web
stats
کالبدشکافی ذهن
en کد مطلب: 62264 | تاریخ مطلب: 1398/03/02
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

درباره کتابِ «جان» نوشته عمادالدین باقی

کالبدشکافی ذهن

دو شب به یادماندنی را به خواندن رمان نفس گیر «جان»، نوشته عمادالدین باقی گذراندم؛ رمانی که به گفته نویسنده «یک گزارش داستانی تقریبا رئال است»، اما به عقیده من این کتاب سراسر رئال است و نیز آنجا که وی می گوید تخیلی برآمده از واقعیات و تجربیاتش را می نویسد باز هم واقعی به نظر می آید؛ -حتی روایت قتل برادر قهرمان داستان- آن قدر واقعی که نمی توان مرز بین خیال و تجربه نویسنده را بازشناخت.

کالبدشکافی ذهن

دو شب به‌یادماندنی را به خواندن رمان نفس‌گیر «جان»، نوشته عمادالدین باقی گذراندم؛ رمانی که به گفته نویسنده «یک گزارش داستانی تقریبا رئال است»، اما به عقیده من این کتاب سراسر رئال است و نیز آنجا که وی می‌گوید تخیلی برآمده از واقعیات و تجربیاتش را می‌نویسد باز هم واقعی به نظر می‌آید؛ -حتی روایت قتل برادر قهرمان داستان- آن‌قدر واقعی که نمی‌توان مرز بین خیال و تجربه نویسنده را بازشناخت.


بارهاوبارها با روایاتش گریستم؛ پرداخت صحنه‌ها چنان دقیق و ناب و «واقعی» بود که بی‌اختیار مانند فیلمی از جلوی چشمانم می‌گذشت! و دردی به جانم می‌نشاند؛ بارها با خواندن شرح لحظات مراسم اعدام، نفسم بند آمد و پاهایم لرزید! سالنی نیمه‌تاریک با تیرآهنی بلند و یک چهارپایه و طنابی آبی و پزشک و سرباز و محکوم و... و چه تراژدی مضحکی که ممکن است هرکدام از ما، خود را در فضای بین کف و سقف آن اتاق لعنتی، معلق ببینیم! حتی با یک اشتباه کوچک... به همین سادگی.


نیمه‌های شب از شدت وحشت دیگر توان ادامه نداشتم، اما شیوایی قلم نویسنده در روایت هر ماجرا و نیز دلهره برای دانستن انتهای آن، به خواندن بیشتر، ترغیبم می‌کرد. هم‌زمان با خواندن داستان، مخاطب به پارادوکسی که «باقی» با آن دست‌به‌گریبان است، گرفتار می‌شود! جدال بین عقل و عاطفه، گاها عذاب وجدان و گاه دردهایی به خواننده هجوم می‌آورند که عمیقا او را به چالش می‌کشد و با سؤالاتی مواجه می‌کند که پاسخ به برخی جز با قرارگرفتن در شرایط مشابه میسر نیست... که چه روز تلخ و تصمیم سختی خواهد بود!


از نگاه من داستان پس از ورود قهرمان به زندان، رنگ‌وبوی تازه‌ای می‌گیرد؛ زیرا مخاطب با عبور از فضای احساسی و عاطفی بخش‌های قبل، وارد فضایی کاملا منطقی و عقلانی می‌شود و در انتها؛ در بخش «حوار با القاعده» نویسنده تمام سؤالات ذهن ما را پاسخ می‌دهد و تشویش‌ها را می‌زداید؛ این بخش قطعا بیش از ما بر مخاطبانی از فرهنگ، زبان و جوامع دیگر مؤثر واقع خواهد شد.


و اما رئال‌بودن داستان بیش از همه، آنجا رخ می‌نماید که باقی «خود» را به چالش می‌کشد! احساساتش را در شرایط مختلف و «سخت» ابراز می‌دارد؛ همان‌جا که از آچمزشدن مقابل فرزندش می‌گوید؛ از بغض‌هایش می‌گوید و گریه‌های «پنهانی» در گوشه‌ای از زندان؛ از «پاره‌شدن بند دلش» هنگام ورود به بند جانیان؛ از تصور ورود به سالن اعدام برای «اعدام وحشت» و....


این‌چنین کالبدشکافی روح و روان و ذهن، خود شجاعت و جسارتی می‌طلبد که- نه‌تنها از هر نویسنده که- از هر انسانی ساخته نیست؛ از سویی، «باقی» قهرمان داستان خود را سوپرمنی معرفی نمی‌کند که ورای تصورات ما باشد و نتوان با او و دقایقش همذات‌پنداری کرد؛ جانیار یکی از ماست؛ برآمده از همین جامعه و در همین شرایط اجتماعی با تمام مختصات انسانی مانند غم، ترس، یأس و...؛ او طعم فقر را چشیده، با بی‌کاری دست‌وپنجه نرم کرده، شکست‌ها خورده و...


تمامی این مؤلفه‌هاست که این اثر را خواندنی و البته جاودانه خواهد کرد. باوجود این ایرادهایی نیز به کار وارد است؛ عدم پیروی از سبک خاصی در گفتار، استفاده هم‌زمان محاوره و معیار، عدم تفکیک زبان و لحن راوی و قهرمان با افرادی که سواد چندانی نداشتند؛ نویسنده از شخصیت اصلی داستان تا قاضی، مجرم، افراد عامی، پیر و جوان همه را با یک لحن و طرز بیان در مکالمات، به ما معرفی می‌کند که کمی از باورپذیری شخصیت‌ها می‌کاهد که البته از جذابیت داستان کم نمی‌کند؛ پیرو این امر گاهی در حین گفت‌وگوها حس خواندن سایر نوشته‌های باقی به مخاطب القا می‌شود! (به نظر می‌آید این طرز بیان از آنجا نشئت گرفته که باقی خود را رمان‌نویس نمی‌داند و پرداختن به درون‌مایه حقوق‌بشری داستان بیش از جزئیات داستان‌نویسی برایش مهم بوده است).


 می‌دانیم که باقی یا جانیار، جامعه‌شناس است و فقه می‌داند؛ اما همراهی با عقاید او در همان فرمت علمی از سوی دیگران غریب و نامأنوس به نظر می‌آید؛ نقل‌قول‌ها از نظمی کلی- به لحاظ صفحه‌بندی- پیروی نمی‌کنند و گاهی از فرم کلی کتاب عدول می‌کنند و باعث سردرگمی خواننده می‌شوند که باز هم این جزء مواردی است که مربوط به ویرایش و امور فنی کتاب است و می‌توان از آن صرف‌نظر کرد، اما در ترجمه کتاب حتما باید اصلاح شود و مدنظر باشد.


علاوه‌براین انتخاب اسامی مستعار برای برخی زندانیان نیز کمی کلیشه‌ای و شعارگونه است؛ (البته که شاید نویسنده از این نام‌گذاری‌ها منظوری داشته است...)، اما برای من مخاطب، انتخاب نام «جانیار» دلنشین‌ترین بود، زیرا هیچ شعاری در آن نهفته نیست و در عمل ثابت شده است.


در نهایت آرمان من و آرزوی قلبی‌ام این است که روزی کشورم و فراتر از آن، جهانی که در آن زیست می‌کنم، پر شود از «جان» یارانی که به حق حیات هر جنبنده‌ای معتقدند و در عمل به آن نیز «توانگر»ند و در این راه، بی‌دریغ تلاش می‌کنند و تا پای جان و مال و آزادی باقی می‌مانند. باشد که عفو و گذشت با تاروپود وجودمان آمیخته و لذت انتقام برایمان بی‌معنا شود.


 از: فاطمه فریمانی


منبع: روزنامه شرق، پنج شنبه 2 خرداد 1398


1497

. انتهای پیام /*
 

ایران و دیوان بین المللی دادگستری

دانشگاه تبریز برگزار می کند:

ایران و دیوان بین المللی دادگستری

2 از 4

ایدئولوژی و امر خیالی از لاکان تا آلتوسر

انجمن جامعه شناسی ایران برگزار می کند:

ایدئولوژی و امر خیالی از لاکان تا آلتوسر

3 از 4

یکجانبه گرایی و حقوق بین الملل

دانشکده نفت برگزار می کند:

یکجانبه گرایی و حقوق بین الملل

4 از 4

تازه ترين مطالب