web
stats
قدرتی که «گفت وگو» می آفریند
en کد مطلب: 61202 | تاریخ مطلب: 1398/01/31
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

چه وقت مردم احساس می کنند که «دیده» و «شنیده» می شوند؟

قدرتی که «گفت وگو» می آفریند

یکی از مهم ترین موضوعات در نظریه پردازی های سیاسی و زبانشناسی، نسبت «زبان» و «قدرت» است. از این رو، می توان «توان گفتن» را از «گفته ها» متمایز کرد. و از این منظر می توان گفت جامعه دموکراتیک جامعه ای است که در آن «توان گفتن» جامعه فعال است و طی آن «گفته های» متفاوتی شکل می گیرد.

قدرتی که «گفت وگو» می آفریند

یکی از مهم‌ترین موضوعات در نظریه‌پردازی‌های سیاسی و زبانشناسی، نسبت «زبان» و «قدرت» است. از این رو، می‌توان «توان گفتن» را از «گفته‌ها» متمایز کرد. و از این منظر می‌توان گفت جامعه دموکراتیک جامعه‌ای است که در آن «توان گفتن» جامعه فعال است و طی آن «گفته‌های» متفاوتی شکل می‌گیرد.


 پیش شرط اصلی دموکراسی در هر جامعه «آزادی زبانی» است؛ دلیل این امر هم آن است که واژه‌هایی را که ما در زندگی اجتماعی‌مان به‌کار می‌گیریم، در تاریخ استفاده شده‌اند و به این اعتبار «واژه‌ها» از تاریخ برخوردارند و انباشته از معنا هستند و چون انباشته از معنا هستند به طریق اولی انباشته از منافع هم می‌شوند.


برای مثال، واژه «زن» در دوره قاجار به معنای «ضعیفه»، «منزل» یا «متعلقه» به‌کار برده می‌شد. بعدها، در دوره رضاخان «زن» به‌عنوان «مادام» (یعنی زنانی که لباس مدرن می‌پوشند) معنا پیدا کرد.


در عصر انقلاب، افرادی همچون شریعتی از حضرت زینب(س) حرف می‌زدند و «زن» معنایی انقلابی یافت.


در دوران جنگ تحمیلی «زن» واجد معنای «مادر شهید» شد.


بعد از جنگ در دوره اصلاحات، بحث‌های حقوق زنان و مسائل فمینیستی برجسته شد و «زن» به معنای «انسانی که حق دارد» مطرح شد و...واقعیت این است که واژه‌ها در طول تاریخ‌شان پر از معنا می‌شوند اما گاهی قدرت‌های حاکم یا دستگاه‌های سیاسی نمی‌پذیرند که یک واژه با همه معانی‌اش در جامعه طرح شود و از این رو، عرصه برابری را برای این معانی ایجاد نمی‌کنند؛ چرا که طرح معانی متفاوت یک واژه در پیوند با منافع گروه‌های متفاوت است. بنابراین، همیشه بین «زبان» و «دستگاه‌های سیاسی» رابطه معنا‌داری وجود داشته است.


جامعه دموکراتیک جامعه‌ای است که اجازه می‌دهد معنای متفاوت یک واژه طرح شود، در غیر این صورت دستگاه‌های سیاسی، صداهای مخالف خود را نمی‌شنود. هر جامعه‌ای سطل زباله‌ای دارد که در آن برخی صداها و معانی خفه شده‌اند.


بنابراین، اگر بخواهیم در جامعه‌ای «امید» ایجاد کنیم و مردم احساس کنند که «دیده و شنیده» می‌شوند، باید اجازه دهیم که گروه‌های متفاوت اجتماعی، واژه‌ها را از منظر خودشان معنا و بیان کنند.


اما می‌توان از آن هم فراتر رفت؛ به این معنا که جامعه آزاد جامعه‌ای نیست که لزوماً در آن «صداهای متفاوت» وجود دارد، بلکه جامعه آزاد، جامعه‌ای است که در آن «صداهای متنوع» وجود دارد؛ یعنی صداهایی که از منبع‌های معرفتی متفاوتی برخوردار هستند؛ به‌عنوان مثال، می‌توان صدای زنان را در مقابل صدای مردان داشت.


در این فضا، جامعه دموکراتیک، جامعه‌ای است که در آن «صداهای متنوع» امکان عرضه داشته باشند. برای مثال، سیل پدیده‌ای است که به همه آسیب می‌زند اما طبعاً، کودکان بیش از بزرگسالان، سالمندان بیش از جوانان و میانسالان، زنان بیشتر از مردان و حیوانات بیشتر از همه در معرض آسیب هستند.


اما می‌بینیم که در برخی از گزارش‌های سیل اخیر گاهی سهم مردان بیشتر است و صدا و زحماتشان بیشتر نمود پیدا می‌کند. این در حالی است که صدای گروه‌های مختلف در برخورد با یک پدیده باید به شکلی برابر شنیده شود.


 از این رو، مادامی می‌توان احساس «دیده» و «شنیده» شدن را در مردم ایجاد کرد که آزادی بیان و زبان را در جامعه به رسمیت بشناسیم. ما باید اجازه دهیم زبان یک جامعه دیدگاه‌های خود را در فضای گفتمانی آن جامعه طرح کند.


«آزادی زبانی» به‌طور طبیعی وجود دارد، چرا که ما انسان‌ها برخوردار از «قدرت گفتن» هستیم. اینکه ما از توان گفتن برخورداریم طبعاً می‌توانیم در جامعه سخن بگوییم و دیدگاه‌های متفاوت خلق کنیم. آنجایی این فرآیند مختل می‌شود که در یک جامعه، قدرت حاکمه از آزادی بیان ممانعت کند و اجازه ندهد که صداهای متفاوت در جامعه طرح شوند. حال اینکه چرا برخی از قدرت‌ها اجازه نمی‌دهد صداهای مختلف جامعه امکان بیان پیدا کند یک دلیل عمده دارد و آن اینکه، هر صدا در جامعه منافع یک گروه را نمایندگی می‌کند؛ بنابراین «زبان» پدیده‌ای خنثی نیست و اتفاقاً کاملاً سیاسی است و حتی خودِ سیاست هم امری زبانی است.


«اعتماد» مفهومی است که در جامعه‌شناسی، تحت عنوان «سرمایه اجتماعی» مطرح می‌شود. سرمایه اجتماعی، حاصل جامعه‌ای است که در آن مردم به «گفت‌وگو با یکدیگر» قادر باشند و در مقابل آن جامعه‌ای است که مردم در آن به‌صورت جزیره‌وار درآمده‌اند. واقعیت این است که تا افراد با هم گفت‌وگو نکنند با آرزوها و رنج‌های یکدیگر آشنا نمی‌شوند، ما وقتی گفت‌وگو می‌کنیم تازه می‌فهمیم که کیستیم؟ و دیگری کیست؟


هر قدر زبان یک جامعه فعال‌تر باشد و هر قدر گفت‌وگوی بین قشرها و گروه‌های متفاوت مردم در یک جامعه بیشتر باشد، «سرمایه اجتماعی» و «اعتماد اجتماعی» در آن جامعه بالاتر است و مردم می‌توانند به یکدیگر تکیه کرده و از همدیگر کمک بخواهند. از این‌رو است که به نظر می‌رسد «ادبیات» یکی از مهم‌ترین نقش‌ها را در حیات فرهنگی یک جامعه دارد.


وقتی داستان‌های مردم را می‌شنویم تازه به شناختی از آنان می‌رسیم و به میزانی که گفت‌وگو می‌کنیم و ادبیات می‌خوانیم «انسان»‌تر هستیم.


از: مصطفی مهرآیین عضو هیأت علمی مرکز سیاستگذاری علمی کشور


منبع: روزنامه ایران، شنبه 31 فروردین 98


1194

. انتهای پیام /*
 

ایران و دیوان بین المللی دادگستری

دانشگاه تبریز برگزار می کند:

ایران و دیوان بین المللی دادگستری

2 از 4

ایدئولوژی و امر خیالی از لاکان تا آلتوسر

انجمن جامعه شناسی ایران برگزار می کند:

ایدئولوژی و امر خیالی از لاکان تا آلتوسر

3 از 4

یکجانبه گرایی و حقوق بین الملل

دانشکده نفت برگزار می کند:

یکجانبه گرایی و حقوق بین الملل

4 از 4

تازه ترين مطالب