web
stats
ماراتن تهران- واشنگتن تا 2020
en کد مطلب: 61196 | تاریخ مطلب: 1398/01/31
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

ماراتن تهران- واشنگتن تا 2020

با افزایش سرعت تحولات در رابطه بین ایران و ایالات متحده و نیز احساس فشار در متن جامعه به خصوص در جهات اقتصادی و بازرگانی که طبعا دیگر وجوه زندگی را نیز تحت تأثیر خود قرار می دهد،اگر این را باور کنیم، قانع خواهیم شدکه ازدیاد فشار ترامپ نه صرفا برای «کشاندن» ایران بر سر میز مذاکره، بلکه انجام این امر در یک سال و نیم پیش رو و پیش از انتخابات2020 است.

ماراتن تهران- واشنگتن تا 2020

با افزایش سرعت تحولات در رابطه بین ایران و ایالات متحده و نیز احساس فشار در متن جامعه به‌خصوص در جهات اقتصادی و بازرگانی که طبعا دیگر وجوه زندگی را نیز تحت تأثیر خود قرار می‌دهد، یک پرسش تقریبا بین تمامی لایه‌های جامعه مطرح است و آن در باب امتداد این خط است و نهایت این داستان که به کجا قرار است بینجامد.


به واسطه مذاکرات محرمانه‌ای که در نیمه دوم سال 91 در عمان بین ایران و ایالات متحده آغاز شد و نهایتا با تغییر دولت و رویکرد آن، به مرور علنی شد و نهایتا به حصول توافق برجام انجامید، این فکر همواره در بخشی از جامعه -که عمدتا به سیاست با دیده تردید می‌نگرند- مطرح است که به واسطه فشار مشابه آن دوران و با توجه به حضور تیم برجسته دیپلمات در قوه اجرائی کشور، مذاکرات محرمانه دور از ذهن نیست.


دیگرانی که امر سیاست را کاملا قطبی و مطلق می‌بینند، به مواضع کاملا سخت از سوی طرفین دعوا معتقدند که بیشتر به مواضع رسمی و رسانه‌ای آنها نزدیک است و از این منظر از هیچ طرف تمایلی برای گفت‌وگو مشاهده نمی‌­کنند و حتی احتمال تنش و تقابل نظامی را دور از ذهن نمی‌دانند.


اما به نظر می‌رسد واقعیت سیاست، به عنوان امری پیچیده و نسبی که گاه موضوع لحظات است و گاه از روندهای بلندمدت پیروی می‌کند، چیزی بینابین موارد فوق است؛ موضوعی که باید در تحلیل رفتار سیاست‌مداران تمام حکومت‌های انتخابات‌پایه (که در این مورد هر دو طرف این‌چنین است) در نظر داشت این است که آنها هم در سیاست‌ورزی خود و هم در تحلیل رفتار طرف مقابل، نیم‌نگاهی به مسائل انتخاباتی و فتح و خلع از قدرت نیز دارند.


انتخابات آمریکا که ترامپ در آن برای دور دوم ریاست‌جمهوری‌اش خواهد جنگید احتمالا مهم‌ترین موضوعی است که جهت‌گیری‌های عمده او و دولتش را در سال جاری تعیین می‌کند.


از این منظر، به وضوح می‌توان دریافت که منظور اصلی ترامپ از افزایش هرروزه فشار بر ایران -از تحریم‌های یک‌جانبه گرفته تا قراردادن سپاه پاسداران در فهرست سازمان‌های تروریستی- احتمالا بی‌قرارکردن ایران برای آغاز مذاکراتی جدید با او و دولتش است؛ بلکه به وسیله‌ آن بتواند آنچه می‌خواست از مذاکره با کره‌شمالی نصیب خود کند به دست آورده و این ناکامی را جبران کند.


باید دانست که رقیب اصلی ترامپ نه ایران، بلکه دموکرات‌های آمریکا هستند. چراکه تقریبا همه تلاش او در راستای پیشبرد راهبرد فردی‌اش است و نه منافع ملی ایالات متحده.


به همین دلیل است که نه تنها کسانی مانند جان کری، ویلیام برنز و وندی شرمن –دموکرات‌هایی که همه از مذاکره‌کنندگان با ایران بودند– به عریانی بر او می‌تازند بلکه دیگرانی مانند نیکلاس برنز نیز به فاصله‌گرفتن آمریکا از اروپا و تضعیف نهادهایی مانند ناتو مرتبا حمله به ترامپ را در محافل جدی سیاست خارجی آمریکا در دستور کار خود قرار داده‌اند.


اگر این را باور کنیم، قانع خواهیم شد که ازدیاد فشار نه صرفا برای «کشاندن» ایران بر سر میز مذاکره، بلکه انجام این امر در یک‌سال‌و‌نیم پیش‌رو و پیش از انتخابات2020 است. البته می‌توان حدس زد که او برای ‌چنینمذاکره‌­ای پیش از انتخابات، حاضر به دادن امتیازات قابل توجهی نیز باشد.


بر همین اساس هر قدر فشارهای تحریمی افزایش یابند، تا پیش از انتخابات احتمال رویارویی نظامی امری بعید می‌نماید مگر آنکه ترامپ فشار دموکرات‌های مجلسین را بر خود زیاد ببیند که رفع مسئله همدستی با روسیه چنین دورنمایی را ترسیم نمی‌کند.


احتمالا تحلیل حاکمیت و به‌خصوص دولت میانه‌رو ایران نیز در توافق با استدلال مذکور، بر عدم پیروزی ترامپ در انتخابات مبتنی است. امری که از نوعی سرمایه‌گذاری بر تعاملات موفق گذشته با دموکرات­‌ها انتخابی عقلانی ساخته و ایران را بر آن داشته که با ندادن آن امتیاز تبلیغاتی که ترامپ می­‌خواهد -یعنی عکس و خبری از قانع‌شدن ایران به مذاکره با او- به طور غیرمستقیم به شکست او در انتخابات کمک کرده و لااقل تا آبان سال آینده در انتظار و احتمالا امید به برد دموکرات‌ها باقی بماند.


این تحلیل سیاسی البته خطیر است، چراکه آنچه تاکنون از فضای سیاسی ایالات متحده مشاهده می‌شود نه محبوبیت ترامپ را کاهش‌یافته نشان می‌دهد و نه کاندیدای دموکرات برجسته‌ای را که بتوان به توان مقابله او با رئیس‌جمهور مستقر امیدوار بود.


باید اذعان کرد که پیروزی و شکست ترامپ در دور دوم ریاست‌جمهوری تأثیر عمده‌ای بر انتخابات 1400 ایران خواهد گذاشت؛ اگر او پیروز شود، واضح است که ناامیدی کنونی اصلاح‌طلبان و اعتدالیون در مشارکت گروه‌های هدف ایشان در انتخابات بیشتر خواهد شد و قاعدتا ناچارند دولت را به فردی از جناح مقابل تحویل دهند که در ادامه، کار سختی در پیش خواهد داشت؛ چه برای مقاومت در مقابل فشار ترامپ و ضمنا متعادل‌نگه‌داشتن سیاست خارجی و هسته‌ای کشور به طوری که دیگر شرکای برجام تا حد کنونی به آن وفادار بمانند و چه برای توافق با ترامپی که دیگر نه تنها استمرارش برای یک دوره کامل دیگر مسجل شده بلکه دلیل چندانی هم برای دادن امتیاز به طرف ایرانی حین هرگونه مذاکره نخواهد دید.


روی دیگر سکه نیز –به زعم من با احتمال کمتر – باخت جمهوری‌خواهان و در نتیجه بازگشت دولت دموکرات به برجام خواهد بود که در آن صورت می‌توان به بازسازی فضای سیاسی و اقتصادی ایران امیدوار بود؛ اتفاقی که در نتیجه آن انتظار رشد اقتصادی و عادی‌سازی در فضای بین‌المللی بسان دولت اول روحانی، بخت مجددی برای گرایش به اصلاح‌­طلبان و معتدلان خواهد آفرید.


به هر حال سیاست خارجی کنونی ایران اگر با بخت نه چندان خوشش، نتوانست بهره‌برداری اقتصادی کشور از برجام را امتداد دهد اما با حفظ اعتدال و متانت خود موفق به حفظ دستاوردهای امنیتی آن به‌خصوص خارج‌شدن از فصل هفتم منشور ملل متحد و نیز مثبت‌نگه‌داشتن فضای بین‌المللی نسبت به خود شده است.


سیاست خارجی معتدل و دارای ابتکار عمل دولت اگر اقتصاد برجامی را از دست داده، توانسته نه تنها از آسیایی‌هایی مانند چین، ژاپن، هند و کره‌جنوبی، بلکه از اتحادیه اروپایی، بریتانیا و حتی دموکرات‌های آمریکا برای خود متحدان بالقوه و بالفعلی بسازد که به محض هرگونه تغییری در وضعیت استثنائی کنونی ایالات متحده به موضع پیش از ترامپ خود بازمی‌گردد و می‌تواند انتظارات بیشتری را در رعایت آن از طرف‌های غربی و شرقی مطرح کرده و بازی بزرگ‌تری را آغاز کند.


با لحاظ این نکته که سیاست بین‌الملل‌ شبیه بازی تنیس نیست که با یک حرکت طرف مقابل، یک حرکت واکنشی لاجرم باشد، بلکه همچون فوتبال نیاز به اصرار در رویکرد و استمرار در عمل و راهبرد دارد تا به نتیجه نهایی دست پیدا کند.


اگر می‌خواهیم در درازمدت به سیاق «برجام پیش از ترامپ» با جهان تعامل کنیم نیاز به ادامه صبر، تانّی و رفتارهای اعتمادسازی داریم که ممکن است در میانه‌ راه دراز خود پدیده‌هایی مانند ترامپ را نیز تجربه کنند. باید با متانت و جدیت توأمان هوشیار بود که ابتکار عمل از دست نرود و کنش‌های ما به واکنش، حتی نسبت به اعمال خارج از عرف و غیرعقلانی طرف مقابل تبدیل نشوند.


از: ساسان کریمی-کارشناس روابط بین‌­الملل


منبع: روزنامه شرق، شنبه 31 فروردین 98


1194

. انتهای پیام /*
 

ایران و دیوان بین المللی دادگستری

دانشگاه تبریز برگزار می کند:

ایران و دیوان بین المللی دادگستری

2 از 4

ایدئولوژی و امر خیالی از لاکان تا آلتوسر

انجمن جامعه شناسی ایران برگزار می کند:

ایدئولوژی و امر خیالی از لاکان تا آلتوسر

3 از 4

یکجانبه گرایی و حقوق بین الملل

دانشکده نفت برگزار می کند:

یکجانبه گرایی و حقوق بین الملل

4 از 4

تازه ترين مطالب