web
stats
حافظ و معماری
en کد مطلب: 61571 | تاریخ مطلب: 1398/02/28
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

حافظ و معماری

در طول تاریخ کشورمان یورش های زیادی به خاک ما صورت گرفته و در این یورش ها، بسیاری از آثار معماری از بین رفته است. ادبیات و شعر به دلیل عدم دسترسی دشمنان به آن در حافظة ملت ما، تا حدی از این تاراج مصون مانده است. به طور کلی از هرچه درگذشته کشورمان بخواهیم بیشتر بدانیم، باید آن را در ادبیات جستجو کنیم، که معماری نیز مشمول آن است.

حافظ و معماری

در طول تاریخ کشورمان یورش‌های زیادی به خاک ما صورت گرفته و در این یورش‌ها، بسیاری از آثار معماری از بین رفته است. ادبیات و شعر به دلیل عدم دسترسی دشمنان به آن در حافظة ملت ما، تا حدی از این تاراج مصون مانده است. به طور کلی از هرچه درگذشته کشورمان بخواهیم بیشتر بدانیم، باید آن ‌را در ادبیات جستجو کنیم، که معماری نیز مشمول آن است.


با این مقدمه این نگاه دوسویه به موضوع، چند بیت از حافظ را که اصطلاحات و اشارات روشنی از معماری دارد، می‌آوریم تا از یک سو نگاه او به معماری و بهره‌برداری او از مفاهیم معماری برای بیان مقصودش، روشن‌تر شود و از سوی دیگر نشانی باشد برای درک جایگاه معماری در عصر حافظ.1


طرب‌سرای محب کنون شود معمور


که طاق ابروی یار منش مهندس شد


این بیت نشان می‌دهد که حافظ معماری خوب را می‌شناخته و به زیبایی اصطلاحات «سرا»، «معمور» (=آباد)، «طاق» و «مهندس» را در این بیت درج کرده است. می‌توان منظور شاعر را این‌طور دریافت که «احساس خوش‌ بودن در محیط محبت‌آمیز آن زمانی دست می‌دهد که یار من نیز به من عشق و محبت داشته باشد.»


از سوی دیگر حافظ در این بیت نشان داده است که هر ساخته‌شده‌ای را ساختمان نمی‌دانسته و اشارة روشنی دارد که یک ساختمان، به صرف ساخته شدن، دارای معماری خوب و به تبع آن ایجاد حس خوب نیست و برای اینکه دارای معماری خوب باشد و به انسانی که در آن زندگی می‌کند و آن ‌را می‌بیند حس خوب دهد، لازم است مهندس و مهندسی آن ویژگی‌هایی داشته باشد. شاعر شکل را بدون توجه به ظرایف کلی و جزئی مهم ندانسته و آنچه از نظر او مهم بوده، توجه به جزئیات و ظرایف است.


اهمیت معماری نیز دقیقاً در همین ظرایفی است که حافظ نشان می‌دهد. به بیان دیگر اگر «طرب‌سرای محبت» را معادل ساختمانی که هنرمندانه طراحی و ساخته شده است در نظر بگیریم، حافظ شرط ساخته شدن چنین بنایی را دیدن، شناختن و مبنا قراردادن زیبایی دانسته است.2


سرای مدرسه و بحث علم و طاق و رواق


چه سود چون دل دانا و چشم بینا نیست


در مصرع اول سه عنصر در کنار هم با نگاهی که نشان از هم‌ارزی دارد، آمده است. سه عنصر «سرای مدرسه»، «بحث علم» و «طاق و رواق». «طاق» به معنای سقف محدب، یا آسمانه است و «رواق» فضای سرپوشیده نیمه‌باز راهرومانند و ممتدی است که برای ایجاد ارتباط بین فضاها کاربرد دارد و بیشتر در اطراف حیاط‌ها، در یک، دو، سه‌، چهار جبهه، یا اطراف یک فضای ساخته‌شدة برونگرا ساخته می‌شود.


در برخی از ساختمان‌ها مانند مسجد جامع یزد، مدرسة سپهسالار (شهیدمطهری)، مدرسه‌ معیرالممالک تهران، فضای ورودی توسط یکی از دهانه‌های رواق با حیاط ارتباط دارد. جایگاه بلند «بحث علم» در جهان‌بینی حافظ روشن است و به این وسیله می‌توان ارزش دو عنصر دیگر را که با آن هم‌ارز گرفته شده، دریافت.3


خاک وجود ما را از آب دیده گل کن


ویران‌سرای دل را گاه عمارت آمد


در این بیت نیز حافظ از یک‌سو برای بیان مقصود از عناصر معماری بهره ‌برده و از سوی دیگر با زیبایی حافظانه توضیح داده است زمانی که وقت «عمارت» و ساختن «ویران‌سرای دل» برسد، این امر با ساختن «گل» از «خاک» توسط «آب دیده» انجام می‌شود. حافظ به‌خوبی در کنار بهر‌ه‌بردن از عناصر معماری برای بیان مقصودی که داشته، در این بیت نیز نشان داده که می‌دانسته معماری یک ساختمان یا همان «عمارت» گرچه با گل و خاک اجرا می‌شود، اما برای آنکه نتیجه دلنشین باشد، عشق و شور و شیدایی لازم است که در اینجا از آن به «آب دیده» و آمیختن آن با «خاک وجود» تعبیر کرده است.4


طاق و رواق مدرسه و قال و قیل علم


در راه جام و ساقی مهر و نهاده‌ایم


در این بیت نیز دو عنصر معماری «طاق و رواق مدرسه» با «قال و قیل علم» هم‌ارز گرفته شده‌اند و مجموعه آنها به عنوان ارزش‌های بالای زندگی در راه «جام و ساقی مهرو» فدا شده‌اند.5


فتنه می‌بارد از این سقف مقرنس برخیز


تا به میخانه پناه از همه آفات بریم


در این بیت حافظ با استفاده از عنصر معماری «سقف مقرنس» و تشبیه آسمان این دنیا که بالای سر ماست، فضایی را نشان می‌دهد که امتیازات و امکانات بسیاری دارد. «مقرنس» «آهوپا» یا «پای آهو»، یکی از عناصر تزئینی معماری اسلامی و ایرانی است که گونه‌ای پیش‌کردگی یا طاقچه‌بندی آذینی در زیر گنبدها یا نیم‌گنبد‌های روی ایوان‌ها و درگاه‌ها، با آجر یا گچ و کاشی است که در آن هر رده از طاقچه‌ها از ردة زیرین خود پیش می‌نشیند تا درگاه به هم آید.


در طاقچه‌ها، برجستگی‌ها و تورفتگی‌هایی همراه با نگاره‌‌های گوناگون درآورده می‌شود. سقفی که مقرنس و تزئین شده باشد، در اینجا عنصری از معماری است که در ساختمان‌های شکوهمند و مجلل می‌توان دید. فضایی که چندان مطلوب و پرامتیاز است که در شرایطی که آفات بسیاری وجود دارد و فتنه می‌بارد نیز هنوز ترک نشده و جاذبه‌های آن ‌چنان زیاد است که لازم است در شرایطی این چنین نامطلوب و خطرناک برای ترک آن هشدار داد و اعلام خطر جدی کرد. برای دادن مشخصات چنین فضای مجللی، حافظ تنها استفاده از یک علامت را کافی دانسته و آن هم سقف مقرنس است و البته اعلام خطر که فتنه از آسمان می‌بارد.6


از این رباط دودر چون ضرورتست رحیل


رواق و طاق معیشت چه سربلند و چه پست


در این بیت در کنار عنصر معماری «رباط» یا همان کاروانسرا، که جایی است برای توقف‌های کوتاه و معمولا یک‌روزه یا یک‌شبه، از عناصری معماری «طاق» و «رواق» استفاده کرده که در بناهای فاخر وجود دارد و پیداست که با صرف وقت و هزینة بسیار ساخته می‌شوند و برای اقامت‌های بلند‌مدت توجیه دارد. مراد این است که چه غنی باشی، چه فقیر، از دنیا که چون کاروانسرای دودر است، درخواهی گذشت.7


به صدر مصطبه بنشین و ساغر می‌ نوش


که این‌قدر ز جهان کسب مال و جاهت بس


«مصطبه» از اصطلاحات معماری است: سکو، تخت، یا مکانی که اندکی از سطح زمین یا کف اتاق بلندتر باشد. این سکو بیشتر جای غریبان و حتی جایگاه گدایان بوده است. به‌ویژه در میخانه‌ها که گدایان و افراد کم‌اهمیت بر آن می‌نشستند و باده می‌نوشیدند؛ ولی الزاماً فقط جلو میخانه‌ها نبوده و خانه‌ها و مغازه‌ها برای دادن خدمات به افرادی که نمی‌خواستند آنها را به داخل ببرند، یا برای نشستن رهگذران و استراحت آنان، چنین سکویی بیرون در ورودی و در محل درگاه داشته‌اند.8


مهندس فلکی راه دیر شش‌جهتی


چنان ببست که ره نیست زیر دیر مغاک


مراد از مهندس فلکی، طبق کاربرد قدما خداوند است و انسان‌ها از قفس این محدودة شش‌جهتی راه به در ندارند. «دیر» در اینجا نه صومعه است و نه خانقاه، بلکه مطلق بناست و با صف شش‌جهتی (راست، چپ، پیش، پس، بالا، پایین) استعاره از جهان است. دیر مغاک کم و بیش همان است که در جای دیگر «دامگه حادثه» نامیده است.9


فریب دختر رز طُرفه می‌زند ره عقل


مباد تا به قیامت خراب طارم تاک


«طارم» که معرّب «تارم» است، به معنای سراپرده است. طارم تاک یعنی تاکی که زیر آن ابزار چوبی/ تخته‌ای نهاده‌اند که بلند‌آویز باشد:


پیش از این کاین سقف سبز و طاق مینا برکشند


منظر چشم مرا، ابروی جانان طاق بود


مراد از «سقف سبز» [آبی] و طاق مینا، آسمان است. «منظر» نیز به معنای نظرگاه است. در معماری به معنای فضای خارجی که از جایی در ساختمان دیده می‌شود. در خصوص «طاق» نیز پیشتر گفته شد و در اینجا با ایهام به کار رفته: یکی طاق به‌ عنوان اصطلاح معماری و دیگری به معنای تک و بی‌نظیر.10


از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر


یادگاری که در این گنبد دوّار بماند


در این بیت با اصطلاح معماری «گنبد» برخورد می‌کنیم. گنبد (به پهلوی: گومبت) سازه‌ای است معمارانه شبیه نیمکره‌ای توخالی. تاریخ ساخت گنبد با مواد گوناگون به پیش از تاریخ می‌رسد. گنبد را می‌توان به شکل یک کمان که با چرخش حول محور عمودی مرکزی آن به وجود می‌آید، تصور کرد. گنبد‌های قوسی‌شکل، اگر درست طراحی شوند، دارای استحکام زیادی هستند و می‌توانند فضای زیادی را بدون ستون محافظ پوشش دهند. گنبدهای پیش‌رونده با پیشروی افقی در هر طبقه از دیوار به وجود می‌آیند، به‌طوری‌که هر طبقه نسبت به طبقة پایینی بیشتر به داخل متمایل می‌شود و در پایان کل محوطه در یک نقطه به هم می‌رسد. گاهی به این نوع گنبد، گنبدنما گفته می‌شود.


گنبد واقعی، گنبدی است که به طور فزاینده‌ای به سمت داخل زاویه‌‌دار شده و در نهایت نسبت به پایه گنبد زاویه 90 درجه پیدا می‌کند. بشر از پیش از تاریخ تا دوران معاصر بناهای گنبدی‌شکل با استفاده از مصالح موجود در محل ساخته است. اگرچه معلوم نیست که اولین گنبد چه زمانی ساخته شده، نمونه‌های پراکنده از سازه‌های گنبدی‌شکل اولیه کشف شده است. اکتشافات اخیر در محوطة باستانی تپه «چغامیش» (6800 تا 3000 سال قبل از میلاد)، واقع در دشت دزفول، استفاده از گل اُخری و سازه‌های خشتی در ساخت گنبد را نشان می‌دهد. معماری پارسی ساسانی به احتمال زیاد معماری گنبدسازی میانرودان را به ارث برده است. خرابه‌های «کاخ اردشیر بابکان» و «قلعه دختر» فیروزآباد در استان فارس، که به دستور اردشیر اول (حکومت: 224ـ 240م) ساخته شده است، استفاده از گنبد در عصر امپراتوری ساسانی را نشان می‌دهد.11


به نیم‌جو نخرم طاق خانقاه و رباط


مرا که مصطبه، ایوان و پای خم، طَنَبی است


اصطلاح معماری دیگری که در این بیت به کار رفته، «طنبی» است به معنی چادر و در قاموس معماری، اتاق بزرگی است که در وسط ساختمان قرار دارد و اطرافش دیگر فضاها قرار می‌گیرند. به اتاق دراز نیز می‌گویند.


اصطلاح دیگر، «مصطبه» به معنی سکو، تخت و محل نشستن که توضیح داده شد.


«ایوان» نیز به نشستنگاهی بلندتر از اطراف خود گفته می‌شود که معمولا در بخش بیرونی بناها ساخته می‌شود. ایوان در معماری ایرانی از زمان اشکانیان مورد استفاده قرار گرفته و تاکنون به شیوه‌های گوناگون ساخته شده است. ایوان‌ها معمولا از یک طاق تشکیل می‌شوند و از سه طرف بسته هستند و به طرف میانسرا باز می‌شوند. ایوان‌ها به صورت فضاهای ورودی و خروجی ساخته می‌شوند و در حالی که برای جریان یافتن هوا باز هستند، از تابش آفتاب جلوگیری می‌کنند و به ‌عنوان یکی از اجزای تشکیل‌دهندة ساختمان/سرا اهمیت فوق‌العاده‌ای دارند و به بنا، برجستگی وشکوه می‌بخشند.


ایوان کانونی است برای تزئینات مختلف بنا، مانند ایجاد مقرنس‌ها با شیوة آجرکاری، گچبری و کاشیکاری. ایوان از مهمترین فضاهای معماری ایرانی است و بیشتر در خانه‌های سنتی به چشم می‌خورد و به لحاظ فرم و جایگاه و ابعاد، متنوع است و عملکردهای زیادی دارد. به نمونة‌ بدون سقف آن، «بهارخواب» و در برخی شهرها، «مهتابی» می‌گویند.


«طاق» اصطلاح معماری دیگری است که دربارة آن صحبت شد.


«خانقاه» مکان مشایخ و درویشان و معرّب «خانگاه» است. این واژه مرکب از «خانه» و «گاه» است؛ نظیر «منزلگاه» و «مجلس‌گاه» و خانه‌ای است که درویشان و مشایخ در آن به سر برده و عبادت می‌کنند.


«رباط» نیز که پیش از این گفته شد، جایی است در کنار جاده، جهت استراحت مسافران.


حافظ در این بیت می‌گوید: برای من که مصطبه (سکوی میخانه) همچون ایوان و در جنب و جوار خم نشستن، همچون نشستن در سراپرده است، طاق خانقاه درویشان و رباط دنیا، ارزشی ندارد.12


ز در درآ و شبستان ما منور کن


هوای مجلس روحانیان معطر کن


«شبستان» قسمتی است از مسجد‌های بزرگ که دارای سقف است. شبستان‌ها فضاهای سرپوشیده و دارای ستون‌های یک‌شکل و موازی‌اند که از یک طرف به صحن مسجد راه دارند. همچنین شبستان مکانی بود در خانه پادشاهان قدیم که خلوت‌خانه و حرمسرا و خوابگاه آنان به شمار می‌آمد. در دورة قاجار در ایران شبستان را «اندرون»، «اندرونی» و «زنانه» می‌گفتند.13


ستارة شب هجران نمی‌فشاند نور


به بام قصر برآ و چراغ مه برکن


در این بیت اصطلاح معماری «بام» به مار رفته که به معنی تمام پوشش بیرونی سقف خانه یا پشت‌بام می‌باشد و «قصر» که به معنی کاخ، کوشک و خانه‌های استوار و بلند است. در پایان می‌توان گفت اگر حافظ که در عصر خود شناخته شده و مشهور بوده، به زبان اصطلاحات معماری و کنایاتی که لازمه درک آنها، داشتن درک و اطلاعات معماری است، سخن گفته، پس مخاطب او، یعنی انسان ایرانی فرهیخته عصر حافظ، این مفاهیم و ارزش‌های معماری را درک می‌کرده و درکار تولید و مصرف آن بوده است.


منابع:


ـ دیوان حافظ، تصحیح بهاء‌الدین خرمشاهی. تهران، دوستان، 1385؛


ـ لغتنامه دهخدا، فرهنگ فارسی، محمد‌معین، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1381؛


ـ آشنایی با معماری اسلامی ایران، تدوین غلامحسین معماریان، تهران، دانشگاه علم‌و‌صنعت، 1371؛


ـ بررسی اقلیمی ابنیة سنتی ایران، وحید قبادیان، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1389.


* دانشنامه حافظ و حافظ‌ پژوهی


از: مهندس امیررضا پوررضایی


منبع: روزنامه اطلاعات، چهارشنبه 11 اردیبهشت 98


1194

. انتهای پیام /*
 

ایران و دیوان بین المللی دادگستری

دانشگاه تبریز برگزار می کند:

ایران و دیوان بین المللی دادگستری

2 از 4

ایدئولوژی و امر خیالی از لاکان تا آلتوسر

انجمن جامعه شناسی ایران برگزار می کند:

ایدئولوژی و امر خیالی از لاکان تا آلتوسر

3 از 4

یکجانبه گرایی و حقوق بین الملل

دانشکده نفت برگزار می کند:

یکجانبه گرایی و حقوق بین الملل

4 از 4

تازه ترين مطالب