web
stats
نیمه پر لیوان در شرایط مصیبت جمعی
en کد مطلب: 61662 | تاریخ مطلب: 1398/02/18
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

نیمه پر لیوان در شرایط مصیبت جمعی

خوشبختانه سیل ویرانگر به ناگاه جنبش مردمی لحظه ای را شکل داده است و نازنین مردمی دوستدار هم وطنان عزیز خود، با درک غم و رنج جانکاه هم میهنان خویش، استوار و هدفمند به پا خاسته و به یاری شتافته اند که ارزشی وصف نشدنی دارد. چنین حرکت مردمی که گویای نیمه پر لیوان در شرایط مصیبت جمعی است، معمولا با شور و اشتیاق فراوان آغاز و گاه به کاری کارستان ختم می شود؛ اما تجارب متعدد گذشته نشان داده است حرکت یادشده پایدار نمی ماند.

نیمه پر لیوان در شرایط مصیبت جمعی

غرش طبیعت به‌جان‌آمده از تخریب گسترده و بدون توقف، در کنار سودجویی و زیاده‌خواهی به هر شکل و از هر راه، ازجمله نابودی جنگل‌ها و دست‌اندازی به حریم رودخانه‌ها و مسیل‌ها، با مدیریتی ناکارآمد و روبه‌رو با فسادی افسارگسیخته، نعمتی گران‌قدر و سخت مورد نیاز را به مصیبت جمعی ویرانگری تبدیل کرد و شد آنچه که نباید می‌شد.


از‌این‌رو، ایران‌خانم پرغصه ما با غم ژرف دیگری روبه‌رو شد و صدماتی جدی بر پیکرش وارد آمد. شماری از هم‌وطنان عزیز زحمتکش ما جان از کف داده (تا 25 فروردین 1398، 76 نفر) و شمار بسیاری نیز حاصل عمری تلاش جانکاه خود را به‌طور کامل از دست داده‌اند.


اینک بسیاری از هم‌میهنان با غمی بزرگ همراه با گلایه‌هایی دردناک، بی‌سرپناه و بدون امکانات با شرایط روحی و روانی نابسامان و با اضطرابی جانسوز برای آینده‌ای نامشخص و بسیاری از آنان بدون شغل و درآمد، در انتظار نشسته‌اند تا دستی از آستین برآید و کاری بکند.


خوشبختانه سیل ویرانگر به ناگاه جنبش مردمی لحظه‌ای را شکل داده است و نازنین مردمی دوستدار هم‌وطنان عزیز خود، با درک غم و رنج جانکاه هم‌میهنان خویش، استوار و هدفمند به پا خاسته و به یاری شتافته‌اند که ارزشی وصف‌نشدنی دارد.


چنین حرکت مردمی که گویای نیمه پر لیوان در شرایط مصیبت جمعی است، معمولا با شور و اشتیاق فراوان آغاز و گاه به کاری کارستان ختم می‌شود؛ اما تجارب متعدد گذشته نشان داده است حرکت یادشده پایدار نمی‌ماند.


از‌این‌رو، شکل‌گیری جنبش اجتماعی مشارکت‌محور سازمان‌یافته برای بازسازی مناطق مصیبت‌دیده، ضرورتی فوری و حیاتی است.


نوشته حاضر کوششی است در این مسیر ارزشمند. نگارنده به علت درگیری طولانی با مصائب جمعی و سال‌ها تدریس درسی در باب بلایای همگانی و به‌عنوان قطره بسیار کوچکی از اقیانوس عظیم مردم شرافتمند، نجیب و یاری‌رسان ایران‌زمین، آرزومند است با عرضه تجارب خود در شکل‌گیری جنبش یادشده سهیم شود و کنار عزیزان پرافتخاری که در این مدت کوتاه از آغاز سیل ویرانگر به پا‌ خاسته و از هیچ چیز دریغ نکرده‌اند، اقدامی ناچیز کرده و دین خود را به ایران‌خانم عزیز پرغصه و گلایه‌دار ادا کند؛ تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.


نگاهی گذرا به مصائب جمعی


مصائب جمعی، بدآمدهای همگانی، بلایای گروهی یا سوانح به دو بخش تقسیم می‌شوند:


بخش اول را مصائب جمعی‌ای می‌گویند که زاده طبیعت‌اند؛ مصیبت‌هایی ناشی از زلزله، سیل، توفان‌های عظیم، گردبادهای ویرانگر، ‌آتشفشان، ‌رانش زمین، ‌سونامی یا توفان‌های عظیم ساحل‌شکن ناشی از زلزله در اقیانوس‌ها.


گروه دوم مصیبت‌های جمعی نیز به دلیل اشتباه‌ها، ‌بی‌توجهی‌ها، ‌ندانم‌کاری‌ها، نبود دانش و تجربه کافی، زیاده‌خواهی، فساد، رعایت‌نکردن ضوابط، دستورالعمل‌ها یا به‌هیچ‌انگاشتن قوانین، زدوبند، رانت‌خواری، حقه‌بازی و دزدی و اشکال گوناگون مشابهی پدید می‌آیند.


گاه تصادف، بدبیاری، فرسوده‌بودن زیرساخت‌های‌ عظیم، پیربودن وسایل و ماشین‌آلات، نگهداری نادرست، ناکافی‌بودن امکانات، نبود شایسته‌سالاری و پارتی‌بازی نیز ممکن است در پیش‌آمدن مصائب جمعی انسان‌ساز یا مصائب جمعی طبیعی دخالت داشته و مسبب آنها به حساب آیند.


علاوه بر موارد یاد‌شده، جنگ، ‌شورش‌های گسترده به خشونت‌ کشیده‌شده‌ای که با مرگ گروهی و تخریب بسیار گسترده همراه شوند نیز از مصائب جمعی انسان‌ساخت به شمار می‌روند. سقوط هواپیما، خارج‌شدن قطار با مسافر بسیار، تصادف‌های زنجیره‌ای در اتوبان‌ها با آثاری جدی از نظر مرگ، زخمی‌شدن و خسارت مادی، ریختن استادیوم‌ها یا به‌طور‌کلی سازه‌های عظیم و ساختمان‌های چندین‌طبقه، ‌نشت گازهای سمی و انفجار کارخانه‌ها، نشست رادیواکتیو از نیروگاه‌های اتمی (مانند چرنوبیل شوروی سابق) نیز گاه از مصائب انسان‌ساخت جمعی به حساب می‌آیند.


 از دهه 1980 میلادی کوشش شده است برخی از موارد یادشده را فلاکت یا بدبختی گروهی یا فردی بخوانند و آنها را از مصائب جمعی مجزا کنند. به سخن دیگر، مقیاس و شدت به‌عنوان شاخصی برای شناخت مصائب جمعی مطرح شده است.


در نتیجه، بدآمدها یا مصائبی که فردی، گروهی یا سازمانی بوده، حتی اگر شدید نیز به حساب آیند، ازجمله مصائب جمعی تلقی نمی‌شوند. به‌هرحال گستردگی مصداق‌ها سبب شده است مفهوم مصائب جمعی از گنگی و کاستی‌هایی رنج ببرد.


در نتیجه مصائب جمعی به رخدادهای بسیار منفی با صدمه‌های جانی و تخریب گسترده محدود شده است. بحث نوشته حاضر به سیل اخیر محدود است.


آنچه رخ داده است: شرایط حال یا وضعیت کنونی مصیبت جمعی


از نیمه دوم اسفند 1397، هشدارهایی درباره بارندگی و شدت آن مطرح شد. نداشتن رسانه‌ ملی کارآمد، با نداشتن یا ناچیزبودن سرمایه اجتماعی آن که بر اعتماد همگانی استوار است و اعتماد مهم‌ترین شاخص سرمایه اجتماعی است، سبب شد کارایی هشدارها محدود شود. این موضوع اگرچه به دلیل اهمیت بسیار بالای آن، به بررسی جامع با ضرورتی حیاتی نیازمند است، به‌ناچار باید به فرصتی دیگر محول شود.


 با شروع بارش‌ها و با توجه به دگرگونی آب‌وهوایی ناشی از تخریب گسترده کره زمین، این تنها خانه مشترک ساکنان آن، در کنار جنگل‌زدایی گسترده در میهن عزیزمان و دست‌اندازی بیرحمانه به حریم رودخانه‌ها و مسیل‌ها در طول خشک‌سالی‌ سال‌های اخیر، آن‌هم بدون توجه به آینده و مصالح ملی که ظاهرا فراموش شده است، فاجعه سیل ویرانگر را رقم زدند.


دست‌اندازی‌های یادشده در شیراز، گلستان و لرستان مشهود است؛ در نتیجه بارش‌هایی که مردمان نجیب و عزیز کشور آن را آرزو کرده و در انتظار آن بودند و نعمتی بی‌همتا به شمار می‌رود، به مصیبت جمعی ویرانگری بدل شد. استان گلستان و در حد کمتری مازندران و گیلان، استان لرستان و استان خوزستان، بسیار وسیع‌تر دچار آب‌گرفتگی گسترده، به ویژه در بخش‌هایی شدند.


کمی بعد استان‌های کرمان، هرمزگان، خراسان جنوبی، مناطق مختلفی از فارس به‌ویژه شیراز و سپس سیستان‌ و‌بلوچستان و در حد بسیار کمتری همدان و کرمانشاه نیز درگیر شدند. تفاوت عمده سیل با سایر مصائب جمعی از جمله زلزله به گستردگی جغرافیایی آن مربوط است.


برای مثال زلزله ویرانگر بم حدود 30 هزار نفر کشته، 35 هزار زخمی و تخریب گسترده بم و روستاهای اطراف آن را درپی داشت. در زلزله مرکز آن (اپی‌سنتر) و محورهای پیرامونی خسارت شدیدی را تجربه می‌کنند. ولی حیطه جغرافیایی زلزله، حتی مخرب‌ترین آن، محدود است. در مقابل، سیل مانند سیل ویرانگر کنونی، گستردگی جغرافیایی عظیمی را دربر می‌گیرد و آثار آن بسیار متعدد و ادامه‌دار است؛ ازجمله تخریب شدید زیرساخت‌ها، به‌ویژه پل و راه (بنا به اعلام مسئولان 725 پل کاملا تخریب شده است) که بررسی آن گواه مسائل عدیده‌ای از جمله فساد در ساخت‌وساز است.


آسیب‌دیدن 11 هزار ابنیه فنی حداقل آسیب‌دیدن 150 هزار واحد مسکونی، نیاز به ساخت مجدد 50 هزار واحد تعمیر 100 هزار واحد ساختمانی) آسیب بسیار گسترده در بخش کشاورزی و به‌خطر‌افتادن امنیت غذایی در آینده نزدیک، میلیاردها تومان خسارت مالی در بخش‌های زراعت، باغبانی، دامپروری،‌ مرغداری، زنبورداری و ‌شبکه‌های گسترده آبیاری تخریبی است که تاکنون مشخص شده و با بررسی دقیق‌تر در آینده افزایش چشمگیری خواهد داشت. اساسا حیطه‌های تبعی یا تأثیرپذیر سیل متعدد و رو به افزایش است.


به همین دلیل سیل ویرانگر را به مصیبت جمعی بی‌مانندی در تاریخ کشور تبدیل خواهد کرد. خوزستان، استان زرخیز ایران که حداقل در بخش کشاورزی از ساخت سدی بدون مطالعه دقیق (سد گتوند) اما با هیاهوی فراوان به نمکزار تبدیل شده است، اینک با مسائل عدیده‌ای روبه‌رو هست و خواهد شد. یکی از حیطه‌های مهم در خوزستان به جامعه‌شناسی رمز و راز مربوط است که فرصت پرداختن به آن در نوشته حاضر وجود ندارد و نگارنده نیز تمایلی به ورود در آن حیطه ندارد. بی‌کاری گسترده ناشی از سیل در شرایطی که هم‌اکنون خیل عظیمی بی‌کار وجود دارد، نداشتن سرپناه درصد بالایی از خانواده‌ها و تلفات پرشمار دام فقط موارد محدود و کوچکی در مقایسه با آثار بعدی سیل ویرانگر است.


با تأسف بسیار تجربه نشان داده است که مصائب جمعی زمینه‌ای است که عده‌ای سودجو به قصد سوءاستفاده از آن با پشتکاری باورنکردنی و با زیر‌پا‌گذاشتن تمام ارزش‌ها به سرعت فعال می‌شوند تا از رنج جانکاه هموطنان خود جیب‌های خویش را پر کنند. مشاهدات نگارنده در زلزله بم آنچنان دردناک است که زبان از بیان آن شرم می‌کند.


آینده: چه باید کرد


با توجه به نکاتی که عنوان شد، مسئله برنامه‌ریزی برای بازسازی آن هم بازسازی جامع در بخش‌های بسیار متنوعی را در دستور کار قرار می‌دهد. سیل ویرانگر مورد بحث نیازمند به‌راه‌افتادن جنبش عظیم و مردمی بازسازی است.


هموطنان عزیز با درک فوریت و اهمیت موضوع و تبعات ملی سیل با تأکید ویژه بر خوزستان عزیز، باید به سازماندهی پایداری مبادرت کنند تا بتوان با یاری آنان از پس این فاجعه عظیم برآمد و بر زخم‌های عمیق و رنج‌آور مصیبت‌زدگان مرهمی نهاد. از‌این‌رو، نکاتی به شکلی گذرا یادآوری شده و خطوط کلی به‌راه‌افتادن جنبش اجتماعی بازسازی مناطق سیل‌زده بازگو می‌شود.


امید است با مساعی عزیزان فرهیخته بحث حاضر مورد گفت‌وگوی جمعی و استفاده از خرد همگان قرار گیرد و بر آن تأکید و تأیید شود تا عزیزان دلسوز ایران‌خانم پرغصه پیگیر ماجرا شوند و دست‌در‌دست یکدیگر گذارند و میهن آسیب‌دیده را آباد کنند که چنین بادا.


پیش از پرداختن به خطوط کلی برنامه به‌راه‌انداختن جنبش اجتماعی بازسازی مناطق آسیب‌دیده از سیل، مدل زیر تقدیم می‌‌شود تا مشخص شود در بعد عملیاتی، میدانی و اجرائی باید به چه مباحثی توجه کرد و چگونه با به‌هم مرتبط‌کردن مباحث مورد اشاره خطوط کلی برنامه‌ریزی بازسازی و سازمان‌دهی لازم برای راه‌اندازی و پایدارسازی آن را نهایی کرد و شکلی درخور بخشید.


بدیهی است در مدل عرضه‌شده بسیاری از موارد به گذشته محیط‌های آسیب‌دیده مربوط است که در دوره عادی‌سازی برای آمادگی بیشتر در برابر مصیبت‌های احتمالی بعدی به کار می‌آید؛ به دیگر سخن، سعی شده است تا مدل از هر نظر کامل ارائه شود تا پیوستگان به جنبش اجتماعی- مردمی بازسازی مناطق آسیب‌دیده از سیل ویرانگر درکی بهتر و کامل‌تر به‌دست آورند. با چنان درک و شناختی از مصائب جمعی، حیطه‌های درگیر و بخش‌های قابل مطالعه برنامه‌ریزی جامع آگاهی در آینده از هر حیث ژرف‌تر و کامل‌تر خواهد شد.


چنانکه ملاحظه می‌شود در اولین بخش مدل یا نمودار شماره یک از عوامل ایجادکننده مصیبت یاد شده است؛ بنابراین لازم است مختصات آن از جهات گوناگون شناخته شده و اطلاعات ضروری گردآوری شود. در این بخش میزان وقفه ایجادشده در نظم اجتماعی و روال عادی روزمره اهمیتی اساسی دارد.


پرداختن به این موضوع و گردآوری اطلاعات لازم گره‌گاه‌های برنامه‌ریزی در مرحله شناختی را مشخص می‌کند. سپس بخش‌های دو، سه، و چهار ویژگی‌های محیط‌های آسیب‌دیده را معلوم می‌کند. با تکمیل بخش‌های دو، سه و چهار توان‌های محیطی میزان کارآمدی و بالفعل‌بودن آنها و عوامل اثرگذار مثبت و منفی، به‌ویژه در فرایند برنامه‌ریزی و بازسازی آشکار می‌شود.


در بخش شماره 5 ویژگی‌های روانی و فرهنگی و سطح آگاهی ساکنان بررسی می‌شود تا راهبردها و راهکارهای تجربه‌شده در برنامه و فرایند بازسازی مشخص شود. در واقع اقدامات لازم با توجه به متن یا اجتماعات هدف به فرجام رسد.


بخش‌های 6، 7 و 8 به چند موضوع اساسی می‌پردازد. اولین موضوع عوامل تخفیف‌دهنده صدمات وارده است (درس‌آموزی برای آینده) برای مثال نوع ساخت زیرساخت‌های سالم و کمترصدمه‌دیده، نوع ساخت‌وساز ویران‌شده و علل هر یک، امکانات و خدمات تخفیف‌دهنده مانند بیمه مسکن محل کار، اتومبیل و...، اقدامات مقابله‌ای برای مشکلات اجتماعی، روحی و روانی مسئله PTSD یا فشارهای روحی- روانی و بی‌نظمی‌های ناشی از مصیبت یا رخداد تروماتیک (تروماتیک رخدادی است که با وقوع مصیبت یا تجربه‌ای بسیار منفی حاوی احتمال مرگ خود یا مرگ عزیزان و صدمه‌دیدن خود، عزیزان و از‌دست‌دادن امکانات زندگی، زمینه‌ساز شکل‌گرفتن مسائل روحی و روانی جدی می‌شود. مواردی مانند انواع بی‌نظمی در زندگی روزمره، بی‌علاقگی مفرط و جدی، کابوس، بی‌خوابی، افسردگی شدید و پایدار، اضطراب، بیماری‌های روان‌تنی و بیماری‌های روحی گوناگون و...).


مسئله بعدی سرمایه اجتماعی افراد و نهادهای درگیر، میزان آمادگی آنها، اعتماد آسیب‌دیدگان به سازمان‌ها، نهادهای حکومتی و مردمی را  که بسیار مهم است بررسی می‌کند. مسئله مهم بعدی الزامات قانونی، نیاز به وضع قوانین جدید فوری، تصویب‌نامه‌ها، ‌دستورالعمل‌ها و نظایر آنهاست.


بالاخره در بخش شماره 9 از نظام برنامه‌ریزی واکنش‌های فوری اورژانسی، مدیریت بحران، منابع فیزیکی بازسازی و حمایت‌های اجتماعی به صورت فردی، سازمانی، نهادی و شبکه‌های مرتبط سخن به میان می‌آید.


چرخه مصائب جمعی


نکته بعدی آشنایی با چرخه کامل مصائب جمعی (سیل) است. چرخه یادشده دارای پنج بخش است که عبارت‌اند از: مرحله انتظار و پیش‌بینی. انجام این مرحله نشان می‌دهد که کشور عزیزمان به عنوان کشوری مستعد مصائب جمعی به‌ویژه زلزله و سیل چه باید می‌کرد و در انتظار چه باید می‌بود و چه پیش‌بینی‌هایی ضروری تلقی می‌شد یا برای آینده تلقی می‌شود.


در مرحله 2 که به اعلام خطر وقوع مصائب جمعی مربوط است، باز هم از آنچه باید به سرانجام می‌رسید، یاد می‌کند و آشنایی با آن نوعی درس‌آموزی برای آینده است. مرحله 3، 4 و 5 مستقیما به سیل ویرانگر رخ‌داده مربوط است و به نوعی اقدامات لازم را یادآوری و برنامه‌های جامعی را که باید تدوین شود، مشخص می‌کند.


چرخه مدیریت مصائب جمعی و اجزای آن (سیل ویرانگر کنونی):


1- مرحله انتظار و پیش‌بینی شامل:


- شناخت دقیق مصائب جمعی محتمل و نقشه جغرافیایی مناطق درخطر به تفکیک نوع مصیبت محتمل، شدت، دامنه و احتمال وقوع


- تدوین دستورالعمل‌های پیشگیرانه درباره سازه‌ها (خصوصی- عمومی) تأسیسات شهری، تأسیسات زیربنایی، و ثروت‌های ملی (برخی دستورالعمل‌ها مانند آیین نامه ۲۸۰۰ وجود دارد اما هیهات از اجرا و نظارت)


- شناخت راه‌های فنی پیش‌بینی و ابزار و وسایل لازم برای پیش‌بینی انواع مصائب جمعی


- تعلیمات همگانی برای بالابردن دانش همگانی نسبت به مصائب جمعی محتمل و رفتارهای فردی مناسب هنگام وقوع مصیبت. رسانه‌های جمعی به ویژه تلویزیون در این زمینه نقشی انکارناپذیر دارند


- تعلیم کادرهای ویژه ملی و محلی درخصوص نوع مصیبت محتمل براساس امکانات و نیازهای محلی


- تهیه وسایل لازم برای نجات امداد و احداث پایگاه‌های نجات و امداد دائمی درون مرزهای ملی


- تدوین برنامه اقدامات احتیاطی و پیشگیرانه دائمی در سطح ملی


- تماس دائمی با مؤسسات پژوهشی سراسر جهان و انجام پژوهش‌های مداوم در سطح ملی


- تدوین برنامه‌های تخلیه اجباری درصورت لزوم و پیش‌بینی مکان، تأسیسات و ابزار و وسایل لازم پس از تخلیه جمعیت


- مطالعه پیگیر در زمینه امکان تخلیه مناطق پرخطر و تغییر کاربری زمین درخصوص نوع مصائب جمعی محتمل (متأسفانه شاهد تغییر کاربری‌ها با زدوبند بوده و مناطق ممنوعه هر روز اشغال‌ شده و ساخت‌وساز در آنها رواجی چشمگیر دارد).


-مطالعه ممتد در باب مدیریت بحران و تصمیم‌گیری در شرایط بحرانی و عملی‌کردن دستورالعمل‌های مدیریت بحران.


2- مرحله اعلام خطر وقوع مصائب جمعی:


- راه‌های اعلام به‌موقع خطر وقوع مصائب جمعی


- تهیه ابزار اعلام خطر


- تعلیم همگانی آثار و علائم وقوع مصائب جمعی


-دستورالعمل نجات و مصون‌ماندن از مصائب جمعی هنگام وقوع آنها.


3- مرحله نجات:


- مشخص‌کردن محل وقوع مصیبت، شدت و دامنه آن


- اعلام بسیج عمومی با توجه به شدت و دامنه مصیبت جمعی


- اعزام امدادگران ویژه با وسایل لازم و ابزار کار


- حفاظت فوری مناطق آسیب‌دیده از نظر بهداشتی و کنترل‌های اجتماعی و قانونی به ویژه دزدی وسایل سالم‌مانده


- انتقال سریع مصدومان به مراکز آماده‌شده قبلی


- عملیات جست‌وجو و نجات


- تخلیه اجساد و دفن آنان و اقدامات بهداشتی لازم


- تخلیه بازماندگان به نقاط از پیش طراحی‌شده در مرحله انتظار و پیش‌بینی


- تشکیل اردوگاه‌های موقت و ثابت.


  (ایرانیان در مواقع وقوع زلزله مایل به رفتن به اردوگاه نیستند و می‌خواهند کنار سرپناه ویران‌شده بمانند. در زلزله بم با وجود هشدار آگاهان، ایجاد اردوگاه به مسائل عدیده‌ای منجر شد و مدت‌ها بعد تخلیه برخی از کانکس‌هایی که محل آسیب‌های اجتماعی شده بود با مسائلی جدی روبه‌رو شد).


- تأمین ساکنان اردوگاه از نظر نیازهای روزمره و تأسیسات ضروری


- تخلیه اموال و تفکیک دارایی‌ها


- بازگشایی سریع راه‌ها و احداث باندهای موقت فرود هلیکوپتر و هواپیما


- تشکیل بیمارستان‌های صحرایی


- مددکاری وسیع اجتماعی، روانی و رفتاری


- انجام مطالعات ارزیابی نجات و شناخت کاستی‌ها و تنگناها


4- مرحله عادی‌سازی و رهاسازی:


- کمک‌های امدادی کوتاه‌مدت


- کمک‌های روانی رفتاری


- کمک‌های امدادی میان‌مدت


- محاسبه خسارات و صدمات مالی و انسانی


- بازرسی تمام سازه‌ها، تأسیسات شهری، تأسیسات زیربنایی و ثروت‌های ملی به لحاظ میزان خسارات وارده به آنها و همچنین درنظرگرفتن احتمال تشدید خسارت در ‌آینده و راه‌های مرمت و نوسازی


- پژوهش‌های ارزیابی خسارات و نحوه عادی‌سازی


5- مرحله نوتوانی و بازسازی:


- مطالعه درباره امکان انتقال شهر و روستا از مناطق در خطر


- بازسازی تأسیسات شهری و زیربنایی (راه‌اندازی آب و برق و گاز و تلفن و ...)


- بازسازی درست‌ سازه‌ها


- کمک‌های امدادی بلندمدت


- انجام پژوهش‌های مداوم در زمینه نوتوانی و بازسازی و تجربه‌اندوزی از مصائب جمعی


با نگاهی به مراحل پنج‌گانه چرخه مدیریت مصائب جمعی و اجزای آن از سویی و با توجه به نوع مصیبت موردنظر (سیل ویرانگر) به راحتی می‌توان حیطه‌های یاری‌رسانی مردمی را مشخص کرد و سایر بخش‌هایی را که برعهده حکومت است نیز در نظر داشت و برای انجام درست، سریع و سالم (از جهات گوناگون) آنها به آگاه‌سازی عمومی دست زد.


برخی نکات ضروری محلی


الف) پیش از هر چیز همان گونه که نگارنده در موارد گوناگون مرتبط با مشارکت‌های شهروندی و جنبش‌های اجتماعی مردمی یادآور شده است، غیرسیاسی تلقی‌شدن و غیر‌سیاسی باقی‌ماندن چنان کوشش‌هایی است، زیرا مردمی که در چنان اقدامات برجسته و تحسین‌برانگیزی مشارکت می‌کنند، دارای گرایش‌های گوناگون بوده و در نتیجه بحث‌های سیاسی سبب تجزیه مردم بر اساس گرایش‌های آنان شده و سازمان مشارکت‌محور و جنبش‌های اجتماعی مردمی نابود می‌شود.


از آغاز تمامی شرکت‌کنندگان با هر ویژگی فردی و هر نوع عقیده و گرایش باید کاملا بپذیرند که هدف مشترک تمامی شرکت‌کنندگان، بازسازی مناطق آسیب‌دیده از سیل است و بس.


بنابراین به مجرد درگیرشدن هر فرد در جریان مشارکت با مسائل سیاسی باید شخص یادشده بدون کمترین ملاحظه‌ای فورا از همکاری معاف شود.


نکته مهم بعدی آن است که برپایه تجارب بسیار گوناگون و نوع مصائب جمعی با ورود اجتماعات یا مکان‌های آسیب‌دیده به مرحله بازسازی و خروج از بحران، معضلات و مسائل مکان‌های یادشده به مراتب پیچیده‌تر می‌شود.


نکته مهم بعدی؛ باید توجه داشت که افراد صدمه‌دیده، به‌ویژه کسانی که عزیزان خود را از دست داده‌اند، با موارد ضعیف یا شدید PTSD یا فشارهای روحی، روانی پس از تجربه تراماتیک روبه‌رو هستند و بنابراین برخورد و همکاری با آنان نیازمند توجه به شرایط خاص روحی، روانی یکایک آنان است. معمولا زنان پیش از مردان از فشارهای یادشده آسیب می‌بینند و دچار مشکلات متعددی می‌شوند. کودکان از دیگران وضعیت بدتری دارند.ازاین‌روی ارسال اسباب‌بازی حتما نو با توجه به سن و جنس کودکان و ارسال وسایل سرگرمی مناسب برای نوجوانان و جوانان بسیار مهم است.


نکته دیگر به افراد علاقه‌مندی مربوط است که به یاری می‌شتابند، ولی تاکنون تجربه مشارکت در برنامه جامع بازسازی اجتماعات آسیب‌دیده را نداشته‌اند. در چنین موقعیتی جنبش اجتماعی مردمی بازسازی مناطق آسیب‌دیده از سیل ویرانگر نیازمند برنامه فشرده آموزش چنین افرادی است، زیرا تجربه نشان داده است آموزش کسانی که تجربه قبلی برخورد با مصیبت‌های جمعی را ندارند بسیار حیاتی است.


چنین آموزشی از اشکالات گوناگونی که در میدان عمل رخ می‌دهد به نحو گسترده‌ای می‌کاهد. نکته مهم دیگر اطلاع‌رسانی به افراد علاقه‌مندی است که مایل به ارسال وسایل موردنیاز، از جمله لباس و وسایل منزل هستند.


باز هم بر اساس تجربه‌های متعدد افراد باید از ارسال لباس کهنه اکیدا خودداری کنند تا به کرامت انسانی آسیب‌دیدگان صدمه نزند. اسباب‌بازی شکسته یا ازکارافتاده، غذاهایی که نیازمند یخچالند، فرش‌های پاره و مستعمل و نظایر آنها نیز نباید ارسال شود.


افرادی که در میدان‌ حاضر می‌شوند باید با حداقل وسایل لازم که به دقت و با توجه به شرایط مکانی که به آنجا خواهند رفت انتخاب شده‌اند، حرکت کنند. ترجیحا باید کیسه‌خواب مناسب و چادر یک‌نفره سبک همراه داشته باشند تا مزاحمتی برای آسیب‌دیدگان فراهم نکنند. تعدادی از افراد بدون سابقه حضور در مکان‌های آسیب‌دیده باید زیر نظر افرادی که تجربه قبلی دارند در قالب گروه‌های کوچک، ولی متعدد اقدامات خود را آغاز کنند.


گروه‌هایی که تشکیل می‌شود، نباید حداکثر از 15 نفر تجاوز کند، اما تعداد گروه‌ها به شرط برنامه دقیق و هماهنگ‌‌شدن محدودیتی ندارد. رعایت آداب و رسوم محلی و ساکنان امری بدون بحث است. ضمنا از کنجکاوی در مورد افراد، محل زندگی و محیط پیرامونی حتما پرهیز شود.


به اعتقادات آسیب‌دیدگان احترام وافر گذاشته شود، بدترین کار ممکن که ضمنا با روحیه ما ایرانیان نیز سازگار است، قول و وعده و وعیدهای بیهوده است که بعدا فراموش می‌شود و خاطره‌ای منفی باقی می‌گذارد.


افرادی که در میدان حاضر می‌شوند، باید مدتی را که در محل اقامت پیدا می‌کنند، به نحوی واقع‌گرایانه و دقیق محاسبه کنند تا با اتمام زمانی که در اختیار بازسازی گذاشته‌اند، فورا جایگزین آنانی شوند که از پیش مشخص‌شده باید ادامه کار را برعهده گیرند و وقفه‌ای در یاری‌رسانی پدید نیاید.


هرگز احساسات را در هیچ زمینه و مرحله‌ای نباید جایگزین تصمیم دقیق و عملی کرد. برخورد غیرواقعی با ارزیابی‌های احساسات‌محور در زمینه توان انجام کارها به‌شدت آسیب‌رسان است. یاری‌رسانی باید به گام‌های کوچک و سهل‌الوصول تقسیم شود و وظایف به دقت براساس توان و تخصص افراد تقسیم و محول شود. بلندپروازی زهری کشنده در یاری‌رسانی به افراد آسیب‌دیده از مصائب جمعی است. در خاتمه تأکید شدید می‌شود که متأسفانه اهریمنان باورنکردنی وجود دارند که کارشان سوءاستفاده از رنج مردم است.


پس شفافیت کامل اطلاع‌رسانی مداوم و به‌روز ولی بسیار دقیق مخصوصا اگر بحث جمع‌آوری کمک‌های مالی در میان آید، بسیار حیاتی و الزامی است. تمامی موارد دریافت انواع کمک‌ها عینا و کاملا شفاف اعلام و محل دقیق هزینه‌کردن هر ریال با امکان پیگیری همگانی اطلاع‌رسانی شود.


تشکیل گروه بسیار پاکدست با وسواس بی‌پایان برای نگهداری و هزینه‌کردن منابع مالی نیازی حیاتی و بدون چون‌و‌چرا است. راندن سوءاستفاده‌چیان به مجرد احساس کمترین خطا و تمایلی به خطا نیز بدون قید و شرط و هرگونه ملاحظه‌کاری اهمیتی حیاتی و بدون جایگزین داشته و از فوریت غیرقابل وصف برخوردار است.


ب: ساختار برنامه شکل‌دهی و اقدام جنبش اجتماعی مردمی بازسازی مناطق آسیب‌دیده از سیل


جنبش اجتماعی مردمی بازسازی مناطق آسیب‌دیده از سیل ویرانگر در عصر ارتباطات مجازی جنبشی ارتباطاتی است.


به این دلیل توان برنامه‌ریزی و اقدام چنین جنبش‌هایی که ازجمله جنبش‌های اجتماعی نوین به حساب می‌آیند، فوق‌العاده بالاست. ساختار و سازمان جنبش موردبحث چون تمامی جنبش‌های اجتماعی باید فوق‌العاده منعطف تلقی شود. فرایند‌های جنبش نیز از پایین به بالاست؛ یعنی برعکس برنامه‌ریزی سنتی که فرایندی از بالا به پایین و متخصص‌محور دارد و معمولا نقش مردم و گروه‌های هدف در آنها ناچیز یا به‌طور‌کلی هیچ است.


در نتیجه آنچه در این نوشته تقدیم می‌شود، صرفا برای آغاز فرایندهای جنبش و راه‌اندازی آن تدوین شده است. زیرا جنبش‌های اجتماعی مردمی به‌ویژه از نوع ارتباطاتی، زندگی خود را خود تعریف کرده و به پیش می‌برند.


البته به دلیل جمعی‌بودن چنین جنبش‌هایی و محدودیت شدید آثار معرفی‌کننده درباره آنها به‌ویژه در زبان پارسی طرح نمونه‌ها و الگوهای برنامه‌ریزی می‌تواند سودمند به حساب آید. اضافه می‌کنم که شکل‌گیری و ادامه حیات چنین جنبش‌هایی به‌ویژه آنهایی که در قالب مشارکت مردمی پدید می‌آیند و ادامه پیدا می‌کند، به‌هیچ‌روی هدف نیستند. هدف اصلی موضوعی است که باید به اجرا درآید و تحقق یابد.


در بحث حاضر هدف، بازسازی مناطق آسیب‌دیده از سیل است. در ضمن جنبش‌های یادشده که قادر به انجام اقدامات بزرگ نیستند، مواردی مانند بازسازی زیرساخت‌ها و تولید انبوه سرپناه برای مردم عزیزی که خانه و کاشانه خود را از دست داده‌اند، باید به فعالیت‌های دولتی و سازمان‌های وابسته پیوند خورده و مددکار آنها شوند.


در نتیجه حلقه‌های اتصال جنبش به دستگاه‌های حکومتی البته با حفظ استقلال و هویت جنبش بازسازی، ضروری است که باید ‌تشکیل و کار هماهنگی را برعهده گیرند. انتقال منابع مالی که جنبش گردمی‌آورد، در صورت قابل‌ملاحظه‌بودن و لزوم انتقال منابع برای پروژه‌های بزرگ‌مقیاس برعهده حلقه‌های اتصال بسیار هماهنگ باهم و با دستگاه‌های دولتی است.


البته این کار باید به نحوی صورت گیرد که منابع به هیچ شکلی حیف‌و‌میل نشود. با توجه به موارد بالا اکنون نوبت بحث از ساختار و سازمان منعطف و مردمی جنبش بازسازی مناطق آسیب‌دیده است. ساختار و سازمان یادشده درهرحال و شرایطی باید به مردم محلی پیوند خورده و در بهترین حالت ساکنان نیز به جزئی از جنبش بازسازی تبدیل شود که به کار آموزشی غیررسمی وسیعی نیاز دارد.


ساختار اولیه جنبش


الف: مرحله شکل‌گیری در فضای مجازی


در‌حال‌حاضر بسیج مردمی برای یاری‌رساندن به هم‌وطنان عزیزِ صدمه‌خورده و به مناطق آسیب‌دیده صورت گرفته است. از‌این‌روی اولین هدف سازماندهی جنبش اجتماعی گردهم‌آمدن کنشگران حاضر که به شکل فردی و گروهی به یاری شتافته‌اند یا مایل هستند در مرحله بازسازی شریک شوند، در درون جنبشی است که شکل می‌گیرد.


از دیگر سو نهادها و سازمان‌های مردم‌نهاد یاری‌رسان نیز بهتر است با حفظ هویت خود به تشکل فراگیر یا جنبش مردمی بپیوندند تا شبکه‌ای گسترده و داری هم‌افزایی چشم‌گیر شکل گیرد. خوشبختانه با وجود دنیای مجازی شکل‌گیری چنین تشکلی را ساده کرده است؛ از این‌رو ایجاد شبکه فراگیر اولین گام محسوب می‌شود. تمامی افراد سازمان‌ها و نهادهای یاری‌رسان با حفظ هویت و ویژگی‌های خود به عضویت این شبکه درآمده و به شکل مداوم با یکدیگر ارتباط می‌گیرند.


اهمیت چنین شبکه‌ای در کنار هم‌افزایی توان آنها از دوباره‌کاری عادت‌شده در ایران و هدردادن توان و نیروی انسانی و امکانات جلوگیری می‌‌کند. افراد، گروه‌ها و سازمان‌های مردم‌نهادی که به شبکه بازسازی مردمی مناطق آسیب‌دیده متصل می‌شوند، به‌طور مداوم به معرفی شبکه پرداخته و از افراد، گروه‌ها، ‌سازمان‌های مردم‌نهاد دیگر و حامیان آنها برای وصل‌شدن به شبکه دعوت به عمل می‌آورند.


این فعالیت گسترش دائمی شبکه بازسازی مردمی را به واقعیت بدل می‌کند. با شکل‌گیری شبکه بازسازی مردمی گام بعدی باز هم در دنیای مجازی ایجاد بانک امکانات جنبش بازسازی مردمی است. در بانک یادشده تمامی امکانات موجود در شبکه بازسازی مردمی با تأکید بر نیروی انسانی، تخصص‌های گوناگون آن به ویژه توانمندی‌های فردی، تجارب مشارکت در گذشته و انواع آن تجارب و دانش تجربی فنی، تحصیلات، امکانات مادی، تکنولوژی، منابع مالی و... به دقت ثبت و نحوه فعال‌سازی هر توان و امکان موجود با مشخص‌کردن چارچوب زمانی فعال‌شدن و عملی‌کردن از سویی و محل‌های دسترسی به امکانات قید می‌شود. بدیهی است پس از تشکیل بانک امکانات جنبش بازسازی مردمی سایت اطلاع‌رسانی و آموزش شبکه مداوم بازسازی مردمی نیز تأسیس می‌شود.


راه‌اندازی داوطلبانه شبکه با امکانات و سایت اطلاع‌رسانی و آموزش مداوم کاملا بنا بر ماهیت جنبش بسان تمام فعالیت‌های داوطلبانه خواهد بود. بدیهی است افرادی که دارای توان و دانش راه‌اندازی شبکه و سایت و سایر جنبه‌های فنی در دنیای مجازی‌اند، در گروه فعالیت‌های مجازی ثبت می‌شوند تا با اختصاص زمانی داوطلبانه از نیم‌ساعت به بالا اجزای دیگری که لازم‌اند تأسیس شوند و فعالیت شبکه هرگز متوقف نشود. گام مهم دیگر تدوین نقشه پراکندگی اعضا، توانمندی‌ها و امکانات شبکه در سراسر سرزمین عزیز و گران‌قدر «ایران خانم ما» است.


با انجام اقدامات بالا هم‌زمان با دنیای مجازی افراد و سازمان‌های مردم‌نهاد حاضر در میدان عمل نیز سازمان‌دهی شده و امکانات، تخصص‌ها و دانش و تجربه ایشان نیز به عنوان بخش عملیات میدانی جنبش به همراه ساعاتی که در طول هفته یا ماه قادر به همکاری‌اند معرفی می‌شوند. به این شکل ساختار سازمانی جنبش که کاملا غیررسمی،‌ غیرسلسله‌مراتبی، غیرسیاسی، غیردولتی و کاملا فردی و فقط معطوف به بازسازی مناطق آسیب‌دیده از سیل ویرانگر است، در دنیای مجازی و در میدان عمل تا حدودی شکل می‌گیرد و آماده فعالیت می‌شود. از این مرحله که به مرحله راه‌اندازی جنبش معروف است، به بعد مرحله میدانی آغاز می‌شود.


ب- مرحله راه‌اندازی میدانی


با توجه به حضور گسترده مردم در مناطق سیل‌زده و با راه‌افتادن جنبش اجتماعی مردمی بازسازی و پیوستن افراد و گروه‌ها به جنبش اطلاع‌رسانی گسترده مردمی که به دست پرتوان افراد، گروه‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد صورت خواهد گرفت، به تدریج بر تعداد آنان افزوده خواهد شد. اطلاعات ذی‌قیمت افراد، گروه‌ها و سازمان‌های یادشده امکان شناسایی معتمدان محلی، افراد مورد اعتماد و امتحان‌داده به ویژه در پاکدستی که برای هر حرکت مردمی رمز بقاست، از سویی شناسایی و با یاری آنان یاری‌رسانان محلی جذب جنبش مردمی بازسازی می‌شوند. در میدان عمل نیز داوطلب حاضر مردمی به هر تعداد و برای هر مدت در قالب هسته‌های درجا شکل‌گرفته به فعالیت آزاد و داوطلبانه می‌پردازند. اساسا باید توجه داشت که به علت جلوگیری احتمالی عده‌ای سوءاستفاده‌کننده در نوشته حاضر برخی از ویژگی‌های جنبش اجتماعی مردمی رعایت نشده است.


زیرا در حالت ایدئال جنبش‌های اجتماعی مردمی کاملا غیرساخت‌مند، کاملا منعطف و غیرمتمرکز شکل گرفته و فعالیت می‌کنند و بسیاری از فرایندها، ارکان ، اجزا و حتی مدیریت آن غیررسمی حین عمل پدیدآمده می‌بالند و ساخته می‌شوند. زیرا هرچه سازماندهی شکل رسمی به خود بگیرد، جنبش اجتماعی مردمی شبیه سازمان‌های رسمی می‌شود که پرهیز از آن حیاتی است.


با جذب افراد محلی گام مهم بعدی جمع‌آوری فهرست جامع خدمات و نیازهای هر نقطه آسیب‌دیده در هر جای میهن گران‌قدر و صدمه‌دیده است. با فهرست‌شدن جامع صدمات و نیازها نوع یاری‌رسانی جنبش تا حدودی مشخص می‌شود. در گام اول میدانی یاری‌رسانی، اقلام و وسایلی که جمع‌آوری شده‌اند باید به نقاط موردنیاز ارسال ‌شوند. همواره باید کوشید تا اقلام کمک‌شده مردم بدون معطلی و پس از فهرست‌کردن بسیار دقیق و ثبت‌نام یاری‌رسانان در صورت تمایل آنان به محل‌های نیازمند ارسال شود.


جنبش اجتماعی مردمی بازسازی به هیچ وجه ساختار متمرکز ندارد و صدها گروه، ‌فرد و سازمان مردم‌نهاد مستقلا به یاری‌رسانی مشغول می‌شوند. تنها مسئله مهم ثبت تمامی رخدادها و اقدامات در شبکه و در سایت اطلاع‌رسانی و ثبت موارد و اقلام کمک در بانک امکانات جنبش است تا از دوباره‌کاری و بی‌نظمی بسیار رایج در مواقع وقوع مصائب جمعی جلوگیری شود و نیازها به شکلی سازمان‌یافته و منظم به محل‌های مورد درخواست ارسال شود.


در واقع جنبش اجتماعی مردمی بازسازی از تعداد بی‌شماری هسته مستقل تشکیل می‌شود. گرهگاه اصلی جنبش ارتباط هسته‌ها در محل‌های گوناگون و یک‌کاسه‌کردن فهرست کمک‌ها و فهرست نیاز‌ها و محل نیازهاست. در گام بعدی افراد، گروه‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد مکان گردآوری بسیار موقت و نگهداری باز هم بسیار موقت را به یاری مردمی که چنین مکان‌هایی را موقتا در اختیار می‌گذارند، سامان داده و توسط افراد، گروه‌ها و سازمان‌‌های مردم‌نهادی که وسیله نقلیه از هر نوع لازم را در اختیار هسته‌ها با اعلام هم‌زمان به شبکه و سایت اطلاع‌رسانی قرار داد‌ه‌اند، به مکان‌های درخواست گروه می‌فرستند. آنچه در این نوشته در قالب سازمان غیرمتمرکز و منعطف جنبش اجتماعی مردمی بازسازی مناطق آسیب‌دیده از سیل ویرانگر تقدیم شده، صرفا باید به عنوان دست‌گرمی و پیش‌نویسی برای هم‌اندیشی و تکمیل تلقی شود. گام‌های مطرح‌شده باید به اجزای ریزتری در قالب وظایف (مجموعه اقدام‌های مشخص) و کنش‌های مشخص تجزیه شوند. جنبش‌های اجتماعی مردمی در عمل پالایش می‌یابند، امری که هرگز متوقف نمی‌شود و تا زنده‌بودن جنبش ادامه پیدا می‌کند.


تو کز محنت دیگران بی‌غمی


نشاید که نامت نهند آدمی


از: پرویز پیران


منبع: روزنامه شرق، شنبه 14 اردیبهشت 98


1194

. انتهای پیام /*
 

ایران و دیوان بین المللی دادگستری

دانشگاه تبریز برگزار می کند:

ایران و دیوان بین المللی دادگستری

2 از 4

ایدئولوژی و امر خیالی از لاکان تا آلتوسر

انجمن جامعه شناسی ایران برگزار می کند:

ایدئولوژی و امر خیالی از لاکان تا آلتوسر

3 از 4

یکجانبه گرایی و حقوق بین الملل

دانشکده نفت برگزار می کند:

یکجانبه گرایی و حقوق بین الملل

4 از 4

تازه ترين مطالب