web
stats
حقوق زنان در اسلام
en کد مطلب: 61646 | تاریخ مطلب: 1398/03/02
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

حقوق زنان در اسلام

آنچه در پی می آید، بخشهایی از کتاب «آینده اسلام» است که به همت نشر ثالث در دسترس علاقه مندان قرار گرفته است.واقعیات زنان در جهان اسلام تصویری پیچیده تر از فرد فرد ایشان در مواضع متفاوت و شرایط اجتماعی متغیر ارائه می دهد. بسیاری از آنها ناعادلانه در معرض نیروهای قدرتمند مردسالاری قرار می گیرند؛ اما بسیاری دیگر در فرهنگ های خودشان بسیار بیشتر از آنچه احتمالاً تصاویر غلط از زنان مسلمان به خورد ما می دهند، قدرتمند و محترمند.

حقوق زنان در اسلام

آنچه در پی می‌آید، بخشهایی از کتاب «آینده اسلام» است که به همت نشر ثالث در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است. افزون بر پیشگفتار، پسگفتار، مقدمه مترجم و مقدمه، کتاب در چهار فصل کلی تنظیم شده است: فصل اول: چهره‌های متعدد اسلام؛ فصل دوم: خداوند در سیاست؛ فصل سوم: اصلاحگران مسلمان کجایند؟؛ فصل چهارم: آمریکا و جهان اسلام.


 موضوعات کمی به اندازه بحث و مجادله بر سر موقعیت و نقش زنان در جامعه اسلامی، بحث‌برانگیز شده‌اند. در یکی از صحنه‌های فیلم‌های هالیوود («بچه جیغ‌جیغو» در مورد زن شاغل بسیار موفقی که مادری تنهاست)، قهرمان فیلم که یک زن است، با دایه‌های احتمالی دختربچه جدیدش مصاحبه می‌کند.


یکی از مصاحبه‌شوندگان که حجاب بلند سیاهی دارد، با لهجه غلیظ عربی صحبت می‌کند. او در ابراز صلاحیت‌های ویژه‌اش تأکید می‌کند: «من به دختر شما آموزش می‌دهم که به‌خوبی به یک مرد احترام بگذارد. شخصاً فقط زمانی که کسی با من حرف بزند، حرف می‌زنم. نیازی به تختخواب ندارم و ترجیح می‌دهم روی زمین بخوابم.»


 تصاویر نادرست افراطی این‌چینی از طریق گزارش‌های خبریی که اغلب، زنان مسلمان را خاموش و مطیع در خانه به تصویر می‌کشند، در صورتی که مردان مسلمان به طور انحصاری نقشهای فعال در جامعه را به‌عهده گرفته‌اند، تقویت می‌شود.


تحقیقی که از عکسهای چاپ‌شده مسلمانان در مطبوعات آمریکا صورت گرفته، نشان می‌دهد که سه‌چهارم (73درصد) زنان در برابر یک‌پنجم (15درصد) مردان، نقشهای منفعل دارند. در عکسهایی که از خاورمیانه در آمریکا منتشر می‌شوند، زنان پنج برابر(42درصد) بیشتر از مردان (7درصد) به عنوان قربانی به تصویر کشیده می‌شوند.


این نوع پوشش رسانه‌ای بدون ارائه تصویری بهتر از زنان مسلمان، تأثیر به‌سزایی بر نگاه غربی‌ها دارد. مسلمانان زیادی در تلاش برای از بین بردن این تصاویر منفی تأکید می‌کنند که اسلام واقعاً به زنان آزادی می‌دهد. برخی نیز در کشورهای مسلمان و غرب سرکوب زنان به نام اسلام را محکوم می‌کنند.


بنابراین تعجب‌آور نیست وقتی از زنان آمریکایی این سؤال هزارجواب را می‌پرسیم که: «در جهان اسلام از چه چیزی کمتر از همه رضایت دارید؟» در میان بیشترین پاسخ‌ها، «نابرابری جنسیتی» در پوشش، تفکیک جنسیتی، بی‌سوادی و ناتوانی زنان مسلمان دیده می‌شود.


واقعیات زنان در جهان اسلام تصویری پیچیده‌تر از فرد فرد ایشان در مواضع متفاوت و شرایط اجتماعی متغیر ارائه می‌دهد. بسیاری از آنها ناعادلانه در معرض نیروهای قدرتمند مردسالاری قرار می‌گیرند؛ اما بسیاری دیگر در فرهنگ‌های خودشان بسیار بیشتر از آنچه احتمالاً تصاویر غلط از زنان مسلمان به خورد ما می‌دهند، قدرتمند و محترمند.


امروزه جایگاه و نقش زنان، به همان اندازه که از سطح سواد، آموزش و توسعه اقتصادی متأثر است، تحت تأثیر دین نیز قرار دارد. در نتیجه،‌ این نقشها سخت متغیر و متفاوتند. برخی از ایشان لباس اسلامی شیک می‌پوشند، برخی محجبه‌اند،‌ و برخی به سبک غربی لباس می‌پوشند.


اگرچه در برخی کشورهای اسلامی که در آنها تفکیک جنسیتی صورت گرفته است، زنان تحصیل‌کرده در محل کار مشاهده نمی‌شوند، در کشورهای دیگر بسیاری از زنان دوشادوش مردان در قامت مهندسان، پزشکان، دانشمندان، معلمان و وکلا ایفای‌نقش می‌کنند. حجاب به طور خاص به نمادی اتهامی تبدیل شده است، حال آنکه رعایت حجاب برای آنهایی که حجاب می‌کنند معانی متعددی دارد. یک زن مسلمان متجدد لزوماً لباس غربی نمی‌پوشد، و یک زن محجبه نیز لزوماً مورد ظلم و ستم واقع نمی‌شود.


 پیچیدگی جایگاه زنان به واسطه بسیاری از تضادها و تناقض‌هایی که مختص برخی از کشورهاست، به تصویر کشیده می‌شود. امروزه زنان مصر به بهترین آموزش دسترسی دارند و تقریبا‌ در هر بخشی مسئولیت مشاغل حرفه‌ای را برعهده دارند. با این حال آنان نیز همچون زنان در بسیاری از جوامع اسلامی، برای مسافرت نیاز به اجازه مرد خانواده دارند و اگرچه در عربستان و افغانستان زنان نمی‌توانند رأی بدهند، تقریباً در تمامی کشورهای مسلمان دیگر،‌ زنان حق رأی دارند، برای مشاغل سیاسی اقدام و در پارلمان‌ها خدمت می‌کنند.


آنها در ایران، پاکستان، ترکیه، اندونزی و بنگلادش به ریاست دولت یا معاونت آن منصوب می‌شوند. 70درصد از پس‌اندازهای پولی در بانک‌های عربستان و 61 درصد از شرکت‌های خصوصی آن متعلق به زنان است؛‌ بیشترین املاک مستغلات را در جدّه و ریاض در تملک دارند؛ می‌توانند تجارت خود را داشته باشند و مدیریتش کنند؛‌ اما به لحاظ جنسیتی تفکیک و به شغلهای «مناسب» محدود شده‌اند و حق رانندگی نیز ندارند.


در مصر زنان تا همین اواخر نمی‌توانستند در ردای قضاوت خدمت کنند، اما در مراکش بیش از 20 درصد قضات را زنان تشکیل می‌دهند. طالبان در افغانستان و برخی نواحی پاکستان به نام اسلام زنان شاغل را مجبور به انصراف از کار و دختران را از رفتن به مدرسه منع کرده‌‌اند.


در ایران، جایی که زنان باید در ملأ‌عام سرشان را بپوشانند و لباس آستین بلند بپوشند، زنان در مجلس در مراتب عالی خدمت می‌کنند. در جمهوری اسلامی ایران، یک زن معاون رئیس‌جمهور است.


 در برخی از مناطق جهان سطح آموزش و تحصیلات ابتدایی زنان نابرابری فاحشی را منعکس می‌کند: در یمن 28درصد زنان در برابر 70درصد مردان باسوادند؛ در پاکستان این آمار 28درصد در برابر 53درصد است. درصد‌‌ کسانی که به دنبال تحصیلات دانشگاهی می‌روند تا 8درصد در مراکش و 13درصد در پاکستان پایین می‌آید (قابل مقایسه با 7/3 درصد در برزیل، یا 11 درصد در جمهوری چک).


 اما این آمار و ارقام نشان‌دهندة تمامیت جهان اسلام نیست؛ در ایران و عربستان 70درصد و در اردن و مالزی 85درصد زنان باسوادند. درصد معتنابهی از زنان در ایران (52درصد)، مصر (34درصد)، عربستان (32درصد) و لبنان (37درصد) تحصیلات دانشگاهی دارند. در امارات متحدة عربی نیز همچون ایران بیشتر دانشجویان دانشگاه‌ها را زنان تشکیل می‌دهند.


هیچ‌کدام از این مثال‌ها نباید کسی را نسبت به وضعیت اکثریت زنان در جوامع اسلامی (یا غربی) غرّه و قانع سازد. مردسالاری و میراث آن ‌که به نام دین مشروعیت یافته‌اند، هنوز در بسیاری از کشورها زنده‌اند؛ اگرچه به‌تدریج این میراث را اتفاقاً به نام دین به چالش می‌کشند.


امروزه زنان مسلمان بیش از پیش مبارزه برای برابری در جوامعشان را رهبری می‌کنند. همان‌گونه که زینه انور ـ مؤسس «خواهران مسلمان مالزی» ـ ابراز داشته است: «طی مدتهای طولانی، به زنان مسلمانی که خواهان اصلاح در قوانین و روشهای تبعیض‌آمیز بوده‌اند، گفته شده است: این قانون خداست، پس قابل بحث و تغییر نیست... کاملا آشکار است که مشکل با اسلام نیست. مشکل با جایگاهی است که مردان در قدرت در اختیار دارند تا از مزایایی که برخوردارند، حراست کنند. طبیعتاً ساده‌ترین و تأثیرگذارترین راه برای محافظت از این جایگاه، توسل به قداست الهی ارادة خداوند است. ترکیب قوانین و روشهای مردسالار با اسلام، چیزی جز بازی برنامه‌ریزی شدة قدرت نیست.»


 انور سازمان‌دهندة جنبش جهانی جدیدی بود به نام «برابری و عدالت در خانوادة اسلامی» که در فوریة 2009 ماهیت یافت. در راستای این جنبش، 250 فعال و اندیشمند از چهل و هفت کشور جهان در کوالالامپور گرد هم آمدند تا «مساوات» (به عربی، «برابری») برپا دارند. مأموریت این جنبش عبارت است از: «از بین بردن سلطة الهیاتی مردسالاران که مانع برخورداری زنان از حقوق برابر می‌شود... آن‌هم در زمانی که دمکراسی، حقوق بشر و حقوق زنان چارچوب اخلاقی مدرن در دنیای امروز را شکل می‌دهند... جنبش اصلاح هرگز با سنت اسلامی بیگانه نیست؛ سنتی که در آن قوانین خانواده برای مدتهای طولانی با معیارهای اجتماعی زمانة خود هماهنگ بوده‌اند...»


 در بسیاری از کشورهای اسلامی تغییرات اجتماعی و فرهنگی‌ای در حال وقوع است. تغییراتی که شاید جریانشان کُند باشد؛ چرا که در حقیقت مسلمانان در این کشورها خودشان را غریبه‌های به حاشیه‌رانده‌شده‌ای می‌بینند که از منظر قدرت و توسعه‌یافتگی با فاصلة زیاد پشت سر غرب به کندی در حرکتند.


مسلمانان در تاریخ شکوهمند اسلامی، «پیشرو» بوده‌اند و توانسته‌اند قاطعانه از فرهنگ‌های دیگر وام بگیرند. به هر روی، امروزه خودبیگانگی همچون تهدیدی برای ارزش‌ها و هویت‌های مسلمانان تلقی می‌شود. تهدیدی که خطر نفوذ دینی و فرهنگی غرب و حتی وابستگی بیشتر به غرب را نیز تشدید می‌کند.


امروزه زنان در مرکز جنگهای فرهنگی و دینی‌ای هستند که در بسیاری از کشورهای اسلامی شعله‌ور است؛‌ کشورهایی که در آن به زنان همچون «فرهنگ‌آوران»، «حافظان سنتها و ارزش‌های خانوادگی» و «آخرین سنگر» در برابر نفوذ و سلطة فرهنگ غربی نگریسته می‌شود.


حجاب در این کشورها نه فقط نشانه حیا و متانت، که نشانه دفاع از اسلام شده است. فعالان و رهبران دینی برآنند که خطرناک‌ترین تهدید از جانب غرب، سیاسی، نظامی یا اقتصادی نیست، بلکه غرب‌زدگی است. نوع نگاه به زنان مسلمان به گونه‌ای است که آنها اصلی‌ترین نقش در محافظت از خانواده و در نتیجه هویت اسلامی جوامع مسلمان را به عهده دارند.


بعضی حکومت‌های سکولار مانند ترکیه و فرانسه حجاب را نمادی قدرتمند و منفی می‌دانند. آنها پوشیدن روسری را ممنوع کرده‌اند، چرا که آن را تخطی از سکولاریزم حکومتی می‌دانند. حکومت‌های اسلامی در ایران، افغانستان و سودان حجاب را اجباری ساخته‌اند تا هویت اسلامی‌شان را اثبات کنند.


پوشش اسلامی همچنان در قرن بیست و یکم نقشی محوری دارد، اما این بار به عنوان نمادی کاملا جدید، که داوطلبانه توسط زنان طبقه متوسط جوان و تحصیل‌کرده انتخاب می‌شود، تا قدرت‌یابی و آزادی آنها از یک جامعه و نهاد دینی مردمحور را نشان دهد.


پوشش اسلامی آنها هم متین و باوقار است، و هم به طرزی متفاوت، مدرن. این پوشش از سبکها و مدهای جدید، مغایر با پوشش غربی، استفاده می‌کند تا ریشه هویتی، اعتراض و آزادی‌اش را نشان دهد.


پوشش معانی متعددی دارد: حکایت از اخلاق عمومیی دارد که به جای ارزش‌های غربی، ریشه‌اش در ارزش‌های اسلامی است؛ احترام مردان را برمی‌انگیزاند؛ آنها را به عدم تمرکز بر جذابیت فیزیکی ترغیب می‌کند و تشویقشان می‌کند با زنان نه همچون اشیای جنسی، که به عنوان انسان و متخصص رفتار کنند؛ و نهایتاً غرور و مقاومت ملی در برابر سلطة فرهنگی غرب و نیز مقاومت در برابر رژیم‌های استبدادی را به تصویر می‌کشد.


 ادامه دارد....



از: جان اسپوزیتو - ترجمه مهدی امانی - بخش اول


منبع: روزنامه اطلاعات، شنبه 14 اردیبهشت 98


1194


 

. انتهای پیام /*
 

ایران و دیوان بین المللی دادگستری

دانشگاه تبریز برگزار می کند:

ایران و دیوان بین المللی دادگستری

2 از 4

ایدئولوژی و امر خیالی از لاکان تا آلتوسر

انجمن جامعه شناسی ایران برگزار می کند:

ایدئولوژی و امر خیالی از لاکان تا آلتوسر

3 از 4

یکجانبه گرایی و حقوق بین الملل

دانشکده نفت برگزار می کند:

یکجانبه گرایی و حقوق بین الملل

4 از 4

تازه ترين مطالب