به عاشق، دوست و دوستی، اشعار فلسفی، اشعاری با مضامین مذهبی، اشعاری درباره شعر و رسالت شاعرانه و غیره.


 یادآوری این نکته در اینجا بی‌فایده نیست که عشق مهمترین نقطه مشترک حافظ و پوشکین است، هرچند که عشق برای پوشکین، در سالهای نخست جوانی، مفهومی فراتر از تفریح و شادمانی گذرا نبود. البته با گذشت زمان، عشق در آثار پوشکین تبدیل به مفهومی رمانتیک و اندوهبار می‌شود که همواره یکسویه است و ثمری جز غم ندارد. مرحلة بعدی، گذر از رمانتیسم مغموم به درک مفهوم متعالی عشق است؛ در اواخر دهة 20 قرن نوزدهم، عشق برای پوشکین معادل آزادی است و الهامی فراتر از مفاهیم زمینی. در اشعار عاشقانة این دوره، تصویر روشنی از معشوق نمی‌بینیم و آنچه مهم است، «عشق به تمام کائنات» است که برای رسیدن به آن می‌توان هر مرارتی رااز سر گذراند.


 ادامه دارد...


از: اشرف‌السادات وفایی - بخش اول


منبع: روزنامه اطلاعات، چهارشنبه 28 فروردین 98


1194

. انتهای پیام /*
 

ایران و دیوان بین المللی دادگستری

دانشگاه تبریز برگزار می کند:

ایران و دیوان بین المللی دادگستری

2 از 4

ایدئولوژی و امر خیالی از لاکان تا آلتوسر

انجمن جامعه شناسی ایران برگزار می کند:

ایدئولوژی و امر خیالی از لاکان تا آلتوسر

3 از 4

یکجانبه گرایی و حقوق بین الملل

دانشکده نفت برگزار می کند:

یکجانبه گرایی و حقوق بین الملل

4 از 4

تازه ترين مطالب