web
stats
نگاهی به چهار فیلم جشنواره جهانی فیلم فجر
en کد مطلب: 61343 | تاریخ مطلب: 1398/02/05
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

نگاهی به چهار فیلم جشنواره جهانی فیلم فجر

«مهمان خانه ماه نو» به کارگردانی تاکفومی تسوتسویی، «زغال» از اسماعیل منصف، «جای خالی دوست» از محمدعلی طالبی و «پیلوت» از ابراهیم ابراهیمیان از فیلم هایی که بودند که برای نخستین بار در سی و هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر به نمایش درآمدند.

نگاهی به چهار فیلم جشنواره جهانی فیلم فجر

«مهمان خانه ماه نو» به کارگردانی تاکفومی تسوتسویی، «زغال» از اسماعیل منصف، «جای خالی دوست» از محمدعلی طالبی و «پیلوت» از ابراهیم ابراهیمیان از فیلم هایی که بودند که برای نخستین بار در سی و هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر به نمایش درآمدند.


 در این گزارش چهار فیلم به طور مختصر بررسی و تحلیل شده است.


«مهمان خانه ماه نو» فیلمی از یک فیلمساز ژاپنی است که با مشارکت ایران ساخته شده است و داستان یافتنهویت یک دخترنوجوان و مصایب پیش روی آن را بازگو می کند.


 «زغال» یکی از بهترین فیلم های جشنواره جهانی فجر به شمار می رود که مورد استقبال مخاطبان این فستیوال جهانی نیز قرار گرفته است و تلاش های پدر خانواده ای برای دادن بدهی های پسرش را روایت می کند.


 «جای خالی دوست» جدیدترین فیلم محمدعلی طالبی فیلمساز کهنه کار کودک و نوجوان است که به واکاوی خودکشی دو دختر نوجوان در پل چمران شهر اصفهان پرداخته است.


 فیلم «پیلوت» فیلمی ملودرام از گونه رایج شده در سینمای ایران یعنی ژانر اجتماعی است که به دلیل حضور چند بازیگر محبوب و مشهور می تواند در زمره توجه مخاطبان نیز قرار گیرد.


 **فیلم مهمان خانه ماه نو از تاکفومی تسوتسویی


فیلم درام یا کمدی؟


مهمان خانه ماه نو فیلمی است که به عنوان محصول مشترک ایران و ژاپن در جشنواره جهانی فجر حاضر شده است؛ فیلمی که بیشتر آن در ایران می گذرد و حدود 10 الی 15 دقیقه از فیلم در ژاپن فیلمبرداری شده است، به علاوه اینکه یک بازیگر ژاپنی نیز یکی از نقش های اصلی فیلم را بر عهده دارد. فیلم در ابتدا شروع خوبی دارد و تعامل مادر و دختر، نوید آغازی متفاوت از یک رابطه مادر میانسال و دختر نوجوان می دهد چرا که به نظر می رسد مادر و دختر با وجود تفاوت سن و عقیده، توانستند به یک تفاهم نسبی برسند و این می توانست نقطه محرک خوبی برای شروع داستان و بسط و ادامه آن باشد اما روال فیلم هرچه پیش رفت، ضعیف و ضعیف تر شد تا جایی که فیلم به اواسط نرسیده سر و صدای تماشاگران مبنی بر بی توجهی و حتی اعتراض به فیلم در سالن سینما بلند شده بود.


 در ابتدا تصور می شود فیملنامه داستان به اندازه کافی متریال و ماده لازم برای بسط و گسترش روایت و پرداخت شخصیت ها را ندارد و خیلی زود داستان هویت دختر نوجوان به عنوان گره اصلی داستان مطرح می شود. اینجاست که مخاطب فیلم انتظار واکنش ها و روایت جذاب تر و پرداخت بهتری از فیلمساز دارد، چرا که انگیزه ها و رفتارهای شخصیت «مونا» با بازی لاله مرزبان خیلی دارای منطق و باور پذیری برای مخاطب نیست و همین باعث دلزدگی تماشاگر و عدم همراهی آن با فیلم می شود، لحظات بسیاری در فیلم وجود دارد که به راحتی قابل حذف هستند بدون اینکه هیچ ایراد و اشکالی به ماهیت و مسیر داستان وارد شود به طوری که در انتهای داستان فیلم به واقع از ملودرام به کمدی تبدیل می شود و تمام رفتارها و کنش های کاراکترهای اصلی فیلم به ضد خود بدل شده و باعث خنده و تمسخر تماشاگران می شود.


محصول مشترک و تعامل با کشورهای همسایه و حتی غیر آسیایی فی نفسه امری قابل تحسین است که علاوه بر تقویت روابط سیاسی و فرهنگی سبب رونق تجاری و افزایش چرخش مالی در سینما می شود اما به نظر می رسد که فیلم‌هایی همچون «مهمان خانه ماه نو» ماهیت محصول مشترک به خوبی ادراک نشده و اکتفا کردن به مشارکت چند بازیگر ژاپنی و گرفتن سکانس هایی محدود در این کشور، تنها برای عنوان «محصول مشترک» کافی نیست بلکه می بایست به اشتراکات فرهنگی و شرقی دو کشور و حتی مناسبات اجتماعی آنها توجه بیشتری شود؛ امری که در این فیلم به سطحی ترین، کلیشه ای ترین و شعاری ترین شکل ممکن ارائه شده است و در چنین شرایطی انتظار باورپذیری و استقبال از فیلم انتظاری بیهوده و غیرممکن تصور می شود.


فیلم مهمانخانه ماه نو که عنوانش نیز به جز یک سکانس هیچ ارتباطی به طرح اصلی داستان ندارد از ضعیف ترین فیلم های حاضر در جشنواره جهانی فیلم فجر بوده است که در صورت اکران نیز بعید است به توفیق خاصی برسد، تنها برگ برنده فیلم حضور مهناز افشار به عنوان یک ستاره محبوب به شمار می رود که وی نیز قادر نخواهد بود ضعف های فاحش اجرایی و متنی فیلم را پوشش دهد.


 تاکفومی تسوتسویی از فیلمسازان جوان و تازه کار سینمای ژاپن است که از نسل پرافتخار سینمای ژاپن همچون کوراساوا و یاشرو اوزو فرسنگ ها فاصله دارد.


** فیلم زغال از اسماعیل منصف


خاک بر سر من که هر چی می کشم از نداریه(دیالوگی از غیرت بازیگر اصلی فیلم)


فیلم زغال یکی از نمونه ها و الگوهای مورد نیاز سینمای ایران به عنوان اثری استاندارد و فیلمی داستانگو و جذاب در وضعیت کنونی است. فیلمی سرگرم کننده که نه در دام کمدی های بی کیفیت می افتد و نه آنقدر فقر و فلاکت را نشانه می گیرد که تماشاگر دلزده شود. وجهه سرگرم کنندگی سینما موضوعی است که هنوز هم ساخت فیلم های عامه پسند و با تاریخ مصرف محدود هستند و حفظ و ماندگاری مدیوم سینما از اولویت این افراد نیست، نتیجه این طرز تفکر هم همین می شود که نهایتا پس از چند سال مردم از کمدی های تکراری و یکنواخت نیز خسته می شوند و آنگاه سینماگران که حتی تجربه و آزمون خطایی در این راه یعنی یک سینمای داستانگویی استاندارد نداشته اند، کاسه چه کنم باید بر سر گیرند.


 زغال طبق الگوهای کلاسیک فیلمنامه نویسی نگارش یافته است و فیلم «قهرمان» دارد و قهرمانش هم با گذر از شرایط مختلف متحول می شود. گره گذاری ها و گره گشایی ها نیز به موقع و با پیش زمینه های قبلی انجام می شود و خرده پیرنگ ها و کاراکترهای فرعی هم به خوبی پرداخته و جا افتاده اند و تقریبا می توان گفت هیچ فرد یا موقعیت بی جا و بلا استفاده ای در طول فیلم به چشم نمی آید. مونتاژ و ریتم فیلم نیز نه خیلی تند و پر از کات های سریع است و نه خیلی کند و به ظاهر هنری از آب در آمده تا زغال یکی از استاندارترین فیلم های چند سال اخیر سینمای ایران لقب گیرد.


 شخصیت «غیرت» با بازی یک دست و بدون اغراق بازیگر بومی اش، از بی پولی مجبور به کارهای غیرقانونی می شود و سیر تحول این شخصیت به دور از اغراق ها و تغییرات ناگهانی و غیرقابل باور ترسیم شده است. شخصیت بد من یا آنتاگونیست فیلم یعنی عمو حسین نیز به اندازه کافی خبیث و قدرتمند تصویر شده است تا تلاش های غیرت در مقابل دیدگان تماشاگران معنا و مفهوم پیدا کند و انگیزه قهرمان و ضدقهرمان و دیگر کاراکترها باعث سمپاتی در مخاطب شود.


زغال فیلمی سرگرم کننده و طبق قواعد فیلمنامه نویسی کلاسیک پیش رفته و اندازه نگه داشتن فیلمساز در اتفاقات و وقایع و همچنین پردازش شخصیت های اصلی و فرعی به باورپذیری فیلم کمک بسیاری کرده اند. شخصیت داوود و معشوقه یاشار از جمله این‌کاراکترهای فرعی بودند که با وجود کم بودن نقش شان در طول فیلم، تاثیر و جهت دهی خود در مسیر داستان را به خوبی برجای گذاشتند که این به درستی و دقت فیلمنامه به عنوان پایه و اساس فیلم دلالتی دوباره دارد به طوری که دلیل اصلی موفقیت زغال در موفقیت و کیفیت بالای فیلمنامه اش است که متاسفانه فیلمنامه نویسان ایرانی توان یا زمان مناسب برای انجام و نگارش روی آن نمی گذارند و سبب غیرقابل تحمل شدن شمار زیادی از فیلم های ایرانی در مقایسه با آثار مشابه خارجی همین معضل همیشگی ضعف فیلمنامه به شمار می رود.


 اسماعیل منصف از فیلمسازانی است که با همین فیلم زغال نیز می توان امیدوار به فیلم های بعدی اش بود و مخاطبان و علاقه مندان سینما را به یافتن فیلم های قبلی اش ترغیب و تشویق می کند.


 **جای خالی دوست از محمد علی طالبی


رفیق بد


بازگشت محمد علی طالبی پس از پنج سال به سینمای داستانی ایران با موفقیت و توفیق دو چندان روبرو شده است چرا که فیلم‌مستند داستانی «جای خالی دوست» با نمایش های محدود موفق به جلب توجه تماشاگران و گروهی از منتقدان شده و احتمال توفیق آن در مراسم اختتامیه را نیز بالا برده است.


 جای خالی دوست تلاش فیلمساز دلسوز و با تعهدی است که از ابتدا مسائل و دردهای جامعه و به خصوص کودکان و نوجوانان برایش دغدغه بوده و این دغدغه مندی و مهارت باعث تولید فیلم های ماندگاری چون «کیسه برنج» از محمد علی طالبی شده است که هنوز هم در یادها و ذهن ها ماندگار و مانا باقی مانده است.


 داستان فیلم درباره اتفاق چند سال پیش و خودکشی دو دختر نوجوان اصفهانی است که فیلمساز سعی کرده در ابعاد مختلف به واکاوی این قضیه و دلایل و پیامدهای آن بپردازد و با مراجعه به متولیان مختلف آموزشی، دانشگاهی، مذهبی و هنری این معضل فراگیر را آسیب شناسی کند. نوع نگاه واقع گرایانه و سرگرم‌کننده فیلمساز مهم ترین دلیل ارتباط مخاطب با آن است که سبب شده فیلم در طول نزدیک به 80 دقیقه از ریتم و حال و هوا نیفتد و با‌ پایانی هشدار دهنده ( نه پایان‌باز و نه پایان غمناک) به انتها برسد.


 فیلم به راحتی می توانست درگیر احساس گرایی و اغراق و بازی با احساسات مخاطب شود و معضل خودکشی نوجوان پانزده، شانزده ساله را که در آغاز جوانی و شور و زندگی است با اتفاقات و سخنان احساسی و هیجانی جلو ببرد، در بعدی دیگر فیلم می توانست با تکیه بر مستندات و گزارش های تصویری و مصاحبه با کارشناسان مسیر فیلم را به پایان نامه های جامعه شناسی و روانشناسی شبیه سازد اما طالبی در اقدامی ماهرانه که حاصل از سالها فعالیت در سینماست توانسته به دور از وارد شدن در این حیطه ها فیلم مستند داستانی و سرگرم کننده بسازد و در عین حال واقعیت ها و معضلات جامعه را نیز در بیانی متعادل و خیلی نغز به مخاطب ارائه دهد.


 فیلم با ویدیو قبل خودکشی دو دختر نوجوان آغاز می شود و با ویدئو خودکشی یک پسر نوجوان دیگر پایان می پذیرد تا فیلمساز بار دیگر به متولیان فرهنگی و خانواده ها هشدار تکرار این معضل را در صورت اهمال و غفلت های دوباره گوشزد کند.در پایان باید به یک وجهه دیگر این فیلم یعنی پرداخت به فرهنگ، منش و جغرافیای سنتی شهر اصفهان اشاره کرد که در فیلم «جای خالی دوست» با اینکه تم اصلی و اولیه فیلم نبوده به خوبی به تصویر کشیده و ماهیت این شهر و مردمان آن را به مخاطب نشان داده است.


محمد علی طالبی از مهم ترین فیلمسازان کودک و نوجوان ایران است که آثار متعددی در دهه 60 و 70برای کودکان و نوجوانان ساخته و فیلم کیسه برنج او از به یادماندنی ترین آثار است.


 **فیلم پیلوت از ابراهیم ابراهیمیان


اپیدمی ژانر نکبت در سینما


گویا صفر تا صد سینمای ایران از یک طرف اوج لودگی و مسخره بازی و طرف دیگر نهایت بدبختی و فلاکت است. درباره شیوع و اپیدمی فیلم های کمدی که لازم به توضیح و تبیین بیشتر نیست اما سوی دیگر این جریان از« ابد و یک روز» سعید روستایی قوت گرفت و حالا روز به روز با آثار دیگری از جمله «پیلوت» ابراهیمیان تداوم و گسترش پیدا کرده است.


 گویا سوار بر موج احساس شدن تماشاگر و بازی با هیجانات برای فیلمسازان ایرانی بهترین الگو برای ارتباط با تماشاگر تلقی می شود و موج جدید فیلمسازان سعی کرده اند به هر نحوی شده با توسل به بدبختی ها و نقصان های موجود در جامعه همچون بیکاری، بی پولی و طلاق پا روی شانه تماشاگر گذاشته و به هر شکل ممکن با احساسات آن بازی کند.


 فیلم جدید ابراهیمیان نه تنها از فیلم قبلی او «عادت نمی کنیم» روندی رو به جلو نداشته بلکه در بسیاری از اوقات به آزار تماشاگر پرداخته و با بازی با احساس تماشاگر و ماجراجویی های بی حد و حصر سعی در پیشبرد داستان و همراه کردن تماشاگر دارد.


ماجراجویی استراتژی دیگر فیلمساز برای ارتباط تماشاگر با فیلمش است که به واقع از حد خود گذشته و حوصله مخاطب را سر می برد. این میزان اتفاق غیرمنتظره نه تنها در عالم واقع بلکه تنها در ذهن یک فیلمنامه نویس ماجراجو و بی منطق می گذرد که تنها با بهره گیری از اتفاقات نامعقول و ریتم دادن به فیلم قصد ایجاد سمپاتی در تماشاگر و سرگرم کردن آن را دارد که این روش می تواند مفید باشد ولی تعادل نگه داشتن و منطق درام چیزی نیست که از متن و اجرای فیلم آخر ابراهیمیان قابل برداشت و استنباط شود. در هر حال فیلم پیلوت فیلمی از ژانر نکبت است که تنها با ریتم تند و بازی های جذاب و جدید می تواند تماشاگر را تا لحظات زیادی همراه کند و بیش از آن چیزی جز ملال و آزار برایش باقی نمی گذارد و تجربه ای ناموفق و ملا آور برای فیلمساز به حساب می آید.


ابراهیم ابراهیمیان از جمله فیلمسازان نسل نوی سینمای ایران است که در آثارش به تقلید از اصغرفرهادی نیز متهم شده است. دو فیلم قبلی او نتوانست در نزد منتقدان و حتی مخاطبان انتظاری ایجاد کند. «ارسال یک آگهی تسلیت برای روزنامه» و «عادت نمی‌کنیم» عنوان دو فیلم قبلی ابراهیمیان است.


منبع: گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ 3 اردیبهشت 1398


1197


 

. انتهای پیام /*
 

ایران و دیوان بین المللی دادگستری

دانشگاه تبریز برگزار می کند:

ایران و دیوان بین المللی دادگستری

2 از 4

ایدئولوژی و امر خیالی از لاکان تا آلتوسر

انجمن جامعه شناسی ایران برگزار می کند:

ایدئولوژی و امر خیالی از لاکان تا آلتوسر

3 از 4

یکجانبه گرایی و حقوق بین الملل

دانشکده نفت برگزار می کند:

یکجانبه گرایی و حقوق بین الملل

4 از 4

تازه ترين مطالب